جناب آقای #قاسم_داربانو فرزند:(فاضل) از جوانان خوب ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #شاه_قلی ساکن #قم
@maspephoto
@maspephoto
جناب آقای #رضا_داربانو فرزند:(فاضل) از جوانان خوب ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #شاه_قلی ساکن #قم
@maspephoto
@maspephoto
جناب آقای #علی_داربانو فرزند:(فاضل) از جوانان خوب ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #شاه_قلی ساکن #قم
@maspephoto
@maspephoto
جناب آقای #محمد_داربانو فرزند:(خلیل) از جوانان خوب ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #شاه_قلی ساکن #قم
@maspephoto
@maspephoto
تصاویری از خوبان و همچنین آثار هنری هنرمندان طایفه ماسپی
◾️انا لله و انا الیه راجعون◾️ با کمال تاسف و تاثر با خبر شدیم که مرحومه مغفوره #فاطمه_نوروزی فرزند:(مرحوم نورعلی) خواهر سرهنگ #رضا_نوروزی از ایل #کورد طایفه #ماسپی دار فانی وداع و به دیار باقی شتافت. مراسم ختمی امروز سه شنبه:۱۴۰۲/۰۲/۲۶ راس ساعت ۸صبح تا…
سی و پنجمین سالگرد #سرباز_وطن زنده یاد #جواد_عبدی فرزند زنده یاد (مرادعلی ) از جوانان با غیرت و متعصب ایل #کورد طایفه #ماسپی را گرامی میداریم
روح تمام #سربازان_وطن عزیز کشورمان شاد
@maspephoto
روح تمام #سربازان_وطن عزیز کشورمان شاد
@maspephoto
❤8
زنده یادمرحوم #سردار_حاج_حسین_غلامرضایی از بزرگان ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #شعبان_تاج_الدین
در کارنامه خودشون #شهردار_برازجان ـ #مدیرکل ـ #رئیس_کانون_بازنشستگان و .... داشته
@maspephoto
در کارنامه خودشون #شهردار_برازجان ـ #مدیرکل ـ #رئیس_کانون_بازنشستگان و .... داشته
@maspephoto
👍3❤2
زنده یاد مرحوم #حاج_محمد_حسن_غلامرضایی فرزند: (حسین غلامرضایی) رئیس اداره سابق غله استان #لرستان از بزرگان و خوبان ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #شعبان_تاج_الدین
سه پسر ایشان به نام های #محسن ـ #احمد و #حسام_الدين
@maspephoto
سه پسر ایشان به نام های #محسن ـ #احمد و #حسام_الدين
@maspephoto
👍4❤2
کلنگ زنی طرح بهسازی جاده #اناران به #گرازان توسط #مدیرکل_محترم_اداره_امور_عشایری_استان_ایلام ـ #مدیر_امور_عشایری_شهرستان_ابدانان _ هیئت همراه و #رییس_شورای_روستای _انجیره جناب آقای #علی_آیینی
مدیر پیچ #ماسپی_فتو از زحمات جناب #آقای_آئینی و تمام کسانی که پیگیری این مطالبه به حق مردم زحمتکش آن دیار بودن تقدیر و تشکر می نمایدـ
به امید به سرانجام رساندن این پروژه مهم و ضروری
@maspephoto
مدیر پیچ #ماسپی_فتو از زحمات جناب #آقای_آئینی و تمام کسانی که پیگیری این مطالبه به حق مردم زحمتکش آن دیار بودن تقدیر و تشکر می نمایدـ
به امید به سرانجام رساندن این پروژه مهم و ضروری
@maspephoto
👍2
◾️انا لله و انا الیه راجعون◾️
با کمال تاسف و تاثر با خبر شدیم که مشهدی #هادی_ماسپی فرزند: (حسن) از ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #سهرابوند دار فانی وداع و به دیار باقی شتافت.
مراسم فاتحه خوانی چهارشنبه: ۱۴۰۲/۰۴/۰۷ راس ساعت ۸ تا ۱۱ در آبدانان مسجد سراب برگزار میگردد
ضمنا مراسم تشیع و تدفین همانروز راس ساعت ۴ بعداظهر از درب منزل آنمرحوم واقع در سراب آبدانان به سمت ارمستان یهشت علی روستای انجیره برگزار میگردد.
تشریف فرمایی شما سروارن عزیز باعث تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
@maspephoto
با کمال تاسف و تاثر با خبر شدیم که مشهدی #هادی_ماسپی فرزند: (حسن) از ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #سهرابوند دار فانی وداع و به دیار باقی شتافت.
مراسم فاتحه خوانی چهارشنبه: ۱۴۰۲/۰۴/۰۷ راس ساعت ۸ تا ۱۱ در آبدانان مسجد سراب برگزار میگردد
ضمنا مراسم تشیع و تدفین همانروز راس ساعت ۴ بعداظهر از درب منزل آنمرحوم واقع در سراب آبدانان به سمت ارمستان یهشت علی روستای انجیره برگزار میگردد.
تشریف فرمایی شما سروارن عزیز باعث تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
@maspephoto
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعری از استاد : #مرداد_مرادی از هنرمندان خوش ذوق ایل #کورد طایفه #ماسپی در وصف زنده یاد مرحوم #هادی_ماسپی از خوبان ایل #کورد طایفه #ماسپی
@maspephoto
@maspephoto
👍5❤1
تصاویری از خوبان و همچنین آثار هنری هنرمندان طایفه ماسپی
◾️انا لله و انا الیه راجعون◾️ با کمال تاسف و تاثر با خبر شدیم که مشهدی #هادی_ماسپی فرزند: (حسن) از ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #سهرابوند دار فانی وداع و به دیار باقی شتافت. مراسم فاتحه خوانی چهارشنبه: ۱۴۰۲/۰۴/۰۷ راس ساعت ۸ تا ۱۱ در آبدانان مسجد سراب برگزار…
تصاویری از خوبان و همچنین آثار هنری هنرمندان طایفه ماسپی
◾️انا لله و انا الیه راجعون◾️ با کمال تاسف و تاثر با خبر شدیم که مشهدی #هادی_ماسپی فرزند: (حسن) از ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #سهرابوند دار فانی وداع و به دیار باقی شتافت. مراسم فاتحه خوانی چهارشنبه: ۱۴۰۲/۰۴/۰۷ راس ساعت ۸ تا ۱۱ در آبدانان مسجد سراب برگزار…
▪️پیام تشکر و اعتذار ▪️
تقدیر آن بود که شمع وجود پدری مهربان ، نجیب و متواضع
شادروان #هادی_ماسپی بزرگ مردی از طایفه #ماسپی
زودازود خاموش گردد و ما را در ماتم و سوگش بنشاند.
اگر لطف بیکران الهی و همراهی و همدردی همشهریان ،هم تباران ،همسایگان و یاران عزیز و مهربان نبود ،تحمل این بار گران بسی شکنندهتر مینمود اکنون به حکم ادب و حق شناسی از همه خوبان و بزرگواران که در مراسم تشییع، تدفین و ترحیم آن عزیز سفر کرده شرکت نموده یا با تلفن و ارسال پیام و درج متن، همدلی و همآوایی نموده و ما را مورد تفقد قرار داده و موجبات تسلی و تشفی آلام جانکاهمان گردیدهاند صمیمانه و بی حد و عد، سپاسگزاریم.
خاضعانهترین سپاسها و نیکوترین دعاهای خود را نثارتان میکنیم، باشد كه در شادي هايتان قطره اي از درياي محبتتان را جبران نماييم.
از طرف خانواده هاي #ماسپی و ساير بستگان
@maspephoto
تقدیر آن بود که شمع وجود پدری مهربان ، نجیب و متواضع
شادروان #هادی_ماسپی بزرگ مردی از طایفه #ماسپی
زودازود خاموش گردد و ما را در ماتم و سوگش بنشاند.
اگر لطف بیکران الهی و همراهی و همدردی همشهریان ،هم تباران ،همسایگان و یاران عزیز و مهربان نبود ،تحمل این بار گران بسی شکنندهتر مینمود اکنون به حکم ادب و حق شناسی از همه خوبان و بزرگواران که در مراسم تشییع، تدفین و ترحیم آن عزیز سفر کرده شرکت نموده یا با تلفن و ارسال پیام و درج متن، همدلی و همآوایی نموده و ما را مورد تفقد قرار داده و موجبات تسلی و تشفی آلام جانکاهمان گردیدهاند صمیمانه و بی حد و عد، سپاسگزاریم.
خاضعانهترین سپاسها و نیکوترین دعاهای خود را نثارتان میکنیم، باشد كه در شادي هايتان قطره اي از درياي محبتتان را جبران نماييم.
از طرف خانواده هاي #ماسپی و ساير بستگان
@maspephoto
❤1👍1
مشهدی #اسد_علیمرادی فرزند:(نورمحمد) و برادرزاده اش #فیض_الله_علیمرادی فرزند:(یدالله) از بزرگان و خوبان ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #سهرابوند
@maspephoto
@maspephoto
👍5
پدرم دست ِ چشمهی کور را گرفت
از زیرِ سنگ بیرون کشید و شفا داد
مادر به ریسمانی رنجِ خود بافته چنگ انداخت
دلِ بی چراغِ شب به روشنایی برف گرفت
ببیند پسر به دنیا آورده یا گریه کند..؟
همسایههای گندمزار بودیم و توت.
تاکها بالا رفته بر اندامِ بید
که آنها را دوستتر از ما داشت
و مدام میگفت:
با این باغ،برادر باشید...
خانوادهای بودیم پناهِ پرندههای گریز
و هراس...
و من که سراپا پنجره بودم
بی در و دیوار به تماشا
تا هیچ گُلی،کاغذی نروید
ده سالگی تا هنوز
دست در گردنِ گلهای هیرو
و همبازیهای قدیم...
رو به دورها و دوربینها بلند میخندیم
گردن میگیریم و سینه چاک میکنیم
تا سرکش نشان دهیم
اما...
از سایهی سنگین و روی گلِ کوه
شرمسار میشویم
و صدا به کمرگاه میپیچد:
که ما با تمامِ معرفت و مرام
خاکِ پای برادرِ بزرگمان بلوط هستیم...
#محمدرحمیزاد(ماسپی)
از زیرِ سنگ بیرون کشید و شفا داد
مادر به ریسمانی رنجِ خود بافته چنگ انداخت
دلِ بی چراغِ شب به روشنایی برف گرفت
ببیند پسر به دنیا آورده یا گریه کند..؟
همسایههای گندمزار بودیم و توت.
تاکها بالا رفته بر اندامِ بید
که آنها را دوستتر از ما داشت
و مدام میگفت:
با این باغ،برادر باشید...
خانوادهای بودیم پناهِ پرندههای گریز
و هراس...
و من که سراپا پنجره بودم
بی در و دیوار به تماشا
تا هیچ گُلی،کاغذی نروید
ده سالگی تا هنوز
دست در گردنِ گلهای هیرو
و همبازیهای قدیم...
رو به دورها و دوربینها بلند میخندیم
گردن میگیریم و سینه چاک میکنیم
تا سرکش نشان دهیم
اما...
از سایهی سنگین و روی گلِ کوه
شرمسار میشویم
و صدا به کمرگاه میپیچد:
که ما با تمامِ معرفت و مرام
خاکِ پای برادرِ بزرگمان بلوط هستیم...
#محمدرحمیزاد(ماسپی)
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸داستان روزهای برفی فرشته بود
از هنرمتد خوش ذوق ایل #کورد طایفه #ماسپی اسناد #محمد_رحمی_زاد
ترکه توی دست آقای کرمی رقصید: وای به حال هر کی درسو نخونده باشه!
بهت سردی کلاس را گرفت. چشمها در آخرین تقلا کتاب علوم را ورق زد، عده ای آماده ی محاکمه، سرم به سمت فرشته چرخید و قندیل جهان در دلم آب شد.
مثل همیشه سرخ شد و گوشه آستینو گاز گرفت تا فواره نزند خون از انار، اسمها خوانده شد:
محمود جمشیدی - زهره نعمتی - مینا دارابی- محمد رحمی زاد - فرشته.........
برف در سردی عالم گیر دی می بارید و آبادی زیر آواری از سفید در عزلت خویش فرورفته بود، از پنجره در خلایی با بال سارهای روی درخت رفتم تا دور، تادور تر از خواب جهان، تا بزنم به جاده ای در مه، به شانه ی رود تا دریا، تا در سماع جنگل بزنم به بالاتر از جبر، سبز تر از دانستن جای وزغ، عمیق تر از قضیه تبخیر آب و علوم و کودکی مسخ مقابل ترکه
کرمی با مشت به میز کوبید : همه ی سوالات، جواب همه رو میخوام هر کی بلده این طرف بقیه بیرون!
ادامه دارد
@maspephoto
از هنرمتد خوش ذوق ایل #کورد طایفه #ماسپی اسناد #محمد_رحمی_زاد
ترکه توی دست آقای کرمی رقصید: وای به حال هر کی درسو نخونده باشه!
بهت سردی کلاس را گرفت. چشمها در آخرین تقلا کتاب علوم را ورق زد، عده ای آماده ی محاکمه، سرم به سمت فرشته چرخید و قندیل جهان در دلم آب شد.
مثل همیشه سرخ شد و گوشه آستینو گاز گرفت تا فواره نزند خون از انار، اسمها خوانده شد:
محمود جمشیدی - زهره نعمتی - مینا دارابی- محمد رحمی زاد - فرشته.........
برف در سردی عالم گیر دی می بارید و آبادی زیر آواری از سفید در عزلت خویش فرورفته بود، از پنجره در خلایی با بال سارهای روی درخت رفتم تا دور، تادور تر از خواب جهان، تا بزنم به جاده ای در مه، به شانه ی رود تا دریا، تا در سماع جنگل بزنم به بالاتر از جبر، سبز تر از دانستن جای وزغ، عمیق تر از قضیه تبخیر آب و علوم و کودکی مسخ مقابل ترکه
کرمی با مشت به میز کوبید : همه ی سوالات، جواب همه رو میخوام هر کی بلده این طرف بقیه بیرون!
ادامه دارد
@maspephoto
👍4
تصاویری از خوبان و همچنین آثار هنری هنرمندان طایفه ماسپی
🔸داستان روزهای برفی فرشته بود از هنرمتد خوش ذوق ایل #کورد طایفه #ماسپی اسناد #محمد_رحمی_زاد ترکه توی دست آقای کرمی رقصید: وای به حال هر کی درسو نخونده باشه! بهت سردی کلاس را گرفت. چشمها در آخرین تقلا کتاب علوم را ورق زد، عده ای آماده ی محاکمه، سرم به…
بچه ها یکی یکی راه سالنو پیش گرفتند، من ماندم واشاره انگشت وسوال؟؟
ای کاش جواب تمام سوالات هستی به همین سادگی بود!
با جواب آخرین سوال ترکه توی دستم گذاشت : آفرین!همه را بزن!
چشمم به فرشته افتاد
زیر این نگاه جمع شد و لب را گزید تا نپیچید به همه، شعله ی نار و....
ایستادم رو به معلم :نه آقا نمی تونم!
که در رقص ترکه و تاب چکمه بیرون افتادم تاحیاط در تکرار بشین برپا، غلت، سینه خیز، داغی تنم ،خونم، جنونم به سپیدای برف آمیخت تا روزی خنک بترواد در هر چه سرخ آبادی برای دهان ناز فرشته.
ساعت از یک گذشته بود که نعش نیمه جانم کنار آقای هاشمی در دفتر مدرسه بود دستی به سرم کشید: پسرم تو محصل خوبی هستی حرف معلمو گوش کن حواست سر کلاس جمع باشه!
هنوز گوشه ی حیاط منتظر من اشک میریخت، باهم در ریلی موازی راه افتادیم تنها هر از گاهی نگاهی و در زل زدنی به تن هم فرو می ریختیم و...
به آخر راه آنجا که به سمت خانه ما چند تپه دور تر از آبادی رسیدیم در تکان دست فرشته دور و دورتر..
تامثل نقطه ای در برف از نگاه فرشته گم شدم .
سالها میگذرد بزرگ شدیم، من آوار ه ی شهرها، فرشته آموزگار است...
بچه ها می گویند:خانم معلم فرشته روزهای برفی سوال نمی پرسه همه ش پشت پنجر ه رو به برف صورت شو از اشک پاک می کنه...
#محمد_رحمی_زاد
@maspephoto
ای کاش جواب تمام سوالات هستی به همین سادگی بود!
با جواب آخرین سوال ترکه توی دستم گذاشت : آفرین!همه را بزن!
چشمم به فرشته افتاد
زیر این نگاه جمع شد و لب را گزید تا نپیچید به همه، شعله ی نار و....
ایستادم رو به معلم :نه آقا نمی تونم!
که در رقص ترکه و تاب چکمه بیرون افتادم تاحیاط در تکرار بشین برپا، غلت، سینه خیز، داغی تنم ،خونم، جنونم به سپیدای برف آمیخت تا روزی خنک بترواد در هر چه سرخ آبادی برای دهان ناز فرشته.
ساعت از یک گذشته بود که نعش نیمه جانم کنار آقای هاشمی در دفتر مدرسه بود دستی به سرم کشید: پسرم تو محصل خوبی هستی حرف معلمو گوش کن حواست سر کلاس جمع باشه!
هنوز گوشه ی حیاط منتظر من اشک میریخت، باهم در ریلی موازی راه افتادیم تنها هر از گاهی نگاهی و در زل زدنی به تن هم فرو می ریختیم و...
به آخر راه آنجا که به سمت خانه ما چند تپه دور تر از آبادی رسیدیم در تکان دست فرشته دور و دورتر..
تامثل نقطه ای در برف از نگاه فرشته گم شدم .
سالها میگذرد بزرگ شدیم، من آوار ه ی شهرها، فرشته آموزگار است...
بچه ها می گویند:خانم معلم فرشته روزهای برفی سوال نمی پرسه همه ش پشت پنجر ه رو به برف صورت شو از اشک پاک می کنه...
#محمد_رحمی_زاد
@maspephoto
👍7
از سمت راست : #رحمان_ایمانی فرزند:(ملک) ـ #محمدرضا_مقدم فرزند:(غلام) ـ #علی_ایمانی فرزند:(ملک) همگی از ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #خیران و خواهرزاده عزیزشون #علی_میری فرزند:(خدارحم) از میرهای دره شهر
@maspephoto
@maspephoto
👍2
زنده یاد #حاج_بهرام_غلامرضایی فرزند:(رشیدخان) از اساتید برجسته #آهنگری و بعدها از کاسبان آهن فروشی این بزرگ مرد از خوبان ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #شعبان_تاج_الدین ساکن #لرستان
ارسالی از طرف فرزند گرانقدر ایشان
@maspephoto
ارسالی از طرف فرزند گرانقدر ایشان
@maspephoto
زنده یاد مرحوم #هاشم_عزیزی فرزند:(چراغعلی) از خوبان و بزرگان ایل #کورد طایفه #ماسپی تیره #چراغلی
روحش شاد
ارسالی از طرف نوه ایشان #محمد_عزیزی
@maspephoto
روحش شاد
ارسالی از طرف نوه ایشان #محمد_عزیزی
@maspephoto