Forwarded from M M
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۶۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام خدا قوت جناب آقای دکتر ثانی وهمکاران ارجمند بهرام هادی زاده لیسانس ابتدایی وارشد روانشناسی اسلامی مثبت گرا خواندم دوست دارم درمان کار کنم باید در چه دوره های یا دوره ای کار کنم چون تابستان آینده قول دادم جایی بروم وکار کنم خودم مدیر آموزگارم...هم مدیرم وهم شش پایه را تدریس می کنم به خاطر مشکلات اقتصادی دوست دارم از آموزش وپرورش به ار گانی دیگر بروم. لطفا یک راهنمایی می خواستم اطراف شیراز هستم وشیراز در کارگاه ها می توانم شرکت کنم ممنون از توجه شما وگروه خوب شما....
جواب سوال شما :
سلام
شما با داشتن مدرک ارشد میتوانید در هر حوزه ای که دوست دارید ( آموزش، پژوهش و درمان) با هر رویکردی که تمایل و تسلط بیشتری دارید کار کنید،
اما در حد پیشنهاد عرض میکنم چنانچه در مقطع ابتدایی و با کودکان سر و کار دارید حوزه کودک فرصت های شغلی زیادی دارد اختلالات یادگیری،بازی درمانی تفسیر نقاشی و... از جمله مهارتهایی است که میتواند بازار کار خوبی را برای شما ایجاد کند
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر محمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام خدا قوت جناب آقای دکتر ثانی وهمکاران ارجمند بهرام هادی زاده لیسانس ابتدایی وارشد روانشناسی اسلامی مثبت گرا خواندم دوست دارم درمان کار کنم باید در چه دوره های یا دوره ای کار کنم چون تابستان آینده قول دادم جایی بروم وکار کنم خودم مدیر آموزگارم...هم مدیرم وهم شش پایه را تدریس می کنم به خاطر مشکلات اقتصادی دوست دارم از آموزش وپرورش به ار گانی دیگر بروم. لطفا یک راهنمایی می خواستم اطراف شیراز هستم وشیراز در کارگاه ها می توانم شرکت کنم ممنون از توجه شما وگروه خوب شما....
جواب سوال شما :
سلام
شما با داشتن مدرک ارشد میتوانید در هر حوزه ای که دوست دارید ( آموزش، پژوهش و درمان) با هر رویکردی که تمایل و تسلط بیشتری دارید کار کنید،
اما در حد پیشنهاد عرض میکنم چنانچه در مقطع ابتدایی و با کودکان سر و کار دارید حوزه کودک فرصت های شغلی زیادی دارد اختلالات یادگیری،بازی درمانی تفسیر نقاشی و... از جمله مهارتهایی است که میتواند بازار کار خوبی را برای شما ایجاد کند
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خدایار
🆔@Tayebeh_Khodayar
شرح مشکل :
"سلام
من دختری۱۷ساله هستم که با یه پسر دوست شدم ….توی دیدار بغل و اینا هست اما بوسه حتی لب هم نه……خانواده هامون خبر دارن ….یکبار گفت مامانم نیست بیا …گفتم من خوشم نماد گفت اگه من میخواستم کثافط کاری کنم نمیگفتم به مامانت بگو…و دیگ اصراری نکرد یکی دو دفعه هم پرسید میتونم لبتو ببوسم گفتم نه بازم چیزی نگفت …ـبنظرتون ادم بدیه؟ممنون میشم راهنماییم کنید
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خدایار
🆔@Tayebeh_Khodayar
شرح مشکل :
"سلام
من دختری۱۷ساله هستم که با یه پسر دوست شدم ….توی دیدار بغل و اینا هست اما بوسه حتی لب هم نه……خانواده هامون خبر دارن ….یکبار گفت مامانم نیست بیا …گفتم من خوشم نماد گفت اگه من میخواستم کثافط کاری کنم نمیگفتم به مامانت بگو…و دیگ اصراری نکرد یکی دو دفعه هم پرسید میتونم لبتو ببوسم گفتم نه بازم چیزی نگفت …ـبنظرتون ادم بدیه؟ممنون میشم راهنماییم کنید
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Audio
پاسخ سوال ۶۱۲۶۹۱
طیبه خدایار کارشناس ارشد روانشناسی
درمانگر کودک و نوجوان
🌱مشاوره خانواده
🌱 مشاوره فردی
🌱 مشاوره کودک
🌱 مشاوره نوجوان
🌱 مشاوره حضوری و آنلاین
🌱عضو انجمن روانشناسی ایران
🌱دارای پروانه صلاحیت حرفهای از سازمان نظام روانشناسی
🌱عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره
برای هماهنگی و تعیین وقت مشاوره با شماره ۰۹۹۴۰۵۰۶۸۷۷
مدرس کارگاه های آموزشی مهارتهای زندگی -
فرزند پروری- تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
https://t.me/ttparenting
https://www.instagram.com/tayebe.khodayar1/profilecard/?igsh=MXdlMXl3Z2dteG1wYg==اینستاگرام
طیبه خدایار کارشناس ارشد روانشناسی
درمانگر کودک و نوجوان
🌱مشاوره خانواده
🌱 مشاوره فردی
🌱 مشاوره کودک
🌱 مشاوره نوجوان
🌱 مشاوره حضوری و آنلاین
🌱عضو انجمن روانشناسی ایران
🌱دارای پروانه صلاحیت حرفهای از سازمان نظام روانشناسی
🌱عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره
برای هماهنگی و تعیین وقت مشاوره با شماره ۰۹۹۴۰۵۰۶۸۷۷
مدرس کارگاه های آموزشی مهارتهای زندگی -
فرزند پروری- تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
https://t.me/ttparenting
https://www.instagram.com/tayebe.khodayar1/profilecard/?igsh=MXdlMXl3Z2dteG1wYg==اینستاگرام
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خدایار
🆔@Tayebeh_Khodayar
شرح مشکل :
سلام.من دختری ۱۶ساله هستم و تک فرزندم.مادرم هشت سال پیش بدلیل مشکلات مالی و اخلاقی از هم جدا زندگی میکنن.طلاق نگرفتن ولی جدا زندگی میکنن.وضعیت مالی خوبی نداریم و همیشه تو فشاریم.مادرم اصلا راضی نیست و همیشه میره مغازهی پدرم (سوپرمارکت داره)و شروع به دعوا کردن با اون میکنه.من از بچگی شاهد دعواهاشون بودم و وقتی شروع به دعواکردن میکنن ناخودآگاه بغض میکنم و اشک تو چشمام جمع میشه.اما همیشه بخاطر غرور بیش از اندازم و اینکه اونا از اینی که هستن ناراحت تر نشن هرگز جلوشون اشک نریختم.خلاصه هر روز همین برنامست تا اینکه مادرم تصمیم میگیره برای چندسال از تهران به کیش مهاجرت کنه.هرشب سخت کار میکنه و میخواد ماشینمونو ک به سختی و باکلی قرض خردیمو بفروشه.منم دوست دارم باهاش برم اما وقتی به پدرم فکر میکنم میبینم اون جز من هیچ کسو نداره.اگه من برم شاید فقط ماهی سه یا چهار روز بتونم ببینمش.البته الانم خیلی زیاد نمیبینمش اما بازم خونه هامون نزدیکه.یه روز که مادرم داشت با پدرم دعوا میکرد گفت یا منو پیش خودش نگهداره یا خرجشومو بده.میدونم ک از پس مخارجمون برنمیاد اما مادرم زورش میکنه.همون روز پدرم گفت:«من باباتم،هرجا بری من به فکرتم چون تو پارهی تنمی و یه تیکه از وجودمی.من جز تو کسیو ندارم ک دوستش داشته باشم و اونم دوسم داشته باشه.»اینو که گفت سر یه دوراهی خیلی بد قرار گرفتم.یکی اینکه با مادرم برم و از نو شروع کنم یا با پدرم بمونم و یه زندگی تکراری داشته باشم.این وسط اینم هست که اونا طلاق نگرفتن و هنوزم اقدام نکردن.من خودم از ته قلب میخوام از هم جدابشن چون واقعا به چشم دیدم ک نمیتونن باهم باشن.تا ماه دیگه مادرم میره و من باید انتخاب کنم.پدرم بدون من خیییلییی تنها میشه.خیلی.حتی تصورشم قلبمو به درد میاره اما مادرم میتونه با تنهایی و دلتنگیش کنار بیاد.اما نه میخوام پدرم تنها باشه نه زندگیم تکراری باشه.من بفکر آیندمم هستم و میدونم تو کیش زندگی بهتری خواهم داشت.در ضمن پدرم مشکل قلبی داره و میترسم با رفتنم بلایی سرش بیاد.باید انتخاب کنم ولی چجوری؟من هیچی از طلاق و مراحلش نمیدونم و خیلی گیج و تنهام .اگه کمکم کنید که بهتر تصمیم بگیرم ممنون میشم!
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خدایار
🆔@Tayebeh_Khodayar
شرح مشکل :
سلام.من دختری ۱۶ساله هستم و تک فرزندم.مادرم هشت سال پیش بدلیل مشکلات مالی و اخلاقی از هم جدا زندگی میکنن.طلاق نگرفتن ولی جدا زندگی میکنن.وضعیت مالی خوبی نداریم و همیشه تو فشاریم.مادرم اصلا راضی نیست و همیشه میره مغازهی پدرم (سوپرمارکت داره)و شروع به دعوا کردن با اون میکنه.من از بچگی شاهد دعواهاشون بودم و وقتی شروع به دعواکردن میکنن ناخودآگاه بغض میکنم و اشک تو چشمام جمع میشه.اما همیشه بخاطر غرور بیش از اندازم و اینکه اونا از اینی که هستن ناراحت تر نشن هرگز جلوشون اشک نریختم.خلاصه هر روز همین برنامست تا اینکه مادرم تصمیم میگیره برای چندسال از تهران به کیش مهاجرت کنه.هرشب سخت کار میکنه و میخواد ماشینمونو ک به سختی و باکلی قرض خردیمو بفروشه.منم دوست دارم باهاش برم اما وقتی به پدرم فکر میکنم میبینم اون جز من هیچ کسو نداره.اگه من برم شاید فقط ماهی سه یا چهار روز بتونم ببینمش.البته الانم خیلی زیاد نمیبینمش اما بازم خونه هامون نزدیکه.یه روز که مادرم داشت با پدرم دعوا میکرد گفت یا منو پیش خودش نگهداره یا خرجشومو بده.میدونم ک از پس مخارجمون برنمیاد اما مادرم زورش میکنه.همون روز پدرم گفت:«من باباتم،هرجا بری من به فکرتم چون تو پارهی تنمی و یه تیکه از وجودمی.من جز تو کسیو ندارم ک دوستش داشته باشم و اونم دوسم داشته باشه.»اینو که گفت سر یه دوراهی خیلی بد قرار گرفتم.یکی اینکه با مادرم برم و از نو شروع کنم یا با پدرم بمونم و یه زندگی تکراری داشته باشم.این وسط اینم هست که اونا طلاق نگرفتن و هنوزم اقدام نکردن.من خودم از ته قلب میخوام از هم جدابشن چون واقعا به چشم دیدم ک نمیتونن باهم باشن.تا ماه دیگه مادرم میره و من باید انتخاب کنم.پدرم بدون من خیییلییی تنها میشه.خیلی.حتی تصورشم قلبمو به درد میاره اما مادرم میتونه با تنهایی و دلتنگیش کنار بیاد.اما نه میخوام پدرم تنها باشه نه زندگیم تکراری باشه.من بفکر آیندمم هستم و میدونم تو کیش زندگی بهتری خواهم داشت.در ضمن پدرم مشکل قلبی داره و میترسم با رفتنم بلایی سرش بیاد.باید انتخاب کنم ولی چجوری؟من هیچی از طلاق و مراحلش نمیدونم و خیلی گیج و تنهام .اگه کمکم کنید که بهتر تصمیم بگیرم ممنون میشم!
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Audio
پاسخ سوال ۶۱۲۶۹۷
طیبه خدایار کارشناس ارشد روانشناسی
درمانگر کودک و نوجوان
🌱مشاوره خانواده
🌱 مشاوره فردی
🌱 مشاوره کودک
🌱 مشاوره نوجوان
🌱 مشاوره حضوری و آنلاین
🌱عضو انجمن روانشناسی ایران
🌱دارای پروانه صلاحیت حرفهای از سازمان نظام روانشناسی
🌱عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره
برای هماهنگی و تعیین وقت مشاوره با شماره ۰۹۹۴۰۵۰۶۸۷۷
مدرس کارگاه های آموزشی مهارتهای زندگی -
فرزند پروری- تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
https://t.me/ttparenting
https://www.instagram.com/tayebe.khodayar1/profilecard/?igsh=MXdlMXl3Z2dteG1wYg==اینستاگرام
طیبه خدایار کارشناس ارشد روانشناسی
درمانگر کودک و نوجوان
🌱مشاوره خانواده
🌱 مشاوره فردی
🌱 مشاوره کودک
🌱 مشاوره نوجوان
🌱 مشاوره حضوری و آنلاین
🌱عضو انجمن روانشناسی ایران
🌱دارای پروانه صلاحیت حرفهای از سازمان نظام روانشناسی
🌱عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره
برای هماهنگی و تعیین وقت مشاوره با شماره ۰۹۹۴۰۵۰۶۸۷۷
مدرس کارگاه های آموزشی مهارتهای زندگی -
فرزند پروری- تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
https://t.me/ttparenting
https://www.instagram.com/tayebe.khodayar1/profilecard/?igsh=MXdlMXl3Z2dteG1wYg==اینستاگرام
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۸۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام
پسری هستم 20 ساله ترم 4 دانشگاه با ورود به دانشگاه به دختری علاقه مند شدم ولی اوایل حدودا چند ماه اول با خودم میگفتم یه جو برای ورود به محیط جدید هست ولی ه چی گذشت بیشتر بهش علاقه مند شدم اصلا نتونستم فراموشش کنم اون دختر توی یه سال با هم ورود به دانشگاه داشتیم ولی دانشکده هامون متافوت گاهی وقت ها اتفاقی می بینمش یا 1 بار سر کلاس عمومی با هم یه ترم بودیم ولی مشکل اینجاست که خودش نمی دونه من دوستش دارم و تقریبا از اوخر ترم 1 فهمیدم با یه پسر دیگه دوست از همون کلاس عمومی فهمیدم چون با هم هستند الان من با اینکه حالمو خیلی بد می کرد با هم میدیدمشون ولی باز برای اینکه یه روز حرفمو بهش بتونم بزانم شروع به تلاش کردم برای یادگیری که منجر به کار بشه الانم که داشتم برا کارآموزی میرفتم که کرونا همه رو نابود کرد فکر این که ایشون بخوان با اون پسر ازدواج کنن دیونم کرده حتی خواب اینم دیدم همه چی به این موضوع ربط میدم الانم کلا انگیزم بخاطر همین خیلی کم شده اینم بگم هیچ کس خبر نداره فقط خودم از این موضوع خبر دارم به دوستی هم اعتقاد ندارم با اینکه نزدیکه خیلی وقته ندیدمش بازم دوستش دارم الان احساس بی انگیزگی دارم اصلا نمی دونم برا چی باید برا آینده تلاش کنم وقتی کسیو که دوست دارم با من نیست
بابت طولانی بودن هم عذرخواهی می کنم
با تشکر
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز ،خاصیت ورود به دانشگاه و مخصوصا کلاس های مختلط و بوفه و سلف همینه که یهویی عاشق میشی و بدون اینکه مطمئن بشی طرف مقابلت از قبل پارتنر داشته یا نه انتظار داری که متقابلا اونم احساس تو رو درک کنه و بهت علاقمند بشه ، بنظرم این خیال واهی و گول زدن خودته
با توجه به اینکه در بدو ورود و روزهای اول از ایشون خوشت اومده و ،تجربه ای در مورد روابط با جنس مخالفم نداری و ..میشهحدس زد که چندان احساس سازنده و حقیقی نخواهد بود. درسته که دختر خانم با پسر دیگه ای همراهه دلیل بر رابطه ی عاشقانه بینشون نیست . اما اگه واقعا علاقه مندی باید در یک فرصت عالی و در کمال آرامش صحبت کنی و نظرشو بپرسی !! اینکه فکر و احساستو درگیر رابطه ای کنی که یک طرفه باشه برات مشکل ساز میشه و سلامت روانتو به خطر میندازه ! و اما در نظر بگیر که تازه ۲۰ سالته و دانشجویی بهتره با دوستی اجتماعی و دورهمی های دوستانه دنیای جنس مخالفتو بشناسی و تجربه ی مصاحبت و رابطه با اونارو داشته باشی ، پسر خوب اعتماد به نفستو بالا بیر و جسارت حرف زدن باهاشو پیدا کن ، اون که از دل تو خبر نداره پس قرار نیست بخاطر موضوعی که اطلاع نداره شرایط به نفعت تموم بشه . در آخر دنیاتو با یه آدم. کوجیک نکن ، ممکنه در زمانی دورتر به این شرایط بخندی و برات خاطره بشه و دنیات به کل تغییر کنه . نیاز به مشاوره ی فردی و تخصصی داری در صورت نیاز با من تماس بگیر .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام
پسری هستم 20 ساله ترم 4 دانشگاه با ورود به دانشگاه به دختری علاقه مند شدم ولی اوایل حدودا چند ماه اول با خودم میگفتم یه جو برای ورود به محیط جدید هست ولی ه چی گذشت بیشتر بهش علاقه مند شدم اصلا نتونستم فراموشش کنم اون دختر توی یه سال با هم ورود به دانشگاه داشتیم ولی دانشکده هامون متافوت گاهی وقت ها اتفاقی می بینمش یا 1 بار سر کلاس عمومی با هم یه ترم بودیم ولی مشکل اینجاست که خودش نمی دونه من دوستش دارم و تقریبا از اوخر ترم 1 فهمیدم با یه پسر دیگه دوست از همون کلاس عمومی فهمیدم چون با هم هستند الان من با اینکه حالمو خیلی بد می کرد با هم میدیدمشون ولی باز برای اینکه یه روز حرفمو بهش بتونم بزانم شروع به تلاش کردم برای یادگیری که منجر به کار بشه الانم که داشتم برا کارآموزی میرفتم که کرونا همه رو نابود کرد فکر این که ایشون بخوان با اون پسر ازدواج کنن دیونم کرده حتی خواب اینم دیدم همه چی به این موضوع ربط میدم الانم کلا انگیزم بخاطر همین خیلی کم شده اینم بگم هیچ کس خبر نداره فقط خودم از این موضوع خبر دارم به دوستی هم اعتقاد ندارم با اینکه نزدیکه خیلی وقته ندیدمش بازم دوستش دارم الان احساس بی انگیزگی دارم اصلا نمی دونم برا چی باید برا آینده تلاش کنم وقتی کسیو که دوست دارم با من نیست
بابت طولانی بودن هم عذرخواهی می کنم
با تشکر
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز ،خاصیت ورود به دانشگاه و مخصوصا کلاس های مختلط و بوفه و سلف همینه که یهویی عاشق میشی و بدون اینکه مطمئن بشی طرف مقابلت از قبل پارتنر داشته یا نه انتظار داری که متقابلا اونم احساس تو رو درک کنه و بهت علاقمند بشه ، بنظرم این خیال واهی و گول زدن خودته
با توجه به اینکه در بدو ورود و روزهای اول از ایشون خوشت اومده و ،تجربه ای در مورد روابط با جنس مخالفم نداری و ..میشهحدس زد که چندان احساس سازنده و حقیقی نخواهد بود. درسته که دختر خانم با پسر دیگه ای همراهه دلیل بر رابطه ی عاشقانه بینشون نیست . اما اگه واقعا علاقه مندی باید در یک فرصت عالی و در کمال آرامش صحبت کنی و نظرشو بپرسی !! اینکه فکر و احساستو درگیر رابطه ای کنی که یک طرفه باشه برات مشکل ساز میشه و سلامت روانتو به خطر میندازه ! و اما در نظر بگیر که تازه ۲۰ سالته و دانشجویی بهتره با دوستی اجتماعی و دورهمی های دوستانه دنیای جنس مخالفتو بشناسی و تجربه ی مصاحبت و رابطه با اونارو داشته باشی ، پسر خوب اعتماد به نفستو بالا بیر و جسارت حرف زدن باهاشو پیدا کن ، اون که از دل تو خبر نداره پس قرار نیست بخاطر موضوعی که اطلاع نداره شرایط به نفعت تموم بشه . در آخر دنیاتو با یه آدم. کوجیک نکن ، ممکنه در زمانی دورتر به این شرایط بخندی و برات خاطره بشه و دنیات به کل تغییر کنه . نیاز به مشاوره ی فردی و تخصصی داری در صورت نیاز با من تماس بگیر .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from ahmad khabari
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای خبری
🆔@Family_counselor_khabari
شرح مشکل :
سلام من یه دخترم که امسال رفتم کلاس نهم و مشکل اینه که پدرم میگه برای انتخاب رشته فکر کن و من 4 سال فکر کردم و تصمیم گرفتم بازیگر بشم چون یکی از آرزو های منه و توی مدرسه خیلی از لحاظ تئاتر معروف هستم و روم نمیشد به مامانم و بابام بگم آخرش امروز به مامنم گفتم ولی مامانم میگه نه این رشته خوب نیست ولی من عاشق این رشتم ولی در نظر دارم که اگر قرار به خوندن رشته ی دیگه ای هست اون رشته رو بخونم ولی در آینده کلاس های بازیگری به صورت مخفیانه برم و هنوز به بابام درمورد این قضیه چیزی نگفتم. تروخدا راه حل جلوی پام بذارید!مرسی!
جواب سوال شما :
باسلام واحترام
برای انتخاب رشته
علاقه ۹۹٪ و استعداد ۱٪ لازمه
اگر این دو را دارید
خانواده و حمایت انها گام بعدی است.
مناسفانه خانواده ها جو و فضای سینما را سالم ارزیابی نمیکنن، بنابراین با ان مخالفت می کنند.
کلا هنر را اینده دار نمیدانند و به عنوان یک شغل باور نمیکنند و بیشتر ان را سرگرمی تلقی می کنند.
اگر با اگاهی این رشته را انتخاب کردید
باید بررسی کنید ایا در شهر شما رشته بازیگری و یا سینما هست.
سپس با مراجعه به هنرستان ، بررسی نمایید ایا کیفیت لازم و خوبی دارد.
در ادامه میتوانید با خانواده صحبت کنید و در صورت نیاز از کمک و همراهی یک مشاور استفاده کنید.
راه دیگر انتخاب رشته غیر از هنر و شرکت در کلاسهای ازاد بازیگری است.
این راه اخر و در صورت بسته بودن راه اول است.
با سپاس
خبری
کارشناس ارشد مشاوره
مشاور متخصص تحصیلی و کنکور
شماره همراه
۰۹۳۶۷۳۱۹۷۵۳
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای خبری
🆔@Family_counselor_khabari
شرح مشکل :
سلام من یه دخترم که امسال رفتم کلاس نهم و مشکل اینه که پدرم میگه برای انتخاب رشته فکر کن و من 4 سال فکر کردم و تصمیم گرفتم بازیگر بشم چون یکی از آرزو های منه و توی مدرسه خیلی از لحاظ تئاتر معروف هستم و روم نمیشد به مامانم و بابام بگم آخرش امروز به مامنم گفتم ولی مامانم میگه نه این رشته خوب نیست ولی من عاشق این رشتم ولی در نظر دارم که اگر قرار به خوندن رشته ی دیگه ای هست اون رشته رو بخونم ولی در آینده کلاس های بازیگری به صورت مخفیانه برم و هنوز به بابام درمورد این قضیه چیزی نگفتم. تروخدا راه حل جلوی پام بذارید!مرسی!
جواب سوال شما :
باسلام واحترام
برای انتخاب رشته
علاقه ۹۹٪ و استعداد ۱٪ لازمه
اگر این دو را دارید
خانواده و حمایت انها گام بعدی است.
مناسفانه خانواده ها جو و فضای سینما را سالم ارزیابی نمیکنن، بنابراین با ان مخالفت می کنند.
کلا هنر را اینده دار نمیدانند و به عنوان یک شغل باور نمیکنند و بیشتر ان را سرگرمی تلقی می کنند.
اگر با اگاهی این رشته را انتخاب کردید
باید بررسی کنید ایا در شهر شما رشته بازیگری و یا سینما هست.
سپس با مراجعه به هنرستان ، بررسی نمایید ایا کیفیت لازم و خوبی دارد.
در ادامه میتوانید با خانواده صحبت کنید و در صورت نیاز از کمک و همراهی یک مشاور استفاده کنید.
راه دیگر انتخاب رشته غیر از هنر و شرکت در کلاسهای ازاد بازیگری است.
این راه اخر و در صورت بسته بودن راه اول است.
با سپاس
خبری
کارشناس ارشد مشاوره
مشاور متخصص تحصیلی و کنکور
شماره همراه
۰۹۳۶۷۳۱۹۷۵۳
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from کانال پریوش شیروانی 🌺 روانشناس بالینی (روانشناسی بدون تعارف)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم شیروانی
🆔@paria_51
شرح مشکل :
سلام، خسته نباشید… من ی مشکلی دارم خواستم راهنماییم کنید. من الان ۶ ماه که نامزدم و قبل نامزدیم۶ ماه برای شناخت بیشتر زیر نظر خانواده با نامزدم حرف میزدیم و همو میدیدیم. قبل از خواستگاری از هم یه شناخت هایی داشتیم. همو خیلی دوست داریم. خیلی با هم خوب بودیم. ولی الان نزدیک یک ماه همش سر چیزای الکی دعوا داریم با کوچکترین حرف، من ناراحت میشم با کوچکترین حرف، اون ناراحت میشه. فشار مالی روشه و نامزدم زود عصبی میشه. تو عصبانیت یه دفعه میگه من زن اینجوری نمیخوام، به سرم میخوره همه چیز را بهم بزنم یا بهم میگه آدم شو من زندگی اینجوری نمیخوام … بابام اول قبول نمی کرد بیان خواستگاری. با خواهش من راضی شد و من از اون موقع به بعد خیلی عصبی شدم زود داد میزنم همش میترسم من و از نامزدم جدا کنند. خانوادمم نمیزارن الان عقد کنیم. میگن خواهرت هنوز عروسی نکرده و جهیزیه اونو داریم. میگن نمیشه تو الان عقد کنی با اینکه تمام خرج عقد با نامزدمه ولی راضی نمیشن خیلی دارم اذیت میشم. یک ماه همش بحث و دعوا داریم. حتی راضی نمیشن تو محضر عقد کنیم. میگن حتما باید جشن بگیرید. نامزدم میگه تو مثل اولا نیستی و تو منو دوست نداری. نمیدونم واقعا چیکار کنم خواهش میکنم راهنمایی کنید…ممنون میشم
جواب سوال شما :
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خستهست، میتونه یه دنیا معنا و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو
۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵
#پریوش _شیروانی
روانشناس و همراه امنِ لحظههات
کانالم👇
🌺@afsordegidarmani
مراجع حضوری؛ مازندران همیشه زیبا ،قائمشهر
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم شیروانی
🆔@paria_51
شرح مشکل :
سلام، خسته نباشید… من ی مشکلی دارم خواستم راهنماییم کنید. من الان ۶ ماه که نامزدم و قبل نامزدیم۶ ماه برای شناخت بیشتر زیر نظر خانواده با نامزدم حرف میزدیم و همو میدیدیم. قبل از خواستگاری از هم یه شناخت هایی داشتیم. همو خیلی دوست داریم. خیلی با هم خوب بودیم. ولی الان نزدیک یک ماه همش سر چیزای الکی دعوا داریم با کوچکترین حرف، من ناراحت میشم با کوچکترین حرف، اون ناراحت میشه. فشار مالی روشه و نامزدم زود عصبی میشه. تو عصبانیت یه دفعه میگه من زن اینجوری نمیخوام، به سرم میخوره همه چیز را بهم بزنم یا بهم میگه آدم شو من زندگی اینجوری نمیخوام … بابام اول قبول نمی کرد بیان خواستگاری. با خواهش من راضی شد و من از اون موقع به بعد خیلی عصبی شدم زود داد میزنم همش میترسم من و از نامزدم جدا کنند. خانوادمم نمیزارن الان عقد کنیم. میگن خواهرت هنوز عروسی نکرده و جهیزیه اونو داریم. میگن نمیشه تو الان عقد کنی با اینکه تمام خرج عقد با نامزدمه ولی راضی نمیشن خیلی دارم اذیت میشم. یک ماه همش بحث و دعوا داریم. حتی راضی نمیشن تو محضر عقد کنیم. میگن حتما باید جشن بگیرید. نامزدم میگه تو مثل اولا نیستی و تو منو دوست نداری. نمیدونم واقعا چیکار کنم خواهش میکنم راهنمایی کنید…ممنون میشم
جواب سوال شما :
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خستهست، میتونه یه دنیا معنا و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو
۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵
#پریوش _شیروانی
روانشناس و همراه امنِ لحظههات
کانالم👇
🌺@afsordegidarmani
مراجع حضوری؛ مازندران همیشه زیبا ،قائمشهر
Forwarded from Mehrak Sahebzamani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سر کار خانم صاحب الزمانی
🆔@Mehraksz
شرح مشکل :
سلام آقای دکتر
من یک پسر 12 ساله به نام ایلیا دارم که کلاس ششم هست . ایلیا پسر بسیار مودب .مهربان و درسخوان و درون گرا است همه افرد اطراف چه در مدرسه و چه در فامیل از همه نظر ایشان را تایید میکنن .ولی مشکل من با پسرم اینجاست که ایشان کمی ترس دارد . تر از ارتفاع و ترس از شب تنها خوابیدن . شبها باید بروم پیشش بمانم تا خوابش ببرد در غیر این صورت تنها نمی خوابد . و اگر نیمه های شب بیدار شود به اتاق ما می آید و آنجا میخوابد و این مسئله من را نگران کرده است . چون تازگی ها از ترس اینکه وقتی خوابید من یا پردش از اتاقش میرویم نمی خوابد . لطفا به من کمک کنید
جواب سوال شما :
درود خدمت شما دوست گرامی
در مورد سوالتون در مورد کودک ۱۲ ساله تون ترس از تنها خوابیدن در کودکان یا ترس از تاریکی در اتاق تاریک در سال های اولیه کودک امری طبیعی است .
چون کودک نمی تواند محیط تاریک را شناسایی
کند و متکی به حواس پنج گانه ش است و ترس از تنها خوابیدن را خصوصا در تاریکی را به راحتی پردازش نمی کند .
ترس از خواب چگونه است ؟
ترس از تنهایی
ترس از تاریکی
ترسیدن از کمد و زیر تخت
ترس از آمدن غریبه ها
ترس از بیدار شدن در شب
ترس از خواب های بد
ترس از داستان های ترسناک
ترس از فیلم های ترسناک
علت ترس کودک از تنها خوابیدن :
اختلال اضطراب جدایی
آسیب های روحی و تروما
فیلم و داستان ترسناک
مواجه شدن با مرگ نزدیکان
احساس ناامنی در خانه
راهکارهای کاهش ترس کودک از تنها خوابیدن :
۱-با کودکان در باره تفاوت واقعیت و تخیل صحبت کنید
۲-منبع استرس کودک را شناسایی کنید
۳-یک روتین خواب منظم برلی کودک تعریف کنید
۴-به کودک خود محبت کنید
۵-به کودک خود توجه کنید
۶-در مسیر کاهش ترس فرزندتان صبور باشید
۷-از یک نور ملایم در شب کمک بگیرید
۸-تمرینات تنفسی را به کودک خود بیاموزید در ۹-طول روز درباره ترس های فرزندتان با او صحبت کنید
۱۰- اگر کودک با ترس به سراغ شما آمد او را درک کنید
۱۱- از مقایسه با همسالانش پرهیز کنید
۱۲- دوست داشتن خودتون رو به کودک نشان بدید
۱۳- برایش شرایط امن در خانه فراهم کنید
۱۴- در مورد اضطراب و نگرانی هایش با او صحبت کنید
براتون آرزوی موفقیت دارم
مهرک صاحب الزمانی
ارشد روانشناسی تربیتی
روانشناسی کودک و نوجوان
مشاوره فردی و اجتماعی
اختلالات شخصیتی
تیپ های شخصیتی
طرحواره درمانی
مشاوره خانواده
09122884322
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سر کار خانم صاحب الزمانی
🆔@Mehraksz
شرح مشکل :
سلام آقای دکتر
من یک پسر 12 ساله به نام ایلیا دارم که کلاس ششم هست . ایلیا پسر بسیار مودب .مهربان و درسخوان و درون گرا است همه افرد اطراف چه در مدرسه و چه در فامیل از همه نظر ایشان را تایید میکنن .ولی مشکل من با پسرم اینجاست که ایشان کمی ترس دارد . تر از ارتفاع و ترس از شب تنها خوابیدن . شبها باید بروم پیشش بمانم تا خوابش ببرد در غیر این صورت تنها نمی خوابد . و اگر نیمه های شب بیدار شود به اتاق ما می آید و آنجا میخوابد و این مسئله من را نگران کرده است . چون تازگی ها از ترس اینکه وقتی خوابید من یا پردش از اتاقش میرویم نمی خوابد . لطفا به من کمک کنید
جواب سوال شما :
درود خدمت شما دوست گرامی
در مورد سوالتون در مورد کودک ۱۲ ساله تون ترس از تنها خوابیدن در کودکان یا ترس از تاریکی در اتاق تاریک در سال های اولیه کودک امری طبیعی است .
چون کودک نمی تواند محیط تاریک را شناسایی
کند و متکی به حواس پنج گانه ش است و ترس از تنها خوابیدن را خصوصا در تاریکی را به راحتی پردازش نمی کند .
ترس از خواب چگونه است ؟
ترس از تنهایی
ترس از تاریکی
ترسیدن از کمد و زیر تخت
ترس از آمدن غریبه ها
ترس از بیدار شدن در شب
ترس از خواب های بد
ترس از داستان های ترسناک
ترس از فیلم های ترسناک
علت ترس کودک از تنها خوابیدن :
اختلال اضطراب جدایی
آسیب های روحی و تروما
فیلم و داستان ترسناک
مواجه شدن با مرگ نزدیکان
احساس ناامنی در خانه
راهکارهای کاهش ترس کودک از تنها خوابیدن :
۱-با کودکان در باره تفاوت واقعیت و تخیل صحبت کنید
۲-منبع استرس کودک را شناسایی کنید
۳-یک روتین خواب منظم برلی کودک تعریف کنید
۴-به کودک خود محبت کنید
۵-به کودک خود توجه کنید
۶-در مسیر کاهش ترس فرزندتان صبور باشید
۷-از یک نور ملایم در شب کمک بگیرید
۸-تمرینات تنفسی را به کودک خود بیاموزید در ۹-طول روز درباره ترس های فرزندتان با او صحبت کنید
۱۰- اگر کودک با ترس به سراغ شما آمد او را درک کنید
۱۱- از مقایسه با همسالانش پرهیز کنید
۱۲- دوست داشتن خودتون رو به کودک نشان بدید
۱۳- برایش شرایط امن در خانه فراهم کنید
۱۴- در مورد اضطراب و نگرانی هایش با او صحبت کنید
براتون آرزوی موفقیت دارم
مهرک صاحب الزمانی
ارشد روانشناسی تربیتی
روانشناسی کودک و نوجوان
مشاوره فردی و اجتماعی
اختلالات شخصیتی
تیپ های شخصیتی
طرحواره درمانی
مشاوره خانواده
09122884322
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۸۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی
🆔@maryamgholami_z
شرح مشکل :
با سلام پسری هستم ۲۶ ساله که با دختری ۲۹ ساله در ارتباط هستم و الان یک سال و نیمه که باهمیم ولی هرجی از رابطه میگذره استرس و نگرانیم بیشتر میشه چون هم بنده عرب هستم ایشون بختیاری هم از من بزرگتر هستن و اینکه من الان بیکار هستم و امسال سرکار میرم و اگه بخوام از الان شروع کنم چند سالی طول میکشه تا بخوام زندگی جمع کنم. ار یه طرف هم بنده به ایشون قول ازدواج دادم و ایشون واقعا منو دوست داره ولی میدونم در آینده با مخالفتای بسیاری مواجه میشیم و اینکه اگه بخواد منتظرم بمونه موقع ازدواج ایشون بالای ۳۰ سال سن رو دارن. من واقعا نمیدونم چکار کنم؟ از یه طرف ایشونو دوست دارم از یه طرف با شرایطی که دارم مبدونم که نمیتونم باش ازدواج کنم و نمیخوام بیشتر از این منتظر بزارمش. چندبار واسه قطع رابطه اقدام کردم ولب نتونستم و الان ازتون کمک میخوام راهنماییم کنید چطور ازش جدا بشم که کمترین لطمه رو بخوره.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی
🆔@maryamgholami_z
شرح مشکل :
با سلام پسری هستم ۲۶ ساله که با دختری ۲۹ ساله در ارتباط هستم و الان یک سال و نیمه که باهمیم ولی هرجی از رابطه میگذره استرس و نگرانیم بیشتر میشه چون هم بنده عرب هستم ایشون بختیاری هم از من بزرگتر هستن و اینکه من الان بیکار هستم و امسال سرکار میرم و اگه بخوام از الان شروع کنم چند سالی طول میکشه تا بخوام زندگی جمع کنم. ار یه طرف هم بنده به ایشون قول ازدواج دادم و ایشون واقعا منو دوست داره ولی میدونم در آینده با مخالفتای بسیاری مواجه میشیم و اینکه اگه بخواد منتظرم بمونه موقع ازدواج ایشون بالای ۳۰ سال سن رو دارن. من واقعا نمیدونم چکار کنم؟ از یه طرف ایشونو دوست دارم از یه طرف با شرایطی که دارم مبدونم که نمیتونم باش ازدواج کنم و نمیخوام بیشتر از این منتظر بزارمش. چندبار واسه قطع رابطه اقدام کردم ولب نتونستم و الان ازتون کمک میخوام راهنماییم کنید چطور ازش جدا بشم که کمترین لطمه رو بخوره.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Fariya Psychologist
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۷۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم فرهاد کیایی
🆔@Psychologist_fkiaei
شرح مشکل :
سلام و درود
پسر نوجوان ۱۵ ساله ای دارم که خیییلی از گوشی استفاده می کنه
علاقه ای به درس نداره
بی حوصله و جواب منم میده ، منظورم اینه بی احترامی میکنه گاهی اوقات
خیلی زود عصبانی میشه
گاهی اوقات که ناراحت میشه محکم میزنه تو سر خودش که این حرکتش واقعا رو اعصابِ
لطفاً راهنمایی کنید
متشکرم
جواب سوال شما :
سلام. ممنونم که نگرانیتون رو مطرح کردید. تغییرات خلقی و رفتاری که توضیح دادید در این سن میتونه نشانه فشار روانی، اضطراب یا حتی مشکلات مهارتی در مدیریت هیجان باشه. مخصوصاً ضربهزدن به سر و عصبانیتهای ناگهانی نیاز به ارزیابی دقیق داره.
پیشنهاد میکنم اگر کرج هستین یک جلسه بیایید اگر تو شهر دیگری هستین حتما با یک مشاور نوجوان وقت بگیرید تا هم شرایط پسرتون رو دقیقتر بررسی بشه و هم یک برنامه عملی برای مدیریت استفاده از گوشی، بیحوصلگی و رفتارهای تکانشی تنظیم بشود . هرچه زودتر مداخله شود نتیجه بهتره.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم فرهاد کیایی
🆔@Psychologist_fkiaei
شرح مشکل :
سلام و درود
پسر نوجوان ۱۵ ساله ای دارم که خیییلی از گوشی استفاده می کنه
علاقه ای به درس نداره
بی حوصله و جواب منم میده ، منظورم اینه بی احترامی میکنه گاهی اوقات
خیلی زود عصبانی میشه
گاهی اوقات که ناراحت میشه محکم میزنه تو سر خودش که این حرکتش واقعا رو اعصابِ
لطفاً راهنمایی کنید
متشکرم
جواب سوال شما :
سلام. ممنونم که نگرانیتون رو مطرح کردید. تغییرات خلقی و رفتاری که توضیح دادید در این سن میتونه نشانه فشار روانی، اضطراب یا حتی مشکلات مهارتی در مدیریت هیجان باشه. مخصوصاً ضربهزدن به سر و عصبانیتهای ناگهانی نیاز به ارزیابی دقیق داره.
پیشنهاد میکنم اگر کرج هستین یک جلسه بیایید اگر تو شهر دیگری هستین حتما با یک مشاور نوجوان وقت بگیرید تا هم شرایط پسرتون رو دقیقتر بررسی بشه و هم یک برنامه عملی برای مدیریت استفاده از گوشی، بیحوصلگی و رفتارهای تکانشی تنظیم بشود . هرچه زودتر مداخله شود نتیجه بهتره.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۰۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خطیبی
🆔@KH_Mahgol
شرح مشکل :
سلام. نمیدونم چطوری باید شروع کنم من اصلا سخنور خوبی نیستم نمیدونم میتونم حسم رو بهتون انتقال بدم من پنج ساله وارد یه رابطه عاشقانه شدم. یه عشق اشتباه البته اشتباه نه از طرف من از نظر اون (بهزاد). من عاشق بهزادم از عشقو احساسم نمیتونم بهتون بگم چون قادر به توصیفش نیستم اما بخاطر اینکه اون ته این عشقو وصال نمیدید به هزار دلیل منطقی همه کار کردم تا ازش جدا بشم. همون سالهای اول تصمیم گرفتم واسه همیشه بذارم برم. نخواستم این عشقو وابستگی بیشتر بشه اما وقتی این تصمیم و قطعی گرفتم و رفتم نابود شدم انگار نتیجه عکس داشت وابستگیم دلتنگیم عشقم قابل کنترل نبود تو تموم چند ماهی که گذاشتم رفتم تبدیل به یه ادم گوشه گیر و افسرده شدم تمام دلخوشیم خوندن هزار بار اس ام اس و هزار بار دیدن عکساش بود. درسته اون موقع سنم خیلی کم بود و هیچ درکی از عشق نداشتم فک میکردم گذر زمان عقلم و بهم برمیگردونه اما الان بیست و شش سالمه روز به روز بدتر پیش میره خلاصه جدایی ازش فایده ای نداشت. این رابطه دوباره شروع شد و از شکل قبلش قوی تر شد بعد یه مدت دوباره به خودم اومدم که دارم اشتباه میرم با اینکه همیشه این امید در من بوده و هست که ما بهم میرسیم. اوضاع روحیم داغون بود اون موقع من برای تحصیل دور از خانواده خوابگاه دانشگاهی بودم. دوستام و اطرافیام برای آروم کردن من از تجربیاتشون راهی رو جلو پام میزاشتن. بی محلی بی خیالی کار و مشغله زیاد جایگزین کردن یک فرد دیگه همشونو امتحان کردم اما جواب نداد که هیچ از مسیر اصلی زندگیمم منحرف شدم. من رسیدم به آخر خط دیگه نمیتونم به جدایی فک کنم این ازدواج و رسیدن اگه اشتباهم باشه من میخوام مثه همه این اشتباه و تجربه کنم چرا باید با کسی که دوس دارم ازدواج نکنم چون ثروتم از خونواده اون کمتره چون تحصیل فقط پدرو مادرم از خونوادش کمتره یا چون خونواده من آدمای شهرستانی و ساده هستن و اهل تجملات نیستن من از وضع زندگیم ناراحت و شرمنده نیستم من عاشق خونوادمم اما چرا باید با کسی نباشم که عاشقشم بخاطر این منطق، این قانون و منطق رو کی گذاشته مگه من خواستم خونوادم ثروتمند نباشند یا خونواده اون ثروتمند باشن. البته بهزاد با خونوادش خیلی فرق داره اما خوانوادش خط قرمزشه که نمیتونه حتی یه لحظه به گذشتن ازشون فک کنه. بهزاد عاشقه منه واسه این حرفم دلایلیم دارم، من این عشقو تو روزای اول نمیدیدم اما الان روز به روز این عشقو قوی تر میبینم بهزاد ادمیه وابسته و احساساتی اما با منطق خیلی قوی زود عاشق کسی نمیشه فقط مرور زمان باعث عشق و وابستگیش میشه. خواهش میکنم متن منو بخونین و بهم کمک کنید من به کمکتون شدیدا احتیاج دارم لطفا
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خطیبی
🆔@KH_Mahgol
شرح مشکل :
سلام. نمیدونم چطوری باید شروع کنم من اصلا سخنور خوبی نیستم نمیدونم میتونم حسم رو بهتون انتقال بدم من پنج ساله وارد یه رابطه عاشقانه شدم. یه عشق اشتباه البته اشتباه نه از طرف من از نظر اون (بهزاد). من عاشق بهزادم از عشقو احساسم نمیتونم بهتون بگم چون قادر به توصیفش نیستم اما بخاطر اینکه اون ته این عشقو وصال نمیدید به هزار دلیل منطقی همه کار کردم تا ازش جدا بشم. همون سالهای اول تصمیم گرفتم واسه همیشه بذارم برم. نخواستم این عشقو وابستگی بیشتر بشه اما وقتی این تصمیم و قطعی گرفتم و رفتم نابود شدم انگار نتیجه عکس داشت وابستگیم دلتنگیم عشقم قابل کنترل نبود تو تموم چند ماهی که گذاشتم رفتم تبدیل به یه ادم گوشه گیر و افسرده شدم تمام دلخوشیم خوندن هزار بار اس ام اس و هزار بار دیدن عکساش بود. درسته اون موقع سنم خیلی کم بود و هیچ درکی از عشق نداشتم فک میکردم گذر زمان عقلم و بهم برمیگردونه اما الان بیست و شش سالمه روز به روز بدتر پیش میره خلاصه جدایی ازش فایده ای نداشت. این رابطه دوباره شروع شد و از شکل قبلش قوی تر شد بعد یه مدت دوباره به خودم اومدم که دارم اشتباه میرم با اینکه همیشه این امید در من بوده و هست که ما بهم میرسیم. اوضاع روحیم داغون بود اون موقع من برای تحصیل دور از خانواده خوابگاه دانشگاهی بودم. دوستام و اطرافیام برای آروم کردن من از تجربیاتشون راهی رو جلو پام میزاشتن. بی محلی بی خیالی کار و مشغله زیاد جایگزین کردن یک فرد دیگه همشونو امتحان کردم اما جواب نداد که هیچ از مسیر اصلی زندگیمم منحرف شدم. من رسیدم به آخر خط دیگه نمیتونم به جدایی فک کنم این ازدواج و رسیدن اگه اشتباهم باشه من میخوام مثه همه این اشتباه و تجربه کنم چرا باید با کسی که دوس دارم ازدواج نکنم چون ثروتم از خونواده اون کمتره چون تحصیل فقط پدرو مادرم از خونوادش کمتره یا چون خونواده من آدمای شهرستانی و ساده هستن و اهل تجملات نیستن من از وضع زندگیم ناراحت و شرمنده نیستم من عاشق خونوادمم اما چرا باید با کسی نباشم که عاشقشم بخاطر این منطق، این قانون و منطق رو کی گذاشته مگه من خواستم خونوادم ثروتمند نباشند یا خونواده اون ثروتمند باشن. البته بهزاد با خونوادش خیلی فرق داره اما خوانوادش خط قرمزشه که نمیتونه حتی یه لحظه به گذشتن ازشون فک کنه. بهزاد عاشقه منه واسه این حرفم دلایلیم دارم، من این عشقو تو روزای اول نمیدیدم اما الان روز به روز این عشقو قوی تر میبینم بهزاد ادمیه وابسته و احساساتی اما با منطق خیلی قوی زود عاشق کسی نمیشه فقط مرور زمان باعث عشق و وابستگیش میشه. خواهش میکنم متن منو بخونین و بهم کمک کنید من به کمکتون شدیدا احتیاج دارم لطفا
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from 🌾mahgol🌾
تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۰۵ 🍃🌺🍃🍂 🍂🍃🌺 🌺🍂 🍃 🌺 🍂 مشاور شما : سرکار خانم خطیبی 🆔@KH_Mahgol شرح مشکل : سلام. نمیدونم چطوری باید شروع کنم من اصلا سخنور خوبی نیستم نمیدونم میتونم حسم رو بهتون انتقال بدم من پنج ساله وارد یه رابطه عاشقانه شدم. یه عشق اشتباه البته…
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۶۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی
🆔@maryamgholami_z
شرح مشکل :
سلام
کد مشاوره قبلی : 610319
راستش یه مشاوره دیگ داشتم اون کدش رو ندارم
در حقیقت خلاصه وار میشه که من به یه دختر خانمی حس عجیبی دارم
و بشدت میخامش
و اما با اینکه ۶ سال بزرگتر (خانم بزرگتر)
گذشته متوسط و یکمی حاشیه
اختلاف قدی ۴۵ سانتی
و فاصله دور
با این مشخصات بوده
مشاوره ها میگفتن که این ادم مناسب تو نیست و نمیشه
و به صورت دوست طور ادامه داشت و با شوخی های شبیه به رابطه
اما الا مشکل اینه
راستش من دیگ امادم این ادم رو از رندگیم حذف کنم تا دیگ آسیبی بیشتر از اینا نبینم
لطفا راهکار مناسب رو بگید و من همین الانشم امادم
بهتره دیگه منم زندگی خودم رو بکنم و هیچ رابطه دوستی و یا عاطفی با ایشون نداشته باشم
با اینکه من میخاستم بهترین و خوب ترین ادمی باشم که میشناسه
اما خب وقتی نمیخاد و خیلی سرد جواب میده و گهگاهی گرم که نمیشه
بهتره حذف کنم اینجوری برا جفتمون بهتره
امیدوارم خوشبخت بشه
اگر راهکاری دارا ممنون میشم و اماده گوش دادنم
خودم ۲۱ سال و ۱۰ ماه
خانم حدودا ۶ سال بزرگتر
ممنون میشم راهنمای بدید نه برای رابطه که بگید نمیخورید !
راهنمایی بدید که چجوری فراموش کنم این تصمیم و اشتباهارو
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی
🆔@maryamgholami_z
شرح مشکل :
سلام
کد مشاوره قبلی : 610319
راستش یه مشاوره دیگ داشتم اون کدش رو ندارم
در حقیقت خلاصه وار میشه که من به یه دختر خانمی حس عجیبی دارم
و بشدت میخامش
و اما با اینکه ۶ سال بزرگتر (خانم بزرگتر)
گذشته متوسط و یکمی حاشیه
اختلاف قدی ۴۵ سانتی
و فاصله دور
با این مشخصات بوده
مشاوره ها میگفتن که این ادم مناسب تو نیست و نمیشه
و به صورت دوست طور ادامه داشت و با شوخی های شبیه به رابطه
اما الا مشکل اینه
راستش من دیگ امادم این ادم رو از رندگیم حذف کنم تا دیگ آسیبی بیشتر از اینا نبینم
لطفا راهکار مناسب رو بگید و من همین الانشم امادم
بهتره دیگه منم زندگی خودم رو بکنم و هیچ رابطه دوستی و یا عاطفی با ایشون نداشته باشم
با اینکه من میخاستم بهترین و خوب ترین ادمی باشم که میشناسه
اما خب وقتی نمیخاد و خیلی سرد جواب میده و گهگاهی گرم که نمیشه
بهتره حذف کنم اینجوری برا جفتمون بهتره
امیدوارم خوشبخت بشه
اگر راهکاری دارا ممنون میشم و اماده گوش دادنم
خودم ۲۱ سال و ۱۰ ماه
خانم حدودا ۶ سال بزرگتر
ممنون میشم راهنمای بدید نه برای رابطه که بگید نمیخورید !
راهنمایی بدید که چجوری فراموش کنم این تصمیم و اشتباهارو
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۸۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام من حدود یک سالی هست با دختر خانمی آشنا هستم از اونجایی که خانواده ایشون سید و آبروداری هستند دوست نداشتیم خانواده در جریان باشند بعد مدتیکه پدر ایشون فوت کردن و ایشون به دلیل مشکلات روحی بیمارستان بستری شدن چون من واقعا نگرانش بودم ناچاز از دوستش که میشناختم حالشو پرسیدم ایشون دوست نداشت هیچ کس در جریان ارتباط ماباشه وقتی بعد فهمید خیلی ناراحت شد اما متقاعدش کردم ولی دوستش سر یه طلبی که از ایشون داشت زنگ زدن به مامانش و در مورد رابطه ما بهشون گفتن از اون روز باهام قهر کرده و هر جوری میخوام ثابت کنم من فقط نگران حالش بودم چون به کسی دسترسی نداشتم از ایشون پرسیدم ولی میگه تو آبرومو جلوی خانواده بردی ازت متنفرم لطفا راهنمایی کنید من فقط نگرانش بودم و خیلی دوسش دارم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام من حدود یک سالی هست با دختر خانمی آشنا هستم از اونجایی که خانواده ایشون سید و آبروداری هستند دوست نداشتیم خانواده در جریان باشند بعد مدتیکه پدر ایشون فوت کردن و ایشون به دلیل مشکلات روحی بیمارستان بستری شدن چون من واقعا نگرانش بودم ناچاز از دوستش که میشناختم حالشو پرسیدم ایشون دوست نداشت هیچ کس در جریان ارتباط ماباشه وقتی بعد فهمید خیلی ناراحت شد اما متقاعدش کردم ولی دوستش سر یه طلبی که از ایشون داشت زنگ زدن به مامانش و در مورد رابطه ما بهشون گفتن از اون روز باهام قهر کرده و هر جوری میخوام ثابت کنم من فقط نگران حالش بودم چون به کسی دسترسی نداشتم از ایشون پرسیدم ولی میگه تو آبرومو جلوی خانواده بردی ازت متنفرم لطفا راهنمایی کنید من فقط نگرانش بودم و خیلی دوسش دارم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃