Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
612591
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۶۰۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم روشنک فلاح
🆔@Roshanakfallah
شرح مشکل :
سلام و روز بخیر
لطفا خانم فلاح جواب بدن🙏 من ۲۵ سال ازدواج کردم دوتا بچه دارم همسرم خیلی زود عصبی می شه و به همه چیز گیر می ده
چند روز پیش با همسرم دعوا م شد اون هم من و بچه رو کتک زد
من هم داد وبیداد کردم و تو کو چه رفتم گفتم
داد زدم کمک خواستم
حالا همسرم چند روزه نه حرفی میزنه و
نه به من بچه ها نگاه می کنه می گه تو می خواست آبرو من ببری
سوال من اینه که آیا من اشتباه کردم نباید داد بیداد می کردم چون خودم پشیمونم از این کار 😔
لطفا من راهنمایی کنین
به مشاوره و روانشناس هم دسترسی ندارم
باید چکار کنم مثل قبل همسرم با ما حرف بزنه
چون گفته دیگه با هیچ کدومتون کاری ندارم
ممنون از شما🙏
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم روشنک فلاح
🆔@Roshanakfallah
شرح مشکل :
سلام و روز بخیر
لطفا خانم فلاح جواب بدن🙏 من ۲۵ سال ازدواج کردم دوتا بچه دارم همسرم خیلی زود عصبی می شه و به همه چیز گیر می ده
چند روز پیش با همسرم دعوا م شد اون هم من و بچه رو کتک زد
من هم داد وبیداد کردم و تو کو چه رفتم گفتم
داد زدم کمک خواستم
حالا همسرم چند روزه نه حرفی میزنه و
نه به من بچه ها نگاه می کنه می گه تو می خواست آبرو من ببری
سوال من اینه که آیا من اشتباه کردم نباید داد بیداد می کردم چون خودم پشیمونم از این کار 😔
لطفا من راهنمایی کنین
به مشاوره و روانشناس هم دسترسی ندارم
باید چکار کنم مثل قبل همسرم با ما حرف بزنه
چون گفته دیگه با هیچ کدومتون کاری ندارم
ممنون از شما🙏
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
612601
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
612595
مشاور شما : سرکار خانم روشنک فلاح
🆔@Roshanakfallah
شرح مشکل :
خودنویس سوال بر میگرده بع دوران ۱۵ سالگیم که اون زمان من یا یک پسری ۹ ماه دوست بودیم دوستی ما اتفاقی با یک پیام ایجاد شد میخواستم با موبایل خونه به دختر خالم پیام بدم شماره آخرش اشتباهی رفت اون طرف زنگ زد گفتم ببخشید اشتباهی پیام ارسال شده پیام یک سلام بود نه چیزه دیگه این پسر بعد دو روز هی پیام میداد جوابشو نمیدام یک روز زنگ زد گفت بیخیال نمیشد میگفت من میخوام باهات دوست باشم فقط یک بار هم از دور ببینم اگر خوشت نیامد بیخیال دیگه درخواست دوستی رد میکنیم نمیدونم چی شد قبل کردم همو ببینم اون از یک هفته بعد قرارشدهم ببینم هر دومون روستایی بودیم اون از یک روستایی دیگه قرار شد آمد هم از فاصله خیلی دور دیدیم هردومون خوشمون امد چون اون پسر ضاهر زیبایی داشت نمیدونم خودم چرا قبول کروک دوست شدیم فقط نوماه دوست بودیم اونم فقط با گوشی حدود ۵ دقیقه حرف میزدیم چون گوشی خونه بود زیاد نمیتونستم حرف بزنم تویه این یک سال دو بار فقط هم از دور دیدیم قرار نزدیک نداشتیم حضوری حرف بزنیم من میترسی مردم ببین نه به من کادو یا وسایل بخره حتا اصلن دستش هم به بدنم نخورده هم دو بار از دور ابرار علاقه با خرف زدنش هر دومون هم دوست داشتم سه پسر دیگه هم منو میخواستن من جواب نه به خوانواده اون پسرا دادم همین همسرم متولد۵۶هست همون پسرا یکی ایشون بود منو دوست داشت و چند بار م شنیده بودم از این اون اما جدی نگرفته بودم روزی شده دیدم دوتا خواهراش آمدن خانه ما رفتن در مورد من با مادرم حرف بزنن بیان خواستگاری بعدمامان گفته بود دختر باید نظر خودش بپرسی بعد آمدن بیرون من تو حیاط دیدن نظر منو خواستن من بهشون گفتم برین به برادرتان بگین من قصدازدواج ندارم هم برادرتان را دوست ندارم خلاصه بعد یک هفته من خواهر شب جابی رفته بودیم بعد با خواهر شب ساعت ۹ بود میخواستیم بیایم خونه اینا حلو مارو با ماشین گرفتن منو به زور کشیدن تو ماشین سه نفر مردبودن خواهرم نتونست جلشون بگیره کتک شون هم زد وقتی پسر کنار من نشست بهم نزدیک میشد حالم بعد میکرد بهشون گفتم ماشین نکه دارین من میخوام پیاده شم قبل نکردن سر صدا کردم اونا من بردن خونه فامیلشون من اصلن علاقه به این مرد نداشتم هرچه به مامانم میگفت من نمیخوام باهاش ازدواج کنم قبل نکردن هر خانواده مااین بود پسری که دخترو فراری بده دست بهش بخوره نمیاد بشینه خونه پدرش پس فردا هزارتا حرف حدیث در میارن من یک شک بهم وارد شده بود یهویی من بیاد فراری بده ودوستش نداشتم اون زمان نامزدی فقط گریه غصه میخوردم هیچ کس منو درک نمبکرد دوس پسرم گفت چرا به من دورغ گفتی چرابا اون پسر فرار کردی خلاصه ماازدواج کردیم رفتیم سر خونه زندگیمون یک روز سک دوستی داشتم صمیمی بودیم اون گفت اون پسره میگه بهم زنگ بزن من بهش گفتم بهش بگو هر چی بین من اون بودتمام شده من دیگه ازدواج مردم نمیدونم دوست میگفت زیاد وقت نمیگیره همون اشتباه نادانی من بود وسوسه شدم گوشی پدرم که یک دونه دیگه خریده برايه خودش اون گوشی برداشتم آوردم زنگ زدم بعد گقتم کارت چی کفتی زنگ بزنم بازم ابراز علاقه حس میکردم حرفهاش دورغه من دیگه دختر نیستم ازدواج کردم دیگه نمیخوام بهم زنگ بزنی بگی دوستت دارم هر چی بود تمام شد برام دردسر درست نکن فردا میخواستم گوشی رو ببرم بزارم خونه پدرم نمیدونم شب شوهرم خوابید نگو که بیداره من داشتم عکس هایه خودم نگاه میکردم تو گوشی اون زمان اینترنت نبود عکس مجازی بهم بفرستیم شوهرفهمید من گوشی آورد شب یک دعوای راه انداخت من از ترس یک کوشه گزکرده بودم با مامانم زنگ زد اون آمد مامان عصبی شد گوشی رو شکست از اون مگه شوهرم بهم شکاک هست کینه به دل گرفته اون زمان نامزدی پرسیده بود من نگفت بودم بهش حالا نمیدونم کدوم آدمی رفته بهش گفته من سه سال باهاش دوست بودم درحالیکه فقط یک سالم نکشیده بود درسته کارم اشتباه بود وسوسه شدم نباید زنگ میزدم نباید حرف میزدم ۱۵ساله قبل موقه رابطه میرسید میگفت من با هیچ پسری حرف نمیزدم میترسیدم بگم طلاقم بده فقط اون زمان فقط با اون پسر ۹ماه حرف با تلفن زدیم اما شوهر هی میرسید وسط،رابطه سر حرف باز میکرد با اون پسر تا کجاها رفتی فقط گفتم خرف زدیم نه قرار گذاشتیم نه چیز دیگه بینمون بود در حد تلفنی حرف زدن چند روز رفته کار دوروز شب بهم پیام دادم بازم سراون حرف باز کردتو ربیکاچت میکردم با شوهرم گفت جریان گوشی چی بود مامانت شکست من گفتم همه چیزو بع شما گفتم به اونم گفت ویس بفرست حرف با ویس گفتم از دیروز حالم بعد نکنه بره شکایت کنه طلاق بدم من دوتابچه هم دارم دخترم ۱۴ سالشه پسرم ۸ سالشه میگم نکنه شکایت کنه من محکوم به خیانت بشم دادگاه درخواست طلاق بده حنادخترم با من میانه خوبی نداره من نگرانم میشه راهنمایی کنید ممنون از استرس اضطراب بیقراری نه زنگ میزنه حس خوبی ندارم
جواب سوال شما :
مشاور شما : سرکار خانم روشنک فلاح
🆔@Roshanakfallah
شرح مشکل :
خودنویس سوال بر میگرده بع دوران ۱۵ سالگیم که اون زمان من یا یک پسری ۹ ماه دوست بودیم دوستی ما اتفاقی با یک پیام ایجاد شد میخواستم با موبایل خونه به دختر خالم پیام بدم شماره آخرش اشتباهی رفت اون طرف زنگ زد گفتم ببخشید اشتباهی پیام ارسال شده پیام یک سلام بود نه چیزه دیگه این پسر بعد دو روز هی پیام میداد جوابشو نمیدام یک روز زنگ زد گفت بیخیال نمیشد میگفت من میخوام باهات دوست باشم فقط یک بار هم از دور ببینم اگر خوشت نیامد بیخیال دیگه درخواست دوستی رد میکنیم نمیدونم چی شد قبل کردم همو ببینم اون از یک هفته بعد قرارشدهم ببینم هر دومون روستایی بودیم اون از یک روستایی دیگه قرار شد آمد هم از فاصله خیلی دور دیدیم هردومون خوشمون امد چون اون پسر ضاهر زیبایی داشت نمیدونم خودم چرا قبول کروک دوست شدیم فقط نوماه دوست بودیم اونم فقط با گوشی حدود ۵ دقیقه حرف میزدیم چون گوشی خونه بود زیاد نمیتونستم حرف بزنم تویه این یک سال دو بار فقط هم از دور دیدیم قرار نزدیک نداشتیم حضوری حرف بزنیم من میترسی مردم ببین نه به من کادو یا وسایل بخره حتا اصلن دستش هم به بدنم نخورده هم دو بار از دور ابرار علاقه با خرف زدنش هر دومون هم دوست داشتم سه پسر دیگه هم منو میخواستن من جواب نه به خوانواده اون پسرا دادم همین همسرم متولد۵۶هست همون پسرا یکی ایشون بود منو دوست داشت و چند بار م شنیده بودم از این اون اما جدی نگرفته بودم روزی شده دیدم دوتا خواهراش آمدن خانه ما رفتن در مورد من با مادرم حرف بزنن بیان خواستگاری بعدمامان گفته بود دختر باید نظر خودش بپرسی بعد آمدن بیرون من تو حیاط دیدن نظر منو خواستن من بهشون گفتم برین به برادرتان بگین من قصدازدواج ندارم هم برادرتان را دوست ندارم خلاصه بعد یک هفته من خواهر شب جابی رفته بودیم بعد با خواهر شب ساعت ۹ بود میخواستیم بیایم خونه اینا حلو مارو با ماشین گرفتن منو به زور کشیدن تو ماشین سه نفر مردبودن خواهرم نتونست جلشون بگیره کتک شون هم زد وقتی پسر کنار من نشست بهم نزدیک میشد حالم بعد میکرد بهشون گفتم ماشین نکه دارین من میخوام پیاده شم قبل نکردن سر صدا کردم اونا من بردن خونه فامیلشون من اصلن علاقه به این مرد نداشتم هرچه به مامانم میگفت من نمیخوام باهاش ازدواج کنم قبل نکردن هر خانواده مااین بود پسری که دخترو فراری بده دست بهش بخوره نمیاد بشینه خونه پدرش پس فردا هزارتا حرف حدیث در میارن من یک شک بهم وارد شده بود یهویی من بیاد فراری بده ودوستش نداشتم اون زمان نامزدی فقط گریه غصه میخوردم هیچ کس منو درک نمبکرد دوس پسرم گفت چرا به من دورغ گفتی چرابا اون پسر فرار کردی خلاصه ماازدواج کردیم رفتیم سر خونه زندگیمون یک روز سک دوستی داشتم صمیمی بودیم اون گفت اون پسره میگه بهم زنگ بزن من بهش گفتم بهش بگو هر چی بین من اون بودتمام شده من دیگه ازدواج مردم نمیدونم دوست میگفت زیاد وقت نمیگیره همون اشتباه نادانی من بود وسوسه شدم گوشی پدرم که یک دونه دیگه خریده برايه خودش اون گوشی برداشتم آوردم زنگ زدم بعد گقتم کارت چی کفتی زنگ بزنم بازم ابراز علاقه حس میکردم حرفهاش دورغه من دیگه دختر نیستم ازدواج کردم دیگه نمیخوام بهم زنگ بزنی بگی دوستت دارم هر چی بود تمام شد برام دردسر درست نکن فردا میخواستم گوشی رو ببرم بزارم خونه پدرم نمیدونم شب شوهرم خوابید نگو که بیداره من داشتم عکس هایه خودم نگاه میکردم تو گوشی اون زمان اینترنت نبود عکس مجازی بهم بفرستیم شوهرفهمید من گوشی آورد شب یک دعوای راه انداخت من از ترس یک کوشه گزکرده بودم با مامانم زنگ زد اون آمد مامان عصبی شد گوشی رو شکست از اون مگه شوهرم بهم شکاک هست کینه به دل گرفته اون زمان نامزدی پرسیده بود من نگفت بودم بهش حالا نمیدونم کدوم آدمی رفته بهش گفته من سه سال باهاش دوست بودم درحالیکه فقط یک سالم نکشیده بود درسته کارم اشتباه بود وسوسه شدم نباید زنگ میزدم نباید حرف میزدم ۱۵ساله قبل موقه رابطه میرسید میگفت من با هیچ پسری حرف نمیزدم میترسیدم بگم طلاقم بده فقط اون زمان فقط با اون پسر ۹ماه حرف با تلفن زدیم اما شوهر هی میرسید وسط،رابطه سر حرف باز میکرد با اون پسر تا کجاها رفتی فقط گفتم خرف زدیم نه قرار گذاشتیم نه چیز دیگه بینمون بود در حد تلفنی حرف زدن چند روز رفته کار دوروز شب بهم پیام دادم بازم سراون حرف باز کردتو ربیکاچت میکردم با شوهرم گفت جریان گوشی چی بود مامانت شکست من گفتم همه چیزو بع شما گفتم به اونم گفت ویس بفرست حرف با ویس گفتم از دیروز حالم بعد نکنه بره شکایت کنه طلاق بدم من دوتابچه هم دارم دخترم ۱۴ سالشه پسرم ۸ سالشه میگم نکنه شکایت کنه من محکوم به خیانت بشم دادگاه درخواست طلاق بده حنادخترم با من میانه خوبی نداره من نگرانم میشه راهنمایی کنید ممنون از استرس اضطراب بیقراری نه زنگ میزنه حس خوبی ندارم
جواب سوال شما :
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
612595
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۵۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم روشنک فلاح
🆔@Roshanakfallah
شرح مشکل :
سلام وعرض ادب خدمت شما استادان گرامی
من پسری دارم که 30سال داره وهنوز مجرد هست سه. سال هست از پیش ما رفته جای دیگه که 45کیلومتر از ما دور هست مغازه زده
یک سال پیش خانوادی امدن بغل مغازه این خونه گرفتن که اون خانواده دختری دارد که امسال کلاس دهم هست
پسرم چند بار گفت من این دختر را دوست دارم من به پدر و مادرش زنگ زدم اونها گفتن
دختر ما کوچک هست اما دختر با پسر من در تماس هست خودش گوشی نداره با گوشی دوستاش با او تماس میگیره وبه پسرم گفته من تو را دوست دارم مادرش هم میدونه که دخترش پسر من را دوست داره
لطفا میشه راهنمای کنید؟ ایا من به خانواده دختر بیگم که دخترش با پسر من تماس میگیره
دختر خودش گوشی نداره با گوشی دیگران
به نظر شما اگر ازدواج کنند به مشکل بر میخورند؟
ممنون میشم راهنمایی کنید
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم روشنک فلاح
🆔@Roshanakfallah
شرح مشکل :
سلام وعرض ادب خدمت شما استادان گرامی
من پسری دارم که 30سال داره وهنوز مجرد هست سه. سال هست از پیش ما رفته جای دیگه که 45کیلومتر از ما دور هست مغازه زده
یک سال پیش خانوادی امدن بغل مغازه این خونه گرفتن که اون خانواده دختری دارد که امسال کلاس دهم هست
پسرم چند بار گفت من این دختر را دوست دارم من به پدر و مادرش زنگ زدم اونها گفتن
دختر ما کوچک هست اما دختر با پسر من در تماس هست خودش گوشی نداره با گوشی دوستاش با او تماس میگیره وبه پسرم گفته من تو را دوست دارم مادرش هم میدونه که دخترش پسر من را دوست داره
لطفا میشه راهنمای کنید؟ ایا من به خانواده دختر بیگم که دخترش با پسر من تماس میگیره
دختر خودش گوشی نداره با گوشی دیگران
به نظر شما اگر ازدواج کنند به مشکل بر میخورند؟
ممنون میشم راهنمایی کنید
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from روشنک فلاح-روانشناس بالینی (Roshanak Fallah)
612553
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
https://t.me/roshanak_fallah_psy
Forwarded from Mehrak Sahebzamani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۷۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم صاحب الزمانی
🆔@Mehraksz
شرح مشکل :
سلام وقت شما بخیر
میگم تو چ سنی بچه ها درک مفهوم عذر خواهی رو میفهمند؟
پسرم تقریبا 3سالشه اذیت میکنه یا حرف زشت میزنه
میگم ناراحت شدم ازت..
عذرخواهی میکنه ولی دو دقیقه هم نشده باز تکرار و بازم ببخشید گفتناش
گاهی با گریه ک حتما ببخشمش
چطو رفتار کنم یاد بگیره مجبور نباشه کاری کنه ک بعدش نیاز ب عذرخواهی باشه
جواب سوال شما :
درود خدمت شما دوست گرامی
در مورد سوالتون در مورد عذرخواهی کردن کودک سه ساله تون
یادتون باشه که آموزش عذر خواهی کردن به کودک نقش پر رنگی در پرورش آنها دارد
در واقع به آنها می آموزد مسئولیت رفتار خودشون رو به عهده بگیرند
این کار باعث می شود کودکان مهربان تر ، مسئول تر و آماده تر برای برقرای ارتباط سالم در آینده خواهد بود.
مراحل آموزش معدرت خواهی به کودکان :
۱-به کودک کمک کنید آرام شود .
۲-دلایل کودک برلی کار اشتباهش را بپرسید
۳-علت اشتباه بودن رفتار یا گفتار کودک را برای او توضیح دهید .
۴- مسئولیت پذیری را به کودک بیاموزید .
۵-موقعیت کودک را تجزیه و تحلیل کنید .
۶-به کودک زمان بدهید تا به اشتباهات خود فکر کند .
۷- مشخص کردن زمان و مکان مناسب برای عذر خواهی
۸-بیان کردن دلیل عذر خواهی به طرف مقابل
۹- بیان راهی برای جبران اشتباه گذشته
۱۰- مهلت دادن به طرف مقابل برای پذیرش عذر خواهی
نکات مهم در آموزش معذرت خواهی به کودکان :
۱- نحوه عذر خواهی کردن را به کودک نشان دهید .
۲- جبران اشتباه را به کودک بیاموزید .
۳- درباره احساس شخصی که ناراحت شده با کودک صحبت کنید.
۴- استراتژی های جایگزین را انجام دهید .
۵- اجازه دهید کودک به روش خودش معذرت خواهی نماید
۶-عواقب معذرت خواهی نکردن را برای کودک
او شرح دهید .
۷- الگوی مناسبی برای کودک در این زمینه باشید
۸- تمرکز اصلی را بر رفتارهای خوب کودک بگذارید
روش های آموزش عذر خواهی به کودکان
۱- ایفای نقش عذر خواهی
۲- خواندن کتاب آموز عذر خواهی
۳- نوشتن نامه معذرت خواهی
۴- درست کردن برگه های عذر خواهی
۵- کشیدن نقاشی برای معذرت خواهی
۶- آماده کردن هدیه عذر خواهی
۷- بازی حدس زدن دلیل عذر خواهی
براتون آرزوی موفقیت دارم
مهرک صاحب الزمانی
ارشد روانشناسی تربیتی
روانشناسی کودک و نوجوان
مشاوره فردی و اجتماعی
اختلالات شخصیتی
تیپ های شخصیتی
طرحواره درمانی
مشاوره خانواده
09122884322
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم صاحب الزمانی
🆔@Mehraksz
شرح مشکل :
سلام وقت شما بخیر
میگم تو چ سنی بچه ها درک مفهوم عذر خواهی رو میفهمند؟
پسرم تقریبا 3سالشه اذیت میکنه یا حرف زشت میزنه
میگم ناراحت شدم ازت..
عذرخواهی میکنه ولی دو دقیقه هم نشده باز تکرار و بازم ببخشید گفتناش
گاهی با گریه ک حتما ببخشمش
چطو رفتار کنم یاد بگیره مجبور نباشه کاری کنه ک بعدش نیاز ب عذرخواهی باشه
جواب سوال شما :
درود خدمت شما دوست گرامی
در مورد سوالتون در مورد عذرخواهی کردن کودک سه ساله تون
یادتون باشه که آموزش عذر خواهی کردن به کودک نقش پر رنگی در پرورش آنها دارد
در واقع به آنها می آموزد مسئولیت رفتار خودشون رو به عهده بگیرند
این کار باعث می شود کودکان مهربان تر ، مسئول تر و آماده تر برای برقرای ارتباط سالم در آینده خواهد بود.
مراحل آموزش معدرت خواهی به کودکان :
۱-به کودک کمک کنید آرام شود .
۲-دلایل کودک برلی کار اشتباهش را بپرسید
۳-علت اشتباه بودن رفتار یا گفتار کودک را برای او توضیح دهید .
۴- مسئولیت پذیری را به کودک بیاموزید .
۵-موقعیت کودک را تجزیه و تحلیل کنید .
۶-به کودک زمان بدهید تا به اشتباهات خود فکر کند .
۷- مشخص کردن زمان و مکان مناسب برای عذر خواهی
۸-بیان کردن دلیل عذر خواهی به طرف مقابل
۹- بیان راهی برای جبران اشتباه گذشته
۱۰- مهلت دادن به طرف مقابل برای پذیرش عذر خواهی
نکات مهم در آموزش معذرت خواهی به کودکان :
۱- نحوه عذر خواهی کردن را به کودک نشان دهید .
۲- جبران اشتباه را به کودک بیاموزید .
۳- درباره احساس شخصی که ناراحت شده با کودک صحبت کنید.
۴- استراتژی های جایگزین را انجام دهید .
۵- اجازه دهید کودک به روش خودش معذرت خواهی نماید
۶-عواقب معذرت خواهی نکردن را برای کودک
او شرح دهید .
۷- الگوی مناسبی برای کودک در این زمینه باشید
۸- تمرکز اصلی را بر رفتارهای خوب کودک بگذارید
روش های آموزش عذر خواهی به کودکان
۱- ایفای نقش عذر خواهی
۲- خواندن کتاب آموز عذر خواهی
۳- نوشتن نامه معذرت خواهی
۴- درست کردن برگه های عذر خواهی
۵- کشیدن نقاشی برای معذرت خواهی
۶- آماده کردن هدیه عذر خواهی
۷- بازی حدس زدن دلیل عذر خواهی
براتون آرزوی موفقیت دارم
مهرک صاحب الزمانی
ارشد روانشناسی تربیتی
روانشناسی کودک و نوجوان
مشاوره فردی و اجتماعی
اختلالات شخصیتی
تیپ های شخصیتی
طرحواره درمانی
مشاوره خانواده
09122884322
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from کانال پریوش شیروانی 🌺 روانشناس بالینی (روانشناسی بدون تعارف)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۵۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم شیروانی
🆔@paria_51
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر
دختر هستم ۲۴
من ۱۹ سالگیم که دانشگاه قبول شدم برا اولینبار رفتم تو رابطه که طرفم هم دانشجوم بود و گفت قصدم ازدواجه،من واقعا بی تجربه بودم و از رو علاقه ای که بوجود اومد قبول کردم و پاش موندم،خیلی وعده و قول بم میداد و میگفت تهش ازدواج میکنیم و صبر کن کاری چیزی اوکی کنم.منم کل خاستگارامو رد کردم بخاطرش
بعد ۴سال که داشت دانشگاهمون تموم میشد و من منتظر بودم بیاد خاستگاری خیانتشو فهمیدمو اونم منو پیچوند و گفت خانوادم قبول نمیکنن ازدواجو ،خلاصه منم کات کردم باهاش
الان یکسال از جداییمون میگذره،من واقعا داغون شدم بمعنای واقعی،تموم فرصتام رفت،روح و روانم داغون شد.بعد اون دیگه هیچوقت قصد نداشتم برم تو رابطه و الانشم دیگه نمیخوام عمرمو چنسال پای کسی هدر بدم،چون واقعا الان هرکیم میگه بیا آشنا شیم فورا قرار و دیدار میخواد و رابطه جنسی میخواد.
من تنهایی خیلی بم فشار میاره ،اما خب تو این یسال هم سرکار رفتم هم گواهینامه گرفتم،سعی کردم خودمو مشغول کنم.
دوستام بم میگن سنی نداری دوباره فرصت آشنایی با کسی بده،اما خب من دیگه نمیخوام بازیچه شم،بنظرم کسیکه نیتش درست باشه سعی میکنه از طریق خانوادش برا آشنایی اقدام کنه.
نمیدونم الان کار من درسته ک تنهاییو ترجیح دادم یا ن،چون دیگه نمیخوام آسیب ببینم،اما از یطرفم میگم شاید اینجوری تا ابد فرصت ازدواجو از خودم بگیرم،چون همه بم میگن الان هیچکسی بدون رابطه قبل ازدواج زن نمیگیره
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خستهست، میتونه یه دنیا معنا و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو
۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵
#پریوش _شیروانی
روانشناس و همراه امنِ لحظههات
کانالم👇
🌺@afsordegidarmani
مراجع حضوری؛ مازندران همیشه زیبا ،قائمشهر
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم شیروانی
🆔@paria_51
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر
دختر هستم ۲۴
من ۱۹ سالگیم که دانشگاه قبول شدم برا اولینبار رفتم تو رابطه که طرفم هم دانشجوم بود و گفت قصدم ازدواجه،من واقعا بی تجربه بودم و از رو علاقه ای که بوجود اومد قبول کردم و پاش موندم،خیلی وعده و قول بم میداد و میگفت تهش ازدواج میکنیم و صبر کن کاری چیزی اوکی کنم.منم کل خاستگارامو رد کردم بخاطرش
بعد ۴سال که داشت دانشگاهمون تموم میشد و من منتظر بودم بیاد خاستگاری خیانتشو فهمیدمو اونم منو پیچوند و گفت خانوادم قبول نمیکنن ازدواجو ،خلاصه منم کات کردم باهاش
الان یکسال از جداییمون میگذره،من واقعا داغون شدم بمعنای واقعی،تموم فرصتام رفت،روح و روانم داغون شد.بعد اون دیگه هیچوقت قصد نداشتم برم تو رابطه و الانشم دیگه نمیخوام عمرمو چنسال پای کسی هدر بدم،چون واقعا الان هرکیم میگه بیا آشنا شیم فورا قرار و دیدار میخواد و رابطه جنسی میخواد.
من تنهایی خیلی بم فشار میاره ،اما خب تو این یسال هم سرکار رفتم هم گواهینامه گرفتم،سعی کردم خودمو مشغول کنم.
دوستام بم میگن سنی نداری دوباره فرصت آشنایی با کسی بده،اما خب من دیگه نمیخوام بازیچه شم،بنظرم کسیکه نیتش درست باشه سعی میکنه از طریق خانوادش برا آشنایی اقدام کنه.
نمیدونم الان کار من درسته ک تنهاییو ترجیح دادم یا ن،چون دیگه نمیخوام آسیب ببینم،اما از یطرفم میگم شاید اینجوری تا ابد فرصت ازدواجو از خودم بگیرم،چون همه بم میگن الان هیچکسی بدون رابطه قبل ازدواج زن نمیگیره
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃یه زنگ کوچیک...
در دنیای پر تنش امروز که شاید مراجع حضوری بنا به هر دلیلی دشوار باشه، مشاوره تلفنی 📞
برای ذهنی که خستهست، میتونه یه دنیا معنا و تغییر به همراه داشته باشه
📞 من اینجام، برای شنیدنِ تو
۰۹۳۳ ۳۲۳ ۴۶ ۷۵
#پریوش _شیروانی
روانشناس و همراه امنِ لحظههات
کانالم👇
🌺@afsordegidarmani
مراجع حضوری؛ مازندران همیشه زیبا ،قائمشهر
Forwarded from Nazanin-lotfi- Counseling-
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۸۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام من دختری 17ساله هستم و 8 ماهه عقد کردم. شوهرمو دوست دارم وخیلی مهربون و احساسیه و بهم محبت می کنه و چون شهر دیگه ای کار میکنه ما 2 ماهی یه بار هم دیگه رو میبینیم. اما اخیرا از پشت تلفن بحث هامون زیاد شده البته دوبار هم پیش هم بودیم و دعوا کردیم اما هر وقت عصبی میشه خیلی بد دهنی میکنه و هر چی میرسه بهم فحش و بد و بیراه میگه و وقتی من گوشی رو قطع میکنم بعد 10 دقیقه زنگ میزنه وعذر خواهی میکنه و پشیمونه. اما الان به خاطر همین موضوع یک هفته هست که قهریم. میخواستم بدونم باید چی کار کنم تا این بد دهنیش رو کنار بذاره
جواب سوال شما :سلام خدمت شما مراجع گرامی :دوست عزیز اینکه بعد از حدود ۸ ماه از ازدواجتون بحث و دعوا میکنید و ایشون به شما بددهنی میکنه موضوع کمی نیست و حتما باید جدیش بگیرین …..،اما چند تا موضوع هست که حتما بایستی بهشون توجه کنید …….عمده بحث و اختلاف شما بر سر چه موضوعاتی هست ؟! چرا با وجود گذشت ۸ ماه اجازه میدین که طرف مقابل احترام شما رو نگه نداشته و به شما بی احترامی کنه ؟! باید بدونید که همه چیز در زندگی مشترک متقابل هست اگر احترام و محبت طرف مقابل رو میخواین خب شما هم نباید در گذاشتن احترام و همینطور محبت کوتاهی کنید ولی اگر طرف مقابل بدون هیچ دلیلی عصبانی میشه و به شما بی احترامی میکنه موضوعی هست که حتما باید اون رو خیلی خیلی جدی بگیرین و با یک زوج درمانکر مشورت کنید 🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام من دختری 17ساله هستم و 8 ماهه عقد کردم. شوهرمو دوست دارم وخیلی مهربون و احساسیه و بهم محبت می کنه و چون شهر دیگه ای کار میکنه ما 2 ماهی یه بار هم دیگه رو میبینیم. اما اخیرا از پشت تلفن بحث هامون زیاد شده البته دوبار هم پیش هم بودیم و دعوا کردیم اما هر وقت عصبی میشه خیلی بد دهنی میکنه و هر چی میرسه بهم فحش و بد و بیراه میگه و وقتی من گوشی رو قطع میکنم بعد 10 دقیقه زنگ میزنه وعذر خواهی میکنه و پشیمونه. اما الان به خاطر همین موضوع یک هفته هست که قهریم. میخواستم بدونم باید چی کار کنم تا این بد دهنیش رو کنار بذاره
جواب سوال شما :سلام خدمت شما مراجع گرامی :دوست عزیز اینکه بعد از حدود ۸ ماه از ازدواجتون بحث و دعوا میکنید و ایشون به شما بددهنی میکنه موضوع کمی نیست و حتما باید جدیش بگیرین …..،اما چند تا موضوع هست که حتما بایستی بهشون توجه کنید …….عمده بحث و اختلاف شما بر سر چه موضوعاتی هست ؟! چرا با وجود گذشت ۸ ماه اجازه میدین که طرف مقابل احترام شما رو نگه نداشته و به شما بی احترامی کنه ؟! باید بدونید که همه چیز در زندگی مشترک متقابل هست اگر احترام و محبت طرف مقابل رو میخواین خب شما هم نباید در گذاشتن احترام و همینطور محبت کوتاهی کنید ولی اگر طرف مقابل بدون هیچ دلیلی عصبانی میشه و به شما بی احترامی میکنه موضوعی هست که حتما باید اون رو خیلی خیلی جدی بگیرین و با یک زوج درمانکر مشورت کنید 🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۸۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام، خسته نباشید… من ی مشکلی دارم خواستم راهنماییم کنید. من الان ۶ ماه که نامزدم و قبل نامزدیم۶ ماه برای شناخت بیشتر زیر نظر خانواده با نامزدم حرف میزدیم و همو میدیدیم. قبل از خواستگاری از هم یه شناخت هایی داشتیم. همو خیلی دوست داریم. خیلی با هم خوب بودیم. ولی الان نزدیک یک ماه همش سر چیزای الکی دعوا داریم با کوچکترین حرف، من ناراحت میشم با کوچکترین حرف، اون ناراحت میشه. فشار مالی روشه و نامزدم زود عصبی میشه. تو عصبانیت یه دفعه میگه من زن اینجوری نمیخوام، به سرم میخوره همه چیز را بهم بزنم یا بهم میگه آدم شو من زندگی اینجوری نمیخوام … بابام اول قبول نمی کرد بیان خواستگاری. با خواهش من راضی شد و من از اون موقع به بعد خیلی عصبی شدم زود داد میزنم همش میترسم من و از نامزدم جدا کنند. خانوادمم نمیزارن الان عقد کنیم. میگن خواهرت هنوز عروسی نکرده و جهیزیه اونو داریم. میگن نمیشه تو الان عقد کنی با اینکه تمام خرج عقد با نامزدمه ولی راضی نمیشن خیلی دارم اذیت میشم. یک ماه همش بحث و دعوا داریم. حتی راضی نمیشن تو محضر عقد کنیم. میگن حتما باید جشن بگیرید. نامزدم میگه تو مثل اولا نیستی و تو منو دوست نداری. نمیدونم واقعا چیکار کنم خواهش میکنم راهنمایی کنید…ممنون میشم
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیزم حدودا مدت بک ساله که با هم آشنا شدید و خب حتما یک شناخت نسبی پیدا کردید ،یعنی باید اینطور باشه و سعی کرده باشید اصل خودتونو به هم معرفی کرده باشید . وجود اختلاف نظر در بعضی مسائل بینتون امری طبیعیه و در همه مراحل از دوران نامزدی تا سالها زندگی مشترک اجتنابناپذیره!اما اگه اونطور که گفتین در این یک ماه هر بار ملاقات شما با دعوا و مشاجرات پی در پی اتفاق میافته این موضوع میتونه نشانهای برای وجود اختلافات جدی در ارزشها یا روحیات هر دو شما باشه. بنظرم منطقی فکر کن ، علت این تغییر رفتارها چیه ؟ پیگیری کن و مطمئن شو که مشکل خاصی نیست و فقط مشکلات مالی و فشار مالی باعث تغییرات خلقی شده !!؟؟!درسته در عصبانیت آدم هارو بهتر میشه شناخت ، اما جدی گرفتن این مسئله برای ادامه ی رابطه مهم و اساسیه،
از واقعیت ها فرار نکن ، ببین دختر خوب توصیه میکنم به علت و دلیل اختلافات این روزها اهمیت بدی این تغییر رفتار نمیتونه یهویی صورت بگیره بهتره ریشه یابی بشه !!
بنظرم میتونه رگه هایی از اختلالات شخصیت و مشکلات روانشناختی رفتاری، عاطفی و فکری باشه که این اختلالات باعث ناسازگاری و اختلالات جدی در کارکرد و روابط فرد میشه و همه ی جنبههای زندگیشو تحت تاثیر قرار میده. خوبه بدونی نامناسبترین افراد برای ازدواج کسانی هستند که مبتلا به یک یا چند اختلال شخصیتی هستند .مخربترین اختلالات شخصیتی در ازدواج ، اختلال شخصیت پارانوئید، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت نمایشی، اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت مرزی و دو قطبی ها هستند . بهتره قبل ازهر اقدامی برای ازدواج مشاوره ی قبل از ازدواج انجام بدید ، و اگاهانه ازدواج کنید ،عزیزم هیچ کسی نمیتونه شمارو از هم جدا کنه اما ازدواج پر دردسر با وجود مشکلات و عدم تغییر، در آینده نفس گیر و فاجعه ساز میشه . هر دو از مشاوری با تجربه کمک و راهنمایی بگیرید . با کمال میل در کنارتون هستم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام، خسته نباشید… من ی مشکلی دارم خواستم راهنماییم کنید. من الان ۶ ماه که نامزدم و قبل نامزدیم۶ ماه برای شناخت بیشتر زیر نظر خانواده با نامزدم حرف میزدیم و همو میدیدیم. قبل از خواستگاری از هم یه شناخت هایی داشتیم. همو خیلی دوست داریم. خیلی با هم خوب بودیم. ولی الان نزدیک یک ماه همش سر چیزای الکی دعوا داریم با کوچکترین حرف، من ناراحت میشم با کوچکترین حرف، اون ناراحت میشه. فشار مالی روشه و نامزدم زود عصبی میشه. تو عصبانیت یه دفعه میگه من زن اینجوری نمیخوام، به سرم میخوره همه چیز را بهم بزنم یا بهم میگه آدم شو من زندگی اینجوری نمیخوام … بابام اول قبول نمی کرد بیان خواستگاری. با خواهش من راضی شد و من از اون موقع به بعد خیلی عصبی شدم زود داد میزنم همش میترسم من و از نامزدم جدا کنند. خانوادمم نمیزارن الان عقد کنیم. میگن خواهرت هنوز عروسی نکرده و جهیزیه اونو داریم. میگن نمیشه تو الان عقد کنی با اینکه تمام خرج عقد با نامزدمه ولی راضی نمیشن خیلی دارم اذیت میشم. یک ماه همش بحث و دعوا داریم. حتی راضی نمیشن تو محضر عقد کنیم. میگن حتما باید جشن بگیرید. نامزدم میگه تو مثل اولا نیستی و تو منو دوست نداری. نمیدونم واقعا چیکار کنم خواهش میکنم راهنمایی کنید…ممنون میشم
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیزم حدودا مدت بک ساله که با هم آشنا شدید و خب حتما یک شناخت نسبی پیدا کردید ،یعنی باید اینطور باشه و سعی کرده باشید اصل خودتونو به هم معرفی کرده باشید . وجود اختلاف نظر در بعضی مسائل بینتون امری طبیعیه و در همه مراحل از دوران نامزدی تا سالها زندگی مشترک اجتنابناپذیره!اما اگه اونطور که گفتین در این یک ماه هر بار ملاقات شما با دعوا و مشاجرات پی در پی اتفاق میافته این موضوع میتونه نشانهای برای وجود اختلافات جدی در ارزشها یا روحیات هر دو شما باشه. بنظرم منطقی فکر کن ، علت این تغییر رفتارها چیه ؟ پیگیری کن و مطمئن شو که مشکل خاصی نیست و فقط مشکلات مالی و فشار مالی باعث تغییرات خلقی شده !!؟؟!درسته در عصبانیت آدم هارو بهتر میشه شناخت ، اما جدی گرفتن این مسئله برای ادامه ی رابطه مهم و اساسیه،
از واقعیت ها فرار نکن ، ببین دختر خوب توصیه میکنم به علت و دلیل اختلافات این روزها اهمیت بدی این تغییر رفتار نمیتونه یهویی صورت بگیره بهتره ریشه یابی بشه !!
بنظرم میتونه رگه هایی از اختلالات شخصیت و مشکلات روانشناختی رفتاری، عاطفی و فکری باشه که این اختلالات باعث ناسازگاری و اختلالات جدی در کارکرد و روابط فرد میشه و همه ی جنبههای زندگیشو تحت تاثیر قرار میده. خوبه بدونی نامناسبترین افراد برای ازدواج کسانی هستند که مبتلا به یک یا چند اختلال شخصیتی هستند .مخربترین اختلالات شخصیتی در ازدواج ، اختلال شخصیت پارانوئید، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت نمایشی، اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت مرزی و دو قطبی ها هستند . بهتره قبل ازهر اقدامی برای ازدواج مشاوره ی قبل از ازدواج انجام بدید ، و اگاهانه ازدواج کنید ،عزیزم هیچ کسی نمیتونه شمارو از هم جدا کنه اما ازدواج پر دردسر با وجود مشکلات و عدم تغییر، در آینده نفس گیر و فاجعه ساز میشه . هر دو از مشاوری با تجربه کمک و راهنمایی بگیرید . با کمال میل در کنارتون هستم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from آرام - روان
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۶۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام به شما
من فقط برام سوال شد که اگه بعد کنکور مثلا یه همچنین موردی برام پیش اومد چیکار کنم، در واقع با چشم باز تصمیم بگیرم به هرحال بحث یه عمر زندگیه و الکی نیست.
من در حال حاضر برا کنکور میخونم و بخاطر یسری مشکلاتی که داشتم متاسفانه نشد برای کنکور بخونم اما برا کنکور 1405 دارم خودمو آماده میکنم و اصلا هم نمیخوام به اینچیزا فک کنم و فرصت زندگیم رو از دست بدم و فکر کنم خانواده ام بهش جواب رد دادن؛ اما حقیقتا من از یکم بیشتر ذهنم درگیر این آقا شده و من اصن اینو دوست ندارم و همین که محل کارش هم درست روبه روی خونمون هست 🤦♀️ و میبینمش
علاوه بر اون هم دیدم که وقتی میرم حیاط چقد از پنجره خونمون رو نگاه میکنه یا حتی حیاط هم نرم بازم از پنجره خونمون رو نگاه میکنه؛ چند باری هم رفتم بالکنِ حیاط اتفاقی دیدمش اونم منو دید ولی نزاشتم چهرمو ببینه جوری که انگار هیچی نیس و خیلی عادی برخورد کردم
همش به خودم میگم اون یبار نامزد کرده و طلاق گرفته، سنش خیلی بالاس، کنکور داری و فرصتت رو از دست نده و... اما فایده ای نداره اصن🤦♀️🤦♀️
چیکار کنم؟ نمیخوام کنکورمو از دست بدم چون تازه شروع کردم
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیزم سوالت در بی تظمی کامل پرسیدی شرح حال درستی ندادی و نمی دونم چند سالته ؟ در چه شهری زندگی نیکنی و با چه فرهنگی ؟ چقدر راه برای ادامه ی تحصیل برات بازه ؟ بنظرم بهتره در مورد مشکلت اول با پدر و مادر صحبت کنی !! چرا اون اقا باید به خودش احازه بده این قدر شما را زیر نظر بگیره و دید بزنه ؟ و ارامش را از شما بگیره ؟ این وضعیت باعث میشه که حضورش ودید زدناش برای او وشما عادت بشه و طبق عادت کمکم وابسته بشید و اگه یک روز نیاد و نباشه نگران بشی و همین باعث این میشه که غیر منطقی تصمیمی بگیری که پشیمانی بدنبال داره ! اگه تصمیم داری کنکور بدی و ادامه تحصیل و همچنین فکر می کنی مردی نیست که مناسب ازدواج و زندگی مشترکت باشه پس پدر و مادر باید به صورت جدی از رفتارهاش اعتراض کنند و خیلی محکم جواب رد بدهند ،و تو هم دراواین فرصت از مشاور تخصیلی کمک بگیر و اهدافتو مشخص کن و برنامه ریزی عالی داشته باش. بهتره تعارفو کنار بزاری و اگه قصد ازدواج نداریو یا با این اقا موافق نیستی ،احازه نده در این رابطه وسواس فکری سراغت بیاد نیاز به راهنمایی و مشاوره داری با کمال میل در کنارتم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام به شما
من فقط برام سوال شد که اگه بعد کنکور مثلا یه همچنین موردی برام پیش اومد چیکار کنم، در واقع با چشم باز تصمیم بگیرم به هرحال بحث یه عمر زندگیه و الکی نیست.
من در حال حاضر برا کنکور میخونم و بخاطر یسری مشکلاتی که داشتم متاسفانه نشد برای کنکور بخونم اما برا کنکور 1405 دارم خودمو آماده میکنم و اصلا هم نمیخوام به اینچیزا فک کنم و فرصت زندگیم رو از دست بدم و فکر کنم خانواده ام بهش جواب رد دادن؛ اما حقیقتا من از یکم بیشتر ذهنم درگیر این آقا شده و من اصن اینو دوست ندارم و همین که محل کارش هم درست روبه روی خونمون هست 🤦♀️ و میبینمش
علاوه بر اون هم دیدم که وقتی میرم حیاط چقد از پنجره خونمون رو نگاه میکنه یا حتی حیاط هم نرم بازم از پنجره خونمون رو نگاه میکنه؛ چند باری هم رفتم بالکنِ حیاط اتفاقی دیدمش اونم منو دید ولی نزاشتم چهرمو ببینه جوری که انگار هیچی نیس و خیلی عادی برخورد کردم
همش به خودم میگم اون یبار نامزد کرده و طلاق گرفته، سنش خیلی بالاس، کنکور داری و فرصتت رو از دست نده و... اما فایده ای نداره اصن🤦♀️🤦♀️
چیکار کنم؟ نمیخوام کنکورمو از دست بدم چون تازه شروع کردم
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیزم سوالت در بی تظمی کامل پرسیدی شرح حال درستی ندادی و نمی دونم چند سالته ؟ در چه شهری زندگی نیکنی و با چه فرهنگی ؟ چقدر راه برای ادامه ی تحصیل برات بازه ؟ بنظرم بهتره در مورد مشکلت اول با پدر و مادر صحبت کنی !! چرا اون اقا باید به خودش احازه بده این قدر شما را زیر نظر بگیره و دید بزنه ؟ و ارامش را از شما بگیره ؟ این وضعیت باعث میشه که حضورش ودید زدناش برای او وشما عادت بشه و طبق عادت کمکم وابسته بشید و اگه یک روز نیاد و نباشه نگران بشی و همین باعث این میشه که غیر منطقی تصمیمی بگیری که پشیمانی بدنبال داره ! اگه تصمیم داری کنکور بدی و ادامه تحصیل و همچنین فکر می کنی مردی نیست که مناسب ازدواج و زندگی مشترکت باشه پس پدر و مادر باید به صورت جدی از رفتارهاش اعتراض کنند و خیلی محکم جواب رد بدهند ،و تو هم دراواین فرصت از مشاور تخصیلی کمک بگیر و اهدافتو مشخص کن و برنامه ریزی عالی داشته باش. بهتره تعارفو کنار بزاری و اگه قصد ازدواج نداریو یا با این اقا موافق نیستی ،احازه نده در این رابطه وسواس فکری سراغت بیاد نیاز به راهنمایی و مشاوره داری با کمال میل در کنارتم .
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
https://t.me/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Telegram
آرام - روان
مهناز قاسمی,روانشناسی شخصیت،،مشاوره پیش از ازدواج ،زوج درمانی ، خانواده درمانی ،درمانگر اعتیاد
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
،عضو سازمان نظام روان شناسی
دارای پروانه سازمان نظام روان شناسی
Forwarded from Nasrin salehi
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۸۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم صالحی
🆔@slh_nas
شرح مشکل :
با درود و ادب.
هفت سال هست ساكن لندن هستم و داراي يك پسر پنج ساله. به شدت به دليل شكست هاي بزرگ در زندگي افسرده و دچار دپريشن شده ام و در روابط عاطفي هميشه دچار شكست مي شوم. روحيه خوب و بالايي ندارم و اعتماد به نفس خود را كامل از دست داده و به شدت به كمك نياز دارم ولی واقعا نمی دانم به چه نوع کمکی نیاز دارم.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم صالحی
🆔@slh_nas
شرح مشکل :
با درود و ادب.
هفت سال هست ساكن لندن هستم و داراي يك پسر پنج ساله. به شدت به دليل شكست هاي بزرگ در زندگي افسرده و دچار دپريشن شده ام و در روابط عاطفي هميشه دچار شكست مي شوم. روحيه خوب و بالايي ندارم و اعتماد به نفس خود را كامل از دست داده و به شدت به كمك نياز دارم ولی واقعا نمی دانم به چه نوع کمکی نیاز دارم.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Nasrin salehi
پاسخ به سوال
612589
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
612589
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
Forwarded from Nasrin salehi
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۹۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم صالحی
🆔@slh_nas
شرح مشکل :
عرض سلام و روزبخیر خدمت عزیزان
سن 35
جنسیت دختر
میزان تحصیلات لیسانس
مجردی یا متاهل مجرد
فرزند و ازدواج قبلی ندارم
من وقتی میرم کتابفروشی هر کتابی میبینم ،دوس دارم ببینم چ مطالبی داره، دوس دارم بخرم بخونم و تو زندکی بکار ببرم،هر روز هم حریص تر میشم،
از کودکی ب پزشکی و اینا ،و محیط زیست، و نقاشی و مجسمه و ساختن ابزار و دستگاه ،علاقه داشتم
دانشگاه گرافیک خوندم و بقیه رشته هارو خدم خوندم
دستگاههای زیادی ساختم اختراعات زیادی دارم و ثبت نکردم
🥲خاستم بپرسم اسم این بیماری ک من دارم چیست ؟
؟راهکار درمانی چیه؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم صالحی
🆔@slh_nas
شرح مشکل :
عرض سلام و روزبخیر خدمت عزیزان
سن 35
جنسیت دختر
میزان تحصیلات لیسانس
مجردی یا متاهل مجرد
فرزند و ازدواج قبلی ندارم
من وقتی میرم کتابفروشی هر کتابی میبینم ،دوس دارم ببینم چ مطالبی داره، دوس دارم بخرم بخونم و تو زندکی بکار ببرم،هر روز هم حریص تر میشم،
از کودکی ب پزشکی و اینا ،و محیط زیست، و نقاشی و مجسمه و ساختن ابزار و دستگاه ،علاقه داشتم
دانشگاه گرافیک خوندم و بقیه رشته هارو خدم خوندم
دستگاههای زیادی ساختم اختراعات زیادی دارم و ثبت نکردم
🥲خاستم بپرسم اسم این بیماری ک من دارم چیست ؟
؟راهکار درمانی چیه؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Nasrin salehi
پاسخ به سوال
612596
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
612596
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
Forwarded from Roya Chamanpira
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۷۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم چمن پیرا
🆔@Roya262
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر
خانوم دکتر من یه دختر سه ساله که به دختر عموش حسادت میکنه دختر عموش ده ماهشه
مثلا اگه من یا باباش دختر عموشو بغل کنیم شاید خیلی کم حسادتشو بروز بده
ولی وقتی عمش یا مادربزرگ و پدربزرگش بغلش میکنن یا بازی میکنن باهاش دخترم حسادتشو بیشتر نشون میده و هعی میگه منم بچم و ادای نوزادارو در میاره
ممنون میشم بگید تو این موقعیت ها ما باید چیکار کنم❤️
جواب سوال شما : سلام و درود خدمت شما ، این واکنشِ دخترِ سه سالهتون کاملاً طبیعی و رایج هست . بچهها در این سن هنوز خیلی به توجه اطرافیان حساساند و وقتی میبینند توجهی که قبلاً فقط برای خودشون بوده حالا با یک نوزاد تقسیم میشه ، ممکنه حسادت یا رفتارهای کودکانهتر نشون بدن . نکته مهم اینه که این حسادت نشونهی بدی نیست ؛ بلکه نشون میده دخترتون نیاز داره مطمئن بشه همچنان عزیز و مهمه .
* کارهایی که میتونید انجام بدید
- توجه ویژه در جمع : وقتی مادربزرگ یا عمه نوزاد رو بغل میکنن ، شما یا پدرش میتونید سریع توجه دخترتون رو جلب کنید ؛ مثلاً با گفتن "بیا تو هم پیش من بشین" یا "تو دخترِعزیز و دوست داشتنی منی ، بیا کمک کن کوچولو رو بخندونیم".
آفرین تو باعث شدی کوچولو بخنده ،
ببین کوچولو رو بغل کردن ، ولی تو می تونی بیای پیش من و با هم بازی کنیم چون تو بزرگ تر و قوی تری .
- نقش دادن بهش : بچهها عاشق این هستن که "کمککار" باشن . میتونید به دخترتون نقشهایی بدید مثل آوردن دستمال برای نوزاد ، یا تکان دادن جغجغه . این باعث میشه احساس کنه بخشی از ماجراست نه بیرون از اون .
- تأکید بر بزرگ بودنش: وقتی ادای نوزاد درمیاره ، به جای سرزنش ، میتونید با لبخند بگید : "تو میخوای کوچولو باشی ، ولی من خیلی خوشحالم که دختر بزرگ و باهوشی دارم که میتونه حرف بزنه و بازی کنه ." اینطوری بزرگ بودن رو جذاب جلوه میدید .
- زمان اختصاصی : هر روز حتی چند دقیقه ، فقط برای دخترتون وقت بذارید ؛ بدون حضور نوزاد . این لحظههای "فقط من و مامان/بابا" خیلی بهش حسِ امنیت میده.
- تأیید احساساتش : وقتی میگه "منم بچم"، میتونید بگید : "آره عزیزم ، تو هم بچهی منی و همیشه مهمی." این جمله ساده خیلی آرامشبخشه .
*نکته مهم
حسادت در این سن طبیعی و گذراست . اگر شما با آرامش و محبت واکنش نشون بدید ، کمکم یاد میگیره که توجه تقسیمشده به معنی کمشدن عشق نیست .
سخنِ آخر: هر بار که دخترِ دلبندتون حسادت نشون میده ، به جای تمرکز ردی رفتار منفی، سریع براش یه نقش مثبت بسازيد. اینطوری کمکم یاد میگیره توجه گرفتن از راههای مثبت خیلی شیرینتره.
با آرزوی موفقیت برای شما
رؤیا چمن پیرا مشاور کودک و نوجوان و اختلالات شخصیتی
تماس: 09194175932
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم چمن پیرا
🆔@Roya262
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر
خانوم دکتر من یه دختر سه ساله که به دختر عموش حسادت میکنه دختر عموش ده ماهشه
مثلا اگه من یا باباش دختر عموشو بغل کنیم شاید خیلی کم حسادتشو بروز بده
ولی وقتی عمش یا مادربزرگ و پدربزرگش بغلش میکنن یا بازی میکنن باهاش دخترم حسادتشو بیشتر نشون میده و هعی میگه منم بچم و ادای نوزادارو در میاره
ممنون میشم بگید تو این موقعیت ها ما باید چیکار کنم❤️
جواب سوال شما : سلام و درود خدمت شما ، این واکنشِ دخترِ سه سالهتون کاملاً طبیعی و رایج هست . بچهها در این سن هنوز خیلی به توجه اطرافیان حساساند و وقتی میبینند توجهی که قبلاً فقط برای خودشون بوده حالا با یک نوزاد تقسیم میشه ، ممکنه حسادت یا رفتارهای کودکانهتر نشون بدن . نکته مهم اینه که این حسادت نشونهی بدی نیست ؛ بلکه نشون میده دخترتون نیاز داره مطمئن بشه همچنان عزیز و مهمه .
* کارهایی که میتونید انجام بدید
- توجه ویژه در جمع : وقتی مادربزرگ یا عمه نوزاد رو بغل میکنن ، شما یا پدرش میتونید سریع توجه دخترتون رو جلب کنید ؛ مثلاً با گفتن "بیا تو هم پیش من بشین" یا "تو دخترِعزیز و دوست داشتنی منی ، بیا کمک کن کوچولو رو بخندونیم".
آفرین تو باعث شدی کوچولو بخنده ،
ببین کوچولو رو بغل کردن ، ولی تو می تونی بیای پیش من و با هم بازی کنیم چون تو بزرگ تر و قوی تری .
- نقش دادن بهش : بچهها عاشق این هستن که "کمککار" باشن . میتونید به دخترتون نقشهایی بدید مثل آوردن دستمال برای نوزاد ، یا تکان دادن جغجغه . این باعث میشه احساس کنه بخشی از ماجراست نه بیرون از اون .
- تأکید بر بزرگ بودنش: وقتی ادای نوزاد درمیاره ، به جای سرزنش ، میتونید با لبخند بگید : "تو میخوای کوچولو باشی ، ولی من خیلی خوشحالم که دختر بزرگ و باهوشی دارم که میتونه حرف بزنه و بازی کنه ." اینطوری بزرگ بودن رو جذاب جلوه میدید .
- زمان اختصاصی : هر روز حتی چند دقیقه ، فقط برای دخترتون وقت بذارید ؛ بدون حضور نوزاد . این لحظههای "فقط من و مامان/بابا" خیلی بهش حسِ امنیت میده.
- تأیید احساساتش : وقتی میگه "منم بچم"، میتونید بگید : "آره عزیزم ، تو هم بچهی منی و همیشه مهمی." این جمله ساده خیلی آرامشبخشه .
*نکته مهم
حسادت در این سن طبیعی و گذراست . اگر شما با آرامش و محبت واکنش نشون بدید ، کمکم یاد میگیره که توجه تقسیمشده به معنی کمشدن عشق نیست .
سخنِ آخر: هر بار که دخترِ دلبندتون حسادت نشون میده ، به جای تمرکز ردی رفتار منفی، سریع براش یه نقش مثبت بسازيد. اینطوری کمکم یاد میگیره توجه گرفتن از راههای مثبت خیلی شیرینتره.
با آرزوی موفقیت برای شما
رؤیا چمن پیرا مشاور کودک و نوجوان و اختلالات شخصیتی
تماس: 09194175932
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۸۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای شهرکی مهاجر
🆔@Amir_shahraki_mohajer
شرح مشکل :
سلام. من دانشجو رشته حسابداری دانشگاه آزاد هستم اما خیلی دوست داشتم دانشجوی دانشگاه ملی باشم. حقیقتا توی زندگی خیلی شکست دارم همیشه میخواستم توی هر کاری بهترین باشم, همیشه بهترین ها رو میخواستم اما ب موفقیت نرسیدم. الانم در حال حاضر هیچ انگیزه ای برای ادامه دادن ندارم. خیلی برای زندگیم برنامه ریزی کردم اما هیچوقت جرات نکردم دست ب عمل بزنم. خلاصه اینکه دیگه خسته شدم. زندگیم داره هر روز تلخ تر از دیروز میشه. میخوام زندگیمو از نو بسازم. دوست دارم یکی حمایتم کنه. از شما ممنون میشم اگه این برادری رو در حق من کنید.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای شهرکی مهاجر
🆔@Amir_shahraki_mohajer
شرح مشکل :
سلام. من دانشجو رشته حسابداری دانشگاه آزاد هستم اما خیلی دوست داشتم دانشجوی دانشگاه ملی باشم. حقیقتا توی زندگی خیلی شکست دارم همیشه میخواستم توی هر کاری بهترین باشم, همیشه بهترین ها رو میخواستم اما ب موفقیت نرسیدم. الانم در حال حاضر هیچ انگیزه ای برای ادامه دادن ندارم. خیلی برای زندگیم برنامه ریزی کردم اما هیچوقت جرات نکردم دست ب عمل بزنم. خلاصه اینکه دیگه خسته شدم. زندگیم داره هر روز تلخ تر از دیروز میشه. میخوام زندگیمو از نو بسازم. دوست دارم یکی حمایتم کنه. از شما ممنون میشم اگه این برادری رو در حق من کنید.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from امیر شهرکی مهاجر
جواب سوال ۶۱۲۵۸۰
سلام خدمت دوست عزیز شاه کلیدیمون
حرفها سه نکته مهم را نشون میده که اگر روی آونها کار کنی وضعیتت قابل تغییر است
احساس شکست یک برداشت ذهنی نه واقعیت بیرونی
اینکه دانشگاه آزاد هستی یا اینکه همیشه بهترین را میخواستی و به اون نرسیدی به این معنی نیست که شکستخوردهای خیلی وقتها ما یک استاندارد غیرواقعبینانه برای خودمان میذاریم و بعد وقتی زندگی طبق آن پیش نمیرود خودمان را ناکام میبینیم ناکافی میدونیم
نکته مهم این است که بهترین بودن هدف نیست پیشرفت کردن هدف واقعی است.
بیانگیزگی نتیجهی عمل نکردن نه دلیل اون
تو گفتی زیاد برنامهریزی کردی ولی هیچوقت دست به عمل نزدی این کاملاً طبیعی مغز انسان وقتی زیاد برنامه میریزه اما تا به حال از پس کاری بر نیومد شروع نمیکنه بهطور خودکار به سمت تعویق و بیانگیزگی میرود
کاری که نیاز داری یک قدم کوچک است نه یک تغییر بزرگ
نیاز به حمایت داری نه ناتوانی
اینکه گفتی دوست دارم یکی حمایتم کنه نشونه ضعف نیست هر تغییری در زندگی با وجود یک همراه یک مربی یا حداقل یک نفر که مسیر رو روشن کند بسیار اسون تر میشه حتما از یک مشاور کمک بگیر
میخام این حا یک مسیر رو بهت بدم که شروع کنی
یک هدف کوچک انتخاب کن رویایی و تخیلی نباشه
از بین این سه تا یکی را انتخاب کن
بهتر شدن در درسها
ساختن انگیزهی روزمره
برنامهریزی برای ساختن مسیر جدید شغلی تحصیلی
فقط یکی را انتخاب کن
تمرکز پراکنده = نتیجه صفر
قدم بعد عمل ۱۰ دقیقهای
هر هدفی انتخاب کردی فقط روزانه ۱۰ دقیقه براش وقت بزار نه بیشتر
۱۰ دقیقه شروع یک چرخهی مثبت رو شروع کن عمل انرژی انگیزه
قدم بعد واقعبینی جایگزین سختگیری
هر بار ذهن گفت باید بهترین باشی یک جملهی جایگزین بزار
مثلا من قرار نیست بهترین باشم کافی هر روز ۱٪ بهتر باشم
قدم بعد بررسی ریشه مشکلات زندگیت
تلخیای که گفتی ممکن است از منابعی مثل
مقایسهی دائمی
کمالگرایی
ترس از اشتباه
فشار خانواده
یا تجربههای گذشته باشه
حتما روی مهارت های زندگی کار کن و پیش یک مشاور خوب هم برو اگر سوالی بود باز در خدمتم
سلام خدمت دوست عزیز شاه کلیدیمون
حرفها سه نکته مهم را نشون میده که اگر روی آونها کار کنی وضعیتت قابل تغییر است
احساس شکست یک برداشت ذهنی نه واقعیت بیرونی
اینکه دانشگاه آزاد هستی یا اینکه همیشه بهترین را میخواستی و به اون نرسیدی به این معنی نیست که شکستخوردهای خیلی وقتها ما یک استاندارد غیرواقعبینانه برای خودمان میذاریم و بعد وقتی زندگی طبق آن پیش نمیرود خودمان را ناکام میبینیم ناکافی میدونیم
نکته مهم این است که بهترین بودن هدف نیست پیشرفت کردن هدف واقعی است.
بیانگیزگی نتیجهی عمل نکردن نه دلیل اون
تو گفتی زیاد برنامهریزی کردی ولی هیچوقت دست به عمل نزدی این کاملاً طبیعی مغز انسان وقتی زیاد برنامه میریزه اما تا به حال از پس کاری بر نیومد شروع نمیکنه بهطور خودکار به سمت تعویق و بیانگیزگی میرود
کاری که نیاز داری یک قدم کوچک است نه یک تغییر بزرگ
نیاز به حمایت داری نه ناتوانی
اینکه گفتی دوست دارم یکی حمایتم کنه نشونه ضعف نیست هر تغییری در زندگی با وجود یک همراه یک مربی یا حداقل یک نفر که مسیر رو روشن کند بسیار اسون تر میشه حتما از یک مشاور کمک بگیر
میخام این حا یک مسیر رو بهت بدم که شروع کنی
یک هدف کوچک انتخاب کن رویایی و تخیلی نباشه
از بین این سه تا یکی را انتخاب کن
بهتر شدن در درسها
ساختن انگیزهی روزمره
برنامهریزی برای ساختن مسیر جدید شغلی تحصیلی
فقط یکی را انتخاب کن
تمرکز پراکنده = نتیجه صفر
قدم بعد عمل ۱۰ دقیقهای
هر هدفی انتخاب کردی فقط روزانه ۱۰ دقیقه براش وقت بزار نه بیشتر
۱۰ دقیقه شروع یک چرخهی مثبت رو شروع کن عمل انرژی انگیزه
قدم بعد واقعبینی جایگزین سختگیری
هر بار ذهن گفت باید بهترین باشی یک جملهی جایگزین بزار
مثلا من قرار نیست بهترین باشم کافی هر روز ۱٪ بهتر باشم
قدم بعد بررسی ریشه مشکلات زندگیت
تلخیای که گفتی ممکن است از منابعی مثل
مقایسهی دائمی
کمالگرایی
ترس از اشتباه
فشار خانواده
یا تجربههای گذشته باشه
حتما روی مهارت های زندگی کار کن و پیش یک مشاور خوب هم برو اگر سوالی بود باز در خدمتم
Forwarded from Sara sani
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۶۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم ثانی
🆔@Sarasaniii
شرح مشکل :
سلام
مادری هستم ک فرزند پسری دارم ۱۰ سالش هست درساش ضعیف هست الان باید کلاس چهارم باشد ولی دوم هست ولی هر سال اتفاقی افتاد ک نتونست مدرسه رو تموم کنه و به کلاس بالاتر برود مدرسش هرسری عوض کردم آخه همکلاسبهاش مسخره میکنن ک درس بلد نیستی حتی معلم هم میزد بهش منم مدرسش عوض میکردم امسال هم باز دلره تکرلر میشه همون مشکلات درسش و خجالتی ک بین بچه ها میکشه دلم میسوزه براش دیروز بردمش دکتر اعصاب و روان گفت مشکوک به اوتیسم هست الان خیلی ناراحتم نگاش ک میکنم علائم نمیبینم خودم میگم اشتباهه ولی او گفت ببرمش دکتر دیگه تا تشخیص بدن میترسم تو مدرسه اتفاقی براش بیفته نمیدونم چه کنم و کجا برم تا دیر نشده و اتفاق بدی براش تیفتاده خواستم راهنمایی کنید ممنونم تا الان هردکتری گفتن بردمش ولی موقع مدرسه بدتر میشه اوضاع ممنون از شما
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم ثانی
🆔@Sarasaniii
شرح مشکل :
سلام
مادری هستم ک فرزند پسری دارم ۱۰ سالش هست درساش ضعیف هست الان باید کلاس چهارم باشد ولی دوم هست ولی هر سال اتفاقی افتاد ک نتونست مدرسه رو تموم کنه و به کلاس بالاتر برود مدرسش هرسری عوض کردم آخه همکلاسبهاش مسخره میکنن ک درس بلد نیستی حتی معلم هم میزد بهش منم مدرسش عوض میکردم امسال هم باز دلره تکرلر میشه همون مشکلات درسش و خجالتی ک بین بچه ها میکشه دلم میسوزه براش دیروز بردمش دکتر اعصاب و روان گفت مشکوک به اوتیسم هست الان خیلی ناراحتم نگاش ک میکنم علائم نمیبینم خودم میگم اشتباهه ولی او گفت ببرمش دکتر دیگه تا تشخیص بدن میترسم تو مدرسه اتفاقی براش بیفته نمیدونم چه کنم و کجا برم تا دیر نشده و اتفاق بدی براش تیفتاده خواستم راهنمایی کنید ممنونم تا الان هردکتری گفتن بردمش ولی موقع مدرسه بدتر میشه اوضاع ممنون از شما
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃