سوال و جواب ابر گروه شاه کلید روانشناسی
502 subscribers
1.03K photos
19 videos
162 files
6.84K links
Download Telegram
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۶۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم خطیبی


🆔@KH_Mahgol

شرح مشکل :


سلام وقتتون بخیز

من میتونم درباره یع مشکل باهاتون حرف بزنم واقعاضروریع

اقای دکترمن باشوهرم مشکل دارم ...خیلی اخلاقش تندوزود عصبی میشع یعنی تازمانی ک عصبی نمیشه خوبه ولی زودوسرهمع چی عصبی میشه اصلاهم ب ادم مخبت نمیکنه یعنی احساسی نیس ...بعد چندوقت پیش دیدم بایه خانم بهم پیام دادن ...الان بخاطراین قضیه نزدیک دوهفتس بحتمونه

یه بچه هم دارم

چطوری رفتارکنم

واقعادارم عداب میکشم همش بحت ودعواس😞😔


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۲۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم الله وردی


🆔@FatemeAllahverdi

شرح مشکل :


سلام
آقای دکتر من پارسال از طریق دوستم مریم با یک خانومی که همکلاسش بود اشنا شدم اون روز این خانوم با یک اقا اومدن و با اصرار مریم من حاضر به اشنایی با دوستش شدم من 30 سالمه و این خانوم 27 ساله هردوتامون ارشد داریم و تا حدود زیادی اخلاق و رفتارمون یکی هستش خانوادهامونم تقریبا مثل هم هستند.اوایل اشنایی همه چیز خوب بود تا اینکه کم کم این خانوم در مورد این اقا که در اول گفته بودند هیچی بیمون نیست و نبوده معلوم شد که بهم دلبستگی دارند و به خاطر من از این اقا جدا شده بود و بعدش هم که این خانوم گفتند که پرده بکارت ندارم و از بچگی برام تشکیل نشده و قبل از این اقا با یکی دوست بودم و باهم رابطته جنسی داشتیم من هم با این موضوع کنار اومدم یکبار من و این خانوم به اصرار خودش سکس داشتیم بعد از اون این خانوم گفت از روی هوس بوده و من ازت متنفرم و این حرفا و شروع شد به بهانه های الکی و تندی کردن ها البته ناگفته نماند به اون اقا فکر میکرد و ازش تعریف میکرد و چندباری کات کردیم الان تقریبا 6ماهی هست که از هم بی اطلاع هستم ولی من الان خیلی بهش فکر میکنم و درگیرش شدم دوباره میشه لطفا راهنمایی کنید بخدا دارم دیونه میشم


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from ebrahimi_psychoanalist
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۴۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکارخانم ابراهیمی


🆔@rahilebrahimiii

شرح مشکل :

سلام وقت بخیر . من ۲۰ سالمه و با پسری ۲۳ ساله دوسال هست که رابطه دارم . ما خیلی همو دوست داریم و قصدمون از دوستی هم ازدواجه. ایشون قرار بود تو عید همین امسال بیاد خواستگاری ولی خوانوادش بهش گفتن به دلیل شیوع این ویروس فعلا دست نگه دارن درصورتی که مهمونی و همه جا هم میرن و من به ایشون گفتم بهونست و گفتن که نمیتونم کاری کنم . ایشون کار ثابت نداره و دانشجو هست داخل کارخونه کار میکنه ساعت کاری ثابت داره ولی چون بیمه نشده کارش ثابت نیست و میگه پدر و مادرم بخاطر این موضوع کمی میترسن . فکر میکنن من دختر پرخرجی هستم . از طرفی مادر من خیلی بهم گیر میده و خیلی محدودیت دارم اصلا نمیتونیم همو ببینیم و حتی از اول ما قرار گذاشتیم که فقط بیان خواستگاری و فعلا نامزدی یا عقد نکنیم تو این شرایطم که نباید تجمع کرد فقط گفتم بیان خواستگاری تا خانواده ها اشنا بشن تا بعد . حالا من به ایشون میگم چرا بهونه برای این که نیاین حواستگاری میاری چون به من قول دادن و شرایط منو هم دیدن مادر من بخاطر این که نمیخواد من با این اقا برم بیرون منو اصلا نمیزاره از خونه برم بیرون . حرف منم اینه فقط بیان خاستگاری که خیال مادرم راحت بشه تا این محدودیت هارو نداشته باشم حالا وقتی از کارش مطمین شدیم عقد میکنیم . میخوام بدونم حق با منه یا ایشون؟؟



جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from ebrahimi_psychoanalist
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     صدیقه ابراهیمی : مشاور و درمانگر تحلیلی، زوج درمانگر و مشاور پیش از ازدواج


📍تهران - میرداماد ـ میدان مادر ـ خیابان شاهنظری ـ کوچه ابن  سینا ـ پلاک یک ـ طبقه چهارم واحد ۱۲
شماره تماس: ۰۹۲۱۹۷۳۱۴۲۵

کانال تلگرام:https://t.me/ebrahimi_psychoanalist

اخذ نوبت:
🆔 @rahilebrahimiii
واتس اپ:
🆔https://wa.me/989028731612




لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

nobat.ir/sedighehebrahimi
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۱۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی


🆔@maryamgholami_z

شرح مشکل :


سلام خدمت شما مشاوران عزیز
اول از همه تشکر میکنم ازتون به خاطر اینکه وقت میزارید برای ما.
بنده20سالمه و الان حدودیک سال و نیمه که عاشق دختر همسایه شدم و به شدت دوستش دارم ولی این علاقه هنوز به علاقه عقلی تبدیل نشده و میخوام درموردش بیشتر بدونم.به نظرشما چطور میتونم بشناسمش؟؟
سوال دوم اینه که ترس از آینده و ترس از دست دادن و از همه مهم تر ترس از اینکه اگر ازدواج کنیم به مشکل بر بخوریم رو دارم و کلا ارامشم رو از بین برده.لطفا در این مورد هم راهنمایی کنید.
و در اخر اینکه من تا حداقل 2سال دیگه نمیتونم قضیه رو رسمی کنم به نظر شما چطور میتونم اون رو به خودم پایبند کنم که به شخص دیگه ای دل نبنده؟


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۴۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم غلامی


🆔@maryamgholami_z

شرح مشکل :


سلام خسته نباشید

دختری هستم 19 ساله 4 ساله با یه پسر که الان 20 سالشون هست دوست هستم شیش ماهی میشه رابطمون جدی شده ینی خانواده هامون باهم اشنا شدن .من خیلی ترس از اینده دارم همیشه تو کابوسام میبینم ک این اقا بهم خیانت کردن . دوست من با ایشون همکلاسه تو دانشگاه چن وقت پیش به دوستم پیام داده ادعای سینگلی کرده .این اقا اومد خودش بهم گفت و ادعای پشیمونی کرد من بهش یه فرصت دیگه دادم ولی نمیتونم با این اتفاق کنار بیام و روز به روز حالم بد میشه تا جایی ک این اقا بهم میگن افسرده شدی و این افسردگی رو منم تاثیر میزاره . بنده تک فرزندم و اکثر اوقات خونه تنهام و احساس بیهودگی میکنم لطفا کمکم کنید


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۴۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم خطیبی


🆔@KH_Mahgol

شرح مشکل :


سلام من ۲۰ سال دارم و درخانواده معتقد و به شدت غیرتی و خشک زندگی میکنم منتقریبا دوسال پیش با اقایی اشنا شدم ولی نه به عنوان رل یا عشق و این چیزا فقطبعنوان دوست اول هم همینطور بودبعد مدتها من عاشق کسی شدم و به همین دلیل رابطمو با اون اقا قطع کردم همون موقع بود که اعتراف کرد عاشق من شده و خیلی دوستم داره ولی من هیچ حسی بهش نداشتم و کلا رابطمون قطع شد تا اینکه من و کسی که دوسش داشتم بخاطر روابط خانوادگیمون کلا رابطمون تموم شد وقتی همون اقا فهمید ک کات کردم باز اومد طرفم ب دوستام التماس میکرد که دوباره اشتیمون بدین و …. منم دلم سوخت و ازهمه مهمتر رفیقم بود و بهش اطمینان داشتم قبول کردم ک اشتی کنیم باز خلاصه از روز اولی ک اشتی کردیم اون گفت عاشقتم و من گفتم حسی ندارم بهت همش میگفت نه زمان همه چیو درست میکنه منم میگفتم نه من حسی ندارم بهت اصلنم نمیتونم ب چشم عشق بهت نگا کنم چون دوستت ندارم میگفت نه تو برام نقش بازی کن بزار دلم خوش باشه اما من هیچوقت همچین کاریو نکردم هرروز بهش یاداوری میکردم ک جز رفیق چیزی نیسکیم و علاقه ای بهش ندارم ما چن بار باهم بیرون رفتیم و چن تاهم عکس گرفتیم اونقد بهش مطمئنبودم ک ادرس خونمون محل کار پدرم دانشگاه و خلاصه همه چیمو داشت منم همچنین همه چی اونو میدونستم .بعد یه مدت من یه خاستگار واسم اومد ک شرایط خوبی داشت و اینکه منم علاقه ای کم بهش داشتم بعد من باز مجبور شدم ارتباطمو با اون اقا قطع کنم . الان من نامزدی کردم تقریبا یک ماه پیش بود که اون اقا برای بار هزارم باز پیام داد اما اینبار حرفایی زد ک ترسیدم میگفت من میتونم زندگیتو خراب کنم نامزدیتو بهم بزنم اما نمیخام مثل من شکست عشقی بخوری دلم نمیاد ولی کلا رفتار عجیبی داشت بدون فکر و …همه کاری میکرد من ازاین میترسم یهو به سرش نزنه کاری کنه چند وقت باید بگذره که خیالم راحت شه کاری بهم نداره دیگ و فراموشم کرده با وجود عشق اتیشی ک نسبت بهم داره و اینکه محل کار نامزدم با محل کار اون پسر توی یه محله هست ولی خب با فاصله تقریبا زیاد کل زندگیم بهم ریخته انقد فکر و خیال دارم اصلا خاب ندارم احساس افسردگی شدید دارم همش میترسم چیزی بشه اتفاقی بیفته


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۳۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم شیروانی


🆔@paria_51

شرح مشکل :


سلام وقت بخیر خانم شیروانی
من دختر ۲۴ ساله هستم
حدودا ۵ ماه هست که با اقای ۲۹ ساله ای در ارتباط هستم
ما حدود سه ماه پیش در حالی که الکل مصرف کرده بودیم و مست بودیم باهم رابطه برقرار کردیم که قرار نبود همچین اتفاقی بیافته و ناخواسته پرده بکارت من پاره شد. از اون موقع تا الان هر دو سه روز اون صحنه خون پارگی بکارت من که روی آلت ایشون بوده میاد جلو چشمم و ناراحتم میکنه
دست خودم نیست
همون شب هم بعد این اتفاق به شدت حالم بد شد و ساعت ها جیغ می زدم و گریه میکردم
برای اینکه این صحنه دیگه جلو چشمم نیاد چیکار باید بکنم؟
ممنون از راهنمایی تون🙏


جواب سوال شما :

🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃

🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا  به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خسته‌ست، می‌تونه یه دنیا معنا  و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو

۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵

#پریوش _شیروانی

روانشناس و همراه امنِ لحظه‌هات


کانالم👇
🌺@afsordegidarmani


مراجع حضوری؛ مازندران  همیشه زیبا ،قائمشهر
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۶۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سرکار خانم شیروانی


🆔@paria_51

شرح مشکل :


باسلام خدمت شما مشاورین 🙏🙏💐💐💐
من 26 سالمه شوهرم 30 سالشه دوساله که اومدم خونه ی خودم بچه هم ندارم هنوز
منو شوهرم اختلاف زیاد داشتیم مخصوصا موقع عقدمون الان که اومدیم سرخونه زندگیمون خداروشکر بهترشده اختلافاتمون
به خاطر کارشوهرم  دوراز خانواده م زندگی میکنم نه خانواده ی شوهرم هستن نه خانواده ی خودم تکو تنها غریب
شوهرم صبح میرن تاعصر سرکارن
دیروز که از سرکارشون اومدن براشون میوه اوردم وچای که خستگیشون بره منم مشعول خیاطی کردن بودم
بعد ایشون به مادرشون زنگ زدن برای احوالپرسی منم بعدازاینکه قطع کردن
به روشون خندیدم وگفتم چیکارمیکردن ایشون خوب بودن ؟
بعد چند دیقه دوباره گفتم میوه اینارو اوردی خوردی جمعشون کن وبعدم پاشو نماز بخون (ایشون کلا ترک نماز کردن)
بعد بهم گفت معلوم نیس چته تو یا مادرت زنگ زده پرت کرده یا من به مادرم زنگ زدم که تو اینجوری بداخلاق شدی گفتم هیچکدوم والا من چندروزیه که با مادرخودم حرف نزدم چرا گناه مادرمنو پاک میکنی واینکه گفتم هرچی مادر شما به شما یاد میده مادرمنم یاد میده
بعد گفتم اینارو جمع کن منم نماز بخونم نمیدونم چیشد که گفتن حیف زحمتهایی که من برای تو میکشم .یعنی چندباریم بهم گفته حیف مرگ که تو بخوری
بهش گفتم وقتی منو به عقد خودت دراوردی یعنی موظف هستی خرج پوشاک خوراک ومسکن منو بدی ایشونم گفت توهم وظیفته برای من بیاری من بخورم تو جمع کنی
گفتم وظیفه ی زن فقط محبت کردن به شوهرش ورفع نیاز جنسیش هست اینکه بگی وظیفه نمیشه گفت یک زن از لطف خودشه این کارهارو برای مردش بکنه
اینم بگم من همش تو خونه م الان ماشین لباسشویی ندارم که بادست لباس میشورم بدون هیچ منت گذاشتتی تاجایی که ازدستم بربیاد برای شوهرم کارهاش رو انجام میدم
ولی ایشون سرهرچیز کوچیکی کلا بحثو میکشه به اینکه حیف زحمتی که من برات میکشم حیف مرگ که تو بخوری نمیدونم چی باید بهشون بگم که متوجه بشن

ممنونم اگه جواب بدین من چجوری رفتار کنم چیکار کنم چی بهشون بگم که اینجوری باهام حرف نزنن من احساس میکنم رو دوششون سنگینی میکنم خیلی بابت کاراهایی که برام انجام میدن منت میذارن بهشونم بارها گفتم دوست ندارم منت بزاری چون کارتو بی ارزش میکنی ولی بازم همون😭


جواب سوال شما :

🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃

🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا  به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خسته‌ست، می‌تونه یه دنیا معنا  و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو

۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵

#پریوش _شیروانی

روانشناس و همراه امنِ لحظه‌هات


کانالم👇
🌺@afsordegidarmani


مراجع حضوری؛ مازندران  همیشه زیبا ،قائمشهر