سوال و جواب ابر گروه شاه کلید روانشناسی
502 subscribers
1.03K photos
19 videos
162 files
6.84K links
Download Telegram
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۹۸
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم شیروانی


🆔@paria_51

شرح مشکل :
سلام وقت بخیر

بعد از ۳ سال فهمیدم پارتنرم متاهل بوده و بچه داره ، اما هیچوقت شک نکرده بودم که کسی توزندگیش باشه و همیشه میگفت به مادرم میگم فکر نکن تو زن منو انتخاب میکنی ، و هروقت میگفتم بهم خیانت نکن من نمیتونم تحمل کنم مریض میشم ، میگفت اگه قرار باشه کسی توزندگیم باشه ترجیح میدم تو باشی ، درصورتیکه ۸ ساله که متاهله و من الان فهمیدم ، بعد از ۳ سال !!
حالا هر ساعت هر دقیقه چهره ش جلو چشمام ، صداش توگوشم و یاد شبایی که زنگ میزد تا ساعت ۱ شاملو میخوند و الان منم با کلی سوال بی جواب و یک دنیا فکر که چرا باهام اینکارو کرد که من بد نبودم براش ، خودش میگفت بهش خیانت شده و تعریف میکرد که چه دوران سختی رو گذرونده اما همون آدم منو به این حال و روز انداخت و منم که نمیدونم حرفمو به کی بگم و کجا داد بزنم.
بهم کمک کنید ، من چطور فراموش کنم ؟ چطور ببخشمش ؟ واقعا حالم خوب نیست خیلی خسته ام ، امسال کنکور دارم میگفت براش مهمه اما الان نمیتونم تمرکز کنم و شب و روزم شده گریه و دارم افسردگی میگیرم ، چیکار کنم ؟

جواب سوال شما :
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا  به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خسته‌ست، می‌تونه یه دنیا معنا  و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو

۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵

#پریوش _شیروانی

روانشناس و همراه امنِ لحظه‌هات


کانالم👇
🌺@afsordegidarmani


مراجع حضوری؛ مازندران  همیشه زیبا ،قائمشهر
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۷۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم شیروانی


🆔@paria_51

شرح مشکل :
سلام


من ٢٢سالمه و دو ساله با يه پسرى همسن خودم دوستيم و اينكه ما هميشه از هم دوريم به خاطر دانشگاه هامون. اين مدتى كه تعطيلاتم و هردوتامون تو يه شهريم خيلي كم ميگه بريم بيرون و زنگ ميزنم خيلي وقتا جواب نميده و اون هيچ وقت زنگ نميزنه و كلا وقتى از هم دوريم انگار وجود ندارم و ميگه سرم مشغول كاراى دانشگاهه ولى وقتى ميريم بيرون ميگه عاشقمه و دوسم داره و هوامو داره و مهربونه. البته بعضى وقتا ميگه دوسم نداره و نميخواد بمونه ولى بيشتر انگار ميخواد من برم دنبالش و بگم برگرد ولى كلا چطورى بفهمم كه دوسم داره يا نه؟ و تو اين رابطه بمونم يا نه؟ چون جدا شدن واسم خيلي ترسناكه بعد دو سال


جواب سوال شما :
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃

🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا  به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خسته‌ست، می‌تونه یه دنیا معنا  و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو

۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵

#پریوش _شیروانی

روانشناس و همراه امنِ لحظه‌هات


کانالم👇
🌺@afsordegidarmani


مراجع حضوری؛ مازندران  همیشه زیبا ،قائمشهر
Forwarded from نوید حسینی آرین(روان شناس بالینی و هیپنوتراپ)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۶۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر نوید حسینی


🆔@Navid_hosseni_psy

شرح مشکل :
سلام من پسری 26 ساله و مجرد هستم دچار مشکل جسمی حرکتی هستم و به ندرت میرم بیرون و اصلا دوستی به صورت واقعی ندارم و خودم در خانه خوندن و نوشتن یاد گرفتم اکثر وقتمو با مطالعه و مجازی گردی ورزش های سبک خونگی میگذرونم پدرمم در سن 2 سالگی بنده فوت شدن و دارای یک خواهر و مادر هستم مادرم همیشه زندگی خودش و بنده رو قربانی زندگی خواهرم یا بقیه افراد میکنه یجورایی هنگام رویارویی با مشکلات یا درخواست ها مادرم انگار کنترل عقلی و منطقی و ذهنیش رو از دست میده و میترسه

چندین ساله تحت فشار روانی شدیدی هستم بخاطر خانواده‌ام حس ترس و استرس و خشم و غم و ناامیدی و تنفر درونم به شدت زیاده نمیدونم چیکار کنم همش نگرانم نکنه کنترلمو از دست بدم و آبرومون بره بین همسایه ها










لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from نوید حسینی آرین(روان شناس بالینی و هیپنوتراپ)
سوال و جواب ابر گروه شاه کلید روانشناسی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۶۵ 🍃🌺🍃🍂 🍂🍃🌺 🌺🍂 🍃     🌺      🍂 مشاور شما : جناب آقای دکتر نوید حسینی 🆔@Navid_hosseni_psy شرح مشکل : سلام من پسری 26 ساله و مجرد هستم دچار مشکل جسمی حرکتی هستم و به ندرت میرم بیرون و اصلا دوستی به صورت واقعی ندارم و خودم در خانه خوندن و نوشتن…
پاسخ به سوال۶۱۲۸۶۵
نوید حسینی آرین
(روانشناس بالینی-هیپنوتراپیست)
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
🛑کاندیدای دکتری تخصصی روانشناسی
🛑عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران
🛑عضو انجمن روانشناسی ایران
🛑عضو انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄

✔️آدرس و تلفن کلینیک :
کلینیک آرامش ماندگار:
مشهد، بلوار پیروزی، بین پیروزی 64 و میدان حکمت ضلع غربی میدان پلاک 12

تلفن:
05138664747

09030934747

┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄
پیج اینستاگرام:
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=2wq9iraf507h&utm_content=mxlnwja

┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
کانال اطلاع رسانی کارگاه ها
https://t.me/dr_kargahravanshenasii
Forwarded from نوید حسینی آرین(روان شناس بالینی و هیپنوتراپ)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۷۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر نوید حسینی


🆔@Navid_hosseni_psy

شرح مشکل :
دختری هستم 28ساله ک قبلا بدلیل وجود رابطه با اقایی تمام خاستگارانم رو رد میکردم و الان با وجود اتمام رابطه دیگه خاستگار مناسبی برام نمیاد. اصلا میتونم بگم دیگع نمیاد با توجه ب سنم
اعتماد بنفسمم خیلی پایین هست و از ترس پسنیده نشدن همیشه هرخاستگاری هم ک میاد ب همین دلیل میرن یا وسط رابطه همه چی بهم میخوره . مدتی ب تنها زندگی کردن فکر میکنم ولی حرف دیگران خیلی تاثیر بدی روی زندگیم میزاره و از طرفی خودمم احتیاج دارم ب دوسداشتن و دوست داشته شدن از طرف ی فرد واقعی. . بنظر شما باید چکار کنم










لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from نوید حسینی آرین(روان شناس بالینی و هیپنوتراپ)
سوال و جواب ابر گروه شاه کلید روانشناسی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۷۵ 🍃🌺🍃🍂 🍂🍃🌺 🌺🍂 🍃     🌺      🍂 مشاور شما : جناب آقای دکتر نوید حسینی 🆔@Navid_hosseni_psy شرح مشکل : دختری هستم 28ساله ک قبلا بدلیل وجود رابطه با اقایی تمام خاستگارانم رو رد میکردم و الان با وجود اتمام رابطه دیگه خاستگار مناسبی برام نمیاد.…
پاسخ به سوال۶۱۲۸۷۵
نوید حسینی آرین
(روانشناس بالینی-هیپنوتراپیست)
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
🛑کاندیدای دکتری تخصصی روانشناسی
🛑عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران
🛑عضو انجمن روانشناسی ایران
🛑عضو انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄

✔️آدرس و تلفن کلینیک :
کلینیک آرامش ماندگار:
مشهد، بلوار پیروزی، بین پیروزی 64 و میدان حکمت ضلع غربی میدان پلاک 12

تلفن:
05138664747

09030934747

┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄
پیج اینستاگرام:
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=2wq9iraf507h&utm_content=mxlnwja

┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
کانال اطلاع رسانی کارگاه ها
https://t.me/dr_kargahravanshenasii
Forwarded from Nasrin salehi
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۷۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم صالحی


🆔@slh_nas

شرح مشکل :
عرض سلام و روزبخیر خدمت عزیزان
سن  35
جنسیت دختر
میزان تحصیلات  لیسانس
مجردی یا متاهل مجرد
فرزند و ازدواج قبلی ندارم

من گرافیک خوندم و کارم طراحی کرافیکی انلاینه،یه سه سال پیش یه مشتری داشتم .پسر بیست ساله،لاغر و نمازخون و فقیری بود، سفارششو دادمو رفت،
پرسیدم چراانقدر لاغری ،گفت غذا کم میخورم خیبی چیزها نمیخورم.
بعدش باهم حرف زدیم اونم طراحی گرافیک بود.
بعد الان 24سالشه، تو این سه سال چون فهمید من دختر هرزی نیستمو ازدواجی ام،خوشش میومد ک هرز نیستم.
صدها بار خاهش گرد التماس کرد،من دوس دخترش بشم ،

من بیچاره هم همش مقاومت،استدلال،پند،اندرز، راه حل،بهانه،
اخرشم خیلی عصبی میشه چون بهش پا نمیدم و همیشه دعواش میشه سر همین،

گفتم چرا یه دختر پیدا نمیکنی برای حرف زدن ک انقدر فشار نیاد بهت
میگ نمیخام گیر دخترهای جنده بیفتم ک با هزار نفر بودن،

بارها بهش گفتم بیا واست نوبت بگیرم
برو روانشناس،دردتو بگو یه راهکار بگیر ک ارامش داشته باشی،میگفت نه، و محتوای چتو دلیت میکرد،

🥲خاستم بپرسم اسم این وضعیت چیه
؟راهکار درمانی برای این عصبی شدنهای این پسر خوب چیه؟
چطور بیارمش روانشناس




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Nasrin salehi
پاسخ به سوال
۶۱۲۸۷۴

نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
Forwarded from Nasrin salehi
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۹۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم صالحی


🆔@slh_nas

شرح مشکل :
با درود و ادب.


هفت سال هست ساكن شهرستان کوچک هستم که از تهران خیلی دوره و داراي يك پسر پنج ساله. به شدت به دليل شكست هاي بزرگ در زندگي افسرده و دچار دپريشن شده ام و در روابط عاطفي هميشه دچار شكست مي شوم. روحيه خوب و بالايي ندارم و اعتماد به نفس خود را كامل از دست داده و به شدت به كمك نياز دارم ولی واقعا نمی دانم به چه نوع کمکی نیاز دارم.




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Nasrin salehi
پاسخ به سوال
۶۱۲۸۹۴

نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
Forwarded from Sara sani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۶۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم ثانی

🆔@Sarasaniii

شرح مشکل :
سلام وقت خوش
پسر من 14سالش هس
خیلی ترس از تاریکی داره
که اکثرا شبا تو اتاقش نمیتونه تنهایی بخوابه
واینکه من وقتی پسرم تقریبا 5یا 6سالش اینا بود چون خیلی خیلی بچه شلوغی بود، چند باری برای تنبیه شلوغی ها و حرف گوش نکردن هایش پسرم رو درروشویی زندانی کردم به مدت چند دقیقه
الان هم خودم عذاب وجدان گرفتم بابت کارم و اینکه نمیدونم علت ترسش میتونه اون رفتار های من باشه و تکلیف من الان چیه باید چیکار کنم باهاش




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Sara sani
با سلام همراه عزیز۶۱۲۷۶۳


نیکتوفوبیا یا ترس شدید از تاریکی، یکی از اختلالات اضطرابی رایج است که می‌تواند زندگی فرد را در شب یا در محیط‌های کم‌نور مختل کند. این فوبیا معمولاً در کودکی آغاز می‌شود اما در برخی افراد تا بزرگسالی ادامه می‌یابد. Nyctophobia فراتر از یک ترس معمولی است و با واکنش‌های شدید جسمی و روانی مانند تپش قلب، تعریق، بی‌قراری و حتی حملات پانیک همراه است.
علل اصلی ترس از تاریکی را می‌توان در چند دسته بررسی کرد:
تجربیات منفی دوران کودکی: مانند قرار گرفتن در موقعیت‌های ترسناک در تاریکی یا شنیدن داستان‌های وحشتناک است.
اضطراب‌های درونی و تخیلات منفی: ذهن انسان در تاریکی تمایل دارد تصاویر و سناریوهای تهدیدآمیز بسازد.
کمبود اطلاعات حسی: در تاریکی، دید محدود می‌شود و مغز برای پر کردن این خلأ، از حافظه و تخیل استفاده می‌کند که ممکن است منجر به ترس شود.
الگوهای تربیتی یا فرهنگی: برخی خانواده‌ها یا جوامع، تاریکی را با خطر یا تنبیه مرتبط می‌دانند.
برای درمان این اختلال، مراجعه به متخصصان سلامت روان، استفاده از روان‌درمانی شناختی رفتاری (CBT)، تمرینات آرام‌سازی و مواجهه تدریجی با تاریکی توصیه می‌شود. در نهایت، نیکتوفوبیا با شناخت علل، حمایت حرفه‌ای و تمرین‌های منظم قابل کنترل و درمان است و فرد می‌تواند آرامش شبانه را دوباره تجربه کند

❇️ترس از تاریکی یا نیکتوفوبیا یکی از اختلالات اضطرابی رایج است که می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر زندگی روزمره و سلامت روان فرد داشته باشد. این ترس، فراتر از یک نگرانی ساده در شب است و اغلب با واکنش‌های شدید جسمی و روانی همراه می‌شود؛ از جمله تپش قلب، تعریق، بی‌قراری، و احساس خطر قریب‌الوقوع. افراد مبتلا ممکن است از قرار گرفتن در محیط‌های تاریک اجتناب کنند، حتی اگر این اجتناب باعث محدود شدن فعالیت‌های اجتماعی، شغلی یا خانوادگی‌شان شود.
در کودکان، این ترس می‌تواند منجر به اختلال در خواب، کابوس‌های مکرر و وابستگی شدید به والدین شود. در بزرگسالان نیز، نیکتوفوبیا ممکن است به بی‌خوابی مزمن، اضطراب شبانه و کاهش کیفیت زندگی منجر گردد. این اختلال می‌تواند روابط فردی را تحت تأثیر قرار دهد؛ به‌ویژه زمانی که فرد از حضور در مکان‌هایی مانند سینما، مهمانی‌های شبانه یا سفرهای شبانه خودداری می‌کند. از نظر روان‌شناختی، ترس از تاریکی اغلب ریشه در تجربیات ناخوشایند گذشته، اضطراب‌های حل‌نشده یا تخیلات منفی دارد.
درمان این اختلال معمولاً شامل روان‌درمانی شناختی-رفتاری، تمرینات آرام‌سازی، مواجهه تدریجی با تاریکی و در موارد شدید دارودرمانی است. شناسایی و پذیرش این ترس، نخستین گام در مسیر بهبود است. با حمایت مناسب و راهکارهای درمانی مؤثر، افراد می‌توانند بر نیکتوفوبیا غلبه کرده و کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند. این مسیر نیازمند صبر، همدلی و تخصص حرفه‌ای است.


سارا ثانی کارشناس ارشد روانشناسی

https://pezeshkanekhoob.com/doctor/sara-sani
Forwarded from کوروش شیرازی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۶۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : جناب آقای شیرازی


🆔@koroosh_shirazi

شرح مشکل :
سلام اقای دکتر وقتتون بخیر همسرم سه ماه هست قهر کرده تا دو هفته پیش اصلا حرف هم نمیزد حالا با یه مصیبتی با کمک یکی از آشناها آشتی کردیم الان رابطه نداریم اصلا نمیاد سمت من تا حالا هم هر قهری داشتیم من پیش قدم بودم الان کمک میخام من چی کار کنم

دلش میخاد فقط من برای رابطه پیش قدم بشم که تابستون خودبخود رفت تو لاک خودش من هم از رو لج و لجبازی گفتم همیشه من میام برا رابطه که این شد قهرمان طولانی شد بعد یک ماه که من هم عصبی بودم سر یک چیز الکی دعوا راه انداختم بعد رفتم عذرخواهی که گفت گم شو نمیخام ببینمت دوباره بعد یک هفته هی پیامهای توهین امیز تحقیرکننده میفرستاد من شهرستان بودم من هم جواب دادم که اومدم تهران دیگه باهام من حرف میزدم اون حرف نمیزد دوباره یه دعوای دیگه کردیم که کلا من هم محلش نزاشتم تارسید که یکی از آشناها پادرمیونی کرد الان حرف میزنیم ولی رابطه نه

۲۷سال هست ازدواج کردیم از اول همین بوده خیلی آدم خشک و بی احساسی هست من تحملم زیاد بود احساس میکنم من
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۰۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی


🆔@maryamgholami_z

شرح مشکل :
سلام آقای دکتر باید بگم خیلی ممنونم از اینکه همیشه به کمک ما میرسید وقتی که داریم روی خودمون کار میکنیم
اینجور موقع ها ذهنمون درگیر میشه بین کار روی خودمون ، و برداشتی که باید واقعا وجود داشته باشه تا حالمون عوض بشه
نمیفهمیم کسی که به ما کمک میکنه واقعا راهی جلوی پای ما میزاره یا فقط داره دلمون رو خنک میکنه...
برای همین ممنونم ازتون که همیشه بهمون کمک میکنین🤗🥰

راستش سوال من این بود ممنون میشم این سوال رو در گروه برای کسی بفرستین که راجب مسئله هویت و خودشناسی کار میکنه🤗🥰
فکر میکنم خانوم مریم غلامی زهان برای این کار مناسب باشن🤗🥰

بیست و شش ساله
لیسانس روانشاسی
مذکر
سوالم اینه
تصور کنین فردی که تمام عمرش رو درگیر تمسخر ، قضاوت ، توهین یا تحقیر بوده
درگیر دیده نشدن...
و حالا داره روی خودش کار میکنه
فهیمده مشکلش از کجا میاد و داره سعی میکنه یه هویت جدید برای خودش بازسازی کنه
خوب چیز هایی که باعث میشه اون آدم خودش رو بسازه الان موضوع بخث ما نیست ،
موضوع اینه که
اون آدم بخاطر همین ضربه ها ، به خاطر همین درک نشدن ها ، پر از انگیزه شده تا با خودشناسی و آوردن اطلاعات از ناخوداگاه به خوداگاهش ، بتونه خودش رو بشناسه و اصلا بفهمه چی میخواد و هویت واقعی خودش چیه
خوب سوال اینجاست
اگه اون آدم ، بعد از کلی گشتن و خودشناسی قوی تر بشه ، و بفهمه دیگه به خودشناسی نیازی نداره چون دیگه درد نمیکشه و آدم ها مسخرش نمیکنن بلکه میان پیشش برای اینکه فهمیدن اون آدم تغییر کرده ، ایا اون ادم خودشناسی رو میزاره کنار یا سعی میکنه ادامه اش بده؟!
شاید بعضی ها بگن اون آدم ذاتا خودشناسی رو دوست داشته و الان بهش عادت کرده باهاش بزرگ شده پس ادامه اش میده...
ولی خوب سوال اینجاست
اگه آدمی که تمام عمرش فکر میکرده احساسات دیگران بر احساسات خودش مقدم هستن ، اگه اون آدم هویت خودش رو پیدا کنه ،‌ شاید با خودش بگه تمام این خودشناسی ها برای این بود که من خودم رو از این منجلاب بیرون بکشم
وگرنه هویت من ، چیزی نیود جز زیبا زندگی کردن...
خواسته ای نداشتم جز اینکه مثل بقیه آرام زندگی کنم
نه اینکه وقتی بچه بودم ، چون سرایدار باغ بودیم ، وقتی صاحب باغ میومد خونه ، مادرم از پنجره با استرس داد میزد پسرم بیا داخل ، الان صاحب باغ مساد دعوات میکنه
و اون پسر ، پسر شش هفت ساله میفهمید حق نداره شاد باشه حق نداره برای خودش توی باغ بازی کنه و میوه بکنه
اون پسر فهمید احساسات دیگران بر خودش مقدم هستن
اون نباید خوشحال باشه وقتی قراره بقیه ناراحت باشن...
اون صاحب باغ دو‌ تا نوه داشت که هم سن اون پسر بودن
اون‌پسر ، با اینکه هم سن اون‌ دو تا بچه بود ، خودش رو از اون دو تا بچه‌کمتر میدونست ، میترسید از اینکه اتفاق بدی بیفته باهاشون با اخترام حرف میزد اما نمیدونست احترام گذاشتنش به اونها برای اینه که واقعا خودش به آدم محترمه ، یا بخاطر ترس از اینه که صاحب باغ اونها رو از باغ بیرون نکنه...
برای همین باهاشون مودبانه حرف میزد
این افکار برای یه بچه شش ساله خیلی زیادیه...
و از همون زمان ،‌بحران هویت پیدا کرده بود...




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۸۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی


🆔@maryamgholami_z

شرح مشکل :
سلام از وقتی 17 سالم شد خونوادم میشینن پشت سرم پچ پچ(اروم حرف میزنن) میکنن.وقتی اینکارو میکنن قلبم درد میگیره و دوست دارم برم یه بلایی سرشون بیارم.اینکه قلبم درد میگیره دست خودم نیست.چندین بار دعوای ناجور باهاشون داشتم مثلا بهشون میگفتم خفه شید و راجبم حرف نزنید دیگه و نمیشدن بعد دستم یا پامو یا سرمو محکم میکوبیدم زمین و تا چند روز بدنم کوبیده میموند…باید چیکار میکردم دست خونوادمو میشکستم؟
بغیر از دعوا ها تقریبا با خوبی هم بهشون گفتم پشت سرم حرف نزنید ولی ادم نمیشن.دیگه حالم ازشون بهم میخوره.بغیر از داداش کوچیکم که 6 یا 7 سالش بیشتر نیست با همه خونوادم دعواهای ناجور داشتم(با مادرم با خواهرم با برادرم با بابام)البته همه چیزا زیر سر خواهرمن.همه دعوا ها رو اون شروع میکنه
تقریبا تا اول دبیرستان یا دوم دبیرستان بهم محبت میکردن ولی الان دیگه هیچ محبتی از هیچکدومشون نمیبینم.الان یهو میبینم غذایی رو که میخوام بخورم هم خودم باید درست بکنم.یه چایی هم بهم نمیدن خودم باید درست بکنم خودم باید لیوان بشورم خودم باید بزارم جلو خودم(البته غذاهای بزرگ مثل برنج و غیره رو مادرم درست میکنه)ولی دیگه هیچ کس نمیگه از صبح تا الان غذا خوردی یا نه؟هیچ کس نمیگه یه اب خوردی یا نه؟غذا که درست میکنن کسی تعارف نمیکنه بهم مگه اینکه خودم برم غذا بخورم.
تا چند ماه پیش که اینطور نبود حالا نمیدونم چیشده یهو اینطوری شده.
بغیر از اینکه هیچ محبتی ازشون نمیبینم بهم استرس 24 ساعته هم وارد میکنن…چرا درس نمیخونی؟این اخرین مهلتت برای درس خوندنه و اگه قبول نشدی باید بری خدمت سربازی اگه درس نخوندی بدبخت میشی و وظیفه تو فقط درس خوندنه کار که نمیکنی فقط یه وظیفه داری اونم درس خوندنه وظیفه تو بازی کردن با کامپیوتر و اینترنت و غیره نیست…خودشون به زور وظیفشون رو انجام میدن و بعضی وقتا هم وظایفشون رو انجام نمیدن اونوقت واسه من وظیفه وظیفه میکنن…خودم میدونم که این بار اخریه که امتحان میدم و کنکور میدم و اگه قبول نشدم میرم خدمت ولی بنظرم لازم نیست هر ثانیه بهم بگن چون من دارم تلاش خودمو میکنم و هر چقدر که میتونم درس میخونم ولی نمیتونم مثل معدل بالاها درس بخونم چون من از درس متنفرم و بغیر از اول دبستان که خوندن و نوشتن یاد گرفتیم به هیچ دردی نخورد تو زندگیم
یه چیز دیگه بگم مطلب رو تموم کنم: حرف زدن پشت سر من زمانی اوج گرفت که یه روز خونوادم شماره موبایلمو دادن به یه مغازه لباس فروشی که توسط یه پسر تقریبا 20 ساله اداره میشه و اون مغازه هر وقت لباس جدید براش میرسه اس ام اس میده.موبایل منم که همیشه توسط خونوادم چک میشد و منم چیزی نداشتم که بخوام بترسم.یه بار صبح از خواب بیدار شدم رفتم پای موبایل میبینم منو توی واتس اپ انداختن توی یه گروه که فیلما و عکسای پرون توش پخش میشد و مدیر گروه هم همون اقای مغازه دار لباس فروش بود.خونوادمم دیده بودن که رفتم توی این گروه.هر چی هم اعتراف کردم که من شبش گوشی دستم نبوده صبح رفتم میبینم توی این گروهم چطور میگید کار من بوده؟توی واتس اپ که معلوم نیست کی گروه داره که بری بهش بگی منو بنداز توی گروهت و عضو شدن توی گروه ها هم دست خودت نیست.خونوادم باور نمیکردن و پشت سرم حرف مفت میزدن.دیگه حالم از دست این خونواده عقب مونده و زبون نفهم بهم میخوره
خانم دکتر غلامی جواب بدن




جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃