Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۰۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خطیبی
🆔@KH_Mahgol
شرح مشکل :
باسلام دختری ۲۹ ساله هستم بایه اقایی اشناشدم ۲۹ ساله وقصدمون ازدواج وخانوادها اطلاع دارن منتها بیرون میریم من نمیدونم چ جور بایداین اقاروبشناسم چه صحبتایی کنم.چون هردومون درونگراهستیم و اصلن کم پیش میاد حرف پیداکنیم بیشتر سکوت میکنیم اکهکافه یارستوران هم بریم درحدیه صحبت کوتاه هستش... من بایدچه جور ارتباط برقرارکنم تابهتربشناسم ایا کتابی در اینمورد هست؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خطیبی
🆔@KH_Mahgol
شرح مشکل :
باسلام دختری ۲۹ ساله هستم بایه اقایی اشناشدم ۲۹ ساله وقصدمون ازدواج وخانوادها اطلاع دارن منتها بیرون میریم من نمیدونم چ جور بایداین اقاروبشناسم چه صحبتایی کنم.چون هردومون درونگراهستیم و اصلن کم پیش میاد حرف پیداکنیم بیشتر سکوت میکنیم اکهکافه یارستوران هم بریم درحدیه صحبت کوتاه هستش... من بایدچه جور ارتباط برقرارکنم تابهتربشناسم ایا کتابی در اینمورد هست؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from 🌾mahgol🌾
تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۰۶ 🍃🌺🍃🍂 🍂🍃🌺 🌺🍂 🍃 🌺 🍂 مشاور شما : سرکار خانم خطیبی 🆔@KH_Mahgol شرح مشکل : باسلام دختری ۲۹ ساله هستم بایه اقایی اشناشدم ۲۹ ساله وقصدمون ازدواج وخانوادها اطلاع دارن منتها بیرون میریم من نمیدونم چ جور بایداین اقاروبشناسم چه صحبتایی کنم.چون…
Forwarded from فرزانه سردار
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۰۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم سردار
🆔@psychology_teamm
شرح مشکل :
سلام صبح بخیر ،بنده خانم 43ساله ،دارای کارشناسی حسابداری،ودارای دوفرزندهستم وهمسرم هم لیسانس هستندو کارمند
دختر کوچکم نه سال داره و حدود دو سال هست که خیلی رفتارش بد شده ،از زمان فوت پدر شوهرم ،خیلی پرخاشگر ،عصبی،زود رنج،وشدیدا وابسته شده،سرهرموضوع کوچکی دادو بیداد راه میندازه وگریه وزاری
خیلی حس حسادت شدیدی داره،وقدرت انتخاب هم ندارن واز افراد غریبه و مکانهای جدید موقعیتهای جدید هم ترس وواهمه داره
لطفاً راهنمایی کنید چطور باهاش رفتار کنم ؟
جواب سوال شما :
سلام وقت بخیر
رفتارهای دخترت بیشتر شبیه واکنش به ترس و غم طولانیه
بچهها وقتی یکی از اعضای خانواده رو از دست میدن معمولا احساس ناامنی پیدا میکنن و این ناامنی خودش رو با وابستگی زیاد پرخاشگری و حسادت نشون میده
یعنی پشت همه ی این رفتارها یه ترس پنهان هست نه لجبازی
کاری که تو خونه میتونی انجام بدی
اول
روزش رو قابل پیشبینی کن ساعت خواب غذا تکالیف و بازی تقریبا ثابت باشه
چیزی که بچه مضطرب رو آروم میکنه اینه که بدونه بعدش چی میشه
دوم
وقتی عصبانی یا گریونه فقط احساسش رو به زبون بیار مثلا
میدونم ترسیدی
میدونم ناراحتی
بچه وقتی دیده میشه نیاز نداره داد بزنه تا توجه بگیره
سوم
مرز آروم ولی ثابت بگذار
حرفتو وقتی با صدای آروم بزنی میشنوم
اگه ادامه داد یه پیامد ساده و قابل اجرا بذار مثلا دو دقیقه استراحت یا پنج دقیقه کم شدن از زمان بازی
بعد که آروم شد دوباره بهش فرصت بده
چهارم
خیلی کم کم ببریش تو موقعیتهای جدید
اول کوتاه و با توضیح قبلی مثلا
میریم پنج دقیقه یه جا که قبلش بهت میگم چیه
زمانش رو کم کم بیشتر کن
پنجم
چند تا تمرین هیجان مفید
نفس عمیق با دست رو شکم
کارت احساسات که قبل از عصبانیت یکی رو انتخاب کنه
بازی نقش برای تمرین موقعیتهای جدید
ششم
وقتی رفتار خوبی نشون داد به شکل مشخص صداش کن
دیدم امروز وقتی ناراحت شدی آروم موندی
همین جملههای ریز رفتار خوب رو زیاد میکنه
اگر دیدی شدت گریهها و پرخاش زیاد میشه یا عملکردش تو مدرسه افت کرده بهتره چند جلسه با روانشناس کودک کار کنید
فرزانه سردار
درمانگر کودک و نوجوان
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/farzaneh_sardar?igsh=MXZ5cmUwZWJ3OHEwOA==
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم سردار
🆔@psychology_teamm
شرح مشکل :
سلام صبح بخیر ،بنده خانم 43ساله ،دارای کارشناسی حسابداری،ودارای دوفرزندهستم وهمسرم هم لیسانس هستندو کارمند
دختر کوچکم نه سال داره و حدود دو سال هست که خیلی رفتارش بد شده ،از زمان فوت پدر شوهرم ،خیلی پرخاشگر ،عصبی،زود رنج،وشدیدا وابسته شده،سرهرموضوع کوچکی دادو بیداد راه میندازه وگریه وزاری
خیلی حس حسادت شدیدی داره،وقدرت انتخاب هم ندارن واز افراد غریبه و مکانهای جدید موقعیتهای جدید هم ترس وواهمه داره
لطفاً راهنمایی کنید چطور باهاش رفتار کنم ؟
جواب سوال شما :
سلام وقت بخیر
رفتارهای دخترت بیشتر شبیه واکنش به ترس و غم طولانیه
بچهها وقتی یکی از اعضای خانواده رو از دست میدن معمولا احساس ناامنی پیدا میکنن و این ناامنی خودش رو با وابستگی زیاد پرخاشگری و حسادت نشون میده
یعنی پشت همه ی این رفتارها یه ترس پنهان هست نه لجبازی
کاری که تو خونه میتونی انجام بدی
اول
روزش رو قابل پیشبینی کن ساعت خواب غذا تکالیف و بازی تقریبا ثابت باشه
چیزی که بچه مضطرب رو آروم میکنه اینه که بدونه بعدش چی میشه
دوم
وقتی عصبانی یا گریونه فقط احساسش رو به زبون بیار مثلا
میدونم ترسیدی
میدونم ناراحتی
بچه وقتی دیده میشه نیاز نداره داد بزنه تا توجه بگیره
سوم
مرز آروم ولی ثابت بگذار
حرفتو وقتی با صدای آروم بزنی میشنوم
اگه ادامه داد یه پیامد ساده و قابل اجرا بذار مثلا دو دقیقه استراحت یا پنج دقیقه کم شدن از زمان بازی
بعد که آروم شد دوباره بهش فرصت بده
چهارم
خیلی کم کم ببریش تو موقعیتهای جدید
اول کوتاه و با توضیح قبلی مثلا
میریم پنج دقیقه یه جا که قبلش بهت میگم چیه
زمانش رو کم کم بیشتر کن
پنجم
چند تا تمرین هیجان مفید
نفس عمیق با دست رو شکم
کارت احساسات که قبل از عصبانیت یکی رو انتخاب کنه
بازی نقش برای تمرین موقعیتهای جدید
ششم
وقتی رفتار خوبی نشون داد به شکل مشخص صداش کن
دیدم امروز وقتی ناراحت شدی آروم موندی
همین جملههای ریز رفتار خوب رو زیاد میکنه
اگر دیدی شدت گریهها و پرخاش زیاد میشه یا عملکردش تو مدرسه افت کرده بهتره چند جلسه با روانشناس کودک کار کنید
فرزانه سردار
درمانگر کودک و نوجوان
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/farzaneh_sardar?igsh=MXZ5cmUwZWJ3OHEwOA==
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۱۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام خانم دکتر خسته نباشی
من خانم ۵۰ ساله هستم
دوسال پیش درفضای مجازی با یه آقای که دوسال ازم کوچکتر بود سابقه یه ازدواج ناموفق داریم (هردو بدون بچه هستیم) برای ازدواج آشنا شدیم
هرروز با چت وتلفن حرف می زدیم
تاحدودی تفاهم داشتیم که بعداز ۶ ماه آقا اومدن دیدنم
همون دیدار اول گفتن صیغه محرمیت بخونیم که راحت تر آشنا بشیم منم قبول کردم
ناگفته نمونه که آقا تقربیا ازشهرمن دوساعت فاصله داره
اگه من قبول کنم هرهفته میاد دیدنم
تا حالا بیشتراز ده بار اومدن دیدنم باهم چن ساعتی باهم بودیم
درعرض این دوسال هروقت من میگم بیا این رابطه رو رسمی کنیم خانواده ها رو درجریان بزاریم
میگه من فعلا آماده نیستم و....
چن باری هم من گفتم حالا که جلو نمیای پس این رابطه رو تموم کنیم
من دیگه ادامه ندادم
بعداز چن مدتی آقا باز زنگ زدن گفتن من دوستت دارم نمی تونم بی خیالتون بشم
حالا من ازتون راهنمایی مخوام چکار کنم !!
هروقت بهش میگم که تکلیف منو روشن کن
الکی بهونه میاره
خودمم میدونم که بهونه هست نمخواد مسولیت قبول کنه
من خیلی عذاب وجدان دارم که چرا باهاش وارد رابطه شدم
خیلی اذیت میشم
چطوری باهاش برخورد کنم که زودتر تکلیف منو روشن کنه ؟
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز بانویی ۵۰ ساله هستین مجرد و با ازدواج نا موفق و بدون فرزند و در رابطه ای قرار دارین که نسبتا کسی با شرایطی شبیه به شماس بنظرم اگر تمام شرایط اقا را مناسب می دوتین و بهش اعتماد دارین و در حال حاضر خواستکار ندارین و در کنارش خالتون خوبه به همین طریق ادامه بدین و قطع رابطه نکنین اما فرصتیو تایمی در تظر بگیرید تا چنانچه مشکلی دارن حل کنن و بعد تصمیم قطعی بگیرید و حد و مرز رابطه را مشخص کنین . بهتره در حال حاضر خانواده در جریان رابطه قرار نگیرند چون به محض اطلاع با فشاری که بهتون وارد میکنند باعث میشن که رابطه خراب بشه ،اما علت اصلی رابطه راپیدا کنید ، آیا وابستگی پیدا کردید ؟از نظرمالی کمک کننده اس؟ از نظرعاطغی و جنسی چطور؟ نمام جوانب را درنظربگیرید!!ایا ماندن با چنین شرایطی آرام بخش و نیازه، یا ترک رابطه و بی قراری و افسردگی که ممکنه دچارش بشین ؟. پیشنهادم اینه که به فکر استقلال مالی و سرگرمی و تفریحات سالم باشید و با دوستانتون حال خوبی داشته باشین که اگه قرار به جدایی باشه بهتون سخت نگذره . بنظرم تا به حال صحبت جدی نداشتین حتما اینکار را انجام بدید . در صورت نیاز برای راهنمایی بیشتر تماس بگیرید .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام خانم دکتر خسته نباشی
من خانم ۵۰ ساله هستم
دوسال پیش درفضای مجازی با یه آقای که دوسال ازم کوچکتر بود سابقه یه ازدواج ناموفق داریم (هردو بدون بچه هستیم) برای ازدواج آشنا شدیم
هرروز با چت وتلفن حرف می زدیم
تاحدودی تفاهم داشتیم که بعداز ۶ ماه آقا اومدن دیدنم
همون دیدار اول گفتن صیغه محرمیت بخونیم که راحت تر آشنا بشیم منم قبول کردم
ناگفته نمونه که آقا تقربیا ازشهرمن دوساعت فاصله داره
اگه من قبول کنم هرهفته میاد دیدنم
تا حالا بیشتراز ده بار اومدن دیدنم باهم چن ساعتی باهم بودیم
درعرض این دوسال هروقت من میگم بیا این رابطه رو رسمی کنیم خانواده ها رو درجریان بزاریم
میگه من فعلا آماده نیستم و....
چن باری هم من گفتم حالا که جلو نمیای پس این رابطه رو تموم کنیم
من دیگه ادامه ندادم
بعداز چن مدتی آقا باز زنگ زدن گفتن من دوستت دارم نمی تونم بی خیالتون بشم
حالا من ازتون راهنمایی مخوام چکار کنم !!
هروقت بهش میگم که تکلیف منو روشن کن
الکی بهونه میاره
خودمم میدونم که بهونه هست نمخواد مسولیت قبول کنه
من خیلی عذاب وجدان دارم که چرا باهاش وارد رابطه شدم
خیلی اذیت میشم
چطوری باهاش برخورد کنم که زودتر تکلیف منو روشن کنه ؟
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز بانویی ۵۰ ساله هستین مجرد و با ازدواج نا موفق و بدون فرزند و در رابطه ای قرار دارین که نسبتا کسی با شرایطی شبیه به شماس بنظرم اگر تمام شرایط اقا را مناسب می دوتین و بهش اعتماد دارین و در حال حاضر خواستکار ندارین و در کنارش خالتون خوبه به همین طریق ادامه بدین و قطع رابطه نکنین اما فرصتیو تایمی در تظر بگیرید تا چنانچه مشکلی دارن حل کنن و بعد تصمیم قطعی بگیرید و حد و مرز رابطه را مشخص کنین . بهتره در حال حاضر خانواده در جریان رابطه قرار نگیرند چون به محض اطلاع با فشاری که بهتون وارد میکنند باعث میشن که رابطه خراب بشه ،اما علت اصلی رابطه راپیدا کنید ، آیا وابستگی پیدا کردید ؟از نظرمالی کمک کننده اس؟ از نظرعاطغی و جنسی چطور؟ نمام جوانب را درنظربگیرید!!ایا ماندن با چنین شرایطی آرام بخش و نیازه، یا ترک رابطه و بی قراری و افسردگی که ممکنه دچارش بشین ؟. پیشنهادم اینه که به فکر استقلال مالی و سرگرمی و تفریحات سالم باشید و با دوستانتون حال خوبی داشته باشین که اگه قرار به جدایی باشه بهتون سخت نگذره . بنظرم تا به حال صحبت جدی نداشتین حتما اینکار را انجام بدید . در صورت نیاز برای راهنمایی بیشتر تماس بگیرید .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۷۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام
من با یه دختر ۲ ساله آشنا شدم و خیلی کنارش خوشحالم
ولی من مشکل خودارضایی دارم و رفتم برای درمان ولی شهوتم زیاد بوده و قرصا جواب ندادن پس حتما باید رابطه جنسی داشته باشم ولی الان شرایط محرمیت با اون دخترو ندارم و اون دخترم حاضر نمیشه بدون محرمیت رابطه داشته باشیم. از طرفی منم نتونسم راضی بشم که با کسه دیگه رابطه داشته باشم وقتی به یکی علاقه دارم خود ارضایی هم باید ترک کنم چون دارم خیلی اذیت میشم.
هر چقدر فکر کردم به نتیجه ای نرسیدم واقعا موندم چی کار کنم دارم افسردگی میگیرم لطفا کمکم کنید
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام
من با یه دختر ۲ ساله آشنا شدم و خیلی کنارش خوشحالم
ولی من مشکل خودارضایی دارم و رفتم برای درمان ولی شهوتم زیاد بوده و قرصا جواب ندادن پس حتما باید رابطه جنسی داشته باشم ولی الان شرایط محرمیت با اون دخترو ندارم و اون دخترم حاضر نمیشه بدون محرمیت رابطه داشته باشیم. از طرفی منم نتونسم راضی بشم که با کسه دیگه رابطه داشته باشم وقتی به یکی علاقه دارم خود ارضایی هم باید ترک کنم چون دارم خیلی اذیت میشم.
هر چقدر فکر کردم به نتیجه ای نرسیدم واقعا موندم چی کار کنم دارم افسردگی میگیرم لطفا کمکم کنید
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۸۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام، خسته نباشید… من ی مشکلی دارم خواستم راهنماییم کنید. من الان ۶ ماه که نامزدم و قبل نامزدیم۶ ماه برای شناخت بیشتر زیر نظر خانواده با نامزدم حرف میزدیم و همو میدیدیم. قبل از خواستگاری از هم یه شناخت هایی داشتیم. همو خیلی دوست داریم. خیلی با هم خوب بودیم. ولی الان نزدیک یک ماه همش سر چیزای الکی دعوا داریم با کوچکترین حرف، من ناراحت میشم با کوچکترین حرف، اون ناراحت میشه. فشار مالی روشه و نامزدم زود عصبی میشه. تو عصبانیت یه دفعه میگه من زن اینجوری نمیخوام، به سرم میخوره همه چیز را بهم بزنم یا بهم میگه آدم شو من زندگی اینجوری نمیخوام … بابام اول قبول نمی کرد بیان خواستگاری. با خواهش من راضی شد و من از اون موقع به بعد خیلی عصبی شدم زود داد میزنم همش میترسم من و از نامزدم جدا کنند. خانوادمم نمیزارن الان عقد کنیم. میگن خواهرت هنوز عروسی نکرده و جهیزیه اونو داریم. میگن نمیشه تو الان عقد کنی با اینکه تمام خرج عقد با نامزدمه ولی راضی نمیشن خیلی دارم اذیت میشم. یک ماه همش بحث و دعوا داریم. حتی راضی نمیشن تو محضر عقد کنیم. میگن حتما باید جشن بگیرید. نامزدم میگه تو مثل اولا نیستی و تو منو دوست نداری. نمیدونم واقعا چیکار کنم خواهش میکنم راهنمایی کنید…ممنون میشم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام، خسته نباشید… من ی مشکلی دارم خواستم راهنماییم کنید. من الان ۶ ماه که نامزدم و قبل نامزدیم۶ ماه برای شناخت بیشتر زیر نظر خانواده با نامزدم حرف میزدیم و همو میدیدیم. قبل از خواستگاری از هم یه شناخت هایی داشتیم. همو خیلی دوست داریم. خیلی با هم خوب بودیم. ولی الان نزدیک یک ماه همش سر چیزای الکی دعوا داریم با کوچکترین حرف، من ناراحت میشم با کوچکترین حرف، اون ناراحت میشه. فشار مالی روشه و نامزدم زود عصبی میشه. تو عصبانیت یه دفعه میگه من زن اینجوری نمیخوام، به سرم میخوره همه چیز را بهم بزنم یا بهم میگه آدم شو من زندگی اینجوری نمیخوام … بابام اول قبول نمی کرد بیان خواستگاری. با خواهش من راضی شد و من از اون موقع به بعد خیلی عصبی شدم زود داد میزنم همش میترسم من و از نامزدم جدا کنند. خانوادمم نمیزارن الان عقد کنیم. میگن خواهرت هنوز عروسی نکرده و جهیزیه اونو داریم. میگن نمیشه تو الان عقد کنی با اینکه تمام خرج عقد با نامزدمه ولی راضی نمیشن خیلی دارم اذیت میشم. یک ماه همش بحث و دعوا داریم. حتی راضی نمیشن تو محضر عقد کنیم. میگن حتما باید جشن بگیرید. نامزدم میگه تو مثل اولا نیستی و تو منو دوست نداری. نمیدونم واقعا چیکار کنم خواهش میکنم راهنمایی کنید…ممنون میشم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۹۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام
ببخشيد من با يه پسري نزديك ١ سال و نيمه كه دوستيم و رابطه خوبي داريم با هم و به فكر ازدواج هستيم من ١٩ سالمه و ايشون ٢٠ سال فقط تنها چيزي ك منو اذيت ميكنه حس ميكنم ك ايشون خيلي دروغ ميگن راحب چيزاي كوچيكي ك اصلا لازم نيست دربارش دروغ بگه به من نياز به راهنمايي دارم نميدونم چيكار كنم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام
ببخشيد من با يه پسري نزديك ١ سال و نيمه كه دوستيم و رابطه خوبي داريم با هم و به فكر ازدواج هستيم من ١٩ سالمه و ايشون ٢٠ سال فقط تنها چيزي ك منو اذيت ميكنه حس ميكنم ك ايشون خيلي دروغ ميگن راحب چيزاي كوچيكي ك اصلا لازم نيست دربارش دروغ بگه به من نياز به راهنمايي دارم نميدونم چيكار كنم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Nasrin salehi
پاسخ به سوال
۶۱۲۹۵۱
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
۶۱۲۹۵۱
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
Forwarded from Roya Chamanpira
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۳۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم چمن پیرا
🆔@Roya262
شرح مشکل :
سلام عصرتون بخیر
پسرم 13 ساله هست، 5 ساله یقه های. بلوز و پیراهن های خودش را با قیچی برش میدهد و هر سری بهانه هایی مختلف عنوان میکند مثل اتیکتهای دوخته شده داخل لباس و یا ریختن چیزی روی لباس و ….. لطفا راهنمایی بفرمایید.
جواب سوال شما :سلام و درود خدمت شما دوستِ عزیز ،رفتار پسرتون میتونه دلایل مختلفی داشته باشه و بهتره با نگاه کنجکاو و بدون قضاوت بررسی بشه . چند نکته کلی که میتواند کمککننده باشد:
چرا این کار رو انجام میده؟
- حساسیت حسی : بعضی نوجوانان نسبت به برچسبها ، دوختها یا جنس پارچه حساسیت زیادی دارند و احساس ناراحتی میکنن .
- بیان استقلال و کنترل: در سنین نوجوانی ، بچهها گاهی با تغییر ظاهر لباسها میخوان حس استقلال یا کنترل بر محیطِ خودشون رو داشته باشن .
- عادت یا راهی برای تخلیه تنش : ممکنه این کار براش تبدیل به یه عادت یا راهی برای آروم شدنش باشه .
- دلایل دیگر: گاهی هم نوجوان دلیل واقعی را نمیگن و بهانههایی میارن تا از توضیح مستقیم اجتناب کنن .
*چه کارهایی رو میتونید امتحان کنید؟
- گفتوگوی آرام: بدون سرزنش ، با او صحبت کنید و بپرسید دقیقاً چه چیزی اذیتش میکنه .
- لباسهای بدون برچسب یا سادهتر: میتونید لباسهایی انتخاب کنید که برچسب ندارن یا از جنسهایی هستن که کمتر حساسیت ایجاد میکنن .
- جایگزین کردن راههای دیگر: اگر این کار براش نوعی تخلیه هست ، فعالیتهای دیگری مثل کاردستی ، طراحی یا ورزش میتونه جایگزین خوبی باشه .
- مرزگذاری ملایم: توضیح دهید که بریدن لباسها هزینه و محدودیت داره ، و با هم راهحل پیدا کنید (مثلاً قبل از خرید لباس ، خودش انتخاب کنه).
* چه زمانی بهتر است کمک تخصصی بگیرید؟
اگر این رفتار :خیلی تکرار بشه و به شکل وسواسگونه ادامه پیدا کنه ،
- باعث آسیب به خودش یا وسایل دیگر بشه ،
- یا همراه با نشانههای دیگری مثل اضطراب شدید ، گوشهگیری یا تغییرات رفتاری ناگهانی باشه ،
بهتر است با یک روانشناس کودک و نوجوان مشورت کنید تا بررسی دقیقتری انجام دهند .
با آرزوی توفیق روز افزون برای شما
رؤیا چمن پیرا مشاور کودک و نوجوان و اختلالات شخصیتی
تماس: 09194175932
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم چمن پیرا
🆔@Roya262
شرح مشکل :
سلام عصرتون بخیر
پسرم 13 ساله هست، 5 ساله یقه های. بلوز و پیراهن های خودش را با قیچی برش میدهد و هر سری بهانه هایی مختلف عنوان میکند مثل اتیکتهای دوخته شده داخل لباس و یا ریختن چیزی روی لباس و ….. لطفا راهنمایی بفرمایید.
جواب سوال شما :سلام و درود خدمت شما دوستِ عزیز ،رفتار پسرتون میتونه دلایل مختلفی داشته باشه و بهتره با نگاه کنجکاو و بدون قضاوت بررسی بشه . چند نکته کلی که میتواند کمککننده باشد:
چرا این کار رو انجام میده؟
- حساسیت حسی : بعضی نوجوانان نسبت به برچسبها ، دوختها یا جنس پارچه حساسیت زیادی دارند و احساس ناراحتی میکنن .
- بیان استقلال و کنترل: در سنین نوجوانی ، بچهها گاهی با تغییر ظاهر لباسها میخوان حس استقلال یا کنترل بر محیطِ خودشون رو داشته باشن .
- عادت یا راهی برای تخلیه تنش : ممکنه این کار براش تبدیل به یه عادت یا راهی برای آروم شدنش باشه .
- دلایل دیگر: گاهی هم نوجوان دلیل واقعی را نمیگن و بهانههایی میارن تا از توضیح مستقیم اجتناب کنن .
*چه کارهایی رو میتونید امتحان کنید؟
- گفتوگوی آرام: بدون سرزنش ، با او صحبت کنید و بپرسید دقیقاً چه چیزی اذیتش میکنه .
- لباسهای بدون برچسب یا سادهتر: میتونید لباسهایی انتخاب کنید که برچسب ندارن یا از جنسهایی هستن که کمتر حساسیت ایجاد میکنن .
- جایگزین کردن راههای دیگر: اگر این کار براش نوعی تخلیه هست ، فعالیتهای دیگری مثل کاردستی ، طراحی یا ورزش میتونه جایگزین خوبی باشه .
- مرزگذاری ملایم: توضیح دهید که بریدن لباسها هزینه و محدودیت داره ، و با هم راهحل پیدا کنید (مثلاً قبل از خرید لباس ، خودش انتخاب کنه).
* چه زمانی بهتر است کمک تخصصی بگیرید؟
اگر این رفتار :خیلی تکرار بشه و به شکل وسواسگونه ادامه پیدا کنه ،
- باعث آسیب به خودش یا وسایل دیگر بشه ،
- یا همراه با نشانههای دیگری مثل اضطراب شدید ، گوشهگیری یا تغییرات رفتاری ناگهانی باشه ،
بهتر است با یک روانشناس کودک و نوجوان مشورت کنید تا بررسی دقیقتری انجام دهند .
با آرزوی توفیق روز افزون برای شما
رؤیا چمن پیرا مشاور کودک و نوجوان و اختلالات شخصیتی
تماس: 09194175932
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from مهتاب افشار
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۳۸
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم افشار
🆔@Mahtab176
شرح مشکل :
سلام و عرض ادب, درخواست مشاوره ازتون دارم . من یه خواستگار دارم معیارهای مهم منو داره و از خط قرمز من رد نشده..معیارهی مهمم اخلاق,کاری بودن,و روی پای خودش بایسته و تحصیلکرده باشه بود همه رو داره و خط قرمزهامم اهل دود و سیگار و مشروبات الکی نباشه بود که خداروشکر اونارو نداره..من ازتون در مورد سردرگمی که خانوادم برام ایجاد کردن میخواستم راهنمایی بگیرم..من و خواستگارم دو سال بود تو فضای مجازی باهم گفت و گو داشتیم و بعد ایشون به خواستگاریم اومدن هر دو خانواده راضین ولی مشکل راه و مسافت دوریکه باهم داریم هست.
من تهرانم و ایشون بوشهر و محل کارشونم عسلویست .. خانواده ی من میگن تو نمیتونی تو شهرغریب دوم بیاری و دلتنگ خانوادت میشی ولی خواستگارم بهم قول داده هرموقع دلتنگ بشم منو بفرسته پیش خانوادم..خانواده ی من میگن یه عمر زندگیه و تو همیشه توی شهر غریب تنهایی برای ما سخته بهت سر بزنیم..حالا من موندم چیکار کنم..لطفا راهنمایم کنین
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم افشار
🆔@Mahtab176
شرح مشکل :
سلام و عرض ادب, درخواست مشاوره ازتون دارم . من یه خواستگار دارم معیارهای مهم منو داره و از خط قرمز من رد نشده..معیارهی مهمم اخلاق,کاری بودن,و روی پای خودش بایسته و تحصیلکرده باشه بود همه رو داره و خط قرمزهامم اهل دود و سیگار و مشروبات الکی نباشه بود که خداروشکر اونارو نداره..من ازتون در مورد سردرگمی که خانوادم برام ایجاد کردن میخواستم راهنمایی بگیرم..من و خواستگارم دو سال بود تو فضای مجازی باهم گفت و گو داشتیم و بعد ایشون به خواستگاریم اومدن هر دو خانواده راضین ولی مشکل راه و مسافت دوریکه باهم داریم هست.
من تهرانم و ایشون بوشهر و محل کارشونم عسلویست .. خانواده ی من میگن تو نمیتونی تو شهرغریب دوم بیاری و دلتنگ خانوادت میشی ولی خواستگارم بهم قول داده هرموقع دلتنگ بشم منو بفرسته پیش خانوادم..خانواده ی من میگن یه عمر زندگیه و تو همیشه توی شهر غریب تنهایی برای ما سخته بهت سر بزنیم..حالا من موندم چیکار کنم..لطفا راهنمایم کنین
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from مهتاب افشار
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۲۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکارخانم افشار
🆔@Mahtab176
شرح مشکل :
سلام. من 22 سالمه ترم اخر لیسانس کامپیوتر. 160 قدمه و 42 وزنم .تا الان هیچ پسری طرفمم نیومده با اینکه خانواده من وضعیت مالی خوبی دارن پدرم رییس بانک بوده و برادرم استاد دانشگاه . همیشه از نظر ظاهری شیک و تمیز و به روز اما ساده هستم به طوری که خیلی خیلی زیاد چه تو دانشگاه چه تو فامیل روی لباسام فوکوس میشه. قیافه ام هم خیلی ها میگن خوشگله. حتی نظرات مثبتشون راجع به قیافه ام رو پشت سر خودمم شنیدم. اما خب لاغر هستم دیگه همیشه فک میکنم حتما به خاطر همین هست که هیچ پسری حتی بهم نگاه هم نکرده. خانواده هم در این زمینه اصلا جدیم نمیگیرن و اصلا فک نمیکنن که منم میتونم ازدواج کنم یا فکر میکنن عمرا هیچ پسری نگاه من هم نمیکنه و قطعا هیچ کس از من خوشش نمیاد تا حالا بار ها شده که کسی از خواهرم یا مادرم خواسته که دختری رو بهشون معرفی کنن اونا دخترای فامیل که حتی بعضی هاشون از من کوچکتر هم هستن اما دانشجو پزشکی رو معرفی کردن اما من حتی یه لحظه هم از ذهنشون نگذشتم. احساس میکنم تو این دنیا هیچ جایی ندارم. احساس میکنم خیلی بی مصرفم خسته ام ازین که زندگی من مثل بقیه دخترا نیست. همه دخترا رابطه های عاطفی دارن اما من هیچ وقت نتونستم چنین چیزی رو تجربه کنم. واقعا عجیبه که چه طور تا حالا من نظر هیچ پسری رو جلب نکردم. با وجود اینکه من اولش یه دانشگاه درس میخوندم بعد مهمانی گرفتم به یه دانشگاه دیگه و اینطوری تو محیط دو تا دانشگاه بودم با اینکه دختر نسبتا ساکتی هستم اما سریع تو دانشگاه شناخته شدم و حتی کسایی که نمیشناختم و اصلا نمیدونستم این هم من رو شناخته بودن.اینکه خانواده هم من رو جدی نمیگیرن خییییلیییی اذیتم میکنه. من یه خواهر 29 ساله دارم که اونم مجرده. اما اصلا طرز فکر خانواده ام این نیست که اول اون باید ازدواج کنه چون قبلا برام خاستگار اومده. من میتونم و بلدم که با جنس مذکر راحت تعامل اجتماعی داشته باشم و این طور نیست که دختر عنق و یا خنثی باشم اما خب با این وجود تا حالا هیچ کس طرفم نیومده. شما بگید من چه کار کنم؟واقعا تمام مشکلات من از لاغریه؟ از خودم متنفرم. وقتی تیپ خودمو تو اینه میبینم حالم بهم میخوره. تمام تلاشمو میکنم که به خودم بقبولونم که رابطه عاطفی تو زندگی من هیچ جایگاهی نداره و نخواهد داشت و زندگی هرکس یه جور و زندگی من هم اینجوری اما بازم همش غصه میخورم. جوری شده که از همه دخترا بدم میاد و احساس کمبود دارم پیششون.همیشه بغض دارم. دلم میخواد فقط یه جوری بشه که اروم بشم. من چه کار باید بکنم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکارخانم افشار
🆔@Mahtab176
شرح مشکل :
سلام. من 22 سالمه ترم اخر لیسانس کامپیوتر. 160 قدمه و 42 وزنم .تا الان هیچ پسری طرفمم نیومده با اینکه خانواده من وضعیت مالی خوبی دارن پدرم رییس بانک بوده و برادرم استاد دانشگاه . همیشه از نظر ظاهری شیک و تمیز و به روز اما ساده هستم به طوری که خیلی خیلی زیاد چه تو دانشگاه چه تو فامیل روی لباسام فوکوس میشه. قیافه ام هم خیلی ها میگن خوشگله. حتی نظرات مثبتشون راجع به قیافه ام رو پشت سر خودمم شنیدم. اما خب لاغر هستم دیگه همیشه فک میکنم حتما به خاطر همین هست که هیچ پسری حتی بهم نگاه هم نکرده. خانواده هم در این زمینه اصلا جدیم نمیگیرن و اصلا فک نمیکنن که منم میتونم ازدواج کنم یا فکر میکنن عمرا هیچ پسری نگاه من هم نمیکنه و قطعا هیچ کس از من خوشش نمیاد تا حالا بار ها شده که کسی از خواهرم یا مادرم خواسته که دختری رو بهشون معرفی کنن اونا دخترای فامیل که حتی بعضی هاشون از من کوچکتر هم هستن اما دانشجو پزشکی رو معرفی کردن اما من حتی یه لحظه هم از ذهنشون نگذشتم. احساس میکنم تو این دنیا هیچ جایی ندارم. احساس میکنم خیلی بی مصرفم خسته ام ازین که زندگی من مثل بقیه دخترا نیست. همه دخترا رابطه های عاطفی دارن اما من هیچ وقت نتونستم چنین چیزی رو تجربه کنم. واقعا عجیبه که چه طور تا حالا من نظر هیچ پسری رو جلب نکردم. با وجود اینکه من اولش یه دانشگاه درس میخوندم بعد مهمانی گرفتم به یه دانشگاه دیگه و اینطوری تو محیط دو تا دانشگاه بودم با اینکه دختر نسبتا ساکتی هستم اما سریع تو دانشگاه شناخته شدم و حتی کسایی که نمیشناختم و اصلا نمیدونستم این هم من رو شناخته بودن.اینکه خانواده هم من رو جدی نمیگیرن خییییلیییی اذیتم میکنه. من یه خواهر 29 ساله دارم که اونم مجرده. اما اصلا طرز فکر خانواده ام این نیست که اول اون باید ازدواج کنه چون قبلا برام خاستگار اومده. من میتونم و بلدم که با جنس مذکر راحت تعامل اجتماعی داشته باشم و این طور نیست که دختر عنق و یا خنثی باشم اما خب با این وجود تا حالا هیچ کس طرفم نیومده. شما بگید من چه کار کنم؟واقعا تمام مشکلات من از لاغریه؟ از خودم متنفرم. وقتی تیپ خودمو تو اینه میبینم حالم بهم میخوره. تمام تلاشمو میکنم که به خودم بقبولونم که رابطه عاطفی تو زندگی من هیچ جایگاهی نداره و نخواهد داشت و زندگی هرکس یه جور و زندگی من هم اینجوری اما بازم همش غصه میخورم. جوری شده که از همه دخترا بدم میاد و احساس کمبود دارم پیششون.همیشه بغض دارم. دلم میخواد فقط یه جوری بشه که اروم بشم. من چه کار باید بکنم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from M M
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۲۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام وقتتون بخير آقای دکتر محمودی
من يه دختر 17 سال ام كه در يه مدرسه با فشار درسي بالا درس ميخونم…پارسال همين موقع كلي هدف داشتم اما الان ديگه برام مهم نيست كه چي ميشه…اعتقاداتم و حتي آرمان هامو از دست دادم و به طور كلي دچار يه بي هدفيو سردرگمي شدم….با مشاور مدرسه كه صحبت كردم گفتن خسته شدي و نياز به استراحت داري ولي راستش روم نشد بهش بگم كه با اين حجم درسي و تكاليفي كه برامون مقرر كرديد اگه استراحت كنم از زندگي عقب ميوفتم….پارسال عاشق درس خوندن بودم وخوبم نتيجه ميگرفتم ولي الان حالم بهم ميخوره از درس خوندن از تلاش كردن براي هدفي كه شايد بهش برسم شايد نرسم….قبلا خيلي اميد داشتمو مثبت نگر بودم ولي الان همش ميخوام بخوابم كه منفي نگر نباشم ولي اونم نميتونم….هميشه من به ديگران اميد ميدادم اما الان اميدي ندارم كه به ديگران بدم براي همين كمتر با ديگران حرف ميزنم كه حال منفي بهشون منتقل نكنم…فكر ميكردم براي فضاي اطرافمه مثل دكوراسيون اتاقمه پس تصميم گرفتم تغييرش بدم اما هيچي تغيير نكرد…فكر ميكردم براي حالت آشفته موهامه پس اونم تغيير دادم اما بازم هيچي عوض نشد…ديگه راهكاري ندارم چون هر چيزي كه ميتونستم تغيير بدمو عوض كردم اما درست نشدم….حتي قبلا خيلي استرس نتيجه و يادگيريامو داشتم اما الان فقط درگير اينم كه زير ميانگين نباشم…همش حالو هواي گريه دارم….خسته ام از زندگيو حالو هواش…خودم اين حال خودمو دوست ندارم و خيلي دنبال تغييرشم ولي راه درستي پيدا نميكنم…حس ميكنم قبلا خيلي آرزو مند بودم كه فكر ميكردم آرزو ها دست يافتين اما الان حس ميكنم نميشه به هيچكدومشون رسيد….هدفم برام روشنه ولي نميخوامش چون حس ميكنم ديگه لايقش نيستم….جملات انگيزشي يا آهنگاي انگيزشيم روم اثري نداره حس ميكنم توي يه باتلاقي از سياهيم كه هر روز بيشتر دارم فرو ميرم….خلاصه تر بخوام بگم هيچ اميدي براي زندگي ندارم و حتي اراده اي هم براي اتمام زندگيم ندارم اما بهش فكر ميكنم….جديدا انقدر منفي شدم كه هيچكس از اطرافيانمم باهام حوصله صحبت كردن نداره منم حرفي نميزنم در اين مورد تا اذيت نشن…حس ميكنم براي هيچكس مهم نيستم و حتي حس ميكنم همه بدون من كاراشون راحتر ميشه….خسته ام و نميدونم بايد چيكار كنم…ممنون ميشم اگه راهنماييم كنين
جواب سوال شما :
سلام
خستگی، بیهدفی، گریه، بیانگیزگی، و فکرهای تاریک میتونن نتیجهی فشار شدید، فرسودگی، و تنهایی طولانیمدت باشن و بعضی از نوجوونای همسن و سال تو همین حالتها رو تجربه میکنن که ناشی از خستگی شونه و مرتبط با فشار تحصیلی و شرایط دیگه محیطی شونه.
بدن و ذهنت خسته شدن
فشار مدرسه خیلی زیاده
احساس بیارزشی، بیهدفی، خواب زیاد، گریه، بیانگیزگی
تغییر محیط، ظاهر یا اتاق هیچ کمکی نکرده
احساس میکنی برای کسی مهم نیستی
اینها نشون میده که فشار زیادی رو داری تحمل میکنی و استراحتت کمه
انگار داری مبگی دیگه نمی کشم، کمک میخوام
چون تو الآن توی مرحلهای نیستی که بتونی با همون سرعت قبل ادامه بدی.
و این طبیعیه.
بدن و ذهن آدم محدودیت دارن.
اگه همینطور ادامه بدی، حال بدت عمیقتر میشه.
اگه بار درسی تو کمتر کنی به معنای عقب موندن نیست، بلکه فرصتی برای استراحت و تجدید قواست، اما ادامه دادن با همبن شرایط برابر است با از پا افتادن کامل.
الآن انرژی و تمرکزت کم شده.
پس باید کاری کنی که حتی با حالِ کمانرژی، بتونی جلو بری.
مثال:
بهجای بگی «فصل ۳ زیست رو بخونم»
→ بگو: «۵ صفحه بخونم».
و بهجای «ریاضی تست بزنم»
بگو «۵ تست بزنم».
وقتی ذهنت میفهمه کار کوچیکه، مقاومتش کم میشه.
یه وفقه واقعی اما کنترل شده بنداز تو برنامه هات، نه وقفهای که همهچیز رو رها کنی.
بلکه روزی ۲۰–۳۰ دقیقه کاری که هیچ ربطی به درس نداره:
پیادهروی کوتاه
موسیقی
دوش آب گرم
چای
نقاشی، کاردستی، هرچیزی که سبک کنه
اینها سرگرمی نیستن؛
اینها دارو هستن برای ذهنی که سوخته.
اینکه احساس بی ارزشی و بی لیاقتی میکنی علتش اینه که، وقتی مغز خسته میشه، دیدش به دنیا، خودش و آینده تاریک میشه.
این یک مکانیسم کاملا شناختهشده س و تو مقصر نیستی.
مغزت الآن زنگ خطر رو روشن کرده.
این جمله که به اتمام زندگی م فک میکنم، جمله خیلی مهمه. چرا که همین فکرها هم میتونن خطرناک بشن اگر تنها باشی و با کسی در میون نذاری.
اگر در هر لحظه احساس کردی ممکنه به خودت آسیبی بزنی، باید حتماً و فوراً با یکی از این افراد تماس بگیری:
یک دوست مطمئن یا یکی از اعضای خانواده، مشاور مدرسه
یا مراکز کمکرسانی اورژانس اجتماعی: ۱۲۳
تو حق داری کمک بگیری. این ضعف نیست، انتخاب قویهاست
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام وقتتون بخير آقای دکتر محمودی
من يه دختر 17 سال ام كه در يه مدرسه با فشار درسي بالا درس ميخونم…پارسال همين موقع كلي هدف داشتم اما الان ديگه برام مهم نيست كه چي ميشه…اعتقاداتم و حتي آرمان هامو از دست دادم و به طور كلي دچار يه بي هدفيو سردرگمي شدم….با مشاور مدرسه كه صحبت كردم گفتن خسته شدي و نياز به استراحت داري ولي راستش روم نشد بهش بگم كه با اين حجم درسي و تكاليفي كه برامون مقرر كرديد اگه استراحت كنم از زندگي عقب ميوفتم….پارسال عاشق درس خوندن بودم وخوبم نتيجه ميگرفتم ولي الان حالم بهم ميخوره از درس خوندن از تلاش كردن براي هدفي كه شايد بهش برسم شايد نرسم….قبلا خيلي اميد داشتمو مثبت نگر بودم ولي الان همش ميخوام بخوابم كه منفي نگر نباشم ولي اونم نميتونم….هميشه من به ديگران اميد ميدادم اما الان اميدي ندارم كه به ديگران بدم براي همين كمتر با ديگران حرف ميزنم كه حال منفي بهشون منتقل نكنم…فكر ميكردم براي فضاي اطرافمه مثل دكوراسيون اتاقمه پس تصميم گرفتم تغييرش بدم اما هيچي تغيير نكرد…فكر ميكردم براي حالت آشفته موهامه پس اونم تغيير دادم اما بازم هيچي عوض نشد…ديگه راهكاري ندارم چون هر چيزي كه ميتونستم تغيير بدمو عوض كردم اما درست نشدم….حتي قبلا خيلي استرس نتيجه و يادگيريامو داشتم اما الان فقط درگير اينم كه زير ميانگين نباشم…همش حالو هواي گريه دارم….خسته ام از زندگيو حالو هواش…خودم اين حال خودمو دوست ندارم و خيلي دنبال تغييرشم ولي راه درستي پيدا نميكنم…حس ميكنم قبلا خيلي آرزو مند بودم كه فكر ميكردم آرزو ها دست يافتين اما الان حس ميكنم نميشه به هيچكدومشون رسيد….هدفم برام روشنه ولي نميخوامش چون حس ميكنم ديگه لايقش نيستم….جملات انگيزشي يا آهنگاي انگيزشيم روم اثري نداره حس ميكنم توي يه باتلاقي از سياهيم كه هر روز بيشتر دارم فرو ميرم….خلاصه تر بخوام بگم هيچ اميدي براي زندگي ندارم و حتي اراده اي هم براي اتمام زندگيم ندارم اما بهش فكر ميكنم….جديدا انقدر منفي شدم كه هيچكس از اطرافيانمم باهام حوصله صحبت كردن نداره منم حرفي نميزنم در اين مورد تا اذيت نشن…حس ميكنم براي هيچكس مهم نيستم و حتي حس ميكنم همه بدون من كاراشون راحتر ميشه….خسته ام و نميدونم بايد چيكار كنم…ممنون ميشم اگه راهنماييم كنين
جواب سوال شما :
سلام
خستگی، بیهدفی، گریه، بیانگیزگی، و فکرهای تاریک میتونن نتیجهی فشار شدید، فرسودگی، و تنهایی طولانیمدت باشن و بعضی از نوجوونای همسن و سال تو همین حالتها رو تجربه میکنن که ناشی از خستگی شونه و مرتبط با فشار تحصیلی و شرایط دیگه محیطی شونه.
بدن و ذهنت خسته شدن
فشار مدرسه خیلی زیاده
احساس بیارزشی، بیهدفی، خواب زیاد، گریه، بیانگیزگی
تغییر محیط، ظاهر یا اتاق هیچ کمکی نکرده
احساس میکنی برای کسی مهم نیستی
اینها نشون میده که فشار زیادی رو داری تحمل میکنی و استراحتت کمه
انگار داری مبگی دیگه نمی کشم، کمک میخوام
چون تو الآن توی مرحلهای نیستی که بتونی با همون سرعت قبل ادامه بدی.
و این طبیعیه.
بدن و ذهن آدم محدودیت دارن.
اگه همینطور ادامه بدی، حال بدت عمیقتر میشه.
اگه بار درسی تو کمتر کنی به معنای عقب موندن نیست، بلکه فرصتی برای استراحت و تجدید قواست، اما ادامه دادن با همبن شرایط برابر است با از پا افتادن کامل.
الآن انرژی و تمرکزت کم شده.
پس باید کاری کنی که حتی با حالِ کمانرژی، بتونی جلو بری.
مثال:
بهجای بگی «فصل ۳ زیست رو بخونم»
→ بگو: «۵ صفحه بخونم».
و بهجای «ریاضی تست بزنم»
بگو «۵ تست بزنم».
وقتی ذهنت میفهمه کار کوچیکه، مقاومتش کم میشه.
یه وفقه واقعی اما کنترل شده بنداز تو برنامه هات، نه وقفهای که همهچیز رو رها کنی.
بلکه روزی ۲۰–۳۰ دقیقه کاری که هیچ ربطی به درس نداره:
پیادهروی کوتاه
موسیقی
دوش آب گرم
چای
نقاشی، کاردستی، هرچیزی که سبک کنه
اینها سرگرمی نیستن؛
اینها دارو هستن برای ذهنی که سوخته.
اینکه احساس بی ارزشی و بی لیاقتی میکنی علتش اینه که، وقتی مغز خسته میشه، دیدش به دنیا، خودش و آینده تاریک میشه.
این یک مکانیسم کاملا شناختهشده س و تو مقصر نیستی.
مغزت الآن زنگ خطر رو روشن کرده.
این جمله که به اتمام زندگی م فک میکنم، جمله خیلی مهمه. چرا که همین فکرها هم میتونن خطرناک بشن اگر تنها باشی و با کسی در میون نذاری.
اگر در هر لحظه احساس کردی ممکنه به خودت آسیبی بزنی، باید حتماً و فوراً با یکی از این افراد تماس بگیری:
یک دوست مطمئن یا یکی از اعضای خانواده، مشاور مدرسه
یا مراکز کمکرسانی اورژانس اجتماعی: ۱۲۳
تو حق داری کمک بگیری. این ضعف نیست، انتخاب قویهاست
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from M M
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۳۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای دکتر محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام
من ی پسر 21 سالمه و در حال حاضر دانشجوی ترم 6 مهندسی شیمی از یکی از دانشگاه های خوبم ولی معدل چندان جالبی ندارم.و حقیقتا آینده ای برای رشته خودم نمی بینم و در حقیقت علت این که معدل افت کرد این بود که بی هدف شدم و بی انگیزه یا بهتر بگم بی تفاوت شدم.
چند وقتیه تصمیم گرفتم که کنکور مجدد بدم اما این بار برای پزشکی….
دلایلم هم:
1-درآمد
2-وجه اجتماعی
3-بازار کار
و…
الان نمی دونم این کارم درسته یا ن؟
چون اگربرم سمت تجربی باید انصراف بدم و خب اگر خدایی نکرده پزشکی قبول نشم، 6 ترم مهندسیم از بین میره و عملا ضرر شدید می کنم.
ممنون میشم راهنماییم کنید.
جواب سوال شما :
سلام
قبل از چیزی باید به چند سؤال اساسی جواب بدی
اولیش اینه که چرا پزشکی؟؟؟
هر چند پزشکی در مجموع درآمد بالاتری نسبت به مهندسی شیمی داره(البته نه در همه موارد) اما رسیدن به درآمد خوب زمان میبره (عملاً بعد از تخصص).
و عنوان “پزشک” در ایران هنوز جایگاه بالایی داره.همچنین بازار کار نسبتاً باثباتتر از مهندسی شیمی داره ، (مخصوصاً با وضعیت فعلی صنعت.)
و پرسش مهمتر اینکه آیا واقعا پزشکی برات جذابیت داره یا فقط برای فرار از موقعیت فعلی و دغدغه مالی علتشه؟
باید واقعبینانه درباره آینده تصمیم بگیری
اگر درسهای تجربی را از پایه شروع کنی و حداقل یکسال تمام وقت و جدی بخونی،
چرا که شانس قبولی واقعی پزشکی
در کنکور بالا نیست، تازه در ص. رتی که تو را بتونی تماموقت بخونی
پشتت گرم باشه به لحاظ حمایت مالی/روحی واقعا انگیزه درست داشته باشی نه فقط هیجان موقت
برای شروع پیشنهاد میکنم
به مدت ۳ ماه با برنامه استاندارد تجربی درس بخون (زیست + شیمی).
اگر توانستی روزی ۶–۸ ساعت پایدار بخونی و پیشرفت کنی، یعنی گنجایش این مسیر رو داری .و گرنه در تصمیم خودت تجدید نظر کن
و مهمترین و آخرین سوال :
اگر پزشکی در آمد و وجهه اجتماعی نداشت بازم انتخابش میکردی؟
چون پزشکی بدون علاقه واقعی راه آسونی نیست:
۷ سال پزشکی عمومی
۲–۵ سال رزیدنتی
شیفتهای سخت
استرس کاری بالا
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای دکتر محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام
من ی پسر 21 سالمه و در حال حاضر دانشجوی ترم 6 مهندسی شیمی از یکی از دانشگاه های خوبم ولی معدل چندان جالبی ندارم.و حقیقتا آینده ای برای رشته خودم نمی بینم و در حقیقت علت این که معدل افت کرد این بود که بی هدف شدم و بی انگیزه یا بهتر بگم بی تفاوت شدم.
چند وقتیه تصمیم گرفتم که کنکور مجدد بدم اما این بار برای پزشکی….
دلایلم هم:
1-درآمد
2-وجه اجتماعی
3-بازار کار
و…
الان نمی دونم این کارم درسته یا ن؟
چون اگربرم سمت تجربی باید انصراف بدم و خب اگر خدایی نکرده پزشکی قبول نشم، 6 ترم مهندسیم از بین میره و عملا ضرر شدید می کنم.
ممنون میشم راهنماییم کنید.
جواب سوال شما :
سلام
قبل از چیزی باید به چند سؤال اساسی جواب بدی
اولیش اینه که چرا پزشکی؟؟؟
هر چند پزشکی در مجموع درآمد بالاتری نسبت به مهندسی شیمی داره(البته نه در همه موارد) اما رسیدن به درآمد خوب زمان میبره (عملاً بعد از تخصص).
و عنوان “پزشک” در ایران هنوز جایگاه بالایی داره.همچنین بازار کار نسبتاً باثباتتر از مهندسی شیمی داره ، (مخصوصاً با وضعیت فعلی صنعت.)
و پرسش مهمتر اینکه آیا واقعا پزشکی برات جذابیت داره یا فقط برای فرار از موقعیت فعلی و دغدغه مالی علتشه؟
باید واقعبینانه درباره آینده تصمیم بگیری
اگر درسهای تجربی را از پایه شروع کنی و حداقل یکسال تمام وقت و جدی بخونی،
چرا که شانس قبولی واقعی پزشکی
در کنکور بالا نیست، تازه در ص. رتی که تو را بتونی تماموقت بخونی
پشتت گرم باشه به لحاظ حمایت مالی/روحی واقعا انگیزه درست داشته باشی نه فقط هیجان موقت
برای شروع پیشنهاد میکنم
به مدت ۳ ماه با برنامه استاندارد تجربی درس بخون (زیست + شیمی).
اگر توانستی روزی ۶–۸ ساعت پایدار بخونی و پیشرفت کنی، یعنی گنجایش این مسیر رو داری .و گرنه در تصمیم خودت تجدید نظر کن
و مهمترین و آخرین سوال :
اگر پزشکی در آمد و وجهه اجتماعی نداشت بازم انتخابش میکردی؟
چون پزشکی بدون علاقه واقعی راه آسونی نیست:
۷ سال پزشکی عمومی
۲–۵ سال رزیدنتی
شیفتهای سخت
استرس کاری بالا
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Naz Roshani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۴۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :خانم دکتر روشنی
🆔@Roshani_MD
شرح مشکل :
سلام ، وقتتون بخیر
ببخشید یه سوال داشتم
من الان ۳ روز هست طبق تجویز پزشک قرص سرمنتا و اریزوور ، هر کدوم نصف قرص استفاده میکنم ولی در این مدت حالت تهوع و سرگیجه دارم و خیلی بی حال شدم
امکانش هست بعد گذشت چند روز این علائم کمتر بشه یا اینکه مجدد به پزشکم مراجعه کنم
جواب سوال شما :
با سلام و احترام
دوست عزیز این علایم معمولا در هفته اول شروع دارو طبیعی هست و رفع خواهد شد. اگر بیشتر از ۱۰ روز طول کشید روانپزشک معالج را در جریان بگذارید.
موفق باشید
دکتر ناز روشنی
متخصص اعصاب و روان
روانپزشک
عصرها ۴ تا ۸
مشهدخیابان چمران (جهانبانی) چمران۱۵ ساختمان المان واحد ۵۰۲تلفن ۳۸۵۲۵۹۸۲- ۰۹۳۵۲۳۶۴۶۲۴
ويزيت آن لاين نيز انجام ميشود.
صبح ها کلینیک ویژه بیمارستان قائم، ابن سیناوسيدي
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :خانم دکتر روشنی
🆔@Roshani_MD
شرح مشکل :
سلام ، وقتتون بخیر
ببخشید یه سوال داشتم
من الان ۳ روز هست طبق تجویز پزشک قرص سرمنتا و اریزوور ، هر کدوم نصف قرص استفاده میکنم ولی در این مدت حالت تهوع و سرگیجه دارم و خیلی بی حال شدم
امکانش هست بعد گذشت چند روز این علائم کمتر بشه یا اینکه مجدد به پزشکم مراجعه کنم
جواب سوال شما :
با سلام و احترام
دوست عزیز این علایم معمولا در هفته اول شروع دارو طبیعی هست و رفع خواهد شد. اگر بیشتر از ۱۰ روز طول کشید روانپزشک معالج را در جریان بگذارید.
موفق باشید
دکتر ناز روشنی
متخصص اعصاب و روان
روانپزشک
عصرها ۴ تا ۸
مشهدخیابان چمران (جهانبانی) چمران۱۵ ساختمان المان واحد ۵۰۲تلفن ۳۸۵۲۵۹۸۲- ۰۹۳۵۲۳۶۴۶۲۴
ويزيت آن لاين نيز انجام ميشود.
صبح ها کلینیک ویژه بیمارستان قائم، ابن سیناوسيدي
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۴۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم خدایار
🆔@Tayebeh_Khodayar
شرح مشکل :
سلام لطفا کمکم کنید من دانش آموز کلاس دوازدهم هستم امسال کنکوری ام .خودارضایی از دو سال پیش شروع شد ،من ۳ بار به مدت۴۰ روز ترک کردم ولی بازم سراغم اومد آخرین ترک هم مربوط به ۲ ماه پیش میشود .من در ایامی که مدرسه میرفتم ۲ هفته یکبار انجام میدادم ولی این دوهفته که بخاطر کرونا تعطیل بودم بیشتر شد وبه هفته ۲ یا ۳ رسید من امسال کنکور دارم و درسم ضعیف هست هنگامی هم که میرم در اتاق درس بخونم افکار جنسی سراغم میاد و در سایت های فیلم های پورن سرچ میکنم.من خسته شدم دیگه بسگی توبه کردم و توبه شکستم گویا عادت کردم لطفا کمک کنید هم در مورد خود ارضایی وهم در مورد درس وکنکورم.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم خدایار
🆔@Tayebeh_Khodayar
شرح مشکل :
سلام لطفا کمکم کنید من دانش آموز کلاس دوازدهم هستم امسال کنکوری ام .خودارضایی از دو سال پیش شروع شد ،من ۳ بار به مدت۴۰ روز ترک کردم ولی بازم سراغم اومد آخرین ترک هم مربوط به ۲ ماه پیش میشود .من در ایامی که مدرسه میرفتم ۲ هفته یکبار انجام میدادم ولی این دوهفته که بخاطر کرونا تعطیل بودم بیشتر شد وبه هفته ۲ یا ۳ رسید من امسال کنکور دارم و درسم ضعیف هست هنگامی هم که میرم در اتاق درس بخونم افکار جنسی سراغم میاد و در سایت های فیلم های پورن سرچ میکنم.من خسته شدم دیگه بسگی توبه کردم و توبه شکستم گویا عادت کردم لطفا کمک کنید هم در مورد خود ارضایی وهم در مورد درس وکنکورم.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃