سوال و جواب ابر گروه شاه کلید روانشناسی
501 subscribers
1.03K photos
19 videos
162 files
6.84K links
Download Telegram
Forwarded from Sara sani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم ثانی


🆔@Sarasaniii

شرح مشکل :

من دختری ۱۶ ساله هستم که با کلی امید و انگیزه اومدم کلاس دهم.نمرات مدرسه ام بدک نیستن.فقط تا الان چندباری پرسش های کلاسی رو خوب جواب ندادم ولی نمرات خوبی داشتم.اما من یه آزمون تستی شرکت میکنم که سه هفته ای یک بار برگزار میشه و آنلاینه.دفعه اول زیاد جالب نبود،دفعه دوم یه ذره بهتر شد،دفعه سوم پس رفت کردم و این دفعه با وجود اینکه واقعا تلاش کرده بودم(نه زیاد!ولی به هرحال تلاش کرده بودم…)نتیجه اش فاجعه بود!!!به معنای واقعی کلمه فاجعه بود و الان من کاملا از خودم نا امیدم و انگار با همین یه آزمون همه انگیزه هامو از دست دادم اونم الان که نزدیک امتحانات نوبت اوله!واقعا باورم نمیشه تا این حد گند زدم :) فکر نکنم حتی کسی تو دنیا باشه که از من تنبل تر و خنگ تر باشه…از خودم متنفر شدم :)



جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Sara sani
با سلام همراه عزیز 612692


برای درس خواندن باید انگیزه ی کافی داشته باشید ، یک برنامه ی منظم شمارا در رسیدن به اهدافتان کمک خواهد کرد .نگفته آید معدل سال قبل شما چند بوده؟ فرزند چندم ؟در چه درسهای قوی ودر چه درسهای ضعیف هستید ؟ نحوه یادگیری شما چگونه است ؟ چقدر تمرکز دارید ؟ چقدر از فضای مجازی استفاده میکنید و....


شیوه ی خواندن هر درس متفاوت است مثلا درس ریاضی رو باید بطور مستمر خواند ودایم تمرین کرد در حالیکه در درس ادبیات مطالب بیشتر حفظی است وباید از روش های دیگری کمک گرفت .
زندگی فقط درس خواندن نیست ! باید به جنبه های دیگر زندگی هم توجه کنید ، وقتی خودتان را سرزنش میکنید یعنی توقع زیادی از خودتان دارید یا با دیگران مقایسه شدید ! خودتان را با خودتان مقایسه کنید نه دیگران !
💢یک برنامه منظم روتین داشته باشید
💢ورزش کنید و خواب منظمی داشته باشید
💢اهداف باید واقعی ودر دسترس باشند
💢اهداف کوتاه مدت تعیین کنید
💢مراحل رسیدن به اهداف را پله پله کنید
💢بر پیشرفت تمرکز کنید نه «نتیجه»
💢انگیزه درونی را تقویت کنید
هر دانش آموزی براساس توانایی ها و پشتکار واستمرارش با دیگری متفاوت است ،ساختن یک دانش آموز با انگیزه ومسول مانند دوی ماراتن است ،نه دو سرعت !

بگمانم با شرح حالی که دادید بهتر است با مشاور از نزدیک صحبت کنید تا دقیق تر شما را راهنمایی کند،علت این پسرفت را بیابد و با توجه و شناخت از شما برنامه ی درسی را تنظیم کند.




سارا ثانی کارشناس ارشد روانشناسی


https://pezeshkanekhoob.com/doctor/sara-sani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۸۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی


🆔@nazaninlotfi67

شرح مشکل :


سلام وقت بخیر من دختری نوزده ساله هستم که مدت یکساله با اقایی که نه سال از خودم بزرگتر هستش دوست شدم و قصدمون ازدواجه و خانواده هامون هم در جریانند.تو اوایل دوستمیون بعد ار گذشت ۴ ۵ ماه یه تحرکات جنسی داشتیم که تو طول این مدت کلا ۳ یا ۴بار انجام شد،ولی من الان از ادامه دادن این تحرکات حس خوبی ندارم و حس میکنم که باعث میشه ذهنیت این اقا نسبت به من عوض بشه و برای ازدواج پا پیش نگذاره(البته تاالان ایشون هیچ حرفی دراین باره نزدند و حتی
میگن هرچی خودت بخوای من مجبورت نمیکنم چون باید دو طرفه باشه )حالا من نمیدونم چجوری باید این مسله رو باهاش درمیون بگذرانم که بد برداشت نشه؟


جواب سوال شما :
با عرض سلام خدمت شما مراجع عزیز و گرامی :خب متاسفانه سوال سربسته است ،منظور شما از تحرکات جنسی چیه ؟! آیا رابطه جنسی بطور کامل انجام گرفته یا نه ؟! این خیلی مهم هست ……….اکر شما با همین تحرکات جنسی که میگید مشکل دارین از همون اول نباید تن به این کار میدادید دوست عزیز و خط قرمزهاتون رو به پارتنرتون میفهموندین ،به هر حال داشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج خیلی خیلی به ذهنیت پارتنرتون برمیکرده ……ولی این رو بدونید که ازدواج و رابطه عاطفی فقط ‌ و فقط در رابطه جنسی خلاصه نمیشه و ممکنه حتی اگر ‌‌پارتنرتون هم با این موضوع ok باشه ولی نداشتن تفاهم و خیلی خیلی مسایل ریز و درشت دیگر مانع ازدواج ایشون با شما بشه .🙏🙏🙏




لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Sara sani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم ثانی


🆔@Sarasaniii

شرح مشکل :


سلام وقت بخیر
من ی مشکل خیلی بزرگی برام ی چند وقتیه ک پیش اومده اونم این ک ب شدت وابسته یکی از دوستام شدمم
انقد وابستش شدم ک از رو ب رو شدن باهاش دچار استرس میشم انقد دوسش دارم ک بخاطرش گریه میکنم
نمیتونم درس بخونمو و همش تو فکرشم
اعصابم دیگه داره خورد میشه بخداا
بعضی موقعها انقد از دیدنش استرس میگیرم ک انگار قلبم میخاد از جاش کنده شه
دارم دیوونه میشم
همش میترسم ک نکنه ی رفتاری ازم ببینه و دیگه دوسم نداشته باشه
برا همین خیلی مواظب رفتارم جلوش هستممم
البته این اولین باری نیس ک اینجوری میشم
پارسالم نسبت ب یکی از این حسا داشتم و مردم و زنده شدم تا فراموشش کردمم
نمیدونم واقن دلیلش چیه ک من اینطوری میشم ولی واقن سختمه
من امسال کلاس نهم هستم و باید سخت درس بخونم ولی فکر کردن ب دوستم نمیزاره ک درس بخونم
البته اینم بگم ک علاقه من از روی هوس و مسائل جنسی نیست و دوستمو برای چیزای جنسی نمیخام و اصنم تو این فکرا نیستم ولی ب شدت عاشقشم و نمیتونم حتی ی لحظه بهش فکر نکنم
خواهش میکنم اگه راه درمانی داره بهم معرفی کنین
مرسیی…


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Sara sani
/با سلام همراه عزیز ۶۱۲۶۹۳

جنسیت شما مشخص نیست ، ولی معمولا اینگونه دوست داشتن ها در دختران در دوران بلوغ بیشتر است !

عشق در نوجوانی بخشی از فرآیند بزرگ شدن و شکل گیری هویت از جمله هویت جنسیتی و گرایش جنسی است. در حالی که روابط عاشقانه در دوران نوجوانی اغلب چالش برانگیز است، گذراندن آن به صورت موفق مزایای سلامت روانی مختلفی را به همراه دارد


باوجوداینکه معمولاً روابط نوجوانان نسبت به بزرگسالان کوتاه‌تر بوده و صمیمیت و تعهد کمتری را در بر می‌گیرد، اما همچنان بخشی مهم و اساسی از دنیای نوجوانان است.
برای نوجوانان کاملاً طبیعی است که در دوران دبیرستان احساسات عاشقانه را تجربه کنند. مهم است که به یاد داشته باشید که این یک بخش عادی و ضروری از رشد هر جوانی است. بیاد داشته باشید که این عشق ها پایدار نیست با گذر زمان کمرنگ خواهد شد

❇️کمبودهای عاطفی نوجوان هر چقدر در خانواده بیشتر باشد ، این هیجان به سمت دوستان بیشتر خواهد بود !
❇️ورزش رو در روتین زندگی قرار بدید ، روی خودتان تمرکز کنید ،
از یک متخصص کودک ونوجوان کمک بگیرید


سارا ثانی کارشناس ارشد روانشناسی


https://pezeshkanekhoob.com/doctor/sara-sani
Forwarded from Dr.yazdan
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۷۰۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر یزدان جعفری


🆔@DrYazdan1245

شرح مشکل :


سلام وقت بخیر من 36سالمه متاهلم مدیر یک شرکت خصوصی بازرگانی ام دوازده ساله با همسرم آشنا شدم و ازدواج کردیم دو پسر هفت و یک و نیم ساله دارم به شدت همسرم دوست دارم باهاش راحتم یجورایی بهترین دوستم و نزدیکترین کسم از اول زندگی همه رازام بهش گفتم زندگیم دوست دارم و همه تلاشم فراهم کردن آسایش و آرامش همسر و خونوادمه بخاطر نوع شرایط خونوادگی مون و وضعیت مالی و اختلاف فرهنگی و… از اول ازداجمون خیلی سختی کشیدیم خیلی کلنجار رفتیم ولی واقعا احساس میکنم با گذشت این سالها دوست داشتنمم خیلی بیشتر شده بهش تنها مشکلمون وضعیت مالی که خب اینروزا تقریبا همه باهاش درگیرن ولی مسئله اصلی منم که از نظر جنسی مشکل دارم و یه جورایی تنوع طلبی و زیاد بودن میل جنسی دارم که مهارش برام خییلی سخته مخصوصا از نطر بصری
به خاطر عقاید مذهبی و علاقه ای که به همسرم دارم دائم دچار عذاب وجدان هستم اونم هیچوقت برام کم نذاشته تاجایی که تونسته همراه بوده با اومدن بچه ها یکم رابطه برامون سخت شده بخاطر این میل زیادم برای رابطه جنسی حتی از خانمم همیشه عذاب وجدان دارم و لذتش برام توام با شرمندگی میشه این حس البته از همون اول ازدواجمون بوده اصلا تحمل درد کشیدنش ندارم و یکی از بدترین خاطراتم روزی بود که پرده بکارتش پاره شد کلا خیلی وقتا توی رابطه جنسی احساس میکنم دارم بهش صدمه میزنم واونم بخاطر تعهدات زناشویی به روم نمیاره و تحمل میکنه منم دائم احساس گناه دارم یجورایی
متاسفانه تاحالا دوبار بخاطر هرزگردی در فضای مجازی درگیر رابطه شدم که البته اصلا عاطفی نبوده و بیشتر شیطنت جنسی بوده که توضیحش مفصله ولی هر دوبار بعد از کلی کلنجار رفتن و ….همسرم گذشت کرده و ادامه دادیم تا یه مدت خوبم روی خودم کنترل دارم ولی باز اون فشار توی وجودم هست یه جورایی انگار دوتا شخصیت دارم که مدام دارم کلنجار میرم باهاشون تمرکزم روی کارم و خونواده و…به همین خاطر کم میشه و این شرایط خیلی عذابم میده از طرفی تمام زندگیم و هویتم همسر و خونوادمم و واقعا تصور از دست دادنشونم برام وحشتناک و غیر قابل تحمله دوران مجردی پر هاشیه ای داشتم سیگاری بودم ترک کردم درگیر روابط جنسی بی قید بود کنار گذاشتم درگیر مسائل فکری و سیاسی بودم و بخاطر اختلاف فکری مدام با خونوادم درگیر بودم و شرایط تحصیلیمم به همین خاطر از دست دادم الان واقعا مستاصلم و نمی دونم چیکار باید بکنم
خیلی وقتا شرایطش داشتم حتی تنها خارج از کشور بودم توی موقعیت هایی بودم که شاید خانما بودن ولی توی اونجاها اتفاقا انقدر بهم فشار نیومده و اصن بهش فکرم نکردم که بخوام با کسی رابطه جنسی واقعی داشته باشم ولی توی فضای مجازی مدام وسوسه میشم ببینم رابطه اولم جنسی و جسمی نبود یجورایی ولی دفعه دوم از همین اینستا گردی وسوسه شدم تماس بگیرم و به بهونه صیغه برای خودم توجیه درست کردم و متاسفانه درگیر رابطه جنسی شدم که آخرشم پشیمون شدم ولی دیر شده بود و خیلی ام برام عواقب بدی داشت هم مادی هم روحی هم خونوادگی.
ممنون میشم راهنمایی کنین ببخشید خیلی طولانی و جسته و گریخته شد


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from M M
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : جناب آقای دکتر محمودی


🆔@mahm1396

شرح مشکل :


سلام وقت بخیر من دانشجو هستم ترمای اول خیلی سختی کشیدم برای کارم ولی تلاشم دیده نشد ولی بااین وجود به تلاشم ادامه دادم بااینکه خسته و افسرده هم شده بودم و تحت فشار خیلی زیادی برای درک نشدن توسط اساتید بودم بعد از سه سال سال چهارم اوج گرفتم و اساتید تغییر کردن و بین خیلی از اساتید به عنوان درس خوان شناخته شدم اما به دلیل بیماری جسمی که تحت تاثیر حال بد روحیم بود کلاسهارو نمیتونستم شرکت کنم ولی کارهای نهاییم رو عالی انجام میدادم و تمام تلاشم رو میکردم فرصت بدست امده بعد اینهمه سال رو از دست ندم یکی از اساتید ازم گله کرد که کلاسها رو شرکت نمیکنم و دلیلش رو میخواست جویا بشه اما من حرفی نزدم چون نمیخواستم ضعفم رو نشون بدم و حالا که اینهمه تلاش کردم کم کاریم رو توجیه کنم کلاسهاشون رو بدون اینکه دیگ باهاشون درس داشته باشم بعد اون برای تمرین شرکت میکنم اما وقتی کسایی که ترم اول یا دوم و پایینتر از خودم هستن رو میبینم که چطور شور و اشتیاقشون دیده میشه و درک میشن احساس خیلی بدی بهم دست میده نمیدونم اعتماد به نفسم شاید بخاطره تخریبهایی که در طول این چند سال از انتقاد های شدیدی که شنیدم کم شده هرچند هنوز هم از کسانی که پیشرفتی دارند حتی ترم پایینتر از خودم کمک میگیرم و همچنان درحال پیشرفتم اما نمیدانم چرا دوست ندارم سرکلاس های استاد شرکت کنم احساس میکنم با شرکت در کلاسها دوباره خودم رو در معرض مقایسه شدن و تخریب اعتماد به نفسم سوق میدم خیلی حساس تر از قبل شدم شاید توقع داشتم ترمهای اول که بودم من هم همینطور درک میشدم و این حس کمبود و خلا بدی بهم میده یاد گذشته میفتم دوست ندارم در معرض این حس قرار بگیرم از طرفی هم نمیتوانم کلاسهارو از وسط رها کنم چون بعدا استاد فکر میکند که من فقط برای یکی دو روز تصمیم به تمرین گرفتم و ادم بااراده ای نیستم که یک کار را از وسط رها نکنم
ماندم چیکار کنم که احساس بدی از تعریف و تمجید شدن از دیگران و دیدن درک شدنشان نداشته باشم من حسادت نمیکنم فقط احساس میکنم دلم برای خودم میسوزد و با این حس اعتماد به نفسم را از دارم دست میدهم
لطفا آقای دکتر محمودی پاسخ دهند


جواب سوال شما :
سلام
همه ما آدما نیاز به دیده شدن، تایید شدن و تحسین شدن داریم
اگر این نیاز افراطی، مداوم و آسیب زا باشد، ممکن است با برخی الگوهای روان‌شناختی مرتبط باشد.
مثل طرحواره پذیرش جویی / جلب توجه در طرحواره‌درمانی.
که افراد ارزش خود را بر پایه‌ی نگاه دیگران تعریف می‌کنند، یا بدون تأیید بیرونی احساس بی‌ارزشی می‌کنند و حتی برای دیده‌شدن بیش از حد تلاش می‌کنند
خوشبختانه این بیماری نیست بلکه یک الگوی روانی آموخته شده است که قابل درمان میباشد.

اگر نیاز به توجه و تحسین خیلی شدید باشد و بر روابط و کار فرد اثر بگذارد، ممکن است با اختلال شخصیت نمایشی (HPD) مرتبط باشد.
که جستجوی دائمی توجه، رفتارهای نمایشی، هیجانی، یا اغراق‌آمیز
ناراحتی شدید وقتی توجه کافی دریافت نمی‌کنند از جمله ویژگی‌های آنهاست

خیلی وقت‌ها عزت نفس فرد وابسته به تایید دیگران شده که نیاز به تقویت
عزت‌نفس و استقلال روانی دارد.

طبق مطالب گفته شده با کمی دقت احتمالا ریشه این رفتار رو در خودتان کشف خواهید کرد. برای درمان کمک تان خواهم کرد.






لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from M M
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۶۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :  جناب آقای دکتر محمودی


🆔@mahm1396

شرح مشکل :



سلام خدا قوت جناب آقای دکتر ثانی وهمکاران ارجمند بهرام هادی زاده لیسانس ابتدایی وارشد روانشناسی اسلامی مثبت گرا خواندم دوست دارم درمان کار کنم باید در چه دوره های یا دوره ای کار کنم چون تابستان آینده قول دادم جایی بروم وکار کنم خودم مدیر آموزگارم...هم مدیرم وهم  شش پایه را تدریس می کنم به خاطر مشکلات اقتصادی دوست دارم از آموزش وپرورش به  ار گانی دیگر بروم. لطفا یک راهنمایی می خواستم اطراف شیراز هستم وشیراز در کارگاه ها می توانم شرکت کنم ممنون از توجه شما وگروه خوب شما....

جواب سوال شما :
سلام
شما با داشتن مدرک ارشد میتوانید در هر حوزه ای که دوست دارید ( آموزش، پژوهش و درمان) با هر رویکردی که تمایل و تسلط بیشتری دارید کار کنید،
اما در حد پیشنهاد عرض میکنم چنانچه در مقطع ابتدایی و با کودکان سر و کار دارید حوزه کودک فرصت‌ های شغلی زیادی دارد اختلالات یادگیری،بازی درمانی تفسیر نقاشی و... از جمله مهارت‌هایی است که می‌تواند بازار کار خوبی را برای شما ایجاد کند





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم خدایار


🆔@Tayebeh_Khodayar

شرح مشکل :

"سلام


من دختری۱۷ساله هستم که با یه پسر دوست شدم ….توی دیدار بغل و اینا هست اما بوسه حتی لب هم نه……خانواده هامون خبر دارن ….یکبار گفت مامانم نیست بیا …گفتم من خوشم نماد گفت اگه من میخواستم کثافط کاری کنم نمیگفتم به مامانت بگو…و دیگ اصراری نکرد یکی دو دفعه هم پرسید میتونم لبتو ببوسم گفتم نه بازم چیزی نگفت …ـبنظرتون ادم بدیه؟ممنون میشم راهنماییم کنید



جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Audio
پاسخ   سوال ۶۱۲۶۹۱
طیبه خدایار کارشناس ارشد روانشناسی
درمانگر کودک و نوجوان

🌱مشاوره خانواده
🌱 مشاوره فردی
🌱 مشاوره کودک
🌱 مشاوره نوجوان
🌱 مشاوره حضوری و آنلاین
🌱عضو انجمن روانشناسی ایران
🌱دارای پروانه صلاحیت حرفه‌ای از سازمان نظام روانشناسی
🌱عضو سازمان نظام روانشناسی  و مشاوره
برای هماهنگی و تعیین وقت مشاوره  با شماره ۰۹۹۴۰۵۰۶۸۷۷


مدرس کارگاه های آموزشی مهارتهای زندگی -
فرزند پروری-  تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
https://t.me/ttparenting



https://www.instagram.com/tayebe.khodayar1/profilecard/?igsh=MXdlMXl3Z2dteG1wYg==اینستاگرام
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم خدایار


🆔@Tayebeh_Khodayar

شرح مشکل :


سلام.من دختری ۱۶ساله هستم و تک فرزندم.مادرم هشت سال پیش بدلیل مشکلات مالی و اخلاقی از هم جدا زندگی میکنن.طلاق نگرفتن ولی جدا زندگی میکنن.وضعیت مالی خوبی نداریم و همیشه تو فشاریم.مادرم اصلا راضی نیست و همیشه میره مغازه‌ی پدرم (سوپرمارکت داره)و شروع به دعوا کردن با اون میکنه.من از بچگی شاهد دعواهاشون بودم و وقتی شروع به دعواکردن میکنن ناخودآگاه بغض میکنم و اشک تو چشمام جمع میشه.اما همیشه بخاطر غرور بیش از اندازم و اینکه اونا از اینی که هستن ناراحت تر نشن هرگز جلوشون اشک نریختم.خلاصه هر روز همین برنامست تا اینکه مادرم تصمیم میگیره برای چندسال از تهران به کیش مهاجرت کنه.هرشب سخت کار میکنه و میخواد ماشینمونو ک به سختی و باکلی قرض خردیمو بفروشه.منم دوست دارم باهاش برم اما وقتی به پدرم فکر میکنم میبینم اون جز من هیچ کسو نداره.اگه من برم شاید فقط ماهی سه یا چهار روز بتونم ببینمش.البته الانم خیلی زیاد نمیبینمش اما بازم خونه هامون نزدیکه.یه روز که مادرم داشت با پدرم دعوا میکرد گفت یا منو پیش خودش نگهداره یا خرجشومو بده.میدونم ک از پس مخارجمون برنمیاد اما مادرم زورش میکنه.همون روز پدرم گفت:«من باباتم،هرجا بری من به فکرتم چون تو پاره‌ی تنمی و یه تیکه از وجودمی.من جز تو کسیو ندارم ک دوستش داشته باشم و اونم دوسم داشته باشه‌.»اینو که گفت سر یه دوراهی خیلی بد قرار گرفتم.یکی اینکه با مادرم برم و از نو شروع کنم یا با پدرم بمونم و یه زندگی تکراری داشته باشم.این وسط اینم هست که اونا طلاق نگرفتن و هنوزم اقدام نکردن.من خودم از ته قلب میخوام از هم جدابشن چون واقعا به چشم دیدم ک نمیتونن باهم باشن.تا ماه دیگه مادرم میره و من باید انتخاب کنم.پدرم بدون من خیییلییی تنها میشه.خیلی.حتی تصورشم قلبمو به درد میاره اما مادرم میتونه با تنهایی و دلتنگیش کنار بیاد‌.اما نه میخوام پدرم تنها باشه نه زندگیم تکراری باشه.من بفکر آیندمم هستم و میدونم تو کیش زندگی بهتری خواهم داشت.در ضمن پدرم مشکل قلبی داره و میترسم با رفتنم بلایی سرش بیاد.باید انتخاب کنم ولی چجوری؟من هیچی از طلاق و مراحلش نمیدونم و خیلی گیج و تنهام .اگه کمکم کنید که بهتر تصمیم بگیرم ممنون میشم!


جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Audio
پاسخ   سوال ۶۱۲۶۹۷
طیبه خدایار کارشناس ارشد روانشناسی
درمانگر کودک و نوجوان

🌱مشاوره خانواده
🌱 مشاوره فردی
🌱 مشاوره کودک
🌱 مشاوره نوجوان
🌱 مشاوره حضوری و آنلاین
🌱عضو انجمن روانشناسی ایران
🌱دارای پروانه صلاحیت حرفه‌ای از سازمان نظام روانشناسی
🌱عضو سازمان نظام روانشناسی  و مشاوره
برای هماهنگی و تعیین وقت مشاوره  با شماره ۰۹۹۴۰۵۰۶۸۷۷


مدرس کارگاه های آموزشی مهارتهای زندگی -
فرزند پروری-  تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
https://t.me/ttparenting



https://www.instagram.com/tayebe.khodayar1/profilecard/?igsh=MXdlMXl3Z2dteG1wYg==اینستاگرام
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۸۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی


🆔@Mgh491011

شرح مشکل :


سلام
پسری هستم 20 ساله ترم 4 دانشگاه با ورود به دانشگاه به دختری علاقه مند شدم ولی اوایل حدودا چند ماه اول با خودم میگفتم یه جو برای ورود به محیط جدید هست ولی ه چی گذشت بیشتر بهش علاقه مند شدم اصلا نتونستم فراموشش کنم اون دختر توی یه سال با هم ورود به دانشگاه داشتیم ولی دانشکده هامون متافوت گاهی وقت ها اتفاقی می بینمش یا 1 بار سر کلاس عمومی با هم یه ترم بودیم ولی مشکل اینجاست که خودش نمی دونه من دوستش دارم و تقریبا از اوخر ترم 1 فهمیدم با یه پسر دیگه دوست از همون کلاس عمومی فهمیدم چون با هم هستند الان من با اینکه حالمو خیلی بد می کرد با هم میدیدمشون ولی باز برای اینکه یه روز حرفمو بهش بتونم بزانم شروع به تلاش کردم برای یادگیری که منجر به کار بشه الانم که داشتم برا کارآموزی میرفتم که کرونا همه رو نابود کرد فکر این که ایشون بخوان با اون پسر ازدواج کنن دیونم کرده حتی خواب اینم دیدم همه چی به این موضوع ربط میدم الانم کلا انگیزم بخاطر همین خیلی کم شده اینم بگم هیچ کس خبر نداره فقط خودم از این موضوع خبر دارم به دوستی هم اعتقاد ندارم با اینکه نزدیکه خیلی وقته ندیدمش بازم دوستش دارم الان احساس بی انگیزگی دارم اصلا نمی دونم برا چی باید برا آینده تلاش کنم وقتی کسیو که دوست دارم با من نیست
بابت طولانی بودن هم عذرخواهی می کنم
با تشکر


جواب سوال شما :

سلام دوست عزیز ،خاصیت ورود به دانشگاه و مخصوصا کلاس های مختلط و بوفه و سلف همینه که یهویی عاشق میشی و بدون اینکه مطمئن بشی طرف مقابلت از قبل پارتنر داشته یا نه انتظار داری که متقابلا اونم احساس تو رو درک کنه و بهت علاقمند بشه ، بنظرم این خیال واهی و گول زدن خودته
با توجه به اینکه در بدو ورود و روزهای اول از ایشون خوشت اومده و ،تجربه ای در مورد روابط با جنس مخالفم نداری و ..میشه‌حدس زد که چندان احساس سازنده و حقیقی نخواهد بود. درسته که دختر خانم با پسر دیگه ای همراهه دلیل بر رابطه ی عاشقانه بینشون نیست . اما اگه واقعا علاقه مندی باید در یک فرصت عالی و در کمال آرامش صحبت کنی و نظرشو بپرسی !! اینکه فکر و احساستو درگیر رابطه ای کنی که یک طرفه باشه برات مشکل ساز میشه و سلامت روانتو به خطر میندازه ! و اما در نظر بگیر که تازه ۲۰ سالته و دانشجویی بهتره با دوستی اجتماعی و دورهمی های دوستانه دنیای جنس مخالفتو بشناسی و تجربه ی مصاحبت و رابطه با اونارو داشته باشی ، پسر خوب اعتماد به نفستو بالا بیر و جسارت حرف زدن باهاشو پیدا کن ، اون که از دل تو خبر نداره پس قرار نیست بخاطر موضوعی که اطلاع نداره شرایط به نفعت تموم بشه . در آخر دنیاتو با یه آدم. کوجیک نکن ، ممکنه در زمانی دورتر به این شرایط بخندی و برات خاطره بشه و دنیات به کل تغییر کنه . نیاز به مشاوره ی فردی و تخصصی داری در صورت نیاز با من تماس بگیر .
در پناه خدا 🌺🌺🌺



لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)

https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940

🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from ahmad khabari
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : جناب آقای خبری


🆔@Family_counselor_khabari

شرح مشکل :


سلام من یه دخترم که امسال رفتم کلاس نهم و مشکل اینه که پدرم میگه برای انتخاب رشته فکر کن و من 4 سال فکر کردم و تصمیم گرفتم بازیگر بشم چون یکی از آرزو های منه و توی مدرسه خیلی از لحاظ تئاتر معروف هستم و روم نمیشد به مامانم و بابام بگم آخرش امروز به مامنم گفتم ولی مامانم میگه نه این رشته خوب نیست ولی من عاشق این رشتم ولی در نظر دارم که اگر قرار به خوندن رشته ی دیگه ای هست اون رشته رو بخونم ولی در آینده کلاس های بازیگری به صورت مخفیانه برم و هنوز به بابام درمورد این قضیه چیزی نگفتم. تروخدا راه حل جلوی پام بذارید!مرسی!


جواب سوال شما :

باسلام و‌احترام

برای انتخاب رشته
علاقه ۹۹٪ و استعداد ۱٪ لازمه
اگر این دو را دارید
خانواده و حمایت انها گام بعدی است.

مناسفانه خانواده ها جو و فضای سینما را سالم ارزیابی نمیکنن، بنابراین با ان مخالفت می کنند.
کلا هنر را اینده دار نمیدانند و به عنوان یک شغل باور نمیکنند و بیشتر ان را سرگرمی تلقی می کنند.

اگر با اگاهی این رشته را انتخاب کردید
باید بررسی کنید ایا در شهر شما رشته بازیگری و یا سینما هست.

سپس با مراجعه به هنرستان ، بررسی نمایید ایا کیفیت لازم و خوبی دارد.

در ادامه میتوانید با خانواده صحبت کنید و در صورت نیاز از کمک و همراهی یک مشاور استفاده کنید.

راه دیگر انتخاب رشته غیر از هنر و شرکت در کلاسهای ازاد بازیگری است.

این راه اخر و در صورت بسته بودن راه اول است.

با سپاس
خبری
کارشناس ارشد مشاوره
مشاور متخصص تحصیلی و کنکور
شماره همراه

۰۹۳۶۷۳۱۹۷۵۳





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم شیروانی


🆔@paria_51

شرح مشکل :


سلام، خسته نباشید… من ی مشکلی دارم خواستم راهنماییم کنید. من الان ۶ ماه که نامزدم و قبل نامزدیم۶ ماه برای شناخت بیشتر زیر نظر خانواده با نامزدم حرف میزدیم و همو میدیدیم. قبل از خواستگاری از هم یه شناخت هایی داشتیم. همو خیلی دوست داریم. خیلی با هم خوب بودیم. ولی الان نزدیک یک ماه همش سر چیزای الکی دعوا داریم با کوچکترین حرف، من ناراحت میشم با کوچکترین حرف، اون ناراحت میشه. فشار مالی روشه و نامزدم زود عصبی میشه. تو عصبانیت یه دفعه میگه من زن اینجوری نمیخوام، به سرم میخوره همه چیز را بهم بزنم یا بهم میگه آدم شو من زندگی اینجوری نمیخوام … بابام اول قبول نمی کرد بیان خواستگاری. با خواهش من راضی شد و من از اون موقع به بعد خیلی عصبی شدم زود داد میزنم همش میترسم من و از نامزدم جدا کنند. خانوادمم نمیزارن الان عقد کنیم. میگن خواهرت هنوز عروسی نکرده و جهیزیه اونو داریم. میگن نمیشه تو الان عقد کنی با اینکه تمام خرج عقد با نامزدمه ولی راضی نمیشن خیلی دارم اذیت میشم. یک ماه همش بحث و دعوا داریم. حتی راضی نمیشن تو محضر عقد کنیم. میگن حتما باید جشن بگیرید. نامزدم میگه تو مثل اولا نیستی و تو منو دوست نداری. نمیدونم واقعا چیکار کنم خواهش میکنم راهنمایی کنید…ممنون میشم


جواب سوال شما :

🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا  به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خسته‌ست، می‌تونه یه دنیا معنا  و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو

۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵

#پریوش _شیروانی

روانشناس و همراه امنِ لحظه‌هات


کانالم👇
🌺@afsordegidarmani


مراجع حضوری؛ مازندران  همیشه زیبا ،قائمشهر
Forwarded from Mehrak Sahebzamani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۹۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما :سر کار خانم صاحب الزمانی


🆔@Mehraksz

شرح مشکل : 


سلام آقای دکتر

من یک پسر 12 ساله به نام ایلیا دارم که کلاس ششم هست . ایلیا پسر بسیار مودب .مهربان و درسخوان و درون گرا است همه افرد اطراف چه در مدرسه و چه در فامیل از همه نظر ایشان را تایید میکنن .ولی مشکل من با پسرم اینجاست که ایشان کمی ترس دارد . تر از ارتفاع و ترس از شب تنها خوابیدن . شبها باید بروم پیشش بمانم تا خوابش ببرد در غیر این صورت تنها نمی خوابد . و اگر نیمه های شب بیدار شود به اتاق ما می آید و آنجا میخوابد و این مسئله من را نگران کرده است . چون تازگی ها از ترس اینکه وقتی خوابید من یا پردش از اتاقش میرویم نمی خوابد . لطفا به من کمک کنید


جواب سوال شما :



درود خدمت شما دوست گرامی
در مورد سوالتون در مورد کودک ۱۲ ساله تون ترس از تنها خوابیدن در کودکان یا ترس از تاریکی در اتاق تاریک در سال های اولیه کودک امری طبیعی است .
چون کودک نمی تواند محیط تاریک را شناسایی
کند و متکی به حواس پنج گانه ش است و ترس از تنها خوابیدن را خصوصا در تاریکی را به راحتی پردازش نمی کند .

ترس از خواب چگونه است ؟

ترس از تنهایی
ترس از تاریکی
ترسیدن‌ از کمد و زیر تخت
ترس از آمدن غریبه ها
ترس از بیدار شدن در شب
ترس از خواب های بد
ترس از داستان های ترسناک
ترس از فیلم های ترسناک

علت ترس کودک از تنها خوابیدن :

اختلال اضطراب جدایی
آسیب های روحی و تروما
فیلم و داستان ترسناک
مواجه شدن با مرگ نزدیکان
احساس ناامنی در خانه

راهکارهای کاهش ترس کودک از تنها خوابیدن :

۱-با کودکان در باره تفاوت واقعیت و تخیل صحبت کنید
۲-منبع استرس کودک را شناسایی کنید
۳-یک روتین خواب منظم برلی کودک تعریف کنید
۴-به کودک خود محبت کنید
۵-به کودک خود توجه کنید
۶-در مسیر کاهش ترس فرزندتان صبور باشید
۷-از یک نور ملایم در شب کمک بگیرید
۸-تمرینات تنفسی را به کودک خود بیاموزید در ۹-طول روز درباره ترس های فرزندتان با او صحبت کنید
۱۰- اگر کودک با ترس به سراغ شما آمد او را درک کنید
۱۱- از مقایسه با همسالانش پرهیز کنید
۱۲- دوست داشتن خودتون رو به کودک نشان بدید
۱۳- برایش شرایط امن در خانه فراهم کنید
۱۴- در مورد اضطراب و نگرانی هایش با او صحبت کنید

براتون آرزوی موفقیت دارم

مهرک صاحب الزمانی
ارشد روانشناسی تربیتی
روانشناسی کودک و نوجوان
مشاوره فردی و اجتماعی
اختلالات شخصیتی
تیپ های شخصیتی
طرحواره درمانی
مشاوره خانواده

09122884322

لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۸۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
    🌺
     🍂
مشاور شما : سرکار خانم غلامی


🆔@maryamgholami_z

شرح مشکل :

با سلام پسری هستم ۲۶ ساله که با دختری ۲۹ ساله در ارتباط هستم و الان یک سال و نیمه که باهمیم ولی هرجی از رابطه میگذره استرس و نگرانیم بیشتر میشه چون هم بنده عرب هستم ایشون بختیاری هم از من بزرگتر هستن و اینکه من الان بیکار هستم و امسال سرکار میرم و اگه بخوام از الان شروع کنم چند سالی طول میکشه تا بخوام زندگی جمع کنم. ار یه طرف هم بنده به ایشون قول ازدواج دادم و ایشون واقعا منو دوست داره ولی میدونم در آینده با مخالفتای بسیاری مواجه میشیم و اینکه اگه بخواد منتظرم بمونه موقع ازدواج ایشون بالای ۳۰ سال سن رو دارن. من واقعا نمیدونم چکار‌ کنم؟ از یه طرف ایشونو دوست دارم از یه طرف با شرایطی که دارم مبدونم که نمیتونم باش ازدواج کنم و نمیخوام بیشتر از این منتظر بزارمش. چندبار واسه قطع رابطه اقدام کردم ولب نتونستم و الان ازتون کمک میخوام راهنماییم کنید چطور ازش جدا بشم که کمترین لطمه رو بخوره.



جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما



🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃