سوال و جواب ابر گروه شاه کلید روانشناسی
501 subscribers
1.03K photos
19 videos
162 files
6.84K links
Download Telegram
Forwarded from Mehrak Sahebzamani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سر کار خانم صاحب الزمانی


🆔@Mehraksz

شرح مشکل : 


سلام آقای دکتر

من یک پسر 12 ساله به نام ایلیا دارم که کلاس ششم هست . ایلیا پسر بسیار مودب .مهربان و درسخوان و درون گرا است همه افرد اطراف چه در مدرسه و چه در فامیل از همه نظر ایشان را تایید میکنن .ولی مشکل من با پسرم اینجاست که ایشان کمی ترس دارد . تر از ارتفاع و ترس از شب تنها خوابیدن . شبها باید بروم پیشش بمانم تا خوابش ببرد در غیر این صورت تنها نمی خوابد . و اگر نیمه های شب بیدار شود به اتاق ما می آید و آنجا میخوابد و این مسئله من را نگران کرده است . چون تازگی ها از ترس اینکه وقتی خوابید من یا پردش از اتاقش میرویم نمی خوابد . لطفا به من کمک کنید


جواب سوال شما :



درود خدمت شما دوست گرامی
در مورد سوالتون در مورد کودک ۱۲ ساله تون ترس از تنها خوابیدن در کودکان یا ترس از تاریکی در اتاق تاریک در سال های اولیه کودک امری طبیعی است .
چون کودک نمی تواند محیط تاریک را شناسایی
کند و متکی به حواس پنج گانه ش است و ترس از تنها خوابیدن را خصوصا در تاریکی را به راحتی پردازش نمی کند .

ترس از خواب چگونه است ؟

ترس از تنهایی
ترس از تاریکی
ترسیدن‌ از کمد و زیر تخت
ترس از آمدن غریبه ها
ترس از بیدار شدن در شب
ترس از خواب های بد
ترس از داستان های ترسناک
ترس از فیلم های ترسناک

علت ترس کودک از تنها خوابیدن :

اختلال اضطراب جدایی
آسیب های روحی و تروما
فیلم و داستان ترسناک
مواجه شدن با مرگ نزدیکان
احساس ناامنی در خانه

راهکارهای کاهش ترس کودک از تنها خوابیدن :

۱-با کودکان در باره تفاوت واقعیت و تخیل صحبت کنید
۲-منبع استرس کودک را شناسایی کنید
۳-یک روتین خواب منظم برلی کودک تعریف کنید
۴-به کودک خود محبت کنید
۵-به کودک خود توجه کنید
۶-در مسیر کاهش ترس فرزندتان صبور باشید
۷-از یک نور ملایم در شب کمک بگیرید
۸-تمرینات تنفسی را به کودک خود بیاموزید در ۹-طول روز درباره ترس های فرزندتان با او صحبت کنید
۱۰- اگر کودک با ترس به سراغ شما آمد او را درک کنید
۱۱- از مقایسه با همسالانش پرهیز کنید
۱۲- دوست داشتن خودتون رو به کودک نشان بدید
۱۳- برایش شرایط امن در خانه فراهم کنید
۱۴- در مورد اضطراب و نگرانی هایش با او صحبت کنید

براتون آرزوی موفقیت دارم

مهرک صاحب الزمانی
ارشد روانشناسی تربیتی
روانشناسی کودک و نوجوان
مشاوره فردی و اجتماعی
اختلالات شخصیتی
تیپ های شخصیتی
طرحواره درمانی
مشاوره خانواده

09122884322

لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۸۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی


🆔@maryamgholami_z

شرح مشکل :

با سلام پسری هستم ۲۶ ساله که با دختری ۲۹ ساله در ارتباط هستم و الان یک سال و نیمه که باهمیم ولی هرجی از رابطه میگذره استرس و نگرانیم بیشتر میشه چون هم بنده عرب هستم ایشون بختیاری هم از من بزرگتر هستن و اینکه من الان بیکار هستم و امسال سرکار میرم و اگه بخوام از الان شروع کنم چند سالی طول میکشه تا بخوام زندگی جمع کنم. ار یه طرف هم بنده به ایشون قول ازدواج دادم و ایشون واقعا منو دوست داره ولی میدونم در آینده با مخالفتای بسیاری مواجه میشیم و اینکه اگه بخواد منتظرم بمونه موقع ازدواج ایشون بالای ۳۰ سال سن رو دارن. من واقعا نمیدونم چکار‌ کنم؟ از یه طرف ایشونو دوست دارم از یه طرف با شرایطی که دارم مبدونم که نمیتونم باش ازدواج کنم و نمیخوام بیشتر از این منتظر بزارمش. چندبار واسه قطع رابطه اقدام کردم ولب نتونستم و الان ازتون کمک میخوام راهنماییم کنید چطور ازش جدا بشم که کمترین لطمه رو بخوره.



جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Fariya Psychologist
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۷۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم فرهاد کیایی


🆔@Psychologist_fkiaei

شرح مشکل :


سلام و درود
پسر نوجوان ۱۵ ساله ای دارم که خیییلی از گوشی استفاده می کنه
علاقه ای به درس نداره

بی حوصله و جواب منم میده ، منظورم اینه بی احترامی میکنه گاهی اوقات

خیلی زود عصبانی میشه
گاهی اوقات که ناراحت میشه محکم میزنه تو سر خودش که این حرکتش واقعا رو اعصابِ



لطفاً راهنمایی کنید
متشکرم


جواب سوال شما :


سلام. ممنونم که نگرانی‌تون رو مطرح کردید. تغییرات خلقی و رفتاری که توضیح دادید در این سن می‌تونه نشانه فشار روانی، اضطراب یا حتی مشکلات مهارتی در مدیریت هیجان باشه. مخصوصاً ضربه‌زدن به سر و عصبانیت‌های ناگهانی نیاز به ارزیابی دقیق داره.
پیشنهاد می‌کنم اگر کرج هستین یک جلسه بیایید اگر تو شهر دیگری هستین حتما با یک مشاور نوجوان وقت بگیرید تا هم شرایط پسرتون رو دقیق‌تر بررسی بشه و هم یک برنامه عملی برای مدیریت استفاده از گوشی، بی‌حوصلگی و رفتارهای تکانشی تنظیم بشود . هرچه زودتر مداخله شود نتیجه بهتره.


لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۰۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم خطیبی


🆔@KH_Mahgol

شرح مشکل :


سلام. نمیدونم چطوری باید شروع کنم من اصلا سخنور خوبی نیستم نمیدونم میتونم حسم رو بهتون انتقال بدم من پنج ساله وارد یه رابطه عاشقانه شدم. یه عشق اشتباه البته اشتباه نه از طرف من از نظر اون (بهزاد). من عاشق بهزادم از عشقو احساسم نمیتونم بهتون بگم چون قادر به توصیفش نیستم اما بخاطر اینکه اون ته این عشقو وصال نمیدید به هزار دلیل منطقی همه کار کردم تا ازش جدا بشم. همون سالهای اول تصمیم گرفتم واسه همیشه بذارم برم. نخواستم این عشقو وابستگی بیشتر بشه اما وقتی این تصمیم و قطعی گرفتم و رفتم نابود شدم انگار نتیجه عکس داشت وابستگیم دلتنگیم عشقم قابل کنترل نبود تو تموم چند ماهی که گذاشتم رفتم تبدیل به یه ادم گوشه گیر و افسرده شدم تمام دلخوشیم خوندن هزار بار اس ام اس و هزار بار دیدن عکساش بود. درسته اون موقع سنم خیلی کم بود و هیچ درکی از عشق نداشتم فک میکردم گذر زمان عقلم و بهم برمیگردونه اما الان بیست و شش سالمه روز به روز بدتر پیش میره خلاصه جدایی ازش فایده ای نداشت. این رابطه دوباره شروع شد و از شکل قبلش قوی تر شد بعد یه مدت دوباره به خودم اومدم که دارم اشتباه میرم با اینکه همیشه این امید در من بوده و هست که ما بهم میرسیم. اوضاع روحیم داغون بود اون موقع من برای تحصیل دور از خانواده خوابگاه دانشگاهی بودم. دوستام و اطرافیام برای آروم کردن من از تجربیاتشون راهی رو جلو پام میزاشتن. بی محلی بی خیالی کار و مشغله زیاد جایگزین کردن یک فرد دیگه همشونو امتحان کردم اما جواب نداد که هیچ از مسیر اصلی زندگیمم منحرف شدم. من رسیدم به آخر خط دیگه نمیتونم به جدایی فک کنم این ازدواج و رسیدن اگه اشتباهم باشه من میخوام مثه همه این اشتباه و تجربه کنم چرا باید با کسی که دوس دارم ازدواج نکنم چون ثروتم از خونواده اون کمتره چون تحصیل فقط پدرو مادرم از خونوادش کمتره یا چون خونواده من آدمای شهرستانی و ساده هستن و اهل تجملات نیستن من از وضع زندگیم ناراحت و شرمنده نیستم من عاشق خونوادمم اما چرا باید با کسی نباشم که عاشقشم بخاطر این منطق، این قانون و منطق رو کی گذاشته مگه من خواستم خونوادم ثروتمند نباشند یا خونواده اون ثروتمند باشن. البته بهزاد با خونوادش خیلی فرق داره اما خوانوادش خط قرمزشه که نمیتونه حتی یه لحظه به گذشتن ازشون فک کنه. بهزاد عاشقه منه واسه این حرفم دلایلیم دارم، من این عشقو تو روزای اول نمیدیدم اما الان روز به روز این عشقو قوی تر میبینم بهزاد ادمیه وابسته و احساساتی اما با منطق خیلی قوی زود عاشق کسی نمیشه فقط مرور زمان باعث عشق و وابستگیش میشه. خواهش میکنم متن منو بخونین و بهم کمک کنید من به کمکتون شدیدا احتیاج دارم لطفا


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۶۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی


🆔@maryamgholami_z

شرح مشکل :


سلام
کد مشاوره قبلی : 610319


راستش یه مشاوره دیگ داشتم اون کدش رو ندارم
در حقیقت خلاصه وار میشه که من به یه دختر خانمی حس عجیبی دارم
و بشدت میخامش
و اما با اینکه ۶ سال بزرگتر (خانم بزرگتر)
گذشته متوسط و یکمی حاشیه
اختلاف قدی ۴۵ سانتی
و فاصله دور

با این مشخصات بوده
مشاوره ها میگفتن که این ادم مناسب تو نیست و نمیشه

و به صورت دوست طور ادامه داشت و با شوخی های شبیه به رابطه

اما الا مشکل اینه
راستش من دیگ امادم این ادم رو از رندگیم حذف کنم تا دیگ آسیبی بیشتر از اینا نبینم

لطفا راهکار مناسب رو بگید و من همین الانشم امادم

بهتره دیگه منم زندگی خودم رو بکنم و هیچ رابطه دوستی و یا عاطفی با ایشون نداشته باشم

با اینکه من میخاستم بهترین و خوب ترین ادمی باشم که میشناسه


اما خب وقتی نمیخاد و خیلی سرد جواب میده و گهگاهی گرم که نمیشه

بهتره حذف کنم اینجوری برا جفتمون بهتره
امیدوارم خوشبخت بشه

اگر راهکاری دارا ممنون میشم و اماده گوش دادنم
خودم ۲۱ سال و ۱۰ ماه
خانم حدودا ۶ سال بزرگتر

ممنون میشم راهنمای بدید نه برای رابطه که بگید نمیخورید !

راهنمایی بدید که چجوری فراموش کنم این تصمیم و اشتباهارو


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۸۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی


🆔@FatemeAllahverdi

شرح مشکل :

سلام من حدود یک سالی هست با دختر خانمی آشنا هستم از اونجایی که خانواده ایشون سید و آبروداری هستند دوست نداشتیم خانواده در جریان باشند بعد مدتیکه پدر ایشون فوت کردن و ایشون به دلیل مشکلات روحی بیمارستان بستری شدن چون من واقعا نگرانش بودم ناچاز از دوستش که میشناختم حالشو پرسیدم ایشون دوست نداشت هیچ کس در جریان ارتباط ماباشه وقتی بعد فهمید خیلی ناراحت شد اما متقاعدش کردم ولی دوستش سر یه طلبی که از ایشون داشت زنگ زدن به مامانش و در مورد رابطه ما بهشون گفتن از اون روز باهام قهر کرده و هر جوری میخوام ثابت کنم من فقط نگران حالش بودم چون به کسی دسترسی نداشتم از ایشون پرسیدم ولی میگه تو آبرومو جلوی خانواده بردی ازت متنفرم لطفا راهنمایی کنید من فقط نگرانش بودم و خیلی دوسش دارم



جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۸۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی


🆔@FatemeAllahverdi

شرح مشکل :


سلام امید که خوب باشید

من ۲۴ سالمه و از چند سالی ب این سو توی تلگرام اکانت جعلی دخترونه می سازم و با جنس مخالفم چت میکنم این روال چند سالی میشه اوایل برام لذت بخش بود اما الان دیگه مثل اون موقع نیستش اینم بگم که این چت و رابطه گاهی اوقات منجر به خودارضایی میشه نمیدونم چی کار کنم لطفا راهنمایی کنید …


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۸
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی


🆔@FatemeAllahverdi

شرح مشکل :


سلام خسته نباشید
من دختر ۲۷ ساله ای هستم به مدت حدودا دو سال با آقایی ۳۱ ساله دوست هستم رابطه عاشقانه خیلی خوبی داشتیم و رابطمون عمیق بود مثل دوست پسر دوست دختر نبود واقعا حس میکردیم زن و شوهریم
قرار بود امسال ازدواج کنیم ولی به خاطر شرایط پیش اومده فعلا منتظریم اوضاع درست شه ولی این اواخر من یه چیزایی خیلی آزارم میده
میتونم بگم از اول این آقا حس مرد سالاری رو داشت ولی الان دیگه خیلی بیشتر شده
همش میگه حرف حرف منه و دوست نداره رو حرفش حرف بزنم
یعنی به جا چشم چیز دیگه بگم میگه اعصابمو خورد میکنی
با اینکه من کلا خیلی منعطفم و دختر حرف گوش کنی هستم همه اطرافیانم میگن اینو ولی دیگه خسته شدم از این اخلاقش
بعضی وقتا حتی میگه به خاطر یه چیز التماسم کن
درسته خیلی ابراز علاقه میکنه ولی این رفتارش اذیتم میکنه جدیدا
قبلا به این شدت نبود
همش باید من کوتاه بیام
تو این مدت من به خانوادم گفتم و خیلی از ایشون تعریف میکنم
ولی ایشون زیاد من درمورد من نمیگن به خانوادشون
من کلی از علاقم به مامانم گفتم ولی اایشون خیلی مغروره
حتی میترسم بگه من التماسش کردم بیاد منو بگیره
من دختر خوشگلیم خوش هیکلم تحصیلاتمم فوق لیسانس هست خانوادم هم تحصیل کرده و کارمند هستن و چیزی کم نداریم از اونا خیلی تا حالا خواستگار داشتم و دارم
ولی ایشون یجوری خود شیفتست فکر میکنه اگه نبود من میترشیدم
کلا نسبت به همه زنا اینجوریه ها حالا میگه عاشق منه بعضی وقتا با تمام وجود مرد سالاریشو احساس میکنم
مثلا برادرش خیلی خانومشو عزیز کرده این همش میگه خاک بر سرش
با اینکه دکترا داره ولی مثل مردای قدیم رفتار میکنه بعضی وقتا
منم خیلی دوسش دارم که تا حالا زیاد اعتراض نکردم ولی این اواخر نمیدونم باید چیکار کنم
پدرش فوت شده و از ۵ سالگی مامانش بزرگش کرده بیشتر وقتا نار نازیه و من اون اولا برام سخت بودم هی قهر میکرد میرفتم دنبالش ولی الان این رفتاراش اذیتم میکنه نمیدونم صبرم کم شده دوست داشتنم کم شده یا خودش بدتر شده
خیلی هم شخصیت استرسی داره و زود بهم میریزه
تو رابطه جنسی هم به خاطر استرس بعضی وقتا مشکل نعوظ داره و اکثرا نعوظش کامل نیست در ضمن تو رابطه جنسی هم اصلا نمیتونم بگم نه یا یه چیزی بخواد نه بیارم بهش خیلی بر میخوره تازه اگه واسه رابطه ناز کنم میگه باید التماسم کنی نه ناز
خلاصه اصلا نمیدونم چیکار کنم میشه راهنماییم کنین ؟


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۷۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی


🆔@Mgh491011

شرح مشکل :


سلام خسته نباشید ازتون ممنون میشم اگه بهم کمک کنید
من ۲۸ سالمه ۹ سال پیش بایه پسری دوست شدم میخواستم دوسه سال پیش ارتباطمو قطع کنم ولی گفت خودمو میکشم بعد تصادف کرد من دلم سوخت کارش موندم متاسفانه بیکار هم هست و چون من خانواده متعصبی دارم منو تهدید کرده اگه منو ول کنی میام همه چیزو به خانوادت میگم منم میترسم چون پدرم خیلی رو این موضوعات حساسه.نمیدونم واقعا چیکار کنم ممنون میشم راهنمایی کنید


جواب سوال شما :

سلام دوست عزیز این رابطه از ابندا مشکل داشته وقتی به کسی ترحم کنی و از روی دلسوزی مهربانی کنی و سرویس بدی طرف فکر میکنه که ارزش این همه لطف و محبت را داره . فرد عادی که روان سالمی داره نه تنها زورگویی و تهدید نمی کنه بلکه با همه ی افراد با خوبی و خوشی و منطقی رفتار میکنه .
تنها سلاح مقابله با این اقا دوری و بی اهمیت دانستن حرفها و رفتارهاشه، پاسخ تهدید را نمیشه با تهدید داد چون ممکنه تحربک بشه و دست به خشونت بزنه !! بهتره با قاطعیت و جسارت کامل تصمیم بگیری و بهش بگی که این رابطه تمام شدس و مقاومت و ایستادگی کنی . ..
ویژگی های مثبت خود تو مرور کن تا توانایی ها و اعتماد به نفس خودتو دوباره پیدا کنی. در اولین فرصت با یکی از افراد خانواده که مورد اعتماده صحبت کن وجریان راتعریف کن چنانچه به کسی اعتماد نداری از مشاور ی با تحربه در مخل زندگی و به صورت حضوری کمک و راهنمایی بگیر تا مشاور این موضوع را با خانواده در میان بزاره و با همفکری این رابطه تمام بشه در آرامش و بدون ترس از تهدید به پارتنرت بگو که به هیچ عنوان حاضر به ادمه ی رابطه نیستی ، ملاقات نداشته باش و هر بار بهانه بیار هر جه دیدارتون کمتر بشه برای تصمیم برای قطع رابطه مصمم تر خواهی شد .
در صورت نیاز بهتره با وکیل صحبت کنی ، در این گروه وکلای حاذقی حضور دارند و کمکت خواهند کرد .
در پناه خدا 🌺🌺🌺



لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)

https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940

🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Dr. dastoor
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۶۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر دستور


🆔@Dastuor20

شرح مشکل :


سلام وفت بخیر ممنون میشم سوال بنده رو در گروه بزارین تا دکتر طب سنتی جواب بده
سلام خسته نباشید
۴۰ سال سن دارم سه تا زایمان سزارین داشتم
ی مدتی هست ک احساس میکنم خونریزی های پریودم کم شده
برای اینکه دیر تر یائسه بشم  از الان چ کارهای باید انجام بدم
امکان داره اگر میشه داروهای گیاهی ک خونریزی رو نرمال میکنه و یائسگی رو ب عقب میندازه معرفی کنید
واینکه آیا سن یائسگی به ارث ربطی داره یانه
مادر بنده حدود ۴۸تا۵۰ سالگی یائسه شدن

خیلی ممنونم از گروه خوب و ارزشمند شما
پایدار باشید و موفق


جواب سوال شما : با سلام بله قهوه ترشیجات سس پیتزا ماکارونی کنسروها نارنگی شورها را محدود نمایید و کپسول گیاهی پونیکا را تهیه و صبح و شب یک عدد میل کنید در ایام ماهانه مصرف دارو را قطع کنید. 🪴



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Roya Ch‌amanpira
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم چمن پیرا


🆔@Roya262

شرح مشکل :

با سلام

من پسری 17 ساله هستم. چند روز به پدرم در رابطه با خیانت شک کردم ولی مطمئن نبودم شب ها ساعت 1 به بعد که من و مامانم میخوابیدیم یواشکی با تلفن حرف میزد اول زیاد حساس نبودم اما بعدش این تلفن ها و یواشک حرف زدن ها زیاد شد. هی ازم میخواست به یه شماره شارژ ایرانسل ارسال کنم (احتمالا فکر میکرد انقدر احمقم که حالیم نمیشه). شماره رو رو یه کاغد مینوشت میداد به من تا شارژ رو بفرستم بعد خط خطی میکرد. شماره رو حفظ کردم و تو تلگرام وارد کردم یه زن بود که معلومه بچه هم داشت. چند بار سعی کردم بفهمم دارن چی میگن، معلومه زنه از وجود من خبر داره و آخر تماس ها هم حرف های عاشقانه میزدند. من و مادرم بسیار احساساتی هستم سعی کردم بهش بگم اما فهمیدم بدجور اذیت میشه. پدرم زیاد بهمون نمیرسه اکثر خرجا توسط مادرم پرداخت میشه و به دلیل کار پدرم زیاد تو خونه نیستش و وابستگی زیادی به پدرم ندارم. الان من چکار باید بکنم



جواب سوال شما : سلام ودرود خدمت شما کاربرِ گرامی  ، چیزی را که تجربه می‌کنی خیلی قابلِ درک هستش ، مخصوصاً در سن شما . طبیعیه که احساس سردرگمی ، خشم یا ناراحتی داشته باشی .  چند نکته کلی و راهکارهای سالم رو به شما پیشنهاد میدم 👇

* اول از همه ، مراقب خودت باش
- احساساتت کاملاً طبیعی ست . خیانت یا حتی شک به خیانت می‌تونه خیلی آسیب‌زننده باشه .
- شما مسئول رفتار پدرت نیستی . اینکه او چه انتخابی کرده ، تقصیر شما یا مادرت نیست .

*درباره‌ی گفتن به مادرت
- اگر می‌دونی که گفتن مستقیم باعث آسیب شدید روحی به مادرت میشه ، بهتره محتاط باشی . 
- می‌تونی به جای گفتن جزئیات ، فقط نگرانی‌هات رو با او در میان بذاری : مثلاً اینکه "احساس می‌کنم پدر کمتر به خانواده توجه می‌کنه" یا "گاهی احساس می‌کنم چیزی بین شما فاصله انداخته". اینطوری بدون اینکه ضربه‌ی ناگهانی بزنی ، زمینه‌ی گفت‌وگو رو باز می‌کنی .

* درباره‌ی خودت و رابطه با پدر
- چون وابستگی زیادی به او نداری ، بهتره تمرکزت رو روی حمایت از خودت و مادرت بذاری . 
- اگر احساس می‌کنی نیاز داری با پدرت حرف بزنی ، بهتره خیلی آرام و بدون اتهام باشه . مثلاً بگی: "گاهی حس می‌کنم کمتر با ما وقت می‌گذرونی ، این موضوع اذیتم می‌کنه." اینجوری بیشتر روی احساسات خودت تمرکز داری تا متهم کردن .

*حمایت بیرونی
- صحبت کردن با یک مشاور یا روان‌شناس می‌تونه خیلی کمک‌کننده باشه . حتی اگر مادرت حاضر باشه ، می‌تونید با هم مشاوره خانوادگی بروید . 

* آینده‌ی خودت
- یادت باشه تو الان در سن حساسی هستی و آینده‌ات خیلی مهمه . سعی کن انرژیتو  روی درس ، رشد شخصی و برنامه‌های خودت بذاری . مشکلات خانوادگی نباید مسیر زندگی‌ات رو خراب کنه.

--- قبل از هر اقدامی ، یک نفر مطمئن و قابل اعتماد (مثلاً یک خاله، دایی یا دوست خانوادگی) رو در جریان بذار تا تنها نباشی. اینطوری اگر شرایط سخت شد ، کسی هست که از شما و مادرتون حمایت کنه .


با آرزوی موفقیت برای شما


رؤیا چمن پیرا مشاور کودک و نوجوان و اختلالات شخصیتی

تماس : 09194175932





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃