سوال و جواب ابر گروه شاه کلید روانشناسی
500 subscribers
1.03K photos
19 videos
162 files
6.84K links
Download Telegram
Audio
پاسخ سوال ۶۰۳۶۳۲
طیبه خدایار کارشناس ارشد روانشناسی
درمانگر کودک و نوجوان

🌱مشاوره خانواده
🌱 مشاوره فردی
🌱 مشاوره کودک
🌱 مشاوره نوجوان
🌱 مشاوره حضوری و آنلاین
برای هماهنگی با شماره ۰۹۹۴۰۵۰۶۸۷۷(تلگرام -واتسآپ-,)تماس بگیرید
پیج اینستاگرام tayebe.khodayar1@
فرزند پروری .پرسش و پاسخ . تربیت جنسی.آموزش مهارت‌های زندگی

https://t.me/ttparenting
Forwarded from Nasrin salehi
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۷۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : سرکار خانم صالحی💖💕

شرح مشکل :
با سلام خدمت اساتید گرامی و مدیران عزیز شاه کلیدی
بنده خانمی چهل و پنج ساله مدرک تحصیلی دیپلم.دارای یه فرزند پسر بیست و یک  ساله .
وضعیت متاهل

من با این همه استرس و اضطراب چه کنم .وقتی خونواده ام زنگ میزنن خدا نکرده احساس میکنم براشون اتفاقی افتاده و قلبم بشدت درد میگیره و دستم میلرزه.پسرم سرباز.ازوقتی رفته خدمت  دارم روانی میشم تمام فکرم‌پیشش .پلیس راهوره شبا تو جاده است همش نگرانش هستم.از این اضطراب و استرس من  اونم اذیت میشه .میگه همش فکرم‌پیشته مادر نگران نباش تا منم اونجا آرامش داشته باشم.این اضطراب و نگرانی همیشه با من بوده ، همیشه ترس از سرعت ماشین و تصادف داشتم و همیشه با همسرم دعوام میشه هیجا خوش نمی گذره..اگه میرفتیم دریا از دریا می‌ترسیدم تا بچه ها از دریا میومدن بیرون خیالم راحت میشد .کوه میرفتیم از پرتگاه وحشت داشتم .اونحا هم خوش نمی گذشت.همسرم آدم هیجانی و نترسی.ولی من برعکس.کلا در بیرون از خونه اهل غذا خوردن نیستم و نبودم باید غذا خوری انقدر تمیز و شیک باشه تا بتونم اونجا غذا بخورم.ولی اونا زیاد اهمیت نمیدن .حتی تو جاده غذا خوری های سیار هیچ بهداشتی نیست.  داخل شهر هم فست فودی چطور بشه اونم به اسرار پسرو همسرم که شیک و تمیز باشه.باز ته دلم نمی چسبه.ولی بیشتر از این اضطرابی که دارم خسته شدم.همش احساس میکنم خدا نکرده در راه برای پسرم اتفاقی نیفته.کلا این رفتارم باعث شده کلا چند ساله  دیگه با همسرم جایی نمیرم.و حتی پسرم چون خیلی سرعت میرن .سبقتهای غیر مجاز میگیرن.و ترجیح دادم دیگه باهاشون جایی نرم.وفتی فیلم می بینم وقتی صحنه های دلخراش داشته باشه دست راستم میلرزه.تپش قلب دارم.در هنگام‌اضطراب .تپش قلبم خیلی بالا میره.هیچ دارویی مصرف نمیکنم
گاها قرص فشار وقتی فشار خونم بالاست میخورم.تا حالا هم به  خاطر اضطرابم  به دکتر مراجعه نکردم.لطفا بفرمایید چه کنم انقدر اضطراب نداشته باشم.



جواب سوال شما :






لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Audio
پاسخ به سوال ۶۰۳۶۷۴ پیشنهاد کتاب زندانیان باور
Audio
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۶۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : سرکار خانم صالحی 💖💕

شرح مشکل :
سلام وقتتون بخیر
من دختر ۲۲ ساله دانشجو مامایی هستم ب شدت شخصیت اظطرابی دارم
مشکلی که بهش خوردم و داره اذیتم میکنه اینه ک اظطراب واقعا داره جلو پیشرفتم رو میگیرع مثلا من درسهام رو خونده ام و کاملا مسلطم ولی  مثلا موقع زایمان گرفتن هول میشم و خراب میکنم حتی اساتیدم هم میگن چرا انقدر این قضیه رو واسه خودت بزرگش کردی چرا انقدر میترسی و از این حرفا بعد زایمان ک از اتاق زایمان میام بیرون احساس میکنم چشمام بهتر میبینه و اون موقع از شدت استرس چشمام میدان دید کمتری داشته
یا مثال دیگه موقع امتحان رانندگی از شدت اسنرس پاهام دقیقا دقیقا مثل بید میلرزید بطوری ک نمیتونستم رانندگی کنم
دکتر برام اسنترا نوشته. و گفته تا اخر عمر بخور ولی من دوست ندارم قرص بخورم ایا روش دیگری هست  یا کتابی چیزی بخونم امکان مشاوره رفتن هم ندارم
ممنون میشم راهنمایی کنید🍃🌹



جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from روانشناسی و عرفان🕊️ (Roya Heidari)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۲۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : سرکار خانم حیدری  💖💕

شرح مشکل :
وقت بخیر. ببخشید من با علایم زیر مواجه هستم.
استرس بیش از حد که تحملش برام خیلی سخته همش نگرانم استرس شدیدی دارم که دلیلشو نمیدونم. به هر جا نگاه می کنم میخوام گریه کنم.احساس خفگی سنگینی دارم برای هیچ عملی در زندگی هیچ انگیزه ای ندارم.از همه چی بدم میاد.نمیخوام هیچ صدا و هیچ تصویری رو بشنوم و ببینم.نمیتوانم سر موقع بخوابم حتی سر کار که میرم همش احساس خفگی میکنم. از پرخوری چاق هستم.به هر چی نگاه میکنم میخوام نبینم خفه میشم.تنها راه درمان استرسم خوردن هست.
خواش میکنم منو راهنمایی کنم تا از این درد کهنه راهایی پیدا کنم همه راه رو امتحان کردم کار کردن عوض کردن رشته ولی جواب نداده زندگیم مختل شده خواهشا کمک کنید.



جواب سوال شما :






لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from روانشناسی و عرفان🕊️ (Roya Heidari)
۶۰۳۶۲۹

رویا حیدری
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

حیطه کاری: .افسردگی و اضطراب و وسواس
.زوج درمانی و مشاوره پیش از ازدواج
.مربی مهارت های زندگی



اینستاگرام👇🏻

https://www.instagram.com/invites/contact/?i=1nilnlfms15c4&utm_content=ml3n3ah

کانال تلگرام👇🏻

https://t.me/caferavanshenasi_rh
Forwarded from روانشناسی و عرفان🕊️ (Roya Heidari)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۳۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : سرکار خانم حیدری 💖💕

شرح مشکل :
سلام
من و همسرم ۵ ساله با هم ازدواج کردیم
از لحاظ روحی و عاطفی و جنسی، بی‌نهایت کمبود دارم
الکی میگه دوسم داره ولی هیچ کاری برای اثباش انجام نمیده
من آدم پر توقعی نیستم ولی برای مناسبتایی ک داریم، ب خودش زحمت نمیده ی شاخه گل برام بخره حتی. ولی برای کارش، میلیون میلیون خرج میکنه
فقط کار براش مهمه
وقتایی ک با منه، همش تو گوشیشه
تو مسافرت همینجور
دیگه خسته شدم ازین وضع
هر چی بهونه میگیرم، آروم حرف حرف میزنم، داد و بیداد میکنم، قهر میکنم، هیچ فایده‌ای نداره
هیچ نوع حرف زدنی روش اثر نداره
دیگه انگیزمو از دست دادم
واسه انجام کارای خونه، بی‌حوصله‌م
دلم نمیخواد هیچ کاری انجام بدم
من آدم شادابی بودم ک کنارش، روحمو از دست دادم
دلم میخواد ازش جدا شم ولی شرایط خونه پدریمم چنگی ب دل نمیزنه
ما با عشق و علاقه و با سختی ب هم رسیدیم
اما اینه وضع زندگیمون
من چ کاری باید انجام بدم؟
مشاوره‌م رفتیم
کمک شایانی بهمون نکرد…



جواب سوال شما :






لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from روانشناسی و عرفان🕊️ (Roya Heidari)
۶۰۳۶۳۰

رویا حیدری
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

حیطه کاری: .افسردگی و اضطراب و وسواس
.زوج درمانی و مشاوره پیش از ازدواج
.مربی مهارت های زندگی



اینستاگرام👇🏻

https://www.instagram.com/invites/contact/?i=1nilnlfms15c4&utm_content=ml3n3ah

کانال تلگرام👇🏻

https://t.me/caferavanshenasi_rh
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۴۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : خانم دکتر پورمولائی 💖💕

شرح مشکل :
سلام

پسرم 15 سالشه .ديشب فهميدم كه با دوستاش سيگار ميكشه ار ديشب تا حالا حالم خرابه خيلي ناراحتم.ولي گفت فقط 4-5 بار اين كارو انجام داده .ما الان بايد چيكار كنيم .پسرم سنش خيلي كمه از كجا معلوم درگير اين قضيه نشده باشه.لطفأ كمكم كنيد



جواب سوال شما :






لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
الهام پورمولائی
دکتری تخصصی روانشناسی
مدرس دانشگاه
شماره نظام روانشناسی:43383
جواب سوال:603641
Forwarded from تخصیص گروه شاه کلید روانشناسی دکتر ثانی (زهرا رضایی)
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۶۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : خانم دکتر فاتحی 💖💕

شرح مشکل :
سلام. من یه خانم متاهل ۲۵ ساله ام و مادر نیستم.میتونم ازتون کمک بخام؟.مرسی بخاطر کمکت اتون🙏💐🌺خداخیرتون.
من از بچگی دچار یه وضعیتیم . و رفته رفته بدتر شده . الان ۲۵ سالمه . الان در حدی شده موقع بیدار شدن .چشامو که باز میکنم همون چن ثانیه اول ذهنم خلوته . بعدش شروع میشه . تو ذهنم فقط با ادمای زندگیم حرف میزنم . گاهی باهاشون دعوا میکنم . گاهی باهم محبت آمیز حرف میزنیم مجسم میشه برام با تمام جزییات . مثلا من با یه(دوست . فامیل . آشنا و...)که در لحظه حال پیشم حضور نداره. باهم حرف میزنیم تو ذهنم . برای مثال:تو ذهنم مجسم میشه . همو تو خیابونی جایی میبینیم . سلام وگفتگو... یهوتو حرفاش یه حرفی میگه ناراحتم میکنه . من جوابشو میدم . اونم جواب میده . من جواب. اونقدری این گفتگو پیش میره [حتی تا یکی دو ساعت]که حالت های جسمی خاص اون تجسم میاد سراغم[مثلا ضربان قلب.سردرد.گریه.عصبی میشم(درواقعیت)]و ول میکنم ادامه اشو.
مثال ازیه گفتگوی غمگین:مجسم میشه برام که مثلاشوهرم یامامان یا بابا فوت کرده.فلان فامیل تسلیت میگه.با تمام جزییات مثلا مجلس ترحیم فلان مسجد...و گفتگو با ادمای مسجدو...دقیق کجادفن شد...در حدی که علائم جسمی(توواقعیت میاد سراغم):گریه های بی امون.و ول میکنم ادامه اشو
یا مثلا مجسم میشه برام فلان دوست قدیمی رو یهو میبینم جایی:تا یکی دو ساعت گفتگو میکنیم.محبت آمیز...
موقع گفتگو خودم باور داره که الان اون اتفاق نیوفتاده . فقط یه فکره .وخیالپردازیه
به عبارتی:حالت های مختلف اینده رو تجسم میکنم[خوب_بد]و تو تجسمم میرم آینده.
از بچگیم بوداین وضعیت.ولی تا یه سنی میتونستم کارای روزمره امو انجام بدم و درس بخونم.ولی الان یه لحظه هم تعطیل نمیشه.به کارام برسم.اگه تو بچگی بود۲ساعت در۲۴ساعت . الان شده هرثانیه ای که خواب نیستم .اون گفتگو ها[دقیق دقیق عین یه فیلمه [گاهی غمگین _گاهی فیلم جنگی حتی کتک کاری _گاهی فیلم احساسی]بازیگراش منم و ادمای زندگیم .
تو بچگی هر شب تا یه ربع؛نیم ساعت گریه میکردم. چون فیلم مرگ پدرمادرم میومد ذهنم . اخر سر از خستگی چشام خوابم میبرد.صبح زودتر از همه بیدار میشدم(اونموقع مامان بابا خواب بودن،گوش امو میبردم جلو دهنشون .ببینم صدای نفس کشیدن اشون میاد؟یا بعضی شبا وسط خواب از خواب میپردم.صدای نفساشونو چک میکردم.میگفتم اره زنده ان باز میخابیدم)
الانم هست اون فیلماو میاد ذهنم تو بچگی فقط مامان بابام بودن الان همه ادمایی که میشناسم بازیگر اون فیلما هستن.اخر سر که بخاطر گریه و...اون فیلم رو قطع میکنم،فقط میتونم دو سه دیقه ذهنمو خلوت نگه دارم.دوباره یه فیلم دیگه شروع میشه با یه موضوع دیگه[مثلا فیلم قبلی دعوای من با یه شخص مشخص بود . الان فیلم بعدیم فیلم محبت امیز من با همون ادمه یا با شخص دیگه]من تسلطی رو افکارم ندارم. فقط میتونم دو سه دیقه قطع کنم این گفتگو هارو.خیلی تلاش کردم.زیاد.ولی نمیشه.فقط دو سه دیقه قطع میشه.زیاد نه.
الان دارم طلاق میگیرم.دوهفته پیش.بخاطر پرونده طلاقم.همسرم منو فرستادن روانپزشکِ پزشکی قانونی :تشخیص دادن که اختلال اضطرابی دارم ...مشکل روانی دیگه و جنون نننننندارم...[البته این افکارمو به دکتر ننننگفتم]فقط به سوالایی که ازم پرسید جواب دادم.
فقط میخاستم بدونم.اسم این حالت من چی میتونه باشه؟گفتگوی درونی؟سایکوز؟نشخوار ذهنی؟جنگ ذهنی؟روانپریشی؟توهم؟هذیان؟خدایی نکرده اسکیزوفرنی نباشه یه وخ.یا از ابهامات ذهنیه دوقطبی نیس؟
میخام اسمشو بدونم و بعدش راهکارهاشو تحقیق کنم تو اینترنت و...یکم ارومش کنم.تا وقتی که شرایط محیا بشه برم پیش دکتر برا درمان[بعدخلاص از این زندگی مشترک که جهنمه.که سوختم توش]
بازم تشکر بخاطر کمکتون💐🙏🌺💐.کمک بزرگی بهم کردین.مرسی🙏



جواب سوال شما :






لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
پاسخ به سوال همراه مجازی شاه کلید ، شماره ی ۶۰۳۶۶۲🌱🌱🌱🌱💙💚💙

با درود و وقت بخیر
دوست عزیز برای بیماریتون از کمک یک رواندرمانگر بهره بگیرید تاایشون از طریق مصاحبه ی بالینی با در دست داشتن اطلاعات بیشتر شما را در تشخیص بیماری و درمان کمک بکنند

به تنهایی از طریق سرچ کردن در اینترنت به جایی نخواهید رسید ، حتما از یک متخصص کار بلد کمک بگیرید .
Forwarded from Roya Ch‌amanpira
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۶۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : سرکار خانم چمن پیرا   💖💕

شرح مشکل :
سلام من خانمی هستم ۳۰ ساله و یه دختر ۷ ساله دارم به شدت با دخترم به مشکل برخوردم . شوهرم بنا به شرایط کاری تایم بسیار کمی خونه هستن و همون تایم کم خیلی خیلی خیلی به دخترم توجه دارن و محبت میکنن اما منکه بیشتر اوقات با دخترم هستم و منم که در طول روز حواسم هست کجا چکار کرد چکار نکرد منظورم مسائل تربیتی بیشتر بامنه از من خیلی فاصله گرفته و فکر میکنم اصلا دوستم نداره همونقدر که منو دوست نداره و از من فاصله گرفته اما پدرشو به شدت دوست داره برای این فاصله برای این مشکل چکار کنم ؟ اگه میشه یه مشاور در زمینه فرزند پروری که تخصصی باشن رو به من معرفی کنین یا بگید من چکار کنم



جواب سوال شما :

سلام خدمت شما مادر گرامی:  کودک در فرایند همانند سازی ،  الگوهای رفتاری نظیر راه رفتن ، صحبت کردن ، لباس پوشیدن و ....که شباهت به رفتار والدین خود دارد را در جریان رشد می آموزد ، چرا که کودک فکر می کند با همانند سازی با الگو (مادر) می تواند جایگاه  او را داشته باشد . بنابراین می خواهد خود را شبیه کسی کند که دوستش دارد . دختر ها بطور طبیعی به مادرشان گرایش دارند ، اما گاهی به دلیل توجه بیش از حد پدر به فرزندِ دختر می تواند اختلال در روند همانند سازی دختر با مادر ایجاد شود .
تعارض ادیبی در این مرحله اتفاق می افتد و این میل در کودک رخ می دهد ؛ دور شدن از والدِ همجنس و تصاحب کردنِ والدِ جنسِ مخالف .
* عقده ادیب  در پسرها شکل می گیرد و طی آن خواهانِ مادرِ خویش هستند .
*عقده الکترا در دختران شکل می گیرد که طی آن خواهانِ پدر هستند  و در نهایت کودک با همانند سازی با والدِ همجنس به این مسئله پایان می بخشد .
مادری که نقشِ مادری را در خانواده به خوبی انجام می دهد و عاشقانه دخترش را دوست دارد و با کلام و رفتار به او محبت کرده ؛ وقتِ کافی در اختیار دخترش قرار می دهد بهترین الگو برای او است .
کودک شما در این سن مادر را رقیب خود می‌داند و می‌خواهد توجه پدر را جلب کند ، که به گونه ای از محبت پدر بهره مند شود .
بنابراین دخترِ دلبندتان اعتماد بنفس را از پدر و عزت نفس را از شما می آموزد   . در کنار شما باید این دو نوع رفتار تقویت شود تا کودکتان بتواند کودکی را با موفقیت پشت سر گذاشته و در بزرگسالي به پختگی برسد .


با آرزوی توفیق روز افزون برای شما

رویا چمن پیرا مشاور کودک و نوجوان و اختلالات شخصیتی

تماس : 09194175932




لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from Khadijehjahangiry
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۲۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : سرکار خانم جهانگیری 💖💕

شرح مشکل :
با سلام،
من و همسرم هشت سال است که ازدواج کرده ایم . همسرم از ابتدای ازدواج عصبی بود و من خیلی سعی کردم که کمکش کنم تا خشمش رو کنترل کنه اما متاسفانه هیچ تغییری نکرده و همیشه بر سر کوچکترین مسایل مثل ریختن آب رو فرش شروع به داد و فریاد میکنه. هر وقت عصبانی میشه میگه من هرچی میخوای واست میخرم، شوهر بدی واست بودم؟ و ادعا میکنه که من قدرشو نمیدونم. من همیشه در برابر عصبانیت هاش سکوت کردم و وقتی آروم میشه باهاش حرفت میزنم اما دوباره روز از نو و روزی از نو. دیگه خستم کرده. خواهش میکنم کمکم کنید.



جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
سلام دوست و همراه عزیز
ی نگاهی به سوالی که کردید بندازید و از وسط جمله بخونید همسرتون ی ناراحتی و گله ای داره که به جای اینکه بیاد و این رو مستقیم بگه به صورت غیر مستقیم میگه یعنی داد میزنه عصبی میشه پرخاشگری میکنه و به موضوعات کوچیک گیر میده. همسرتون دوست داری در قبال کاری که انجام میده شما ازش قدردانی کنید و با این قدردانی اون احساس دیده شدن پیدا میکنه و متوجه میشه که شما حواستون به ایشون هست و از کارهایی که انجام میده قدردانی میکنید. اما شما این کار و انجام ندادید یا به موقع نبوده و موقع عصبانیت به جای اینکه بمونید و ارومشون کنید سکوت میکنید و این سکوت خودش علت عصبی بودن هست.
گاهی کارهای کوچیکی مثل قدردانی، هدیه کوچیک، ی دوستت دارم ساده میتونه تو رابطه معجزه بکنه اما ماها ازش غافلیم وهمین باعث کدورت و تعارض در رابطه میشه.
همچنین اگر احساس میکنید که این خشم و عصبانیت خیلی زیاد هست و باعث شده که کل زندگی شما تحت تاثیر قرار بگیره به همسرتون کمک کنید که به روانشناس مراجعه بکنن. و همینطور به صورت زوجی به روانشناس مراجعه کنید تا از دید درمانگر به شما نگاه بشه و مشکلات شناسایی بشه و برای حل اونها راه حل داده بشه.
خدیجه جهانگیری
روانشناس
خانواده و زوج
شماره تماس ۰۹۹۱۰۲۹۵۲۹۷

Forwarded from Khadijehjahangiry
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۳۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : سرکار خانم جهانگیری 💖💕

شرح مشکل :
سلام خانمی هستم ۲۵ساله که ازهمون اول ازدواج میدیدم که توگوشی شوهرم پیام وتماس اززنا هست شوهرم۳۴سالشه و۹سال اختلاف سنی داریم من ازهرراهی امتحان کردم بامحبت با صبر با گیر دادن بابیخیالی.ازاد گزاشتن.منطقی بودن صحبت کردن. همه راه هارو امتحان کردم ولی فایده نداره هر چندوقت یکبار میبینم که باکسب درارتباطه میکه من بهشون دست نمیزنم فقط دوست هستم اوایل میگفت میخوام ضربه بزنم بهشون چون به ضربه زدن.الانم میگه میخوام خوش باشم ازاین سبک زندگیایی که محدپد هستنو ساده خوشم نمیاد میخوام خوش باشم همینه که هست.بعدکه میبینه من ناراحت شدم میادو رفتارشو عوض میکنه که ازدلم دربیاره اخلاقش خوبه مشکلی نداریم باهم ولی الان دوماهه که اون یه شهره دیگه ست ومن یه شهر دیگه به خاطر کارش به صورت موقت همین چندروز پیش بایه زن مطلقه دوست شده بود که گفته بود مجردمو و این حرفا توهمون شهر ومرتب باهم بودن شوهرم اونجا خونه گرفته واقعا نمیدونم چیکارکنم که دست ازکاراش برداره من دیگه خسته شدم ودوسش دارمو نمیتونم ازش جدا شم توروخدا راهی بزارین جلوم که باید چه کاری کنم ازاسترس پیر شدم اینقدر فکر کردم



جواب سوال شما :





لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
سلام دوست عزیز
نمیدونم خودتون متوجه این همه خیانت هستید یا نه. با صبر و با از خودگذشتگی با کوتاه اومدن با بی خیال شدن با به روش نیوردن مشکلات شما حل نمیشه و همسر شما بی خیال خیانت نمیشه شما باید مقابل حق خودتون بمونید و دفاع کنید در رابطه زوجی شما غیر از شما نباید فرد دیگری وجود داشته باشه حالا چه به صورت حقیقی چه به صورت مجازی. شما نسبت به خیانت ها شاکی هستید پس باید همسرتون از این رفتارش دست بکشه و رضایت شما رو به دست بیاره که این یک پروسه ی زمان بر هست و نیاز به همراهی همسر شما در جلسات مشاوره هست در غیر این صورت شما به تنهایی کاری نمیتونید بکنید.

خدیجه جهانگیری
روانشناس
خانواده و زوج
شماره تماس ۰۹۹۱۰۲۹۵۲۹۷

🌺🌺🌺♥️🌺♥️
Forwarded from Fatemeh Allahverdi
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۵۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی 💖💕

شرح مشکل :
خب یه پسری هست ک چن وقته تو نخش هستم فکر میکنم اونم متوجه این موضوع شده باشه

دلیل این هم اول خودش بود چون خیلی توجه میکرد و برخورد و رفتاری ک با من داشت با بقیه نداشت

دیگه این رفتار و توجه ش جوری شده بود ک اطرافیان بهمون شک داشتن در صورتی ک هیچ رابطه جدی یا پیشنهادی نبود بین مون

بعد از مدتی رفتارش کمی سرد و گرم شد ولی خب باز اون حس توجه رو داشت

چن وقت پیش هم ب یه دختر پیشنهاد داده بود ک اون قبول نکرد خودش همه چیز از چجور اشنا شدن و پیشنهاد و چجور بیخیال شدن و چیزای دیگه رو بهم میگفت

حالا اصلا نمیدونم منظورش با این رفتار هایی ک باهام داشته چی بوده

در کل بقیه هم بعد اینکه فهمیدن ب یه دحتر دیگه پیشنهاد داده شوکه شدن

قرار بود جمعه بریم بیرون با اینکه اون خودش خیلی اسرار داشت ولی یهویی کنسل کرد ک گفت نمیام

ولی اون اوایل ک ب اون دختره پیشنهاد داده بود رفتار و توجه ش ب من بیشتر شده بود و سعی میکرد کنارم باشه و باهام حرف بزنه

ولی بدش میومد پسرای دیگه نزدیک من باشن

منظور پسرا از این رفتارها چیه
سن ۳۰
جنسیت دختر
میزان تحصیلات دانشجو
مجرد



جواب سوال شما :






لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from fateme bargnill
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۷۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : سرکار خانم برگ نیل  💖💕

شرح مشکل :
دوستان من معلم یه روستای دور افتاده هستم
انقد که این روستا دور افتاده است که حتی
برق ب تازگیا ب این روستا اومد

مردم این روستا آدمایی هستن که کلا از حرفای خاله زنکی خوششون میاد و لذت میبرن

و بعدش میان ب من میگن فللنی درموردت فلان گفت
از اون جایی که من هیچ علا قه ای ندارم بشنوم حرفاشونو
همیشه سعی کردم رابطه ای با مردم روستا نداشته باشم
ولی اینا واقعا لذت میبرن از این کار
حتی بشون سلام هم بدی

شروع میکنن ب حرف و حدیث درآوردن،،صد تا هم روش میذارن

طوری تو کوچه و بازار نگات میکنن انگار قاتل دیدن
درصورتی که من فقط پوششم با پوشش روستا فرق میکنه،،حجابم دقیقا مث خودشونه که بگم بخاطر حجابه

موندم چیکار کنم
شما راهنماییم کنید چیکار کنم که ب حرفاشون اهمیت ندم
از دستشون بخدا خسته شدم



جواب سوال شما :

فاطمه برگ نیل
کارشناس ارشدمشاوره خانواده وروانشناس
مشاوره اعتیاد
آدرس پیج:
@f.b.psychologist

شماره تماس۰۹۳۷۵۴۴۹۶۶۷

https://www.instagram.com/p/Cq4_RPvIy_Y/?igshid=YTUzYTFiZDMwYg==

🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from کورش شیرازی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۳۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : جناب آقای شیرازی 💖💕

شرح مشکل :
سلام ، من 37 سالمه ،تهران زندگی میکنم ، آدم خون گرمی هستم و با اطرافیانم رابطه خوبی دارم ، تو حالت عادی روابط عمومیم خوبه ، رشته کاریم برنامه نویسی حسابداری و فروش نرم افزار ، متاسفانه زود عصبانی میشم و زودهم از عصبانیتم پشیمون میشم .
اینها رو مطرح کردم که تقریبا با خصوصیات اخلاقیم آشنا بشید .
من نزدیک به 15 سال ازدواج کردم ، از اونجایی که هر آدمی ممکن اشتباهاتی تو زندگیش انجام بده من هم متاسفانه 10 سال پیش گول هوای نفسانی خودم خوردم و با ی خانم از راه دور تو اصفهان ارتباط داشتم .
مدت زمان زیادی طول نکشید تقریبا یک ماه ، هیچ ارتباط فیزیکی هم با هم نداشتیم ، تا یک روز همسرم یکی از پیامهای ایشون رو به صورت اتفاقی تو گوشی من دید ، داستان زندگی من پیچید به هم ، تا بعد از کلی ابراز تاسف و معذرت خواهی تقریبا 10 درصد شرایط عادی شد ،البته نشونه های اون قضیه تو داستانهای مختلف نمود پیدا میکرد از جمله مشکلات مالی و خیلی چیزای دیگه که من میدونستم ریشه تو همون قضیه داره تا بعد از گذشت تقریبا 5 یا 6 سال به این صورت زندگی کردن و تو همین در گیریای کم و زیاد ما پدر همسرم با من صحبتهای خوبی کرد البته اونا از اون داستان قدیم اطلاع نداشتن و فکر میکردن مشکلاتی هستش که تو زندگی همه پیش میاد و شایدم همینطور بود ولی متاسفانه بعد از اون صحبتها ، پدر همسرم سکته کرد و فوت شدند ، من احترام زیادی برای ایشون قایل بودم و هستم ، فوت ایشون برای شخص من خیلی حادثه بدی بود به خود من ضربه بدی زد بیشتر از همه فکر میکردم من باعث این سکته شدم و من باعث این مرگ ، همیشه به همسرم هم میگفتم و این باعث شد تو خودم به مرور تغیراتی ایجاد کنم ، چون واقعا عاشق زندگیم و همسرم هستم الان تقریبا 5 سال از فوت پرد همسرم میگذره ، من خودم میدونم که بهتر شدم ، ولی اون داستانی که اول براتون تعریف کردم دست از سر من و زندگیم بر نمیداره
به این صورت که تو هفته گذشته من برای دختر خواهر خانمم تو حالت شوخی و ی صحبت عامیانه تو فضای مجازی من یک جمله فرستادم با این مضمون که حالا که من از دست ناراحتم باید جبران کنی و از دلم در بیاری ، فقط همین !!!
متاسفانه همسر من این متن رو با این شرایط که از رابطه صمیمی من و خانوادشون اطلاع دارن این جمله رو مدرکی بر خیانت من گذاشتن و از من عصبانی
البته این رو باید بگم وقتی به دختر خواهرشون معترض شدم و با ایشون مطرح کردن متاسفانه ایشون هم تمام پیامها رو حذف کرده و بیشتر باعث شک شده الان در حال حاضر نمیدونم چی کار باید بکنم ، همسرم من رو به صضورت غیر مستقیم تهدید به متارکه میکنه و من هم عاشق ایشون و ……. یادم رفت بگم حاصل ازدواج ما ی پسر 10 ساله هستش که جونمم براش میدم اگر میشه لطف کنید و راهنماییم کنید



جواب سوال شما :






لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
Forwarded from کورش شیرازی
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۰۳۶۲۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 
🍃
مشاور شما : جناب آقای شیرازی  💖💕

شرح مشکل :
سلام آبرومون رفته بین مردم حالمون بده .شوهرم قرار دادی کارمند ناجا بود بعلت نارضایتی فرمانده اش رسمیش نکردن الان مردم معلوم نیست چیا دارن پشتمون میگن رفتار همه تغییر کرده سرد شدن حرف نمیزنن حتی بعضیا دارن بی احترامی میکنن . خسته شدیم روم نمیشه ازخونه دربیام چند روز پیش ده دقیقه رفتم دم در همسایه ها نشسته بودن یکیشون معلوم نیست چه عقده ای داشت از فرصت استفاده کرد بهم توهین کرد منم ناراحت شدم برگشتم خونه همسایه ها سرد شدن باهامون فک کنم شوهر همون زنه تو کوچمون یه حرفی در مورد ما پخش کرده که مردم اینجوری میکنن صاحب خونه هم گفته زودتر پاشیم . کلافه ام



جواب سوال شما :






لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما

مدیر بانک امروز :
با همکاری : @niyaz_172
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃