Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۸۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر یزدان جعفری
🆔@DrYazdan1245
شرح مشکل :
سلام
بنده 35 سالم هست و 2سال پیش جدا شدم. در این 2سال با کسی در ارتباط نبودم.6ماه پیش با خانومی 24ساله آشنا شدم که در شرف طلاق بود.ولی هنوز کارای طلاقش تمام نشده.ودور از شوهرش با خانواده زندگی میکند. در این مدت دوستی ما بهم خیلی علاقمند شدیم و حتی رابطه نزدیک باهم داشتیم. ما باهم تصصمیم گرفتیم بعد از طلاق خانوم باهم زندگی مشترک داشته باشیم. خواهش میکنم منو راهنمایی کنید که میتونم با این شرایط به زندگی مشترک با این خانوم اعتماد کنم؟در ضمن این خانوم با شوهرش 6سال دوست بودن و عاشق همدیگه .بعداز 4ماه زندگی مشترک به مشکل خوردن…
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر یزدان جعفری
🆔@DrYazdan1245
شرح مشکل :
سلام
بنده 35 سالم هست و 2سال پیش جدا شدم. در این 2سال با کسی در ارتباط نبودم.6ماه پیش با خانومی 24ساله آشنا شدم که در شرف طلاق بود.ولی هنوز کارای طلاقش تمام نشده.ودور از شوهرش با خانواده زندگی میکند. در این مدت دوستی ما بهم خیلی علاقمند شدیم و حتی رابطه نزدیک باهم داشتیم. ما باهم تصصمیم گرفتیم بعد از طلاق خانوم باهم زندگی مشترک داشته باشیم. خواهش میکنم منو راهنمایی کنید که میتونم با این شرایط به زندگی مشترک با این خانوم اعتماد کنم؟در ضمن این خانوم با شوهرش 6سال دوست بودن و عاشق همدیگه .بعداز 4ماه زندگی مشترک به مشکل خوردن…
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Dr.yazdan
تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۸۰ 🍃🌺🍃🍂 🍂🍃🌺 🌺🍂 🍃 🌺 🍂 مشاور شما : جناب آقای دکتر یزدان جعفری 🆔@DrYazdan1245 شرح مشکل : سلام بنده 35 سالم هست و 2سال پیش جدا شدم. در این 2سال با کسی در ارتباط نبودم.6ماه پیش با خانومی 24ساله آشنا شدم که در شرف طلاق بود.ولی هنوز کارای…
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۹۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر یزدان جعفری
🆔@DrYazdan1245
شرح مشکل :
سلام
من دختری 17ساله هستم و 8 ماهه عقد کردم. شوهرمو دوست دارم وخیلی مهربون و احساسیه و بهم محبت می کنه و چون شهر دیگه ای کار میکنه ما 2 ماهی یه بار هم دیگه رو میبینیم. اما اخیرا از پشت تلفن بحث هامون زیاد شده البته دوبار هم پیش هم بودیم و دعوا کردیم اما هر وقت عصبی میشه خیلی بد دهنی میکنه و هر چی میرسه بهم فحش و بد و بیراه میگه و وقتی من گوشی رو قطع میکنم بعد 10 دقیقه زنگ میزنه وعذر خواهی میکنه و پشیمونه. اما الان به خاطر همین موضوع یک هفته هست که قهریم. میخواستم بدونم باید چی کار کنم تا این بد دهنیش رو کنار بذاره
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر یزدان جعفری
🆔@DrYazdan1245
شرح مشکل :
سلام
من دختری 17ساله هستم و 8 ماهه عقد کردم. شوهرمو دوست دارم وخیلی مهربون و احساسیه و بهم محبت می کنه و چون شهر دیگه ای کار میکنه ما 2 ماهی یه بار هم دیگه رو میبینیم. اما اخیرا از پشت تلفن بحث هامون زیاد شده البته دوبار هم پیش هم بودیم و دعوا کردیم اما هر وقت عصبی میشه خیلی بد دهنی میکنه و هر چی میرسه بهم فحش و بد و بیراه میگه و وقتی من گوشی رو قطع میکنم بعد 10 دقیقه زنگ میزنه وعذر خواهی میکنه و پشیمونه. اما الان به خاطر همین موضوع یک هفته هست که قهریم. میخواستم بدونم باید چی کار کنم تا این بد دهنیش رو کنار بذاره
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Dr.yazdan
تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۹۳ 🍃🌺🍃🍂 🍂🍃🌺 🌺🍂 🍃 🌺 🍂 مشاور شما : جناب آقای دکتر یزدان جعفری 🆔@DrYazdan1245 شرح مشکل : سلام من دختری 17ساله هستم و 8 ماهه عقد کردم. شوهرمو دوست دارم وخیلی مهربون و احساسیه و بهم محبت می کنه و چون شهر دیگه ای کار میکنه ما 2 ماهی…
Forwarded from Fariya Psychologist
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۰۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم فرهاد کیایی
🆔@Psychologist_fkiaei
شرح مشکل :
سلام خانم و۵۰ ساله همسرم ۵۸پسرم ۲۵دخترم ۱۷ساله تو گوشی شوهرم اتفاقی چند پیام دیدم که همش درخواست پول بود به همچین اسمی که برای خرید خونه گرفته ممکنه داره خیانت میکنه؟هیچوقت همچین اسمی رونشنیدم تاحالا حقوقشم همیشه کمه جدیدا میگه شام فقط حاضری پسرم با ۱۶ تومن خرجی رو راحت میرسوند الان شوهرم ۳۷ حقوقشه شامم داره حذف میکنه سه سال کارش شهرستان بودماهی یا دوماهی چهار روز میومد خونه خرجی هم کم میداد اوایل ماهی دوتومن بعد ماهی سه تومن بعد خرجی رو داد دست پسرم گفت من زیاد خرج میکنم پسرم ۱۶ ازش میگرفت هی توضیح میداد تورمه الان حقوقش ۳۷ تومنه ومثلا این ماه ۹ تومن داده برای دندون پسرم بنظرتون چیکارکنم اگه تازه میخاد به خیانت فکرکنه برگرده اختلافاتی روی تربیت دخترم داشتیم زیاد بهش آزادی میداد ومن مخالفت میکردم اونم میگفت زیاد سخت میگیری ازخونه ممکنه فراریش بدی۱۳ سالگی براش گوشی گرفت بعد رفت وامد با دوستای مجازی که نمیشناختیم رو اجازه داد بعد دیر خونه اومدن رو الان ۱۷ سالشه دیگه به حرف باباشم گوش نمیکنه شب با دعوا میره خونه دوستش میخوابه
جواب شما :
سلام چند نکته خیلی مهم را باید جدا از هم بررسی کنید:
۱) این پیامهای درخواست پول، بهتنهایی دلیل قطعی خیانت نیستند.
ممکن است بدهی، قرض، سرمایهگذاری اشتباه یا کمکمالی به کسی باشد که شما خبر ندارید. ولی اینکه شما اصلاً این اسم را نمیشناسید و توضیح شفافی هم به شما نداده، یک علامت هشدار است و نباید نادیده بگیرید.
۲) تغییرات مالی و کمکردن خرجی خانواده، با توجه به اینکه حقوقش بالا رفته، قابلقبول نیست.
اینجا حتماً نیاز به شفافسازی دارد؛ نه دعوا، ولی گفتوگوی مستقیم و محکم.
۳) سه سال دوری، کمبودن مشارکت مالی، و اختلافاتی که درباره دخترتان داشتهاید، همه باعث شده رابطهتان فرسوده شود.
این وضعیت ریسک تصمیم به خیانت را بالا میبرد، ولی باز هم دلیل قطعی هیچچیز نیست.
۴) قبل از اینکه ذهنتان سمت بدترین سناریو برود، باید اطلاعات واقعی جمع کنید.
این یعنی:
– از خودش مستقیم و آرام بپرسید این فرد کیست و چرا اینقدر پول جابهجا شده.
– شفافیت مالی بخواهید، بدون اتهامزنی.
– بگویید کمکردن خرجی خانواده با توجه به درآمد فعلی منطقی نیست.
۵) اگر واقعاً دارد به سمت رابطه عاطفی بیرون از ازدواج فکر میکند، تنها راه توقفش شفافیت + مرزبندی محکم + حل اختلافات قدیمی است.
پرخاشگری یا سکوت، هیچ نتیجهای نمیدهد.
۶) درباره دخترتان هم، اختلاف تربیتی شدید بین شما و همسرتان، الان تبدیل به بینظمی و فرار از خانه شده. این بخش نیاز به برنامه جداگانه دارد، ولی فعلاً اولویت با «شفافسازی مالی و رفتاری» همسرتان است.
و در آخر
– یک گفتوگوی جدی، آرام، بدون اتهام، اما کاملاً محکم.
– بگویید: «من نگرانم، رفتار مالی اخیرت منطقی نیست، پیامها هم مبهماند. لطفاً توضیح بده چه اتفاقی افتاده. ما خانوادهایم، باید شفاف باشیم.»
– اگر توضیحهایش قانعکننده نبود، مشاوره خانواده را بهعنوان انتخاب بعدی مطرح کنید.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم فرهاد کیایی
🆔@Psychologist_fkiaei
شرح مشکل :
سلام خانم و۵۰ ساله همسرم ۵۸پسرم ۲۵دخترم ۱۷ساله تو گوشی شوهرم اتفاقی چند پیام دیدم که همش درخواست پول بود به همچین اسمی که برای خرید خونه گرفته ممکنه داره خیانت میکنه؟هیچوقت همچین اسمی رونشنیدم تاحالا حقوقشم همیشه کمه جدیدا میگه شام فقط حاضری پسرم با ۱۶ تومن خرجی رو راحت میرسوند الان شوهرم ۳۷ حقوقشه شامم داره حذف میکنه سه سال کارش شهرستان بودماهی یا دوماهی چهار روز میومد خونه خرجی هم کم میداد اوایل ماهی دوتومن بعد ماهی سه تومن بعد خرجی رو داد دست پسرم گفت من زیاد خرج میکنم پسرم ۱۶ ازش میگرفت هی توضیح میداد تورمه الان حقوقش ۳۷ تومنه ومثلا این ماه ۹ تومن داده برای دندون پسرم بنظرتون چیکارکنم اگه تازه میخاد به خیانت فکرکنه برگرده اختلافاتی روی تربیت دخترم داشتیم زیاد بهش آزادی میداد ومن مخالفت میکردم اونم میگفت زیاد سخت میگیری ازخونه ممکنه فراریش بدی۱۳ سالگی براش گوشی گرفت بعد رفت وامد با دوستای مجازی که نمیشناختیم رو اجازه داد بعد دیر خونه اومدن رو الان ۱۷ سالشه دیگه به حرف باباشم گوش نمیکنه شب با دعوا میره خونه دوستش میخوابه
جواب شما :
سلام چند نکته خیلی مهم را باید جدا از هم بررسی کنید:
۱) این پیامهای درخواست پول، بهتنهایی دلیل قطعی خیانت نیستند.
ممکن است بدهی، قرض، سرمایهگذاری اشتباه یا کمکمالی به کسی باشد که شما خبر ندارید. ولی اینکه شما اصلاً این اسم را نمیشناسید و توضیح شفافی هم به شما نداده، یک علامت هشدار است و نباید نادیده بگیرید.
۲) تغییرات مالی و کمکردن خرجی خانواده، با توجه به اینکه حقوقش بالا رفته، قابلقبول نیست.
اینجا حتماً نیاز به شفافسازی دارد؛ نه دعوا، ولی گفتوگوی مستقیم و محکم.
۳) سه سال دوری، کمبودن مشارکت مالی، و اختلافاتی که درباره دخترتان داشتهاید، همه باعث شده رابطهتان فرسوده شود.
این وضعیت ریسک تصمیم به خیانت را بالا میبرد، ولی باز هم دلیل قطعی هیچچیز نیست.
۴) قبل از اینکه ذهنتان سمت بدترین سناریو برود، باید اطلاعات واقعی جمع کنید.
این یعنی:
– از خودش مستقیم و آرام بپرسید این فرد کیست و چرا اینقدر پول جابهجا شده.
– شفافیت مالی بخواهید، بدون اتهامزنی.
– بگویید کمکردن خرجی خانواده با توجه به درآمد فعلی منطقی نیست.
۵) اگر واقعاً دارد به سمت رابطه عاطفی بیرون از ازدواج فکر میکند، تنها راه توقفش شفافیت + مرزبندی محکم + حل اختلافات قدیمی است.
پرخاشگری یا سکوت، هیچ نتیجهای نمیدهد.
۶) درباره دخترتان هم، اختلاف تربیتی شدید بین شما و همسرتان، الان تبدیل به بینظمی و فرار از خانه شده. این بخش نیاز به برنامه جداگانه دارد، ولی فعلاً اولویت با «شفافسازی مالی و رفتاری» همسرتان است.
و در آخر
– یک گفتوگوی جدی، آرام، بدون اتهام، اما کاملاً محکم.
– بگویید: «من نگرانم، رفتار مالی اخیرت منطقی نیست، پیامها هم مبهماند. لطفاً توضیح بده چه اتفاقی افتاده. ما خانوادهایم، باید شفاف باشیم.»
– اگر توضیحهایش قانعکننده نبود، مشاوره خانواده را بهعنوان انتخاب بعدی مطرح کنید.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from soode sabzevari
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۶۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
مشاور شما : سرکار خانم سبزواری [قسمت دوم سوال ]
🆔@Ahvpo
@sabzevari1441
شرح مشکل :
سلام ، وقتتون بخیر ، عذر خواهم در خصوص خانم هایی که میل جنسی کمی دارند و علاقه ای به لمس بدنی و تحریکات قبل از رابطه جنسی ندارند چه پیشنهادی دارید ، چون همسر بنده ۴۳ سال سن داره و بنده ۵۴ سال و به شدت دارای میل جنسی بالای هستم و الان مدت زیادی ، حدود ۲ یا ۳ سال هست که همسرم با مشکلات کم میلی جنسی روبه رو شده است در صورتی که قبلاً اینجوری نبوده و از رابطه جنسی خوبی برخوردار بوده و علاقه مند به رابطه ولی الان علاقه ای ندارد
ضمن اینکه آزمایش کلی انجام داده و سونوی واژینال دکتر گفته می بایست انجام بشه و از طرفی دچار کم خونی شدید می باشد و ظاهراً علایم یائسگی زود رس رو داره ممنون می شم راهنمایی بفرمایید .با تشکر
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز🌺
هورمون های جنسی تاثیر زیادی روی میل جنسی داره و کاهش اون ممکنه علت این موضوع باشه حتی خشکی واژن، نزدیکی دردناک همه اینا متاثر از هورمون هاست جدای از مسائل مربوط به روان…با یه ازمایش ساده میتونن بررسی کنن و در صورت تایید با تجویز دارو این مشکل برطرف خواهد شد
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
مشاور شما : سرکار خانم سبزواری [قسمت دوم سوال ]
🆔@Ahvpo
@sabzevari1441
شرح مشکل :
سلام ، وقتتون بخیر ، عذر خواهم در خصوص خانم هایی که میل جنسی کمی دارند و علاقه ای به لمس بدنی و تحریکات قبل از رابطه جنسی ندارند چه پیشنهادی دارید ، چون همسر بنده ۴۳ سال سن داره و بنده ۵۴ سال و به شدت دارای میل جنسی بالای هستم و الان مدت زیادی ، حدود ۲ یا ۳ سال هست که همسرم با مشکلات کم میلی جنسی روبه رو شده است در صورتی که قبلاً اینجوری نبوده و از رابطه جنسی خوبی برخوردار بوده و علاقه مند به رابطه ولی الان علاقه ای ندارد
ضمن اینکه آزمایش کلی انجام داده و سونوی واژینال دکتر گفته می بایست انجام بشه و از طرفی دچار کم خونی شدید می باشد و ظاهراً علایم یائسگی زود رس رو داره ممنون می شم راهنمایی بفرمایید .با تشکر
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز🌺
هورمون های جنسی تاثیر زیادی روی میل جنسی داره و کاهش اون ممکنه علت این موضوع باشه حتی خشکی واژن، نزدیکی دردناک همه اینا متاثر از هورمون هاست جدای از مسائل مربوط به روان…با یه ازمایش ساده میتونن بررسی کنن و در صورت تایید با تجویز دارو این مشکل برطرف خواهد شد
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from soode sabzevari
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۷۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم سبزواری
🆔@sabzevari1441
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر
من خانومی ۲۰ساله هستم
چند ماهی هست که ازدواج کردم
قبل ازدواج پریود منظم داشتم اما بعد ازدواج وقتایی که یک هفته یا ۱۰روز مونده به پریودیم رابطه دارم پریودیم جلو میوفته
تقریبا یکی دوروز بعد از رابطه پریود میشم
البته فقط وقتایی که نزدیک تاریخ پریودی باشه مثلا یک هفته
آیا طبیعیه؟
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز🌺
رابطه جنسی ارتباطی با سیکل قاعدگی نداره…ولی خوب این رابطه باعث ارامش و کاهش استرس میشه همچنین خود ارگاسم هم باعث بالا پایین شدن هورمون ها میشه و بی تاثیر نیست تو این قضیه، در صورتی که سیکل قاعدگیتون بین ۲۱تا ۳۵ روز هست طبیعیه
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم سبزواری
🆔@sabzevari1441
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر
من خانومی ۲۰ساله هستم
چند ماهی هست که ازدواج کردم
قبل ازدواج پریود منظم داشتم اما بعد ازدواج وقتایی که یک هفته یا ۱۰روز مونده به پریودیم رابطه دارم پریودیم جلو میوفته
تقریبا یکی دوروز بعد از رابطه پریود میشم
البته فقط وقتایی که نزدیک تاریخ پریودی باشه مثلا یک هفته
آیا طبیعیه؟
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز🌺
رابطه جنسی ارتباطی با سیکل قاعدگی نداره…ولی خوب این رابطه باعث ارامش و کاهش استرس میشه همچنین خود ارگاسم هم باعث بالا پایین شدن هورمون ها میشه و بی تاثیر نیست تو این قضیه، در صورتی که سیکل قاعدگیتون بین ۲۱تا ۳۵ روز هست طبیعیه
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from M M
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۹۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام من 18 سالمه و پشت کنکورم برای سال بعد (با رتبه سه هزار…) حالا کاری با این قضیه ندارم ولی میدونید پشت بودن خیلی سخته و من نمیتونم غصه اینو نخورم ک الان یه سری از همون همکلاسی های خودم ک پزشکی اوردن الان دانشگاهن و من اینجا گیر کردم. حالا نمیگم دانشگاه خبریه ها ولی خب اون فکرای منفی ولم نمیکنن چند ساله اینجوریم اصلا هیچ کدوم از نقطه قوت هام شادم نمیکنه چون مطمئنم بدتر میخورم زمین…وقتی میگن پزشکی فلانه بهمانه یهو میگم خب اگه! اگه تونستم بیارم میفهمم چجوره نمیخواد هی بگی….خب اگه نیارم چی؟اگه نشم چی؟… اینا برام از دشمن بدترن خدایا …بیشتر از قبول نشدن از زخم زبون زدناشون میترسم واقعا میترسم …تموم نمیشن!! من امسال چون وضع مالیمون خوب نبود ازاد و پردیس نرفتم خودمو راحت کنم ولی اینا هربار یکم ناامید میشم میان میگن خریت کردی انتخاب رشته نکردی وقتی اینقدر بی عرضه و بی لیاقتی….بابا والله من درس میخونم ول نکردم اصلا! ولی زود ناامید میشم.خانوادم مخصوصا مامانم دیگه تحملمو ندارن میگن وقتی بی عرضه ای نباید ما وقت و امیدمونو صرفت کنیم …من فقط یکم دلداری میخوام بخدا وگرنه خودم بعد یه روز میرم سر درسم کاری با اینا ندارم! اصن نمیفهمم من چرا سر رشته ای ک حتی دوستش ندارم باید اینقدر اذیت بشم؟؟ دارم دق میکنم تو خونه اصلا دلم نمیخواد هیچکدومشونو ببینم . حالا این موقعیت و وضعیت …میدونم کاریش نمیتونم بکنم و آش کشک خالمه و یا پزشکی یا هیچی و قطعا یه زمانی با این خانواده قطع رابط میکنم و پشتمم نگاه نمیکنم (چند ساله قول دادم به خودم)…..چطوری این فکرای منفی رو نکنم ک بتونم پیوسته درس بخونم تا حداقل تموم بشع راحت بشم؟؟
جواب سوال شما :
سلام
محیط فرساینده ای که داری تجربه میکنی به همراه این حجم ناامیدی و ترس و خانواده ای سرزنشگر، قضاوت کننده،باعث شده فکر کنی تنها راه ارزش داشتن، آوردن پزشکیه،
تو بیشتر از اینکه عاشق پزشکی باشی،
داری با ترس از قضاوت و ترس از تخریب شدن میجنگی، که باعث شده
درس خواندن تبدیل بشه به شکنجه،
و ذهنت مدام بپرسه «اگه نشم چی؟»
هر لغزش کوچیک مساوی بشه با سقوط.
و این چرخه فکر یک آدم تحت فشاره.
با یک تکنیک ۳۰ ثانیهای از روش اکت
وقتی فکر منفی اومد، همون لحظه فقط بگو «باشه ذهن، شنیدم.»
بعد بدون بحث توجهت رو برگردون به کار کوچک مقابلت، مثلا یک تست، یک پاراگراف، ۱۰ دقیقه مطالعه انجام بده، این کار باعث میشه فکرها بمونن اما تو رو هدایت نکنن،
جنگ با ذهن کم بشه (و انرژیت آزاد شه)، اضطراب از شدت بیفته.
قرار نیست فکرهای منفی قطع بشن قرار هست قدرتشون گرفته بشه.
تو داری برای فرار از تحقیر بقیه درس میخونی، نه برای خودت.
این باعث فشار ۱۰ برابری میشه.
یادت باشه
هیچکس بعد از کنکور رتبهٔ تو رو یادش نخواهد بود، اما تو آیندهت رو با ادامه دادن میسازی.
اونایی هم که الان حرف میزنن؟
همونها سال بعد اگه قبول شی،
برمیگردن میگن: «ما از اول مطمئن بودیم!»
آدمهای این تیپی حرفشون ارزش تحلیلی نداره.
حرفهایی که خونواده بهت زدن
(بیعرضهای… چرا این کارو نکردی… ) کاملاً آسیبزننده و اشتباهه
و هیچ ربطی به ارزش تو نداره.
خانواده تود حمایتی نیستن،
اما این به این معنی نیست که آیندهت همین میمونه.
هر تصمیمی داری برای آینده است نه امروز.
آلان فقط باید از خودت محافظت کنی، نه بجنگی. این یک مسیر گذراست، نتیجهی نهایی زندگی نیست.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام من 18 سالمه و پشت کنکورم برای سال بعد (با رتبه سه هزار…) حالا کاری با این قضیه ندارم ولی میدونید پشت بودن خیلی سخته و من نمیتونم غصه اینو نخورم ک الان یه سری از همون همکلاسی های خودم ک پزشکی اوردن الان دانشگاهن و من اینجا گیر کردم. حالا نمیگم دانشگاه خبریه ها ولی خب اون فکرای منفی ولم نمیکنن چند ساله اینجوریم اصلا هیچ کدوم از نقطه قوت هام شادم نمیکنه چون مطمئنم بدتر میخورم زمین…وقتی میگن پزشکی فلانه بهمانه یهو میگم خب اگه! اگه تونستم بیارم میفهمم چجوره نمیخواد هی بگی….خب اگه نیارم چی؟اگه نشم چی؟… اینا برام از دشمن بدترن خدایا …بیشتر از قبول نشدن از زخم زبون زدناشون میترسم واقعا میترسم …تموم نمیشن!! من امسال چون وضع مالیمون خوب نبود ازاد و پردیس نرفتم خودمو راحت کنم ولی اینا هربار یکم ناامید میشم میان میگن خریت کردی انتخاب رشته نکردی وقتی اینقدر بی عرضه و بی لیاقتی….بابا والله من درس میخونم ول نکردم اصلا! ولی زود ناامید میشم.خانوادم مخصوصا مامانم دیگه تحملمو ندارن میگن وقتی بی عرضه ای نباید ما وقت و امیدمونو صرفت کنیم …من فقط یکم دلداری میخوام بخدا وگرنه خودم بعد یه روز میرم سر درسم کاری با اینا ندارم! اصن نمیفهمم من چرا سر رشته ای ک حتی دوستش ندارم باید اینقدر اذیت بشم؟؟ دارم دق میکنم تو خونه اصلا دلم نمیخواد هیچکدومشونو ببینم . حالا این موقعیت و وضعیت …میدونم کاریش نمیتونم بکنم و آش کشک خالمه و یا پزشکی یا هیچی و قطعا یه زمانی با این خانواده قطع رابط میکنم و پشتمم نگاه نمیکنم (چند ساله قول دادم به خودم)…..چطوری این فکرای منفی رو نکنم ک بتونم پیوسته درس بخونم تا حداقل تموم بشع راحت بشم؟؟
جواب سوال شما :
سلام
محیط فرساینده ای که داری تجربه میکنی به همراه این حجم ناامیدی و ترس و خانواده ای سرزنشگر، قضاوت کننده،باعث شده فکر کنی تنها راه ارزش داشتن، آوردن پزشکیه،
تو بیشتر از اینکه عاشق پزشکی باشی،
داری با ترس از قضاوت و ترس از تخریب شدن میجنگی، که باعث شده
درس خواندن تبدیل بشه به شکنجه،
و ذهنت مدام بپرسه «اگه نشم چی؟»
هر لغزش کوچیک مساوی بشه با سقوط.
و این چرخه فکر یک آدم تحت فشاره.
با یک تکنیک ۳۰ ثانیهای از روش اکت
وقتی فکر منفی اومد، همون لحظه فقط بگو «باشه ذهن، شنیدم.»
بعد بدون بحث توجهت رو برگردون به کار کوچک مقابلت، مثلا یک تست، یک پاراگراف، ۱۰ دقیقه مطالعه انجام بده، این کار باعث میشه فکرها بمونن اما تو رو هدایت نکنن،
جنگ با ذهن کم بشه (و انرژیت آزاد شه)، اضطراب از شدت بیفته.
قرار نیست فکرهای منفی قطع بشن قرار هست قدرتشون گرفته بشه.
تو داری برای فرار از تحقیر بقیه درس میخونی، نه برای خودت.
این باعث فشار ۱۰ برابری میشه.
یادت باشه
هیچکس بعد از کنکور رتبهٔ تو رو یادش نخواهد بود، اما تو آیندهت رو با ادامه دادن میسازی.
اونایی هم که الان حرف میزنن؟
همونها سال بعد اگه قبول شی،
برمیگردن میگن: «ما از اول مطمئن بودیم!»
آدمهای این تیپی حرفشون ارزش تحلیلی نداره.
حرفهایی که خونواده بهت زدن
(بیعرضهای… چرا این کارو نکردی… ) کاملاً آسیبزننده و اشتباهه
و هیچ ربطی به ارزش تو نداره.
خانواده تود حمایتی نیستن،
اما این به این معنی نیست که آیندهت همین میمونه.
هر تصمیمی داری برای آینده است نه امروز.
آلان فقط باید از خودت محافظت کنی، نه بجنگی. این یک مسیر گذراست، نتیجهی نهایی زندگی نیست.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from M M
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۹۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام من یه دختر20ساله هستم که دوسال بخاطراجبارپدرم پشت کنکورموندم ولی امسال به اصرار های زیادتونستم راضیشون کنم که بذارن برم دانشگاه الانم دانشجوی مامایی هستم.میدونم رشته ی خوبی دارم ولی درواقع من از رشتم بدم میاد یه جورایی چندشه بامشاوردانشگاهمون صحبت کردم گفتن حل میشه وعادت میکنی ولی راستش من نسبت به درس خوندن بی انگیزه شدم وتوی این دوسالی که پشت کنکوربودم ازدرس خوندن بدم اومده اصلا اصرارای زیادم برای دانشگاه رفتن برای این بود که پشت کنکورنمونم وگرنه من واقعا یادم رفته چجوری باید درس بخونم!!!موقع درس خوندن همش به چیزای دیگه فکرمیکنم ومیرم تو افکارم غرق میشم یا میرم توگوشیو اینستاگرام و…
من واقعا نمیدونم چطوری به رشتم علاقه مندبشم بااینکه به هیچ وجه دلم نمیخواد ازرشتم انصراف بدم واینم نمیدونم که چیکارکنم موقع درس خوندن حواسم پرت نشه وفقط درس بخونم
لطفاکمکم کنید ممنون ازهمتون
جواب سوال شما :
سلام
وضعیتی که الان داری قابل درکه چرا که تو ۲ سال زیر فشار کنکور بودی، با اجبار انتخاب رشته کردی، و الان هم طبیعیـه که انگیزه ای نداشته باشی ، نتونی درس بخونی،و نسبت به مامایی حس خوبی پیدا نکنی.
که علت اصلی اون، فرسودگی تحصیلی + اجبار + فشار خانواده که باعث شده ذهنت از درس فراری بشه.
این بی علاقگی به مامایی از خود رشته نیست بلکه، چون انتخابت آزادانه نبوده، دو سال پشت کنکور خسته ت کرده.
چرا که ذهنت یاد گرفته
درس = فشار، کنکور، اجبار.
و از همه مهمتر هنوز با بخشهای مختلف رشته آشنا نشدی و فقط با کتابهای خشک درسی و مطالب نظری مواجه شدی.
تقریباً بیشتر دانشجویان مامایی سال اول همین حس رو دارن. وقتی اولین بار میرن بیمارستان، بخش زایمان، بخش مادر و نوزاد و میبینن این رشته چقدر واقعی و انسانیه، بهش علاقمند میشن.
اینقدر در دوران کنکور با اجبار درس خوندی که مغزت پذیرفته
درس = استرس
درس = اجبار
درس = تنبیه، کنترل، فشار
برای همینه که محض باز کردن کتاب:
فکرت پرت میشه
فرار میکنی
میری اینستاگرام
نمیتونی تمرکز کنی
این یک علامت کاملاً طبیعیِ خستگی روانی و تحصیلی است، نه ضعف.
فقط ٢٠ دقیقه
به خودت اجازه بده بد درس بخونی، کم درس بخونی، حتی بیانگیزه درس بخونی.
هدف فقط شروعه، نه عالی بودن.
امروز فقط این کارو بکن:
1. تایمر ۲۰ دقیقه
2. یک بخش خیلی کوچک از درس (مثلاً نیم صفحه)
3. گوشی را بذار روی سکوت دور از دید
4. بعد از ۲۰ دقیقه → ۵ دقیقه استراحت
اگه بیشتر خواستی ادامه بده، اگه نه همین هم کافیه.
این روش مغزت را دوباره با درس آشتی میده.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام من یه دختر20ساله هستم که دوسال بخاطراجبارپدرم پشت کنکورموندم ولی امسال به اصرار های زیادتونستم راضیشون کنم که بذارن برم دانشگاه الانم دانشجوی مامایی هستم.میدونم رشته ی خوبی دارم ولی درواقع من از رشتم بدم میاد یه جورایی چندشه بامشاوردانشگاهمون صحبت کردم گفتن حل میشه وعادت میکنی ولی راستش من نسبت به درس خوندن بی انگیزه شدم وتوی این دوسالی که پشت کنکوربودم ازدرس خوندن بدم اومده اصلا اصرارای زیادم برای دانشگاه رفتن برای این بود که پشت کنکورنمونم وگرنه من واقعا یادم رفته چجوری باید درس بخونم!!!موقع درس خوندن همش به چیزای دیگه فکرمیکنم ومیرم تو افکارم غرق میشم یا میرم توگوشیو اینستاگرام و…
من واقعا نمیدونم چطوری به رشتم علاقه مندبشم بااینکه به هیچ وجه دلم نمیخواد ازرشتم انصراف بدم واینم نمیدونم که چیکارکنم موقع درس خوندن حواسم پرت نشه وفقط درس بخونم
لطفاکمکم کنید ممنون ازهمتون
جواب سوال شما :
سلام
وضعیتی که الان داری قابل درکه چرا که تو ۲ سال زیر فشار کنکور بودی، با اجبار انتخاب رشته کردی، و الان هم طبیعیـه که انگیزه ای نداشته باشی ، نتونی درس بخونی،و نسبت به مامایی حس خوبی پیدا نکنی.
که علت اصلی اون، فرسودگی تحصیلی + اجبار + فشار خانواده که باعث شده ذهنت از درس فراری بشه.
این بی علاقگی به مامایی از خود رشته نیست بلکه، چون انتخابت آزادانه نبوده، دو سال پشت کنکور خسته ت کرده.
چرا که ذهنت یاد گرفته
درس = فشار، کنکور، اجبار.
و از همه مهمتر هنوز با بخشهای مختلف رشته آشنا نشدی و فقط با کتابهای خشک درسی و مطالب نظری مواجه شدی.
تقریباً بیشتر دانشجویان مامایی سال اول همین حس رو دارن. وقتی اولین بار میرن بیمارستان، بخش زایمان، بخش مادر و نوزاد و میبینن این رشته چقدر واقعی و انسانیه، بهش علاقمند میشن.
اینقدر در دوران کنکور با اجبار درس خوندی که مغزت پذیرفته
درس = استرس
درس = اجبار
درس = تنبیه، کنترل، فشار
برای همینه که محض باز کردن کتاب:
فکرت پرت میشه
فرار میکنی
میری اینستاگرام
نمیتونی تمرکز کنی
این یک علامت کاملاً طبیعیِ خستگی روانی و تحصیلی است، نه ضعف.
فقط ٢٠ دقیقه
به خودت اجازه بده بد درس بخونی، کم درس بخونی، حتی بیانگیزه درس بخونی.
هدف فقط شروعه، نه عالی بودن.
امروز فقط این کارو بکن:
1. تایمر ۲۰ دقیقه
2. یک بخش خیلی کوچک از درس (مثلاً نیم صفحه)
3. گوشی را بذار روی سکوت دور از دید
4. بعد از ۲۰ دقیقه → ۵ دقیقه استراحت
اگه بیشتر خواستی ادامه بده، اگه نه همین هم کافیه.
این روش مغزت را دوباره با درس آشتی میده.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Sara sani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۸۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم ثانی
🆔@Sarasaniii
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر
پسری دارم که 15 سالش هست و در درسهاش بسیار اهل رقابت کردن و الان بخاطر رقابت با یکی از دوستاش خیلی رنجور و حساس شده نمیدونم چطور باید باهاش حرف بزنم ؟ و چطوری اعتماد به نفسش رو افزایش بدم ؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم ثانی
🆔@Sarasaniii
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر
پسری دارم که 15 سالش هست و در درسهاش بسیار اهل رقابت کردن و الان بخاطر رقابت با یکی از دوستاش خیلی رنجور و حساس شده نمیدونم چطور باید باهاش حرف بزنم ؟ و چطوری اعتماد به نفسش رو افزایش بدم ؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Sara sani
با سلام همراه عزیز۶۱۲۸۸۳
اگرهدف ما از رقابت، مقایسه کردن افراد با یکدیگر باشد مطمئنا چنین رویکردی نه تنها موجب پرورش انگیزه در نوجوان نمی شود بلکه باعث می شود او دچار تضعیف روحیه شده و برای ادامه مسیر، انگیزه و امید خود را از دست بدهد. اما اگر رقابت به معنای تلاش بیشتر برای رسیدن به نتیجه ای بهتر باشد می تواند منجر به قرار گرفتن نوجوان در مسیر درست شود.
در چنین رقابتی فرد -بدون در نظر گرفتن رتبه اش- هر روز تلاش می کند تا موفقیت بیشتری کسب کرده و در جایگاه بهتری نسبت به قبل قرار گیرد. به این ترتیب هر روز تلاش می کند تا مهارت و استعداد جدیدی را در خود کشف کند و با تلاش مضاعف به نتیجه ای که در فکر دارد دست یابد.
پس به طور کلی در رقابت سالم، فردیت دانش آموز مورد توجه قرار می گیرد و ملاک سنجش و ارزیابی او توانایی و ظرفیت های شخصی و همچنین گذشته تحصیلی اش خواهد بود.
❇️یکی از اشتباهات افراد پیرامون نوجوان (به خصوص والدین) مقایسه کردن او با اشخاص دیگری از اقوام، دوستان و نزدیکان است. همه ما بارها این جملات را شنیده ایم : “دختر داییت کامل انگلیسی صحبت می کنه اما تو حتی نمی تونی توی این درس نمره قبولی بگیری!” یا ” از علی یاد بگیر همه نمره هاش بیسته” یا مثلا ” تو مگه از فلانی کمتری که شاگرد اول مدرسه شده”… چنین مقایسه هایی این تعریف را در ذهن نوجوان قرار می دهد که موفقیت، رسیدن به آن نقطه مطلوب مورد نظر والدین است و اگر چنین موفقیتی خارج از حیطه توانایی و مهارت های فردی او باشد مطمئنا سرخورده، ناامید و دلزده از تلاش می شود. چرا که خود را ناتوان می پندارد.
❇️در رقابت سالم باید فردیت و مهارت های شخصیتی فرد مد نظر قرار گیرد . در چنین شرایطی او با خودش مقایسه می شود به طور مثال دانش آموزی که در یادگیری ریاضی فوق العاده عمل می کند تشویق می شود که در یادگیری زبان انگلیسی هم مثل ریاضی توانمند باشد. چنین فضایی آرامش کافی برای یادگیری را برای نوجوانمان فراهم می کند تا بتواند با انگیزه و تلاش بیشتر مهارت های بیشتری را بیاموزد. در چنین محیطی او تلاش خواهد کرد تا به شخصیت آرمانی خود نزدیک تر شود. او تلاش می کند تا بهترین تصویر را از خود و توانایی هایش به تصویر بکشد
❇️رقابتی که خارج از توانایی های فرد باشد باعث ایجاد اضطراب میشود پس بعنوان والد نوجوان را «بی قید وشرط» دوست بدارید اورا فقط با خودش مقایسه کنید نه دیگران
سارا ثانی کارشناس ارشد روانشناسی
https://pezeshkanekhoob.com/doctor/sara-sani
اگرهدف ما از رقابت، مقایسه کردن افراد با یکدیگر باشد مطمئنا چنین رویکردی نه تنها موجب پرورش انگیزه در نوجوان نمی شود بلکه باعث می شود او دچار تضعیف روحیه شده و برای ادامه مسیر، انگیزه و امید خود را از دست بدهد. اما اگر رقابت به معنای تلاش بیشتر برای رسیدن به نتیجه ای بهتر باشد می تواند منجر به قرار گرفتن نوجوان در مسیر درست شود.
در چنین رقابتی فرد -بدون در نظر گرفتن رتبه اش- هر روز تلاش می کند تا موفقیت بیشتری کسب کرده و در جایگاه بهتری نسبت به قبل قرار گیرد. به این ترتیب هر روز تلاش می کند تا مهارت و استعداد جدیدی را در خود کشف کند و با تلاش مضاعف به نتیجه ای که در فکر دارد دست یابد.
پس به طور کلی در رقابت سالم، فردیت دانش آموز مورد توجه قرار می گیرد و ملاک سنجش و ارزیابی او توانایی و ظرفیت های شخصی و همچنین گذشته تحصیلی اش خواهد بود.
❇️یکی از اشتباهات افراد پیرامون نوجوان (به خصوص والدین) مقایسه کردن او با اشخاص دیگری از اقوام، دوستان و نزدیکان است. همه ما بارها این جملات را شنیده ایم : “دختر داییت کامل انگلیسی صحبت می کنه اما تو حتی نمی تونی توی این درس نمره قبولی بگیری!” یا ” از علی یاد بگیر همه نمره هاش بیسته” یا مثلا ” تو مگه از فلانی کمتری که شاگرد اول مدرسه شده”… چنین مقایسه هایی این تعریف را در ذهن نوجوان قرار می دهد که موفقیت، رسیدن به آن نقطه مطلوب مورد نظر والدین است و اگر چنین موفقیتی خارج از حیطه توانایی و مهارت های فردی او باشد مطمئنا سرخورده، ناامید و دلزده از تلاش می شود. چرا که خود را ناتوان می پندارد.
❇️در رقابت سالم باید فردیت و مهارت های شخصیتی فرد مد نظر قرار گیرد . در چنین شرایطی او با خودش مقایسه می شود به طور مثال دانش آموزی که در یادگیری ریاضی فوق العاده عمل می کند تشویق می شود که در یادگیری زبان انگلیسی هم مثل ریاضی توانمند باشد. چنین فضایی آرامش کافی برای یادگیری را برای نوجوانمان فراهم می کند تا بتواند با انگیزه و تلاش بیشتر مهارت های بیشتری را بیاموزد. در چنین محیطی او تلاش خواهد کرد تا به شخصیت آرمانی خود نزدیک تر شود. او تلاش می کند تا بهترین تصویر را از خود و توانایی هایش به تصویر بکشد
❇️رقابتی که خارج از توانایی های فرد باشد باعث ایجاد اضطراب میشود پس بعنوان والد نوجوان را «بی قید وشرط» دوست بدارید اورا فقط با خودش مقایسه کنید نه دیگران
سارا ثانی کارشناس ارشد روانشناسی
https://pezeshkanekhoob.com/doctor/sara-sani
Forwarded from دکتر غفوری
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۶۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر غفوری
🆔@Dr_Ghafouri43
شرح مشکل :
سلام وقتتون بخیر ، حدوداً ده روز پیش بخاطر نفخ شدید بعد از غذا خوردن و صدای زیاد شکم و تیر کشیدن سمت چپ شکم و دفع مخاط زرد رنگ همراه خون رفتم دکتر و برام شیاف هموروئید و رکتول و قرص دایمتیکون ۱۸۰ کپسول مبورین ۲۰۰ و کپسول لانسوپرازول ۳۰ ناشتا داد البته ناگفته نماند که حدود ۱۸ ساله ibs دارم و هرزگاهی دفع خون داشتم اما الان سمت چپ شکمم بعد از غذا خوردن درد میگیره و باوجود اینکه یک هفته است دارم داروهامو مصرف میکنم تغییر نکردم و دفع مخاط از رنگ زرد تبدیل شده به رنگ قهوهای و صبح که از خواب بیدار میشم سردرد شدید قسمت وسط سر و سمت چشم چپم دارم به حدی که حتی حرف نمیتونم بزنم چون تشدید میشه مسکن هم که میخورم تا سه چهار ساعت هست و بعدآروم میشه ببخشید ممکنه اینا علایم سرطان روده باشه
چون واقعا میترسم برم آندوسکوپی ممنون میشم راهنمایی کنید
جواب سوال شما :
سلام
۱-از خوردن غذاهای چرب و سنگین اجتناب کنید
۲-نوشابه نخورید
۳-فلفل نخورید
۴-ترشی و شور نخورید
۵-بجای سه وعده ،پنج وعده غذا بخورید اما با حجم کم !
۶-سردرد شما میگرنی هست .بجای مسکن های بروفن دار که باعث آسیب به معده شما می شود از قرص ارگوتامین سی استفاده کنید .
۷-سرطان تا زمانیکه آندوسکوپی یا کولونوسکوپی نشود نمی شود اظهار نظر کرد .
البته با روش های جدید دیگر آندوسکوپی و کولونوسکوپی راحت هست
۸-نزد فوق تخصص گوارش مراجعه کنید
شاد
و
بهروز
باشید
دکتر غفوری
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر غفوری
🆔@Dr_Ghafouri43
شرح مشکل :
سلام وقتتون بخیر ، حدوداً ده روز پیش بخاطر نفخ شدید بعد از غذا خوردن و صدای زیاد شکم و تیر کشیدن سمت چپ شکم و دفع مخاط زرد رنگ همراه خون رفتم دکتر و برام شیاف هموروئید و رکتول و قرص دایمتیکون ۱۸۰ کپسول مبورین ۲۰۰ و کپسول لانسوپرازول ۳۰ ناشتا داد البته ناگفته نماند که حدود ۱۸ ساله ibs دارم و هرزگاهی دفع خون داشتم اما الان سمت چپ شکمم بعد از غذا خوردن درد میگیره و باوجود اینکه یک هفته است دارم داروهامو مصرف میکنم تغییر نکردم و دفع مخاط از رنگ زرد تبدیل شده به رنگ قهوهای و صبح که از خواب بیدار میشم سردرد شدید قسمت وسط سر و سمت چشم چپم دارم به حدی که حتی حرف نمیتونم بزنم چون تشدید میشه مسکن هم که میخورم تا سه چهار ساعت هست و بعدآروم میشه ببخشید ممکنه اینا علایم سرطان روده باشه
چون واقعا میترسم برم آندوسکوپی ممنون میشم راهنمایی کنید
جواب سوال شما :
سلام
۱-از خوردن غذاهای چرب و سنگین اجتناب کنید
۲-نوشابه نخورید
۳-فلفل نخورید
۴-ترشی و شور نخورید
۵-بجای سه وعده ،پنج وعده غذا بخورید اما با حجم کم !
۶-سردرد شما میگرنی هست .بجای مسکن های بروفن دار که باعث آسیب به معده شما می شود از قرص ارگوتامین سی استفاده کنید .
۷-سرطان تا زمانیکه آندوسکوپی یا کولونوسکوپی نشود نمی شود اظهار نظر کرد .
البته با روش های جدید دیگر آندوسکوپی و کولونوسکوپی راحت هست
۸-نزد فوق تخصص گوارش مراجعه کنید
شاد
و
بهروز
باشید
دکتر غفوری
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۸۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام و احترام خدمت شما آقای دکتر
من سی ساله و همسرم سی و پنج ساله و پانزده ساله ازدواج کردیم و یک فرزند داریم
"من با شوهرم حرفم شده و با هم حرف نمی زنیم. هر دفعه من پا پیش می ذارم که آشتی کنیم. اما این دفعه نمی خوام من آشتی کنم. میشه من و راهنمایی کنید که چی کار کنم؟ نه می خوام مثل همیشه پیش قدم باشم نه می خوام قهر بمونیم چون من دوستش دارم. فقط اینکه شوهر من خیلی لجبازه"
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز دلیل این مشکل را در دختری میبینم که ۱۵ ساله بوده که ازدواج کرده و کم طاقتی و تحمل نکردن قهر چیزی بوده که با خودش به خونه ی بخت آورده پس هنوز شاید تو ۱۵ سالگیت موندی !!! قهر کردن و لجبازی رفتارهایی هستند که اول در محیط خانواده آموخته میشن و بعدها رفتار اطرافیان مهم (مثل همسر) تقویتش می کنه. پس خودت تقویت کننده ی قهر و آشتی همسرت بوده ای !!؟
اما نکته مثبت در مورد شما اینه که نه فقط متوجه مشکلت شدی بلکه در صدد اصلاح و رفعش هستی که همین رفتارا نشان از قدرت و توانمندیت برای ارتقا کیفیت زندگیته!!
قبول کن که رفتار منفعلانه در برابر قهرهای همسرت داری !!بتظرم سبک رفتارتو از منفعل به جراتمندانه تغییر بده :.
و افكار، احساسها و حقوق شخصي خودتو ناديده نگیر .
و جرات مندانه هر احساسی داری به راحتی ابراز کن .
و تغيير در خودت نه همسرت ،،ایجاد کن و به راحتی درخواست هانو مطرح کن . همسرت رفتار پرخاشگرانه داره و خقوق دیگران مخصوصا خودتو با رفتاراش ضایع کرده البته پاسخ من از زاویه ی نگاه خودته و نمی خوام برچسب بهش بزنم در زوج درمانی ااین مشکل میتونه از طرف همسرتمبررسی بشه ، بهتره قبل از هر تصمیمی خودتو جای همسرت قرار بدی و ببینی آیا رفتارها و واکنش های خودت میتونه باعث این قهرها شده باشه ؟؟؟؟
تغییر رفتار و سبک ارتباطیت کمک می کنه که حال بهتری داشته باشی. در واقع دلیل نوع رفتارهای همسرت میتونه این باشه که هیچوقت با نتیجه ی واقعی بعضی رفتارهای آزاردهنده یا تهدیدهایی که می کنه مواجه نشده.
بهتره از ابراز عقیده نترسی و نهایتاً مسئولیت خواسته ها و رفتارهای خودتو بپذیری. هدف از رفتار جراتمندانه تخریب یا آسیب به رابطه نیست بلکه بهبود کیفیت رایطه ی شما دو نفره !! و نشون میده که رابطه تونو دوست دارید و براتون ارزشمنده .در مخیطی آرام و با احترام با همسرت صحبت کن و مشکلاتو به چالش بکشید،هر چه قهر بیشتر و طولانی تر بشه ، برای هر دو عادی میشه و قبحش می ریزه و شاید روزی برسه که ماه ها با هم قهرید و تلاشی برای آشتی کردن نکنید . نیاز به مشاوره دارید این مشکلات و قهر و آشتی هارو کش ندید از مشاوری با تجربه. راهنمایی و کنک بگیرید . با کمال میل در کنارتونم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام و احترام خدمت شما آقای دکتر
من سی ساله و همسرم سی و پنج ساله و پانزده ساله ازدواج کردیم و یک فرزند داریم
"من با شوهرم حرفم شده و با هم حرف نمی زنیم. هر دفعه من پا پیش می ذارم که آشتی کنیم. اما این دفعه نمی خوام من آشتی کنم. میشه من و راهنمایی کنید که چی کار کنم؟ نه می خوام مثل همیشه پیش قدم باشم نه می خوام قهر بمونیم چون من دوستش دارم. فقط اینکه شوهر من خیلی لجبازه"
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز دلیل این مشکل را در دختری میبینم که ۱۵ ساله بوده که ازدواج کرده و کم طاقتی و تحمل نکردن قهر چیزی بوده که با خودش به خونه ی بخت آورده پس هنوز شاید تو ۱۵ سالگیت موندی !!! قهر کردن و لجبازی رفتارهایی هستند که اول در محیط خانواده آموخته میشن و بعدها رفتار اطرافیان مهم (مثل همسر) تقویتش می کنه. پس خودت تقویت کننده ی قهر و آشتی همسرت بوده ای !!؟
اما نکته مثبت در مورد شما اینه که نه فقط متوجه مشکلت شدی بلکه در صدد اصلاح و رفعش هستی که همین رفتارا نشان از قدرت و توانمندیت برای ارتقا کیفیت زندگیته!!
قبول کن که رفتار منفعلانه در برابر قهرهای همسرت داری !!بتظرم سبک رفتارتو از منفعل به جراتمندانه تغییر بده :.
و افكار، احساسها و حقوق شخصي خودتو ناديده نگیر .
و جرات مندانه هر احساسی داری به راحتی ابراز کن .
و تغيير در خودت نه همسرت ،،ایجاد کن و به راحتی درخواست هانو مطرح کن . همسرت رفتار پرخاشگرانه داره و خقوق دیگران مخصوصا خودتو با رفتاراش ضایع کرده البته پاسخ من از زاویه ی نگاه خودته و نمی خوام برچسب بهش بزنم در زوج درمانی ااین مشکل میتونه از طرف همسرتمبررسی بشه ، بهتره قبل از هر تصمیمی خودتو جای همسرت قرار بدی و ببینی آیا رفتارها و واکنش های خودت میتونه باعث این قهرها شده باشه ؟؟؟؟
تغییر رفتار و سبک ارتباطیت کمک می کنه که حال بهتری داشته باشی. در واقع دلیل نوع رفتارهای همسرت میتونه این باشه که هیچوقت با نتیجه ی واقعی بعضی رفتارهای آزاردهنده یا تهدیدهایی که می کنه مواجه نشده.
بهتره از ابراز عقیده نترسی و نهایتاً مسئولیت خواسته ها و رفتارهای خودتو بپذیری. هدف از رفتار جراتمندانه تخریب یا آسیب به رابطه نیست بلکه بهبود کیفیت رایطه ی شما دو نفره !! و نشون میده که رابطه تونو دوست دارید و براتون ارزشمنده .در مخیطی آرام و با احترام با همسرت صحبت کن و مشکلاتو به چالش بکشید،هر چه قهر بیشتر و طولانی تر بشه ، برای هر دو عادی میشه و قبحش می ریزه و شاید روزی برسه که ماه ها با هم قهرید و تلاشی برای آشتی کردن نکنید . نیاز به مشاوره دارید این مشکلات و قهر و آشتی هارو کش ندید از مشاوری با تجربه. راهنمایی و کنک بگیرید . با کمال میل در کنارتونم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۸۸
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام
من ٥ ماه عقد كردم توي اين ٥ ماه كم و بيش يه اختلافايي بين منو همسرم پيش اومد كه هر دو گذشت كرديم حالا به دليلي كه بوده ولي چند روزي هست كه يه اختلاف شديد پيش اومده چطور ميتونم دوباره به قبل برگردم ميشه منو راهنمايي كنين
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز ،بنظرم شما دو نفر ، هر یک ویژگی ها و خصوصیاتی دارین که منحصر به خودتونه و این تفاوت ها ،گاهی باعث بروز مشکلاتی در رابطه میشه که این مشکلات با تدبیر و مدیریت قابل حله ،!خب سوال مبهمی پرسیدی و دستم برای توضیحات کامل باز نیست ! اختلافات بر سر چهچیزی؟ گاهی سوء تفاهمات باعث اختلاف میشه ! و گاهی مشکلات مالی ،فرهنگی،اجتماعی،،تحصیلات، فرزند چندم خانواده بودن ! وووو باعث بروز مشکله !!گاهی برای بیان نیاز ها و احساسات به طرف مقابل از پیام هایی استفاده میشه که شخص مقابل را مورد توهین و تحقیر قرار میده پس مواظب رفتار و گفتارتون باشید ، آستانه ی تحملتونو بالا ببرید .سهم خودتونو در مشکلات بپذیرید، حزئیات مسائل را در تظر بگیرید و از کل ماجرا درست نکنید ، شما دو نفر اولویت زندگی مشترکتون هستید بخاطر دیگران بحث و دعوا و جدال راه نندازید ، قبل از هر تصمیم نیاز به مشاوره ی پیش از ازدواج دارید و چنان چه این کار در چندین جلسه انجام شده مباحث را مرور و تکرارکنید و به نتیجه ی مثبت برسید . در صورت تمایل تماس بگیرید ،
در پناه خدا🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام
من ٥ ماه عقد كردم توي اين ٥ ماه كم و بيش يه اختلافايي بين منو همسرم پيش اومد كه هر دو گذشت كرديم حالا به دليلي كه بوده ولي چند روزي هست كه يه اختلاف شديد پيش اومده چطور ميتونم دوباره به قبل برگردم ميشه منو راهنمايي كنين
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز ،بنظرم شما دو نفر ، هر یک ویژگی ها و خصوصیاتی دارین که منحصر به خودتونه و این تفاوت ها ،گاهی باعث بروز مشکلاتی در رابطه میشه که این مشکلات با تدبیر و مدیریت قابل حله ،!خب سوال مبهمی پرسیدی و دستم برای توضیحات کامل باز نیست ! اختلافات بر سر چهچیزی؟ گاهی سوء تفاهمات باعث اختلاف میشه ! و گاهی مشکلات مالی ،فرهنگی،اجتماعی،،تحصیلات، فرزند چندم خانواده بودن ! وووو باعث بروز مشکله !!گاهی برای بیان نیاز ها و احساسات به طرف مقابل از پیام هایی استفاده میشه که شخص مقابل را مورد توهین و تحقیر قرار میده پس مواظب رفتار و گفتارتون باشید ، آستانه ی تحملتونو بالا ببرید .سهم خودتونو در مشکلات بپذیرید، حزئیات مسائل را در تظر بگیرید و از کل ماجرا درست نکنید ، شما دو نفر اولویت زندگی مشترکتون هستید بخاطر دیگران بحث و دعوا و جدال راه نندازید ، قبل از هر تصمیم نیاز به مشاوره ی پیش از ازدواج دارید و چنان چه این کار در چندین جلسه انجام شده مباحث را مرور و تکرارکنید و به نتیجه ی مثبت برسید . در صورت تمایل تماس بگیرید ،
در پناه خدا🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۰۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام وقتتون بخیر من خانم ۴۲ساله هستم لیسانس وخانه دار وهمسرم۳۹ساله ارشد عمران وپیمانکار.یه فرزندپسر ۹ساله داریم.من وهمسرم۱۱ساله ازدواج کردیم خانوادش مخصوصا پدر قلدرش به شدت تو تمام زندگیمون دخالت میکنه از ارتباطات تا خریر لباس و وسایل و مسافرت و عروسی رفتن ومهمونی و هرچی چند ساله که به شدت به مشکل خوردیم و ایشون که تا قبل از دعواها دشمن خانوادش بود حالا چسبیده بهشون و شده دشمن خانواده من .متاسفانه چندسال قبل که منو با کتک و فحاشی و تهمت از خونه بیرون کرداختلاف به خانوادهامون کشیده شد وچون نسبت فامیلی هم داریم کل فامیل هم فهمیدن و بدتر شد یه معضل بزرگ من ۲سال قبل بعد از سه ماه قهر با وساطت فامیل برگشتم و همسرم قول داد دیگه حرکات قبلو تکرار نکنه و فقط به فکر زندگیمون باشیم ولی متاسفانه امسال خیلی شدید تر وبدتر شد وسر هرموضوعی به خودش اجازه انواع توهین وفحاشی و کتک رو میده ولی بعد کاملا انکارش میکنه من دوسال قبل اومدم ازش شکایت کردم و خواستم جدا بشم ولی بازم بخاطر پسرم ترسیدم ته دلمم دوستش دارم چون وقتی حالش خوبه آدم خوبیه و چشم پاکه وکاری ولی امسال دوباره اذیت وقهرا ودعاهامون چند ماه طول میکشید وهربار باهاش حرف میزم بدتر میشد تا من جایی میرفتم شروع به لجبازی میکرد و میرفت خونه پدرش ولی من وپسرم مث زندانی فقط با اجازش تا خونه پدرم رفت وامد داشتیم.واقعا کلافم کرد و دوباره وسایلمو جمع کردم و از اول مهر با پسرم اومدم خونه پدرم این چند ماهه بهش گفتم هروقت خواست بیاد پسرشو ببینه ولی همش بهانه میگیره که من بینشون فاصله انداختم در حالیکه پسرم ازش ترسیده چون دعواهاشو با من دیده الان خودم از بلاتکلیفی خسته شدم همش میگه توآبرومو بردی و من هیچوقت دیگه نمیخوام باهات زندگی کنم و سراغم نمیاد نمیدونم واقعا تصمیم درست چیه؟بخاط اینده پسرم نگرانم نه توان ادامه دعواهای همیشگی ما رو داره نه اینجور رفتن و اومدن هر بار اذیته ومنم بخاطرش خیلی حالم خرابه.ممنون میشم اگه کمکم کنید
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام وقتتون بخیر من خانم ۴۲ساله هستم لیسانس وخانه دار وهمسرم۳۹ساله ارشد عمران وپیمانکار.یه فرزندپسر ۹ساله داریم.من وهمسرم۱۱ساله ازدواج کردیم خانوادش مخصوصا پدر قلدرش به شدت تو تمام زندگیمون دخالت میکنه از ارتباطات تا خریر لباس و وسایل و مسافرت و عروسی رفتن ومهمونی و هرچی چند ساله که به شدت به مشکل خوردیم و ایشون که تا قبل از دعواها دشمن خانوادش بود حالا چسبیده بهشون و شده دشمن خانواده من .متاسفانه چندسال قبل که منو با کتک و فحاشی و تهمت از خونه بیرون کرداختلاف به خانوادهامون کشیده شد وچون نسبت فامیلی هم داریم کل فامیل هم فهمیدن و بدتر شد یه معضل بزرگ من ۲سال قبل بعد از سه ماه قهر با وساطت فامیل برگشتم و همسرم قول داد دیگه حرکات قبلو تکرار نکنه و فقط به فکر زندگیمون باشیم ولی متاسفانه امسال خیلی شدید تر وبدتر شد وسر هرموضوعی به خودش اجازه انواع توهین وفحاشی و کتک رو میده ولی بعد کاملا انکارش میکنه من دوسال قبل اومدم ازش شکایت کردم و خواستم جدا بشم ولی بازم بخاطر پسرم ترسیدم ته دلمم دوستش دارم چون وقتی حالش خوبه آدم خوبیه و چشم پاکه وکاری ولی امسال دوباره اذیت وقهرا ودعاهامون چند ماه طول میکشید وهربار باهاش حرف میزم بدتر میشد تا من جایی میرفتم شروع به لجبازی میکرد و میرفت خونه پدرش ولی من وپسرم مث زندانی فقط با اجازش تا خونه پدرم رفت وامد داشتیم.واقعا کلافم کرد و دوباره وسایلمو جمع کردم و از اول مهر با پسرم اومدم خونه پدرم این چند ماهه بهش گفتم هروقت خواست بیاد پسرشو ببینه ولی همش بهانه میگیره که من بینشون فاصله انداختم در حالیکه پسرم ازش ترسیده چون دعواهاشو با من دیده الان خودم از بلاتکلیفی خسته شدم همش میگه توآبرومو بردی و من هیچوقت دیگه نمیخوام باهات زندگی کنم و سراغم نمیاد نمیدونم واقعا تصمیم درست چیه؟بخاط اینده پسرم نگرانم نه توان ادامه دعواهای همیشگی ما رو داره نه اینجور رفتن و اومدن هر بار اذیته ومنم بخاطرش خیلی حالم خرابه.ممنون میشم اگه کمکم کنید
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from آرام - روان
۶۱۲۹۰۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
جواب سوال شما:
سلام دوست عزیز ، بنظرم قبل از هر صحبتی بهت بگم که در اولین فرصت یعنی در همین هفته ی پیش رو وقت مشاوره از متخصص زوج درمانی بگیری و هر دو کنار هم برای هر اقدام و تصمیمی راهنمایی و مشاوره بشید . چون بعد از چند ماه که خانه ی پدر هستی نمی خوام بگم دست از پا درازتر به خانه برگرد بلکه اینبار باید تکلیف این رابطه را معلوم کنید و وجود فرزند در نطر گرفته بشه . دست از خود خواهی بردارید و برای زندگی شاد و بدون دخالت دیگران بجنگید ،
عزیرم حتما که نباید خانواده همسرت را دوست داشته باشی و یا با آنها صمیمی باشی. اما احترام گذاشتن در هر شرایطی یکی از وظایف مهم اخلاقی و اجتماعی شماس البته مفهوم احترام به معنای منفعل بودنت تیس ،یعنی نباید هر چه اونا بگن اطاعت کنی، بلکه اونارو درک کرده و مانند خانواده خودت بدونی.
همانطور که به خانواده خود ت احترام می زاری به خانواده همسرتم احترام بزار . یکی از تاثیرات مهم ایجاد محدودیت در رابطه ها، کاهش دخالت هر دو خانواده در زندگی زوج هاس.اما به طور یقین قطع ارتباط با اونا، راه حل مناسبی نیست.
سعی نکن آدمی بشی که خانواده ی همسرت می خوان ولی بی احترامی و بی توجهی نکن ، اصلا برات مهم نباشه که خونه ی پدرش میره به همین ترتیب اصرار نکن که حتما باید خانواده ی تورا ملاقات کنه ، اجازه بده همه چیز در آرامش قرار بگیره ، اصرار به درست شدن روابط با خانواده ها نکن در حال حاضر خودت و همسرت و فرزندت در اولویت هستین .
از توهین و گفتن حرف های زشت به خانواده همسرت جدا خودداری کن. در شرایط سخت و دشواری هستی امحکم و سرسخت و بی طرف باش حتی اگه اختلافات شدید شد در صورتی که ساکت ماندن برات سخته مودب باش. منعطف باش ، الان که خانه ی پدری زندگی گذشته تا به خال را برای خودت مرور کن و با نگاه منصفانه ببین سهم خودت از این اتفاقات چقدر بوده و چقدر به همسرت حق میدی ، ، بهتره به استقلال مالی فکر کنی و سرگرمی داشته باشی ، به خودتون سه نفر فکر کن و زندگی شادی که قراره شروع کنی ، بنظرم اگه شرایط مالی همسرت خوب نیست و پدرش کمک می کنه زیاد مهم نیست ، مهم اینه که در شرایط سخت رهاش نکردن ، ، تنها چیزی که مهمه تغییر وضعیت از این بحرانه ، هنر عشق ورزیدن و خوب زندگی کردن در همدلی و همدردی و درک شرایطه . برای آینده ای بهتر!! گذشته را بازگو نکن از پدر و مادر برای بهتر شدن روابط کمک بگیر و چنانچه با صحبت در این مورد حالت بد میشه و یا مسئله را کش دادند و شخصی کردند بهتره جلو مداخلاتشون گرفته بشه ، اعتماد به نفستو بالا ببر و به عزت نفست فکر کن . سبک زندگیتو تغییر بده و اجازه نده درماندگی سراغت بیاد ، هیچ کسی بهتر از خودت نمیتونه بهت کمک کنه پس با خودت صادق باش و خودتو رها نکن جرات عملی کردن هر کاری بهتر از منفعل عمل کردنه ، اگه با مشاوره و بررسی شرایط نتیجه ی خوبی بدست تیاوردی تصمیم بگیربرای رفتن یا ماندن !!! ترس برای تنها ماندن فرزند یعنی یک عمر به تباهی رسیدن ، فزنندت هم مادر داره و هم پدر نگران خودت و شرایط روحی وجسمی خودت باش.
با کمال میل در کنارتم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
جواب سوال شما:
سلام دوست عزیز ، بنظرم قبل از هر صحبتی بهت بگم که در اولین فرصت یعنی در همین هفته ی پیش رو وقت مشاوره از متخصص زوج درمانی بگیری و هر دو کنار هم برای هر اقدام و تصمیمی راهنمایی و مشاوره بشید . چون بعد از چند ماه که خانه ی پدر هستی نمی خوام بگم دست از پا درازتر به خانه برگرد بلکه اینبار باید تکلیف این رابطه را معلوم کنید و وجود فرزند در نطر گرفته بشه . دست از خود خواهی بردارید و برای زندگی شاد و بدون دخالت دیگران بجنگید ،
عزیرم حتما که نباید خانواده همسرت را دوست داشته باشی و یا با آنها صمیمی باشی. اما احترام گذاشتن در هر شرایطی یکی از وظایف مهم اخلاقی و اجتماعی شماس البته مفهوم احترام به معنای منفعل بودنت تیس ،یعنی نباید هر چه اونا بگن اطاعت کنی، بلکه اونارو درک کرده و مانند خانواده خودت بدونی.
همانطور که به خانواده خود ت احترام می زاری به خانواده همسرتم احترام بزار . یکی از تاثیرات مهم ایجاد محدودیت در رابطه ها، کاهش دخالت هر دو خانواده در زندگی زوج هاس.اما به طور یقین قطع ارتباط با اونا، راه حل مناسبی نیست.
سعی نکن آدمی بشی که خانواده ی همسرت می خوان ولی بی احترامی و بی توجهی نکن ، اصلا برات مهم نباشه که خونه ی پدرش میره به همین ترتیب اصرار نکن که حتما باید خانواده ی تورا ملاقات کنه ، اجازه بده همه چیز در آرامش قرار بگیره ، اصرار به درست شدن روابط با خانواده ها نکن در حال حاضر خودت و همسرت و فرزندت در اولویت هستین .
از توهین و گفتن حرف های زشت به خانواده همسرت جدا خودداری کن. در شرایط سخت و دشواری هستی امحکم و سرسخت و بی طرف باش حتی اگه اختلافات شدید شد در صورتی که ساکت ماندن برات سخته مودب باش. منعطف باش ، الان که خانه ی پدری زندگی گذشته تا به خال را برای خودت مرور کن و با نگاه منصفانه ببین سهم خودت از این اتفاقات چقدر بوده و چقدر به همسرت حق میدی ، ، بهتره به استقلال مالی فکر کنی و سرگرمی داشته باشی ، به خودتون سه نفر فکر کن و زندگی شادی که قراره شروع کنی ، بنظرم اگه شرایط مالی همسرت خوب نیست و پدرش کمک می کنه زیاد مهم نیست ، مهم اینه که در شرایط سخت رهاش نکردن ، ، تنها چیزی که مهمه تغییر وضعیت از این بحرانه ، هنر عشق ورزیدن و خوب زندگی کردن در همدلی و همدردی و درک شرایطه . برای آینده ای بهتر!! گذشته را بازگو نکن از پدر و مادر برای بهتر شدن روابط کمک بگیر و چنانچه با صحبت در این مورد حالت بد میشه و یا مسئله را کش دادند و شخصی کردند بهتره جلو مداخلاتشون گرفته بشه ، اعتماد به نفستو بالا ببر و به عزت نفست فکر کن . سبک زندگیتو تغییر بده و اجازه نده درماندگی سراغت بیاد ، هیچ کسی بهتر از خودت نمیتونه بهت کمک کنه پس با خودت صادق باش و خودتو رها نکن جرات عملی کردن هر کاری بهتر از منفعل عمل کردنه ، اگه با مشاوره و بررسی شرایط نتیجه ی خوبی بدست تیاوردی تصمیم بگیربرای رفتن یا ماندن !!! ترس برای تنها ماندن فرزند یعنی یک عمر به تباهی رسیدن ، فزنندت هم مادر داره و هم پدر نگران خودت و شرایط روحی وجسمی خودت باش.
با کمال میل در کنارتم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from Nazanin-lotfi- Counseling-
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۷۸
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام خدمت مشاور های عزیز .
امیدوارم به سوالم پاسخ داده بشه
من با یه دختری آشنا شدم که همکلاسی بودیم و منجر به دوستیمون شد . بگم که من فقط ۷ روز از این دختر کوچیکترم و تقریبا هم سنیم. طی گذشت زمان من به این دختر وابسته تر و وابسته تر شدم و خیلی دوسش دارم الان اما احساس میکنم اون به من توجهی نداره ، البته که خودش میگه خیلی دوستت دارم ولی رفتاراش چیز دیگه ای رو نشون میدن . من میخوام که اونم به من وابسته شه و توجهش به من خیلی بیشتر باشه تا توجهش به بقیه . میخام به خودم وابستش کنم …
خیلی کمک بزرگی میکنید اگه راهنماییم کنید .
با تشکر از شما
جواب سوال شما :
سلام و روز بخیر خدمت شما مراجع گرامی و عزیز :دوست عزیز متاسفانه باید این واقعیت رو بپذیریم که حسی که ما نسبت به دیگران داریم ممکن هست اونها نسبت به ما نداشته باشن و باید با این واقعیت کنار بیایم……..چون شما به پارتنرتون وابسته هستید دلیلی براین نیست که اون هم نسبت به شما وابسته باشه ،انسانها در شرایط یکسانی رشد نمیکنن و همین موضوع باعث میشه که نیازهای عاطفیشون با هم فرق داشته باشه ،یکی نیاز به توجه بیشتری داره و دیگری نیاز به امنیت رو در خودش بالا میدونه و اگر نتونین با این موضوع کنار بیاین فقط این شما هستین که ضربه میخورین نه کس دیگه ای ،درسته که در رابطه عاطفی همه ما به دنبال رفع خلاها و حفره های عاطفیمون هستیم ولی این موضوع به معنی نادیده گرفتن خودمون نیست و باید بدونیم که هم زمان که داریم یه چیزی رو به دست میاریم چه چیزی رو از دست میدیم و این موضوع خیلی خیلی مهم هست که شما دوست عزیز می بایست حتما به اون توجه کنین .رابطه عاطفی همونقدر که میتونه خوب و شادی اور باشه به همون اندازه هم میتونه مایه عذاب و رنج هرفردی باشه .🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام خدمت مشاور های عزیز .
امیدوارم به سوالم پاسخ داده بشه
من با یه دختری آشنا شدم که همکلاسی بودیم و منجر به دوستیمون شد . بگم که من فقط ۷ روز از این دختر کوچیکترم و تقریبا هم سنیم. طی گذشت زمان من به این دختر وابسته تر و وابسته تر شدم و خیلی دوسش دارم الان اما احساس میکنم اون به من توجهی نداره ، البته که خودش میگه خیلی دوستت دارم ولی رفتاراش چیز دیگه ای رو نشون میدن . من میخوام که اونم به من وابسته شه و توجهش به من خیلی بیشتر باشه تا توجهش به بقیه . میخام به خودم وابستش کنم …
خیلی کمک بزرگی میکنید اگه راهنماییم کنید .
با تشکر از شما
جواب سوال شما :
سلام و روز بخیر خدمت شما مراجع گرامی و عزیز :دوست عزیز متاسفانه باید این واقعیت رو بپذیریم که حسی که ما نسبت به دیگران داریم ممکن هست اونها نسبت به ما نداشته باشن و باید با این واقعیت کنار بیایم……..چون شما به پارتنرتون وابسته هستید دلیلی براین نیست که اون هم نسبت به شما وابسته باشه ،انسانها در شرایط یکسانی رشد نمیکنن و همین موضوع باعث میشه که نیازهای عاطفیشون با هم فرق داشته باشه ،یکی نیاز به توجه بیشتری داره و دیگری نیاز به امنیت رو در خودش بالا میدونه و اگر نتونین با این موضوع کنار بیاین فقط این شما هستین که ضربه میخورین نه کس دیگه ای ،درسته که در رابطه عاطفی همه ما به دنبال رفع خلاها و حفره های عاطفیمون هستیم ولی این موضوع به معنی نادیده گرفتن خودمون نیست و باید بدونیم که هم زمان که داریم یه چیزی رو به دست میاریم چه چیزی رو از دست میدیم و این موضوع خیلی خیلی مهم هست که شما دوست عزیز می بایست حتما به اون توجه کنین .رابطه عاطفی همونقدر که میتونه خوب و شادی اور باشه به همون اندازه هم میتونه مایه عذاب و رنج هرفردی باشه .🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Akhavani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۹۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام مشاور عزیز
دختری۳۲ساله هستم تحصیل کردم و تاالان تمایلی به ازدواج نداشتم یعنی خواستگارام رو دوست نداشتم بنابراین نخواستم ازدواج کنم.اما نیاز جنسی دارم واقعا و با کسی نتونستم راجبش حرف بزنم اینجام چون مجازیه میتونم حرف بزنم.خواستم ببینم آیا ایرادی داره بخوام نیازمو در حد معاشقه(حفظ دخترانگی) برطرف کنم با دوست پسر؟کنترل احساساتم رو دارم و به جرات میتونم بگم وابسته نمیشم.اما این نیاز واقعا داره اذیتم میکنه.و باهرکدوم ازخاستگارا وقتی خودمو تصور میکنم میبینم هیچ لذتی ازاون رابطه نخواهم برد پس درست نیست ازدواجم بکنم.لطفا راهنمایی بفرمایید.لطفا جدا از مسائل دینی جواب بدید چون خیلی متزلزل شدم در این زمینه.پیشاپیش تشکر میکنم از لطفتون
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام مشاور عزیز
دختری۳۲ساله هستم تحصیل کردم و تاالان تمایلی به ازدواج نداشتم یعنی خواستگارام رو دوست نداشتم بنابراین نخواستم ازدواج کنم.اما نیاز جنسی دارم واقعا و با کسی نتونستم راجبش حرف بزنم اینجام چون مجازیه میتونم حرف بزنم.خواستم ببینم آیا ایرادی داره بخوام نیازمو در حد معاشقه(حفظ دخترانگی) برطرف کنم با دوست پسر؟کنترل احساساتم رو دارم و به جرات میتونم بگم وابسته نمیشم.اما این نیاز واقعا داره اذیتم میکنه.و باهرکدوم ازخاستگارا وقتی خودمو تصور میکنم میبینم هیچ لذتی ازاون رابطه نخواهم برد پس درست نیست ازدواجم بکنم.لطفا راهنمایی بفرمایید.لطفا جدا از مسائل دینی جواب بدید چون خیلی متزلزل شدم در این زمینه.پیشاپیش تشکر میکنم از لطفتون
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Akhavani
,🔷زیوراخوانی
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
Forwarded from Akhavani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۸۶۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
مشاور شما : سرکار خانم سبزواری [قسمت دوم سوال ]
🆔@Ahvpo
@sabzevari1441
شرح مشکل :
سلام ، وقتتون بخیر ، عذر خواهم در خصوص خانم هایی که میل جنسی کمی دارند و علاقه ای به لمس بدنی و تحریکات قبل از رابطه جنسی ندارند چه پیشنهادی دارید ، چون همسر بنده ۴۳ سال سن داره و بنده ۵۴ سال و به شدت دارای میل جنسی بالای هستم و الان مدت زیادی ، حدود ۲ یا ۳ سال هست که همسرم با مشکلات کم میلی جنسی روبه رو شده است در صورتی که قبلاً اینجوری نبوده و از رابطه جنسی خوبی برخوردار بوده و علاقه مند به رابطه ولی الان علاقه ای ندارد
ضمن اینکه آزمایش کلی انجام داده و سونوی واژینال دکتر گفته می بایست انجام بشه و از طرفی دچار کم خونی شدید می باشد و ظاهراً علایم یائسگی زود رس رو داره ممنون می شم راهنمایی بفرمایید .با تشکر
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
مشاور شما : سرکار خانم سبزواری [قسمت دوم سوال ]
🆔@Ahvpo
@sabzevari1441
شرح مشکل :
سلام ، وقتتون بخیر ، عذر خواهم در خصوص خانم هایی که میل جنسی کمی دارند و علاقه ای به لمس بدنی و تحریکات قبل از رابطه جنسی ندارند چه پیشنهادی دارید ، چون همسر بنده ۴۳ سال سن داره و بنده ۵۴ سال و به شدت دارای میل جنسی بالای هستم و الان مدت زیادی ، حدود ۲ یا ۳ سال هست که همسرم با مشکلات کم میلی جنسی روبه رو شده است در صورتی که قبلاً اینجوری نبوده و از رابطه جنسی خوبی برخوردار بوده و علاقه مند به رابطه ولی الان علاقه ای ندارد
ضمن اینکه آزمایش کلی انجام داده و سونوی واژینال دکتر گفته می بایست انجام بشه و از طرفی دچار کم خونی شدید می باشد و ظاهراً علایم یائسگی زود رس رو داره ممنون می شم راهنمایی بفرمایید .با تشکر
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Akhavani
,🔷زیوراخوانی
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم