سوال و جواب ابر گروه شاه کلید روانشناسی
503 subscribers
1.03K photos
19 videos
162 files
6.84K links
Download Telegram
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۱۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم روشنک فلاح


🆔@Roshanakfallah

شرح مشکل :
سلام خانم فلاح

اسمم * س متولد ۷۴ هستم
تحصیلات ندارم اونقدر همون دوره ابتدایی رو خوندم فقط
متاهلم دوتا بچه دارم پسرم‌۱۲ سال تموم کرده دخترم ۸ سال رو همسرم متولد ۶۶ هست تحصیلات هم همون راهنمایی اینا
من خودم بچه طلاقم وقتی خیلی کوچیک بودم ۲و۳ سالم پدر مادرم جدا شدن
منو دوتا داداش بزرگتر خودم پیش مامانم بودیم مامانم ازدواج کرد ماهم کنارش بودیم پدر ناتنی مون به شدت مارو اذیت آزار میداد و کتک میزد چندبار به من دست زد و میخواست تجاوز کنه تو سن ۶و۷ سالگی
خیلی خاطرات بدی از بچگیم دارم
تو سن ۱۵ سالگی منو بزور و اجبار شوهر داد چون میگفت من نمیتونم نگه دارمت تو خونه خطرناکه و فلان اینا خلاصه اصلااا از ازدواجم راضی نبودم‌و خیلی گریه میکردم شبا تو تنهایی ولی مجبور بودم چیزی نگم چون‌مامانمم چاره ای نداشت
توی دوران نامزدی حالم از نامزدم بهم میخورد حتی یبار فرار کردم از خونه چند شب نرفتم خونه ولی بازم‌منو پیدا کردن و شوهرم عروسی کرد منو برد
۸ سال کنار مادرشوهر و پدرشوهرم زندگی کردم خیلی خیلی زندگی سختی رو گذروندم مادرشوهرم به شدت نیش و کنایه میزد شوهرمم اصلا براش مهم نبود کارش جوری بود نه شب خونه بود نه روز فقط شب موقع شام میومد شام میخورد میرفت اکثرا دنبال رفیق بازی و خوش گذرونی خودش بود به شدت توی دوران بارداری و زایمان اذیت شدم تو سن‌کم اخه زایمان کردم مادر شدم بعد ازدواج سعی کردم با این موضوع کنار بیام‌و شوهرمو دوس داشته باشم ولی نشد هر دفعه میومد کنارم اصلا نمیتونستم کنارش راحت باشم موقع سکس همش فقط یاد دوران بچگی و تجاوز میوفتادم اونم براش اصلا مهم نبود فقط کار خودشو میکرد اصلا محبت نمیکرد خلاصه ۱۴ سال گذشت برای من هر روز مثل جهنم چون هیچ علاقه ای به شوهرم نداشتم فقط بخاطر بچهام که مثل خودم بچه طلاق نشن زندگی کردم ولی هر روز عصبی تر میشدم هر روز جهنم بود برام هیچ دلخوشی نداشتم شوهرمو میدیدم حالم بد میشد شب تا صبح گریه میکردم یسری مشکلات خانوادگی هم پیش اومد بین شوهرم و داداشم هر روز شوهرم توهین میکرد به داداشم خانوادم واقعا برام عذاب آور بود چندسال بود برام حتی یه دست لباس نمیخرید پول هیجییی بهم نمیداد مریض میشدم داداشم پول میداد لباس میخواستم داداشام میدادن هرچی میگفتم پول بده میگفت ندارم چیکار کنم دزدی کنم
خودم میرفتم سرکار روزی ۱۳ ساعت کار میکردم تا بتونم فقط خرج خودمو در بیارم آخرش دیگه صبرم تموم شد الان سه ماهه قهر کردم و قصد دارم طلاق بگیرم شوهرم با بچها شهرستان هستن من ولی تهرانم برای خودم خونه گرفتم و تنها دارم زندگی
میکنم شوهرم زنگ میزنه برگرد بیا ولی واقعا نمیتونم از طرفی فکرم پیش بچهامه واقعاا نمیدونم چیکار کنم حال روحیم خرابه




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
613010


روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا

مشاوره انلاین

https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy



https://t.me/roshanak_fallah_psy
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۱۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکارخانم روشنک فلاح


🆔@Roshanakfallah

شرح مشکل :
خانم دکتر عزیز دختری دارم ۲۶ ساله و دکترای داروسازی که بمدت دو ساله با یکی از همکارانش که هم.سن دخترمه ارتباط دارن و به قصد ازدواج پیش قدم شدن ولی این وسط پسره روی مهریه بیشتر از ۱۴ سکه خط قرمز داره و اصلا قبول نمیکنه و ازیه طرفی هم دخترم رو تحت فشار می‌ذاره که خانواده تسلیم خواسته اون بشن. با هر بار صحبت با این آقا عدم اعتماد به اینده و جامعه رو دلیل این اصرارش میگه و این وسط من نگران دخترم هستم که شدیدا وابسته شده و اصرار داره که خانواده شرایط رو قبول کنه ومن به عنوان یه مادر نگران مهریه دخترم نیستم نگران اینم که این حس بی ارزشی و عدم اعتمادی که به دخترم میده در اینده زندگیشو تخت تاثیر قرار بده.در ضمن یادآوری میشم که هر دو مشاور قبل از ازدواج رفتن و مشاور موافق ازدواج این دو می‌باشد ولی ترومای کودکی و بی اعتمادی و شکاکی که این فرد داره نگرانم می‌کنه

لطفا خانم روشنک فلاح پاسخگو باشن 🙏🥰




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
613011


روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا

مشاوره انلاین

https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy



https://t.me/roshanak_fallah_psy
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۱۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم روشنک فلاح


🆔@Roshanakfallah

شرح مشکل :
سلام وقت بخیر خانم دکتر عزیز،
بنده همه ی این دلایل رو دارم و واقعا خسته م از این زندگی و دنیا


۱۲ سال ازدواج کردم، به اندازه ۱ سال از این ۱۲ سال زندگی نکردم، حرفی نزدم با یه آدم بی مسعولیت زیر یک سقف فقط دارم عمرم رو تلف میکنم، ایشون منو تبدیل به یه آدم افسرده کردن.تا میخوام حرف بزنم شروع به گریه کردن میکنم

۱۲ ساله خوشی ندیدم در زندگیم، با فردی دارم زندگی میکنم که خودش و خانوادش با دروغ و دغل و وعده های تو خالی اومدن خواستگاری


و جوانیم و نشاطم و حتی، سلامتی ام رو ازم گرفتن، حالم از خودش و خانوادش بهم میخوره

شما بگید این درسته در عرض ۱۲ سال،شخصی ۱۲ شغل عوض کنه؟ کلا از هرسال هم چند ماهش بیکار و بیعار بگرده وقت بگذرونه؟

با این حال که هیچ پشتوانه ای نداره نه ارث و میراثی که پشتش به اون گرم باشه، نه بیمه ای که بازنشستگی و درمانی، داشته باشه و نه خانه ای که متعلق به خودش باشه

من با چنین شخص بیمسعولیتی دارم عمرم رو میگذرونم زندگی نمیکنم

خودمون و خانوادش هم در خانه های اجاره ای زندگی میکنن، مادر فقط اهل گردش و خوش گذرونی، پدر کنار خیابانها دستفروشی، و این شخص با وجود اینها باز هم درس عبرت نشده که به آینده یک ذره فکر کنه

بخاطر آبروی خانوادم تحمل کردم، البته بگم ایشون منو اسیری، گرفتن طلاق هم نمیدن، زندگی هم نمیسازن


میگن همینه که هست، واقعا شما بگید مشکل از منه یا ایشون من خیلی حساسم به قول ننش!!!! یا اونا خیلی بیعار و بیمسعولیتن؟؟


خانم روشنک فلاح
پاسخ سوالم بدهند




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
613012


روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا

مشاوره انلاین

https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy



https://t.me/roshanak_fallah_psy
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۳۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم لطفی


🆔@nazaninlotfi67

شرح مشکل :
سلام دختری ۲۴ ساله هستم. چند وقت پیش داستان یک ترنس رو خوندم نمیدونم چرا تصمیم گرفتم برم نشونه های ترنس بودن رو بخونم که ببینم من در بچگی چجوری بودم. نشانه هارو که خوندم دیدم نه من تو بچگی این نشونه هارو نداشتم مثلا اگه ترنس دوست داره به اسم جنس دیگه صداش بزنن من اینجوری نبودم و موارد دیگه. _کلا از بچگی هم لباس عروس مامانمو میپوشیدم بازی میکردم. هر چند وقت یکبار میگفتم منو به اسم جدید مثلا هستی، مهشید صدام بزنین. هنوز هم وقتی اسم عروسی یا هر مجلس دیگه ای میاد با توجه به سنم سریع میرم مدل لباس مجلسی و مدل مو اینا میبینم.  هی فکر میکنم خب من برای فلان جا چی بپوشم؟ چجوری ست کنم؟ ولی زیاد از جواهرات خوشم نمیاد یا از دامن و لاک بدم میاد ولی فکر نکنم چیز مهمی باشه.( البته بچه که بودم از معذرت میخوام سوتین بدم میومد حالا نمیدونم از خجالت بود یا چی ولی بعد یه مدت اوکی شدم) چون برادر هم داشتم بعضی وقتا فوتبال هم بازی میکردیم_با دختر همسایه هم میرفتیم خاله بازی. معذرت میخوام ولی در ذهنم هم فکر های عاشقانه که میاد خودم هستم با پارتنر مرد_ قضیه چیه چرا اینجوری شدم و همش دارم بررسی میکنم؟ ممنونم




جواب سوال شما :سلام و روز بخیر خدمت شما مراجع عزیز و گرامی :دوست عزیز مواردی که عنوان کردین به هیچ وجه اثبات نمیکنه که شما ترنس هستین و یا مشکل خاصی دارین،تمامی این موارد عادی هست و به هیچ وجه به خودتون برچسب نزنید،من فکر میکنم شما دچار وسواس فکری شدین و حتما باید تحت نظر یک تراپیست باشین چون اگر نتونین افکارتون رو کنترل کنید ممکن هست که کنترل اوضاع از دستتون خارج بشه …….زندگی عادی خودتون رو داشته باشین و اگر ارتباطی هم با فردی دارین که احیاناً ترنس هست خیلی سریع ارتباطتون رو قطع کنید .🙏🙏🙏



لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Nasrin salehi
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۳۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم صالحی


🆔@slh_nas

شرح مشکل :
سلام وقت بخیر

دختری 18 ساله هستم که پدرم بدون هیچ دلیلی من رو از خونه بیرون کرده و می‌گوید من تورا نمیخام دیگه حق نداری برگردی خونه و من رو بارها تهدید کرده که اگر جلوی در خونه ام بیایی میکشمت الان هم جایی ندارم بمونم خونه مادر بزرگم هستم و مدام تهدید میکنه میگه اگر از من شکایت کنی میبرمت پزشک قانونی و نامه پرده بکارتت رو میگیرم مدام بهم توهین های خیلی خیلی بد میکنه میشه راهنماییم کنین باید چیکار کنم




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Nasrin salehi
پاسخ به سوال

۶۱۳۰۳۹

نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
Forwarded from Nasrin salehi
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۴۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم صالحی


🆔@slh_nas

شرح مشکل :
سلام روزتون بخیر


۳۰ ساله و مجرد ،‌ رابطه با پسر زیاد داشتم ولی الان سینگلم

من چند وقت هست که خیال میکنم افراد مشهور عاشقم هستند در حالی که اونا ها منو اصلا ندیدن ولی خیال میکنم با خودم حرف میزنم و گریه میکنم و از وقتی اینگونه خیال پردازی میکنم نمیتوانم درست فکر کنم و خیلی پرحرف شدم و استرس دارم در حالی که قبلا اصلا این چنین نبودم ازتون درخواست راهنمایی داشتم اگه میشه کمکم کنید لطفا
 




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Nasrin salehi
پاسخ به سوال ۶۱۳۰۴۶

نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
Forwarded from مهتاب افشار
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۵۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم افشار


🆔@Mahtab176

شرح مشکل :
⁉️سوال⁉️

سلام
من همش استرس دارم برا چیزا کوچیک زود استرسم میگیره.همش نگران یه وقت کسی ازم ناراحت نباشه.همش خودمو همسرمو با بقیه مقایسه میکنم.اعتماد به نفسم که الحمدلله کلا منفیه.چیکار کنم افکار عوض شه؟اعتماد به نفسم بره بالا




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۲۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم غلامی


🆔@maryamgholami_z

شرح مشکل :
سلام
من دو دختر کلاس یازدهم و کلاس هشتم دارم از نظر درسی خوب هستن ولی متاسفانه تمام وقت خود را صرف گوشی یا دیدن فیلم و سریال میکنندبا توجه به اینکه دخترم دو سال آخر دبیرستان باید برای کنکور آماده شود و اینکه بجز تکالیف مدرسه هیچ کار اضافه ای انجام نمیدهند و مطالعه دیگه ای ندارند خیلی نگران آینده آن ها هستم .بارها پدرشون با خشونت باهاشون حرف زده و تهدید کرده که گوشی رو ازشون میگیره متاسفانه نه خشونت اون جواب میده و نه حرفهای من
سوال من اینه آیا به اجبار میتونم گوشی ها رو بگیرم و فقط ساعات محدودی اجازه بدم مشغول بشن؟حتی وقتی باهاشون حرف میزنم برای مدت کوتاهی کنار میذارن ولی اصلا سراغ کتاب و مطالعه نمیرن .دختر کوچکم میپرسه که خوب حالا چیکار کنم گوشی رو ازم گرفتی یکساعتم کتاب بعدش چیکار کنم تابستونه و کلاسها هم بخاطر کرونا تعطیل
من واقعا نمیدونم چطور و از چه راهی وارد بشم که هر دو به مطالعه و برنامه ریزی برای اینده علاقمند بشن؟ممنون از راهنمایی شما




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۳۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم غلامی


🆔@maryamgholami_z

شرح مشکل :
سلام دریا هستم ۱۶ ساله حدود دوهفته پیش شب ساعت ۲:۱۵ دقیقه احساس کردم تختم میلرزه و داره زلزله میاد(من اصلا از زلزله نمیترسم) بهش اهمیتی ندادم و بعد از ثانیه قطع شد و خوابیدم بعد از اون هر چند وقت یه بار این اتفاق واسم میفته این در صورتی هستش که بقیه اصلا این اتفاق رو حس نمیکنن و یه جورایی حس درونی خودمه اینا گذشت تا سه روز قبل که توی خواب بیداری ساعت هم جلوم نبود و باز احساس کردم تختم میلرزه و وقتی خیلی اتفاقی به ساعت نگاه کردم دقیقا ساعت ۲:۱۵ بود با اینکه فقط چند ثانیه طول کشید. من خیلی ترسیدم چون وقتی به پنکه سقفی نگاه کردم اصلا تکون نمی‌خورد و این نشون میداد که اینا همش حس منه از اون روز به بعد شبا وقتی ساعت از ۱ میگذره دلشوره و استرس میگیرم و خیلی سریع سعی میکنم بخوابم اما دیشب اینقدر دلشوره و استرسم زیاد بود با اینکه ساعت ۲:۱۵ هم نشده بود حس میکردم تختم میلرزه و دلشورم خیلی زیاد بود حتی وقتی ساعت ۲:۱۵ شد تختم نلرزید اما بازم دلشوره رو داشتم. ولی وقتایی که از تختم میومدم بیرون و میرفتم اب بخورم این دلشوره به طرز عجیبی خیلی کم میشد و از بین میرفت ولی تا برمیگشتم به تخت بازم همین اتفاق واسم میفتاد و به خاطر همینم تا نزدیکای ساعت ۴ بیدار بودم و آخرشم یادم نیست چطوری خوابم برد اما الان خیلی خیلی میترسم و وقتی روی تختم دراز میکشم با اینکه سعی میکنم حواسمو پرت کنم به یه چیز دیگه ای فکر کنم بازم اون دلشوره ولم نمیکنه میشه لطفا کمکم کنین خیلی استرس گرفتم و میترسم که این اتفاق ادامه دار بشه




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from مهتاب افشار
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۴۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم افشار


🆔@Mahtab176

شرح مشکل :
سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه. من ۲۳ سالمه، و لیسانس دارم. توی زندگیم کلا همیشه بیش از حد ساده و بی سیاستم و کیفیت روابط اجتماعیم افتضاح بوده تا اینجا. یه آدم تنهام که هیچکی دوسم نداره. الان چند ساله می‌خوام وارد یه رابطه بشم اما نهایتا سالی یه نفر پیدا میشه که بتونم باهاش آشنا بشم اونم شانسی، آخرشم اصلا وارد رابطه نمی‌شیم چون ازم خوشش نمیاد. کلا دیگه حس میکنم اصلا آدم دوس داشتنی نیستم امکان نداره یه روز یکی منو انتخاب کنه. قبلا فکر میکردم گزینه های کمی که برام پیدا میشه بخاطر اینه که زیاد خودمو توی اجتماع قرار ندادم ولی الان میبینم من حتی بیشتر از بقیه ارتباطات داشتم و همه جا فعال بودم و دیده شدم؛ من تحقیقات و فکر زیادی کردم به این نتیجه رسیدم که من تنهام و کسی دلش میخواد با من ارتباط داشته باشه یا باهام آشنا شه چون یه قدم کوتاهه، لاغرم، چهرم زشته و صدای خیلی مسخره ای هم دارم که بارها بخاطرش مسخره شدم. خیلی ویژگی‌های خوب دارم ولی تا وقتی قیافه آدم به دل نشینه همش کشکه. لاغرم، کوتاهم، فیسم زشته. صدامو همه مسخره میکنن. من درباره زبان بدن تحقیق کردم، زبان بدن فقط به حرکات دست و نحوه ایستادن نیست؛ حسی که آدم از شکل و جنس صدای یه آدم میگیره خودش بخش مهمی از زبان بدنه. بعضی آدما خشن به نظر میرسن بعضیا مهربون و … . من انقد خنگم که همش هرکاری حتی ساده ترین کارامم از نظر همه خنده داره و مسخره میشم. هرجا میرم بخاطر ظاهر زشتم نادیده گرفته میشم و بعد یه مدت کم توی اون جمع میشم اون آدم اضافه که هیچکی نمی‌خوادش، نه ارزشی داره براشون و نه نظرش مهمه و نه کسی سراغشو میگیره حتی. از نظر همه یه آدم کسل کننده بی مزه و آزار دهندم. الآنم فقط دوس دارم بمیرم و زندگیم تموم شه چون راه حلی برای این مشکل نیست. و نمی‌دونم چرا دارم به شما پیام میدم وقتی امیدی ندارم که بتونین بهم کمک کنین. از پذیرش و این چیزام باهام حرف نزنین که قبول نمیکنم. در ضمن من قبلا روان‌درمانی رو تجربه کردم و حدود شیش هفت ماه طرحواره درمانی شدم که هیچ اثری نداشت.




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from مهتاب افشار
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۱۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم افشار


🆔@Mahtab176

شرح مشکل :
عرض سلام و خسته نباشید خدمت مشاور محترم مشکل بنده این است که هر کاری را که انجام میدم با وجود اینکه خیلی تلاش میکنم درست وبدون خطا انجام بشه در انتها میبینم جایی را اشتباه کردم و جلو بقیه شرمنده می شوم و خودم را سرزنش می کنم .با خودم می گویم من که از پس این کارای کوچک بر نمیام چطور میتونم دنبال هدف های بزرگ باشم. باور بفرمایید وسواس فکری گرفتم. هر چیزی را بارها و بارها چک میکنم اما در آخر باز هم یه جای کار می لنگد .لطفا راهنمایی بفرمایید .




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃