Forwarded from Fariya Psychologist
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۹۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم فرهاد کیایی
🆔@Psychologist_fkiaei
شرح مشکل :
با سلام و عرض خسته نباشید
من ۶ ماه پیش یک خواستگار داشتم که با بررسی کردن شرایطی که از ایشون اطلاع داشتیم به نظر مورد خوبی برای ازدواج اومد
بعد از دو سه ماه کش دادن این تحقیقات و صحبت کردن اون آقا پسر با برادرها و خانوادم و خودم بالاخره تصمیم بر رسمی کردن قضیه گرفتیم و جواب مثبت دادیم
مراحل طی شد و بله برون و نشونه و این داستانا هم اتفاق افتاد
و باز به درخواست خانواده ی من و هم چنین خودم حدود دو الی سه ماه برای شناخت گذاشتیم و درگیر خرید عقد شدیم
تو این مدت یکبار من متوجه پنهون کاری این آقا شدم که یه شب با دوستش رفته بودن بیرون و مشروب خوردن و این داستانا
و این مسئله رو تو این مدت به من نگفته بودن که اهل مشروب خوردن هستن
البته که خودش میگفت به خاطر ترس از من بوده و نمیخواسته اوایل تصور بدی ازش داشته باشیم
بخاطر این پنهون کاری دعوای بدی باهاش کردم و قهر و بی محلی
تا اینکه با واسطه دوباره رابطمون برگردونده شد
بعد از قول و قرارهایی ک واقعا از ته دلش میداد
پیش مشاور هم رفتیم و نظر مشاور این بود که پسر صاف و ساده ای هست و یک با دیگه بهش فرصت بدم
و گفت زیاد محدودش نکن که بهت دروغ بگه
گذشت و بعد از بهتر شدن رابطمون بهش گفتم ک با من راحت باش و اگر خواستی مشروب بخوری به من بگو ک ببینم نظرم چیه اجازه بگیر
حدود ۲۰ روز از گذشت این حرفا یه بار بهم گفت مشروب بخورم با رفیقم ؟ بهش گفتم از ته دل محالفم ولی اگر اصرار داری هرطور خودت صلاح میدکنی و زیاده روی نکن
و دید خوشم نمیاد و نخورد
بعد از یکی دو هفته یه شب باهاش تماس گرفتم دیدم مشروب خورده و چیزی بهم نگفته
اومد پیشم گفت میدونستم متوجه میشی ولی خب بهت نگفتم
یه بی محلیایی بهش کردم ک متوجه اشتباهش بشه
و فرداش ک اومد دنبالم دیدم بوی سیگار میده
و دیگه بعد از کلی صحبت بهم گفت ک از کی سیگار میکشه و مشروب میخوره
و گفت سیگاری نیست یا اهل مشروب نیست و این آسیبی ب زندگیش با من نمیزنه
اما گفت ب خاطر تو کنار میذارم
دیگه این دفعه وسایلای نشونه رو بهش دادم و خانوادمم به شدت مخالفت کردن که این آدم درست بشو نیست
الان دقیق ۱ ماه هست ک رابطمون به هم خورده ولی بعضی وقتا به هم پیام میدیم
از خانواده ۳ تا برادرم مخالفن و معتقدن آدمی که بشه به سادگی گول بخوره معتاد میشه
و مادرم معتقده قابل تغییره و نظرش به ادامه ی رابطه هست.
و خودم حسابی گیج شدم
واقعا نمیدونم احساس جنون دارم از فکر کردن زیاد
تمام معیارایی که میخوام رو داره فقط مشکل همین شده
نمیدونم تا چه به حرفاش اعتماد کنم؟
تا چ حد به قولاش
مشاورم بهم گفت من زیاد محدودش کردم بهم گفت این چیزا واقعیتایی هست ک توی جامعه وجود داره و هنجاره به من گفت حساس شدی وگرنه مشکلی نیست!
توروخدا کمکم کنید 😭 احساس میکنم دارم به پوچی مطلق میرسم
واقعا دوستش هم دارم
بهم میگه حق طلاق بهت میدم ماشینو به نامت میزنم
با خودم فکر میکنم میگم کسی که رفتنی هست اینطور وعده هایی نمیده ولی بازم نمیدونم!
راستی من ۲۱ سالمه دانشجو اونم ۲۶ مهندسی مکانیک داره و الان مکانیک هست
جواب سوال شما :
"سلام عزیزم میدانم دوستش داری و حسرت گذشته اذیتت میکند، ولی رفتارهای پنهانی او و هشدار خانواده را نباید نادیده بگیری. حرفهای عاشقانه و وعدهها کافی نیستند، مهم رفتار مداوم و قابل اعتماد اوست. فعلاً به جای تصمیم فوری، فاصله بگیر و ببین آیا واقعاً رفتارهایش با قولهایش همخوانی دارد یا نه. معیارهای خودت را شفاف نگه دار و به خاطر علاقه یا فشار دیگران تصمیم نگیری."
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم فرهاد کیایی
🆔@Psychologist_fkiaei
شرح مشکل :
با سلام و عرض خسته نباشید
من ۶ ماه پیش یک خواستگار داشتم که با بررسی کردن شرایطی که از ایشون اطلاع داشتیم به نظر مورد خوبی برای ازدواج اومد
بعد از دو سه ماه کش دادن این تحقیقات و صحبت کردن اون آقا پسر با برادرها و خانوادم و خودم بالاخره تصمیم بر رسمی کردن قضیه گرفتیم و جواب مثبت دادیم
مراحل طی شد و بله برون و نشونه و این داستانا هم اتفاق افتاد
و باز به درخواست خانواده ی من و هم چنین خودم حدود دو الی سه ماه برای شناخت گذاشتیم و درگیر خرید عقد شدیم
تو این مدت یکبار من متوجه پنهون کاری این آقا شدم که یه شب با دوستش رفته بودن بیرون و مشروب خوردن و این داستانا
و این مسئله رو تو این مدت به من نگفته بودن که اهل مشروب خوردن هستن
البته که خودش میگفت به خاطر ترس از من بوده و نمیخواسته اوایل تصور بدی ازش داشته باشیم
بخاطر این پنهون کاری دعوای بدی باهاش کردم و قهر و بی محلی
تا اینکه با واسطه دوباره رابطمون برگردونده شد
بعد از قول و قرارهایی ک واقعا از ته دلش میداد
پیش مشاور هم رفتیم و نظر مشاور این بود که پسر صاف و ساده ای هست و یک با دیگه بهش فرصت بدم
و گفت زیاد محدودش نکن که بهت دروغ بگه
گذشت و بعد از بهتر شدن رابطمون بهش گفتم ک با من راحت باش و اگر خواستی مشروب بخوری به من بگو ک ببینم نظرم چیه اجازه بگیر
حدود ۲۰ روز از گذشت این حرفا یه بار بهم گفت مشروب بخورم با رفیقم ؟ بهش گفتم از ته دل محالفم ولی اگر اصرار داری هرطور خودت صلاح میدکنی و زیاده روی نکن
و دید خوشم نمیاد و نخورد
بعد از یکی دو هفته یه شب باهاش تماس گرفتم دیدم مشروب خورده و چیزی بهم نگفته
اومد پیشم گفت میدونستم متوجه میشی ولی خب بهت نگفتم
یه بی محلیایی بهش کردم ک متوجه اشتباهش بشه
و فرداش ک اومد دنبالم دیدم بوی سیگار میده
و دیگه بعد از کلی صحبت بهم گفت ک از کی سیگار میکشه و مشروب میخوره
و گفت سیگاری نیست یا اهل مشروب نیست و این آسیبی ب زندگیش با من نمیزنه
اما گفت ب خاطر تو کنار میذارم
دیگه این دفعه وسایلای نشونه رو بهش دادم و خانوادمم به شدت مخالفت کردن که این آدم درست بشو نیست
الان دقیق ۱ ماه هست ک رابطمون به هم خورده ولی بعضی وقتا به هم پیام میدیم
از خانواده ۳ تا برادرم مخالفن و معتقدن آدمی که بشه به سادگی گول بخوره معتاد میشه
و مادرم معتقده قابل تغییره و نظرش به ادامه ی رابطه هست.
و خودم حسابی گیج شدم
واقعا نمیدونم احساس جنون دارم از فکر کردن زیاد
تمام معیارایی که میخوام رو داره فقط مشکل همین شده
نمیدونم تا چه به حرفاش اعتماد کنم؟
تا چ حد به قولاش
مشاورم بهم گفت من زیاد محدودش کردم بهم گفت این چیزا واقعیتایی هست ک توی جامعه وجود داره و هنجاره به من گفت حساس شدی وگرنه مشکلی نیست!
توروخدا کمکم کنید 😭 احساس میکنم دارم به پوچی مطلق میرسم
واقعا دوستش هم دارم
بهم میگه حق طلاق بهت میدم ماشینو به نامت میزنم
با خودم فکر میکنم میگم کسی که رفتنی هست اینطور وعده هایی نمیده ولی بازم نمیدونم!
راستی من ۲۱ سالمه دانشجو اونم ۲۶ مهندسی مکانیک داره و الان مکانیک هست
جواب سوال شما :
"سلام عزیزم میدانم دوستش داری و حسرت گذشته اذیتت میکند، ولی رفتارهای پنهانی او و هشدار خانواده را نباید نادیده بگیری. حرفهای عاشقانه و وعدهها کافی نیستند، مهم رفتار مداوم و قابل اعتماد اوست. فعلاً به جای تصمیم فوری، فاصله بگیر و ببین آیا واقعاً رفتارهایش با قولهایش همخوانی دارد یا نه. معیارهای خودت را شفاف نگه دار و به خاطر علاقه یا فشار دیگران تصمیم نگیری."
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۸۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم صاحب الزمانی
مشاور شما : جناب آقای نورانی
🆔@Mehraksz
@Nor7no
شرح مشکل :
درود استاد جان
دختر 14 ساله ای هستم که مدام توسط پدر مادرم مورد توهین و اذیت قرار میگیرم بهم میگن که ما دختر نمیخواستیم تورو نمیخواستیم فحشم میدن، پدرم کتکم میزنه دو هفته پیش یجور محکم زد به سرم قسمت گیجگاهی سرم که باد کرده بود بعد اون چند وقته که اخیرا کمی گیج و حواس پرت شدم نمیدونم ضربه اسیب یا تاثیر گذاشته یا ن، بابام برمیگرده به داداش 8 سالم وقتی که اذیتم میکنه میگه که دختر رو نباید اذیت کرد باید زد، یکار کرده داداشمم یکسره میاد منو میزنه دستم زخم میکنه یا با چوب میاد کتکم میزنه حالا چون بچه اس یجور از خودم دفاع میکنم ولی اصن زندگی عادی ندارم خسته شدم دلم میخواد خودکشی کنم راحت شم چیکار کنم؟ میتونم ازشون شکایت کنم؟ شکایت کنم به جایی میرسه اصن اتفاقی میفته یا فقط اوضاع بدتر میشه؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم صاحب الزمانی
مشاور شما : جناب آقای نورانی
🆔@Mehraksz
@Nor7no
شرح مشکل :
درود استاد جان
دختر 14 ساله ای هستم که مدام توسط پدر مادرم مورد توهین و اذیت قرار میگیرم بهم میگن که ما دختر نمیخواستیم تورو نمیخواستیم فحشم میدن، پدرم کتکم میزنه دو هفته پیش یجور محکم زد به سرم قسمت گیجگاهی سرم که باد کرده بود بعد اون چند وقته که اخیرا کمی گیج و حواس پرت شدم نمیدونم ضربه اسیب یا تاثیر گذاشته یا ن، بابام برمیگرده به داداش 8 سالم وقتی که اذیتم میکنه میگه که دختر رو نباید اذیت کرد باید زد، یکار کرده داداشمم یکسره میاد منو میزنه دستم زخم میکنه یا با چوب میاد کتکم میزنه حالا چون بچه اس یجور از خودم دفاع میکنم ولی اصن زندگی عادی ندارم خسته شدم دلم میخواد خودکشی کنم راحت شم چیکار کنم؟ میتونم ازشون شکایت کنم؟ شکایت کنم به جایی میرسه اصن اتفاقی میفته یا فقط اوضاع بدتر میشه؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Mehrak Sahebzamani
پاسخ به سوال ۶۱۲۹۸۲
درود خدمت شما دوست عزیز
دختر خوبم ناراحت شدم از تعریفی که از خانواده کردید و امیدوارم که از این مرحله سخت به خوبی گذر کنید .
شما در سن بلوغ هستید و این سن حساسیت های خاص خودش رو داره که میتونه شما رو گوشه گیر و منزوی و افسرده کنه و در عین حال
شما در این سن در حال باز پس گیری استقلال خودتون هستید .
رفتاری که سریع معجزه کنه و مشکلات شما رو
حل کنه وجود نداره ولی راهکارهایی هست که طولانی مدت میتونه جوابگو باشه .
رفتارهای پدر و مادر رو به خودتون نگیرید
در این دوران شما در حال شکل دادن به هویت و طرز تفکرتان هستید .
بخشی از این فرایند هم مخالفت با والدین و تلاش برای خارج شدن از کنترل اونهاست .
پس سعی کنید میزان مخالفت هاتون با والدین
رو کم کنید .
سعی کنید از ادبیات مناسب برای صحبت با والدین استفاده کنید.
سعی کنید در خانه قانون بگذارید
با قانون حدو مرز ها در خانه و در ارتباط با شما
مشخص میشه.
ارتباط برقرار کنید
سعی کنید در خانه با والدین ارتباط برقرار کنید
و به حرف های والدین گوش بدید و خودتون هم با والدین صحبت کنید. سر صحبت را با والدین باز کنید و سعی کنید ارتباط سالم برقرار کنید .
مهربان باشید
مهربان بودن خیلی مهم است ، یک مطالعه
نشان داده مهربانی و شفقت ورزی نسبت به
والدین تا خد زیادی از رفتارهای منفی آنها
جلوگیری میکنه .
اجازه دهید به کارهای شما نظارت داشته باشند
حد مشخصی از ریسک پذیری داشته باشید
در واقع حد مشخصی از ریسک پذیری در محیطی امن و مثبت شکل گیری شخصیت و هویت و اعتماد به نفس خیلی لازم است .
سعی کنید خودتون رو مشغول کار و درس خودتون کنید تا از بسیاری از تنش ها بخاطر مشغول بودن شما جلوگیری بشه .
با والدین وقت با کیفیت بگذرانید
فعالیت های سالمی مثل
مسافرت کردن
بیروت رفتن
ورزش
فیلم دیدن
اینها وقت با کیفیت گذروندن هستن و کمک به ایجاد حس صمیمیت و اعتماد و آرامش میکنه .
عشق بی قید و شرط را تمرین کنید
هیچوقت عشق بی قید و شرط رو از والدین تون دریغ نکنید
والدینی که پرخاشگری میکنند والدینی هستن که عشق و محبت کافی رو از والدین خودشون
دریافت نکردن و همین کمبود محبت باعث ایجاد پرخاشگری میشه .
سعی کنید والدین تون رو درک کنید میزان آگاهی اونها از زندگی و دنیا این میزانی که میبینید هست .
سعی کنید از یک بزرگتر در فامیل مثل مادربزرگ
یا پدربزرگ کمک بگیرید .
و در آخر سعی کنید متقاعدشون کنید که همراه شما به یک مشاور و روانشناس مراجعه کنید و مشکل رو مطرح کنید .
براتون آرزوی موفقیت دارم
مهرک صاحب الزمانی
ارشد روانشناسی تربیتی
روانشناسی کودک و نوجوان
مشاوره فردی و اجتماعی
اختلالات شخصیتی
تیپ های شخصیتی
طرحواره درمانی
مشاوره خانواده
09122884322
درود خدمت شما دوست عزیز
دختر خوبم ناراحت شدم از تعریفی که از خانواده کردید و امیدوارم که از این مرحله سخت به خوبی گذر کنید .
شما در سن بلوغ هستید و این سن حساسیت های خاص خودش رو داره که میتونه شما رو گوشه گیر و منزوی و افسرده کنه و در عین حال
شما در این سن در حال باز پس گیری استقلال خودتون هستید .
رفتاری که سریع معجزه کنه و مشکلات شما رو
حل کنه وجود نداره ولی راهکارهایی هست که طولانی مدت میتونه جوابگو باشه .
رفتارهای پدر و مادر رو به خودتون نگیرید
در این دوران شما در حال شکل دادن به هویت و طرز تفکرتان هستید .
بخشی از این فرایند هم مخالفت با والدین و تلاش برای خارج شدن از کنترل اونهاست .
پس سعی کنید میزان مخالفت هاتون با والدین
رو کم کنید .
سعی کنید از ادبیات مناسب برای صحبت با والدین استفاده کنید.
سعی کنید در خانه قانون بگذارید
با قانون حدو مرز ها در خانه و در ارتباط با شما
مشخص میشه.
ارتباط برقرار کنید
سعی کنید در خانه با والدین ارتباط برقرار کنید
و به حرف های والدین گوش بدید و خودتون هم با والدین صحبت کنید. سر صحبت را با والدین باز کنید و سعی کنید ارتباط سالم برقرار کنید .
مهربان باشید
مهربان بودن خیلی مهم است ، یک مطالعه
نشان داده مهربانی و شفقت ورزی نسبت به
والدین تا خد زیادی از رفتارهای منفی آنها
جلوگیری میکنه .
اجازه دهید به کارهای شما نظارت داشته باشند
حد مشخصی از ریسک پذیری داشته باشید
در واقع حد مشخصی از ریسک پذیری در محیطی امن و مثبت شکل گیری شخصیت و هویت و اعتماد به نفس خیلی لازم است .
سعی کنید خودتون رو مشغول کار و درس خودتون کنید تا از بسیاری از تنش ها بخاطر مشغول بودن شما جلوگیری بشه .
با والدین وقت با کیفیت بگذرانید
فعالیت های سالمی مثل
مسافرت کردن
بیروت رفتن
ورزش
فیلم دیدن
اینها وقت با کیفیت گذروندن هستن و کمک به ایجاد حس صمیمیت و اعتماد و آرامش میکنه .
عشق بی قید و شرط را تمرین کنید
هیچوقت عشق بی قید و شرط رو از والدین تون دریغ نکنید
والدینی که پرخاشگری میکنند والدینی هستن که عشق و محبت کافی رو از والدین خودشون
دریافت نکردن و همین کمبود محبت باعث ایجاد پرخاشگری میشه .
سعی کنید والدین تون رو درک کنید میزان آگاهی اونها از زندگی و دنیا این میزانی که میبینید هست .
سعی کنید از یک بزرگتر در فامیل مثل مادربزرگ
یا پدربزرگ کمک بگیرید .
و در آخر سعی کنید متقاعدشون کنید که همراه شما به یک مشاور و روانشناس مراجعه کنید و مشکل رو مطرح کنید .
براتون آرزوی موفقیت دارم
مهرک صاحب الزمانی
ارشد روانشناسی تربیتی
روانشناسی کودک و نوجوان
مشاوره فردی و اجتماعی
اختلالات شخصیتی
تیپ های شخصیتی
طرحواره درمانی
مشاوره خانواده
09122884322
Forwarded from Akhavani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۷۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
با سلام
همسرم بدلیل بيماري مدتي تحت درمان بوده و اين درمان موجب شده جریان قاعدگی اش متوقف شود. اما از چند ماه قبل با پایان یافتن دوره درمان و به دلیل ترس از حاملگی، از ارتباط جنسی حتی با کاندوم پرهیز می کند. من هم انگیزه چندانی برای رابطه زناشویی ندارم ولی گاهی احساس می کنم هر دو نفرمان دچار تنش هایی در رفتارمان شده ایم.
به نظر شما چه باید کرد؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
با سلام
همسرم بدلیل بيماري مدتي تحت درمان بوده و اين درمان موجب شده جریان قاعدگی اش متوقف شود. اما از چند ماه قبل با پایان یافتن دوره درمان و به دلیل ترس از حاملگی، از ارتباط جنسی حتی با کاندوم پرهیز می کند. من هم انگیزه چندانی برای رابطه زناشویی ندارم ولی گاهی احساس می کنم هر دو نفرمان دچار تنش هایی در رفتارمان شده ایم.
به نظر شما چه باید کرد؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Akhavani
,🔷زیوراخوانی
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
Forwarded from Akhavani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۷۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام.وقتتون بخیر.من یه پسر ۲۲ ساله مجرد و دانشجو هستم.الانهم برای کنکور ارشد میخونم اما نمیتونم …مشکلی که در ادامه ذکر میکنم تمرکز منو میگیره و این خیلی آزار دهنده شده.
یه مورد اول عرض کنم که خوب شرایط اقتصادیم برای مراجعه به روان پزشک خیلی مطلوب نیست فعلا و برای همین اگر میشه متن رو بخونین و راهنمایی کنین
پیشاپیش به خاطر طولانی شدن متن معذرت میخواهم
من از بچگی دلم میخواست دختر بشوم یعنی بازی های کودکیم پر از شخصیت دختر هست البته خوب همش در خفا بوده.کلا هرچی در ادامه میگم رو کسی نمیدونه و حتی نمیتونن باور کنن چون در رفتار ظاهری نمود نداره.
خوب با بزرگ شدن همون طور که علایق و رفتار های پسرانه بزرگ میشن با توجه به سن منم علایق دخترونم باهام تغییر کرد ، موقع بلوغ دلم میخواست سینه هام رشد کنه و خانم بشم که نشد…اولین بار توی دبیرستان با سرچ انگلیسی به یه سری مطالب برخوردم که کسانی مثل من هستند که البته مبحث من نیست.
و خوب علایق لباس های دخترونه که هرچی بزرگتر شدم خیلی خیلی شدید تر شد این علاقه.
من لباس زنانه به صورت مخفیانه پوشیده ام و خیلی هم حس خوبی دارند اما خوب ممکن نیست …
از نظر تمایل جنسی …خوب من اینو انکار نمیکنم که بدن خانم ها رو دوست دارم اما حقیقت اینه که بیشتر دلم میخواست خودم اون خانومه بودم…یعنی اگر میتونستم انتخاب کنم میخواستم زن باشم و در بستر با یه مرد باشم…یعنی راستش آره از مردا خوشم میاد مشروط به زن شدن خودم اما در حال فعلی یعنی با بدن مردونه نه بیشتر دوست دارم با یه زن باشم…
دوست دختر نداشته ام و ندارم…من تقریبا همیشه مشغول درس بودم و از این کار هم دوری کرده ام البته نه اینکه نتونم با دختری حرف بزنم اما کلا رابطه دوستانه ای هم نداشته ام باشون…یکمی عوامل فکری خودم دخیل هست…
اما به هر حال زیاد شده با دیدن لباس هاشون یا کیف هاشون و رفتار هاشون و .. دلم بسوزه…من از لباس خریدن چندان خوشم نمیاد ولی خوب زیاد پیش اومده ویترین لباس زنونه رو نگاه کنم…
خوب من خیلی اعتماد به نفسم کمه شاید یکی دلایلش همین بوده .یعنی حس کردم مرد نمیتونم باشم-نگاه جنسیت زده به حرفم نداشته باشین اما یه جوره هایی شاید فرار از خود بوده باشه منظورم اینه-
و رابطه ام با خواهرم از بچگی خیلی بهتر بوده تا برادرم و ایشون منو خیلی اذیت کردن…
البته من از بچگی تابستون ها پیش پدرم میرفتم و یعنی در محیط کاری تماما مردانه اما خیلی حس تعلق حاصل نشد متاسفانه از طرفی کار خونه رو گاهی کمک مادرم میکنم خیلی مطلوب تره…
الان من یکی از دانشگاه های تهران درس میخونم و خوابگاهی هستم…امااز اوضاع درسیم هرچند ظاهرا خوبه و از نظر دیگران درسم خوبه مثلا اما اصلا راضی نیستم و تمرکزمو این مسایل میگیرن
متاسفانه من یه انحراف دارم…من از خیلی سال پیشتر ها شروع به خودارضایی کردم و از سه چهار سال پیش داستان های کوتاه حاوی تصویر که مربوط به زنانه شدن و تغییر جنسیت و .. هست رو میخوندم اصطلاحا کپشن منظورمه…خوندن این داستان ها خیلی از من وقت میگیره معمولا…و خوب تخیل خودارضاییم هم از همون اول این بود که من زنم و همیشه هم همینه یعنی اصلا فانتزی جنسیم زنونس و اولین بار که تفاوت انتظاری زن و مرد خوندم کاملا مث زن ها بود مثلا اهمیت جنبه عاطفی و … ….این دو مورد به صورت اعتیاد هستند و یکدیگر رو تحریک میکنن….
این خودارضایی خیلی زیاده مثلا نهایت سه روز دووم میارم ولی روزی که انجام میدهم چند بار میشه…
من انقدر فکر کردم داشتم که بارها خواب زن بودن دیدم…اولین بار هایی که یادمه هم خیلی کوچک تر بودم و روایت میشه که در خوردسالی هم لباس دخترونه دوست داشتم….
یه نکته هم اینکه ظاهر فیزیکیم مردونس و اندام های تناسلیم هم در بازه نرمال هست البته از میانگین کمتره اما خوب نرماله…
ممنون اگر خوندین و اگر کمکی کنین ممنون میشوم
با تشکر
جواب سوال شما :
سلام خدمت کاربران محترم
این سوال درهفته گذشته مطرح وپاسخ آن به طورکامل داده شده است
تشکر
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام.وقتتون بخیر.من یه پسر ۲۲ ساله مجرد و دانشجو هستم.الانهم برای کنکور ارشد میخونم اما نمیتونم …مشکلی که در ادامه ذکر میکنم تمرکز منو میگیره و این خیلی آزار دهنده شده.
یه مورد اول عرض کنم که خوب شرایط اقتصادیم برای مراجعه به روان پزشک خیلی مطلوب نیست فعلا و برای همین اگر میشه متن رو بخونین و راهنمایی کنین
پیشاپیش به خاطر طولانی شدن متن معذرت میخواهم
من از بچگی دلم میخواست دختر بشوم یعنی بازی های کودکیم پر از شخصیت دختر هست البته خوب همش در خفا بوده.کلا هرچی در ادامه میگم رو کسی نمیدونه و حتی نمیتونن باور کنن چون در رفتار ظاهری نمود نداره.
خوب با بزرگ شدن همون طور که علایق و رفتار های پسرانه بزرگ میشن با توجه به سن منم علایق دخترونم باهام تغییر کرد ، موقع بلوغ دلم میخواست سینه هام رشد کنه و خانم بشم که نشد…اولین بار توی دبیرستان با سرچ انگلیسی به یه سری مطالب برخوردم که کسانی مثل من هستند که البته مبحث من نیست.
و خوب علایق لباس های دخترونه که هرچی بزرگتر شدم خیلی خیلی شدید تر شد این علاقه.
من لباس زنانه به صورت مخفیانه پوشیده ام و خیلی هم حس خوبی دارند اما خوب ممکن نیست …
از نظر تمایل جنسی …خوب من اینو انکار نمیکنم که بدن خانم ها رو دوست دارم اما حقیقت اینه که بیشتر دلم میخواست خودم اون خانومه بودم…یعنی اگر میتونستم انتخاب کنم میخواستم زن باشم و در بستر با یه مرد باشم…یعنی راستش آره از مردا خوشم میاد مشروط به زن شدن خودم اما در حال فعلی یعنی با بدن مردونه نه بیشتر دوست دارم با یه زن باشم…
دوست دختر نداشته ام و ندارم…من تقریبا همیشه مشغول درس بودم و از این کار هم دوری کرده ام البته نه اینکه نتونم با دختری حرف بزنم اما کلا رابطه دوستانه ای هم نداشته ام باشون…یکمی عوامل فکری خودم دخیل هست…
اما به هر حال زیاد شده با دیدن لباس هاشون یا کیف هاشون و رفتار هاشون و .. دلم بسوزه…من از لباس خریدن چندان خوشم نمیاد ولی خوب زیاد پیش اومده ویترین لباس زنونه رو نگاه کنم…
خوب من خیلی اعتماد به نفسم کمه شاید یکی دلایلش همین بوده .یعنی حس کردم مرد نمیتونم باشم-نگاه جنسیت زده به حرفم نداشته باشین اما یه جوره هایی شاید فرار از خود بوده باشه منظورم اینه-
و رابطه ام با خواهرم از بچگی خیلی بهتر بوده تا برادرم و ایشون منو خیلی اذیت کردن…
البته من از بچگی تابستون ها پیش پدرم میرفتم و یعنی در محیط کاری تماما مردانه اما خیلی حس تعلق حاصل نشد متاسفانه از طرفی کار خونه رو گاهی کمک مادرم میکنم خیلی مطلوب تره…
الان من یکی از دانشگاه های تهران درس میخونم و خوابگاهی هستم…امااز اوضاع درسیم هرچند ظاهرا خوبه و از نظر دیگران درسم خوبه مثلا اما اصلا راضی نیستم و تمرکزمو این مسایل میگیرن
متاسفانه من یه انحراف دارم…من از خیلی سال پیشتر ها شروع به خودارضایی کردم و از سه چهار سال پیش داستان های کوتاه حاوی تصویر که مربوط به زنانه شدن و تغییر جنسیت و .. هست رو میخوندم اصطلاحا کپشن منظورمه…خوندن این داستان ها خیلی از من وقت میگیره معمولا…و خوب تخیل خودارضاییم هم از همون اول این بود که من زنم و همیشه هم همینه یعنی اصلا فانتزی جنسیم زنونس و اولین بار که تفاوت انتظاری زن و مرد خوندم کاملا مث زن ها بود مثلا اهمیت جنبه عاطفی و … ….این دو مورد به صورت اعتیاد هستند و یکدیگر رو تحریک میکنن….
این خودارضایی خیلی زیاده مثلا نهایت سه روز دووم میارم ولی روزی که انجام میدهم چند بار میشه…
من انقدر فکر کردم داشتم که بارها خواب زن بودن دیدم…اولین بار هایی که یادمه هم خیلی کوچک تر بودم و روایت میشه که در خوردسالی هم لباس دخترونه دوست داشتم….
یه نکته هم اینکه ظاهر فیزیکیم مردونس و اندام های تناسلیم هم در بازه نرمال هست البته از میانگین کمتره اما خوب نرماله…
ممنون اگر خوندین و اگر کمکی کنین ممنون میشوم
با تشکر
جواب سوال شما :
سلام خدمت کاربران محترم
این سوال درهفته گذشته مطرح وپاسخ آن به طورکامل داده شده است
تشکر
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Akhavani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۷۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام
وقتتون بخیر
من و نامزدم حدود دو سال با هم دوست بودیم و حدود ۶ ماهه خانوادهها در جریانن و به قول معروف نامزد هستیم و انشالله تا اخر ماه هم مراسم عقدمون هست.
حدود سه چهار ماهی میشه که همسرم در مسائل جنسی بسیار سرد و حتی گاها پرخاشگر شده است با اینکه قبلا اصلا اینطور نبود و ما رابطه جنسی بدون دخول داشتیم که البته متاسفانه نامزدم ارضا نمیشدند.
تا چند هفته گذشته با خودم میگفتم بخاطر دوران قبل ازدواج حساس شده و درکش کنم اما چند وقتی هست که متوجه اثرات این سردی تو کل رابطه میشم و واقعا نمیدونم طبیعی هست یا نه.
متشکر میشم کمک کنید
جواب سوال شما :
سلام خدمت کاربران محترم
این سوال تکراری هست وقبلا بطورکامل به ان پاسخ داده شده است
تشکر
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام
وقتتون بخیر
من و نامزدم حدود دو سال با هم دوست بودیم و حدود ۶ ماهه خانوادهها در جریانن و به قول معروف نامزد هستیم و انشالله تا اخر ماه هم مراسم عقدمون هست.
حدود سه چهار ماهی میشه که همسرم در مسائل جنسی بسیار سرد و حتی گاها پرخاشگر شده است با اینکه قبلا اصلا اینطور نبود و ما رابطه جنسی بدون دخول داشتیم که البته متاسفانه نامزدم ارضا نمیشدند.
تا چند هفته گذشته با خودم میگفتم بخاطر دوران قبل ازدواج حساس شده و درکش کنم اما چند وقتی هست که متوجه اثرات این سردی تو کل رابطه میشم و واقعا نمیدونم طبیعی هست یا نه.
متشکر میشم کمک کنید
جواب سوال شما :
سلام خدمت کاربران محترم
این سوال تکراری هست وقبلا بطورکامل به ان پاسخ داده شده است
تشکر
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Akhavani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۶۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام آقاى دكتر يه سوالى داشتم ممنون
ميشم جواب بدين آيا تمكين تو سكس واجبه شوهرم ميكه دوست دارم حيوونم باشى بزنمت و من ب شدت از سكس ميترسم همش تحديد ميكنه تازكيا اين طورى شده قبلا اين طورى نبود از بس سرش تواينستا وكوكل😢
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام آقاى دكتر يه سوالى داشتم ممنون
ميشم جواب بدين آيا تمكين تو سكس واجبه شوهرم ميكه دوست دارم حيوونم باشى بزنمت و من ب شدت از سكس ميترسم همش تحديد ميكنه تازكيا اين طورى شده قبلا اين طورى نبود از بس سرش تواينستا وكوكل😢
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Akhavani
,🔷زیوراخوانی
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
Forwarded from Roya Chamanpira
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۸۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم چمن پیرا
🆔@Roya262
شرح مشکل :
سلام چند سوال دارم لطفا جواب بدین
1-دختر پنج سالم وقتی خواهر دو ساله اش را اذیت می کند چه واکنشی نشان بدهم؟مثلا الکی اردنگی به او می زند یا اسبتب بازی از دستش می کشد؟
2-وقتی این رفتار را جلوی فامیل یا مهمانی انجام می دهد چه کار باید بکنیم؟
3-نحوه تولد گرفتن برای فرزندان چطور باید باشد که مشکل تربیتی ایجاد نکند؟مثلا وقتی تولد کسی می روند و کادو گرفتن بچه دیگران را می بینند غصه می خورند و .ِ.. چه کار باید کرد؟
جواب سوال شما :
سلام و درود خدمت شما دوستِ عزیز ، این دغدغهها کاملاً طبیعی هستند و بسیاری از والدین با آن مواجه میشوند .
1. وقتی دختر پنجساله خواهر کوچکش را اذیت میکند
- آرام اما قاطع واکنش نشان دهید: بدون داد زدن ، رفتار را متوقف کنید و به او بگویید "زدن یا گرفتن اسباببازی درست نیست".
- تفکیک رفتار از شخصیت: به او بفهمانید که خودش دوستداشتنی است ، اما این رفتار قابل قبول نیست .
- جایگزین ارائه دهید: مثلاً بگویید "اگر اسباببازی میخواهی ، میتوانی درخواست کنی" یا "میتوانی نوبتی بازی کنی".
- توجه مثبت بدهید: وقتی با خواهرش مهربان است ، سریعاً تشویق کنید . این باعث میشود بفهمد راه رسیدن به توجه شما رفتار خوب است.
2. وقتی جلوی فامیل یا مهمان این کار را میکند
- خونسردی خودتون رو حفظ کنید: واکنش شدید یا خجالتزده شدن جلوی دیگران ممکن است او را بیشتر تحریک کند.
- رفتار را کوتاه و ساده متوقف کنید: مثلاً بگویید "نه عزیزم ، این کار درست نیست" و او را به کناری ببرید.
- بعداً توضیح دهید: در جمع وارد بحث طولانی نشوید . بعد از مهمانی ، آرام با او صحبت کنید و دلیل رفتار و احساساتش را بررسی کنید.
- الگوی رفتاری باشید: اگر شما آرام و محترمانه برخورد کنید ، او هم یاد میگیرد .
3. نحوه تولد گرفتن برای فرزندان
- تمرکز بر تجربه ، نه هدیه: جشن تولد را بیشتر بر شادی ، بازی و کیک بگذارید تا فقط هدیه گرفتن.
- آموزش همدلی: قبل از رفتن به تولد دیگران ، توضیح دهید که امروز روز شادی دوست یا فامیل است و ما برای او خوشحال میشویم .
- هدیه کوچک برای همراهی: بعضی خانوادهها یک یادگاری کوچک (مثلاً بادکنک یا خوراکی) برای بچهای که مهمان است میدهند تا احساس محرومیت نکند .
- تقویت صبر و نوبت: به او یاد بدهید که هر کس روز تولد خودش هدیه میگیرد و نوبت او هم خواهد رسید .
- گفتوگو درباره احساسات: اگر غصه خورد ، احساسش را بپذیرید ("میدانم دوست داشتی تو هم هدیه بگیری") و بعد آرام توضیح دهید که تولدها نوبتی هستند.
--- نکته مهم : بچهها در این سن بیشتر دنبال توجه و احساس عدالتاند . اگر شما با آرامش ، ثبات و تشویق رفتار خوب پیش بروید ، کمکم یاد میگیرند که محبت و احترام راه بهتری برای جلب توجه است .
* سخنِ آخر:
- ثبات در واکنشها: همیشه یک روش مشخص داشته باشید.
- توجه مثبت بیشتر از منفی: هر بار رفتار خوب دیدید ، سریع تشویق کنید.
- گفتوگو درباره احساسات: به او یاد بدهید احساسش را بیان کند.
- الگوی رفتاری باشید: آرامش شما بهترین آموزش است.
باآرزوی موفقیت برای شما
رؤیا چمن پیرا مشاور کودک و نوجوان و اختلالات شخصیتی
تماس: 09194175933
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم چمن پیرا
🆔@Roya262
شرح مشکل :
سلام چند سوال دارم لطفا جواب بدین
1-دختر پنج سالم وقتی خواهر دو ساله اش را اذیت می کند چه واکنشی نشان بدهم؟مثلا الکی اردنگی به او می زند یا اسبتب بازی از دستش می کشد؟
2-وقتی این رفتار را جلوی فامیل یا مهمانی انجام می دهد چه کار باید بکنیم؟
3-نحوه تولد گرفتن برای فرزندان چطور باید باشد که مشکل تربیتی ایجاد نکند؟مثلا وقتی تولد کسی می روند و کادو گرفتن بچه دیگران را می بینند غصه می خورند و .ِ.. چه کار باید کرد؟
جواب سوال شما :
سلام و درود خدمت شما دوستِ عزیز ، این دغدغهها کاملاً طبیعی هستند و بسیاری از والدین با آن مواجه میشوند .
1. وقتی دختر پنجساله خواهر کوچکش را اذیت میکند
- آرام اما قاطع واکنش نشان دهید: بدون داد زدن ، رفتار را متوقف کنید و به او بگویید "زدن یا گرفتن اسباببازی درست نیست".
- تفکیک رفتار از شخصیت: به او بفهمانید که خودش دوستداشتنی است ، اما این رفتار قابل قبول نیست .
- جایگزین ارائه دهید: مثلاً بگویید "اگر اسباببازی میخواهی ، میتوانی درخواست کنی" یا "میتوانی نوبتی بازی کنی".
- توجه مثبت بدهید: وقتی با خواهرش مهربان است ، سریعاً تشویق کنید . این باعث میشود بفهمد راه رسیدن به توجه شما رفتار خوب است.
2. وقتی جلوی فامیل یا مهمان این کار را میکند
- خونسردی خودتون رو حفظ کنید: واکنش شدید یا خجالتزده شدن جلوی دیگران ممکن است او را بیشتر تحریک کند.
- رفتار را کوتاه و ساده متوقف کنید: مثلاً بگویید "نه عزیزم ، این کار درست نیست" و او را به کناری ببرید.
- بعداً توضیح دهید: در جمع وارد بحث طولانی نشوید . بعد از مهمانی ، آرام با او صحبت کنید و دلیل رفتار و احساساتش را بررسی کنید.
- الگوی رفتاری باشید: اگر شما آرام و محترمانه برخورد کنید ، او هم یاد میگیرد .
3. نحوه تولد گرفتن برای فرزندان
- تمرکز بر تجربه ، نه هدیه: جشن تولد را بیشتر بر شادی ، بازی و کیک بگذارید تا فقط هدیه گرفتن.
- آموزش همدلی: قبل از رفتن به تولد دیگران ، توضیح دهید که امروز روز شادی دوست یا فامیل است و ما برای او خوشحال میشویم .
- هدیه کوچک برای همراهی: بعضی خانوادهها یک یادگاری کوچک (مثلاً بادکنک یا خوراکی) برای بچهای که مهمان است میدهند تا احساس محرومیت نکند .
- تقویت صبر و نوبت: به او یاد بدهید که هر کس روز تولد خودش هدیه میگیرد و نوبت او هم خواهد رسید .
- گفتوگو درباره احساسات: اگر غصه خورد ، احساسش را بپذیرید ("میدانم دوست داشتی تو هم هدیه بگیری") و بعد آرام توضیح دهید که تولدها نوبتی هستند.
--- نکته مهم : بچهها در این سن بیشتر دنبال توجه و احساس عدالتاند . اگر شما با آرامش ، ثبات و تشویق رفتار خوب پیش بروید ، کمکم یاد میگیرند که محبت و احترام راه بهتری برای جلب توجه است .
* سخنِ آخر:
- ثبات در واکنشها: همیشه یک روش مشخص داشته باشید.
- توجه مثبت بیشتر از منفی: هر بار رفتار خوب دیدید ، سریع تشویق کنید.
- گفتوگو درباره احساسات: به او یاد بدهید احساسش را بیان کند.
- الگوی رفتاری باشید: آرامش شما بهترین آموزش است.
باآرزوی موفقیت برای شما
رؤیا چمن پیرا مشاور کودک و نوجوان و اختلالات شخصیتی
تماس: 09194175933
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from کانال پریوش شیروانی 🌺 روانشناس بالینی (روانشناسی بدون تعارف)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۳۰۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم شیروانی
🆔@paria_51
شرح مشکل :
سلام خانم شیروانی
من قبلا هم پیام دادم چند ماه پیش
گفتم به رفتارهای شوهرم مشکوک شدم چند باری ک خونه رو به قصد خونه ی بابا ک توی محل هست و خونه ی خواهرم یکب دو شب ترک کردم برای دید و بازدید
همسرم خونه بود
وقتی اومدم متوجه جابجایی یکسری وسایل و تغییر رفتارش شدم اما نمی دونستم چکار کنم و با شما مطرح کردم و مشورت خواستم
دقیقا چیزی بود که شما احتمالش رو می دادین و من حس زنانه م رو دست کم نگرفتم
اما الان ک تقریبا چندین ماه گذشته
بخاطر سر تو گوشی بودنشبهشمشکوک شدم چندین بار تذکر دادم ک چرا یکسره سرت توی گوشیه و مدام در حال چت کردن بودن
نتونستم دست روی دست بگذارم و ببینم کهداره هر کاری می کنه مجبور شدم گوشیش رو چک کنم 😔😔 متاسفانه متوجه شدم به من خیانت کرده 😔😔 و یکبار هم خانمی دم خانه م اومد و من متوجه شدم با شوهرم قرار داشت چون من داشتم میرفتم با بچه هام مهمانی و فهمیدم که به قصد خونه و شوهرم برنامه ریزی کردن بعد من بیان
و بگذریم ک چه گذشت
و شرایط روحی خوبی ندارم روزانه داروی الونتا می خورم به تجویز دکترم
ک هر ماه ویزیت میشم این روزها بیشتر کرده تعدادش رو
بگذریم
سوال اصلیم اینه چکار کنم
دلم میخاد و میخام جدا بشم چون تحمل این اتفاق برای من و روانم آزاردهنده هست و غیر قابل تحمل یغنی تحمل میشه ولی خیلی اذیت کننده هست
دوم اینکه دخترام هستن دوتا ۱۷ ساله دارم و ۱۰ ساله دارم
بخاطر خودم میخام جدا بشم ( وکالت طلاق محضری و تام دارم)
بخاطر بچه هام باید سکوت کنم و تظاهر کنم همه چیز اوکیه ک خیلی سخته
تقریبا ۹ ماهه ک متوجه شدم خیانت می کنه اوایل با چت و حرفای سکسی ولی سه ماه پیش شبی ک من بیمارستان بستری بودم خانم رو میاره خونه تاصبح با هم هستن، از پیاماشون فهمیدم 😔😔
لطفا راهنماییم کنید ممنونم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خستهست، میتونه یه دنیا معنا و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو
۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵
#پریوش _شیروانی
روانشناس و همراه امنِ لحظههات
کانالم👇
🌺@afsordegidarmani
مراجع حضوری؛ مازندران همیشه زیبا ،قائمشهر
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم شیروانی
🆔@paria_51
شرح مشکل :
سلام خانم شیروانی
من قبلا هم پیام دادم چند ماه پیش
گفتم به رفتارهای شوهرم مشکوک شدم چند باری ک خونه رو به قصد خونه ی بابا ک توی محل هست و خونه ی خواهرم یکب دو شب ترک کردم برای دید و بازدید
همسرم خونه بود
وقتی اومدم متوجه جابجایی یکسری وسایل و تغییر رفتارش شدم اما نمی دونستم چکار کنم و با شما مطرح کردم و مشورت خواستم
دقیقا چیزی بود که شما احتمالش رو می دادین و من حس زنانه م رو دست کم نگرفتم
اما الان ک تقریبا چندین ماه گذشته
بخاطر سر تو گوشی بودنشبهشمشکوک شدم چندین بار تذکر دادم ک چرا یکسره سرت توی گوشیه و مدام در حال چت کردن بودن
نتونستم دست روی دست بگذارم و ببینم کهداره هر کاری می کنه مجبور شدم گوشیش رو چک کنم 😔😔 متاسفانه متوجه شدم به من خیانت کرده 😔😔 و یکبار هم خانمی دم خانه م اومد و من متوجه شدم با شوهرم قرار داشت چون من داشتم میرفتم با بچه هام مهمانی و فهمیدم که به قصد خونه و شوهرم برنامه ریزی کردن بعد من بیان
و بگذریم ک چه گذشت
و شرایط روحی خوبی ندارم روزانه داروی الونتا می خورم به تجویز دکترم
ک هر ماه ویزیت میشم این روزها بیشتر کرده تعدادش رو
بگذریم
سوال اصلیم اینه چکار کنم
دلم میخاد و میخام جدا بشم چون تحمل این اتفاق برای من و روانم آزاردهنده هست و غیر قابل تحمل یغنی تحمل میشه ولی خیلی اذیت کننده هست
دوم اینکه دخترام هستن دوتا ۱۷ ساله دارم و ۱۰ ساله دارم
بخاطر خودم میخام جدا بشم ( وکالت طلاق محضری و تام دارم)
بخاطر بچه هام باید سکوت کنم و تظاهر کنم همه چیز اوکیه ک خیلی سخته
تقریبا ۹ ماهه ک متوجه شدم خیانت می کنه اوایل با چت و حرفای سکسی ولی سه ماه پیش شبی ک من بیمارستان بستری بودم خانم رو میاره خونه تاصبح با هم هستن، از پیاماشون فهمیدم 😔😔
لطفا راهنماییم کنید ممنونم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خستهست، میتونه یه دنیا معنا و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو
۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵
#پریوش _شیروانی
روانشناس و همراه امنِ لحظههات
کانالم👇
🌺@afsordegidarmani
مراجع حضوری؛ مازندران همیشه زیبا ،قائمشهر
Forwarded from کانال پریوش شیروانی 🌺 روانشناس بالینی (روانشناسی بدون تعارف)
Forwarded from کانال پریوش شیروانی 🌺 روانشناس بالینی (روانشناسی بدون تعارف)
Forwarded from کانال پریوش شیروانی 🌺 روانشناس بالینی (روانشناسی بدون تعارف)
Forwarded from Nazanin-lotfi- Counseling-
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۸۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام
من ۹ سالگی بچه طلاق شدم و همراه پدرمون زتدگی کردیم_۱۵سالگی ازدواج کردم و هنوزم جدا نشدم ۴ ساله در پی طلاق هستم_این ۳ سال اخیر مادرمو پیداکردم رفتم پیشش بعد۳سال حدود ۱سال میشه منو ازخونه بیرون کرد جایی نداشتم اومدم خونه خواهرم من واقعاحالم بده خانوم دکتر خواهرم۲تابچه داره خیلی بی ادب و گستاخ هستن بهم بی احترامی میکنن و هیچ ی پدرومادرشون بهشوک نمیگن تقریبا۲ساله عاشق یکی شدم اونقدر قشاررومه تموم عصبانیت ها و همه چیزو رو اون خالی میکنم
جواب سوال شما :
سلام خدمت شما مراجع گرامی و عزیز:دوست عزیزم با توجه به پیچیده بودن اوضاتون شما در مرحله اول باید سعی کنید که مستقل بشین و ازنظر مالی استقلال کامل پیدا کنید و بتونین روی پای خودتون بایستین ،هم عزت نفس شما تقویت میشه و هم حالات عصبیتون خیلی خیلی کاهش پیدا میکنه و میتونید ارتباطات خودتون رو ارتقا بدین ……….پیدا کردن یک شغل مناسب هر شغلی که فکر میکنید برای شما مناسب هست بسیاربسیار به شما کمک میکنه و شما رو از آشفتگی درمیاره.حتما روی عزت نفستون کار کنید ،ارتباطتون رو با آدمهای سمی قطع کنید ،خودتون رو دوست داشته باشید و به خودتون احترام بزارین ،ارتباطات خودتون رو افزایش بدید ،و……….🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام
من ۹ سالگی بچه طلاق شدم و همراه پدرمون زتدگی کردیم_۱۵سالگی ازدواج کردم و هنوزم جدا نشدم ۴ ساله در پی طلاق هستم_این ۳ سال اخیر مادرمو پیداکردم رفتم پیشش بعد۳سال حدود ۱سال میشه منو ازخونه بیرون کرد جایی نداشتم اومدم خونه خواهرم من واقعاحالم بده خانوم دکتر خواهرم۲تابچه داره خیلی بی ادب و گستاخ هستن بهم بی احترامی میکنن و هیچ ی پدرومادرشون بهشوک نمیگن تقریبا۲ساله عاشق یکی شدم اونقدر قشاررومه تموم عصبانیت ها و همه چیزو رو اون خالی میکنم
جواب سوال شما :
سلام خدمت شما مراجع گرامی و عزیز:دوست عزیزم با توجه به پیچیده بودن اوضاتون شما در مرحله اول باید سعی کنید که مستقل بشین و ازنظر مالی استقلال کامل پیدا کنید و بتونین روی پای خودتون بایستین ،هم عزت نفس شما تقویت میشه و هم حالات عصبیتون خیلی خیلی کاهش پیدا میکنه و میتونید ارتباطات خودتون رو ارتقا بدین ……….پیدا کردن یک شغل مناسب هر شغلی که فکر میکنید برای شما مناسب هست بسیاربسیار به شما کمک میکنه و شما رو از آشفتگی درمیاره.حتما روی عزت نفستون کار کنید ،ارتباطتون رو با آدمهای سمی قطع کنید ،خودتون رو دوست داشته باشید و به خودتون احترام بزارین ،ارتباطات خودتون رو افزایش بدید ،و……….🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Nazanin-lotfi- Counseling-
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۳۰۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر.
من دختر ۱۹ ساله هستم ۶ ماه هست ک با آقایی ک ۲۴ سالشه آشنا شدم.خانواده من ساکن تهران و خانواده این آقا ساکن همدان هستند و تو مدت سربازیشون باهم آشنا شدیم و خیلیی با شخصیت و با ایمان و مهربونند.قراره برا زندگی بریم همدان قصدمون از اول ازدواج بود الانم ایشون با خانوادشون مطرح کردند اما من هنوز مطرح نکردم و نمیدونم چطور براشون بگم ک میخوان بیان خاستگاری ک مخالفت نکنن و ناراحت نشن ک باهم بودیم.
مخصوصا اینکه محل زندگیمون فرق داره و تو سربازیشون با هم اشنا شدیم ممنون میشم راهنمایی کنین
جواب سوال شما :
سلام خدمت شما مراجع گرامی :دوست عزیز اینکه عنوان کردین که چطور این موضوع رو به خانوادتون بگین که ناراحت نشن کمی جای بحث داره ……یعنی خانواده شما از اینکه با فردی در ارتباط هستید و میخواین با اون فرد ازدواج کنید ناراحت هستن؟! و یا اینکه شما رو محدود میکنن؟! به هر دلیل هم باید به خودتون برای شناخت بیشتر فرصت بدین و هم به پارتنرتون و اینکه محدودیتها و تمام مسایلی که الان باهاش رو به رو هستید و شما رو نگران میکنه باید خیلی عاقلانه و درست با پارتنرتون در میون بزارین و نظرشو رو در این مورد بدونید و بعد اقدام به ازدواج کنید .با توجه به پایین بودن سن شما و پارتنرتون برای ازدواج حتما این مدت رو فقط به شناخت بیشتر اختصاص بدین و اجازه بدین که پارتنرتون به شما نزدیک تر بشه و همینطور شما هم نزدیک تر ……باید خدمتتون بگم که ازدواج در عصر حاضر مقوله پیچیده و حساسی هست و سعی کنید که هیجانی اقدام نکنید .🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر.
من دختر ۱۹ ساله هستم ۶ ماه هست ک با آقایی ک ۲۴ سالشه آشنا شدم.خانواده من ساکن تهران و خانواده این آقا ساکن همدان هستند و تو مدت سربازیشون باهم آشنا شدیم و خیلیی با شخصیت و با ایمان و مهربونند.قراره برا زندگی بریم همدان قصدمون از اول ازدواج بود الانم ایشون با خانوادشون مطرح کردند اما من هنوز مطرح نکردم و نمیدونم چطور براشون بگم ک میخوان بیان خاستگاری ک مخالفت نکنن و ناراحت نشن ک باهم بودیم.
مخصوصا اینکه محل زندگیمون فرق داره و تو سربازیشون با هم اشنا شدیم ممنون میشم راهنمایی کنین
جواب سوال شما :
سلام خدمت شما مراجع گرامی :دوست عزیز اینکه عنوان کردین که چطور این موضوع رو به خانوادتون بگین که ناراحت نشن کمی جای بحث داره ……یعنی خانواده شما از اینکه با فردی در ارتباط هستید و میخواین با اون فرد ازدواج کنید ناراحت هستن؟! و یا اینکه شما رو محدود میکنن؟! به هر دلیل هم باید به خودتون برای شناخت بیشتر فرصت بدین و هم به پارتنرتون و اینکه محدودیتها و تمام مسایلی که الان باهاش رو به رو هستید و شما رو نگران میکنه باید خیلی عاقلانه و درست با پارتنرتون در میون بزارین و نظرشو رو در این مورد بدونید و بعد اقدام به ازدواج کنید .با توجه به پایین بودن سن شما و پارتنرتون برای ازدواج حتما این مدت رو فقط به شناخت بیشتر اختصاص بدین و اجازه بدین که پارتنرتون به شما نزدیک تر بشه و همینطور شما هم نزدیک تر ……باید خدمتتون بگم که ازدواج در عصر حاضر مقوله پیچیده و حساسی هست و سعی کنید که هیجانی اقدام نکنید .🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۶۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام. دخترم هیجده ساله
من با پسره اشنا شدم و تا یه چند وقت باهم بودیم
تو این مدت میگفت نود بده یا چیزایی مثل این
اما اگه بحث نود رو بزاریم کنار واقعا پسر خوبی بود اما چون همش از نود و اینطور چیزا حرف میزد زدم بلاکش کردم بعدش اومد کلی عذرخواهی کرد و کلی التماس کرد که باهاش بمونم و این اخلاقشو میزاره کنار
ولی خب وقتی قبول کردم دوباره شروع کرد و من دوباره بلاکش کردم و
الان دلم براش تنگ شده با اینکه میدونم نباید
ولی خب نمیدونم چیکار کنم.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام. دخترم هیجده ساله
من با پسره اشنا شدم و تا یه چند وقت باهم بودیم
تو این مدت میگفت نود بده یا چیزایی مثل این
اما اگه بحث نود رو بزاریم کنار واقعا پسر خوبی بود اما چون همش از نود و اینطور چیزا حرف میزد زدم بلاکش کردم بعدش اومد کلی عذرخواهی کرد و کلی التماس کرد که باهاش بمونم و این اخلاقشو میزاره کنار
ولی خب وقتی قبول کردم دوباره شروع کرد و من دوباره بلاکش کردم و
الان دلم براش تنگ شده با اینکه میدونم نباید
ولی خب نمیدونم چیکار کنم.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۷۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
با سلام تقریبا ۲ سال هست ک با دوست پسرم اشنا شدم و اشنایی ما مجازی هست اوایل ازم درخواست سکس میکرد و میخواست از طریق تماس تصویری ارضاش کنم و وقتی ک دید من مخالفم دیگه حرفی از سکس نزد ولی نیاز جنسیش خیلی زیاده و اینکه کمکم کنید ک از دوراهی خلاص بشم دوست پسرم ادم قابل اعتماد و خیلی باشعوریه و من در تبریز و اون اهل کرجه بنظرتون میتونیم دوستیمون رو
تبدیل به ازدواج کنیم یا رابطمون اشتباهِ
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
با سلام تقریبا ۲ سال هست ک با دوست پسرم اشنا شدم و اشنایی ما مجازی هست اوایل ازم درخواست سکس میکرد و میخواست از طریق تماس تصویری ارضاش کنم و وقتی ک دید من مخالفم دیگه حرفی از سکس نزد ولی نیاز جنسیش خیلی زیاده و اینکه کمکم کنید ک از دوراهی خلاص بشم دوست پسرم ادم قابل اعتماد و خیلی باشعوریه و من در تبریز و اون اهل کرجه بنظرتون میتونیم دوستیمون رو
تبدیل به ازدواج کنیم یا رابطمون اشتباهِ
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃