سبز خواهم ماند🌱
250 subscribers
1.72K photos
176 videos
37 files
336 links
هر کتاب،
یک زندگیِ نزیسته است؛
لابه‌لای صفحات، پیدایش کن🌱 📖
روزمرگی مشاوری که عاشق کتابه💚
چنل مشاوره : @akademi_risheh
Download Telegram
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
مسئله اینه که خواستن به‌تنهایی کافی نیست؛ باید براش تلاش کنی، باید دنبالش بری، باید پیگیرش باشی، باید از منطقه امنت بیرون بیای و به‌خاطرش ریسک کنی.
4
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
صبوری کن، نوبت تو هم می‌رسه، حتی اگر الان دور به‌ نظر بیاد.
3
عجب جمله حقی 👌👌👌

این جمله میتونه اشاره ب داشتن روتین های کوچولو ‌و مفید توی زندگیمون داشته باشه ✌🏻

همون چیزی ک تو کتاب عادتهای اتمی هم بهش اشاره شده بود ☁️
4
یه یک ساعتی تقریبا به بطالت گذروندم 💔
میخوام الان شروع کنم ادامه برنامه ام
ولی خواستم بیام ی چیزی رو بگم بهتون 🫶🏻
تو ویس میگم
4
در ادامه کارهای کوچولو و نتیجه بزرگ در دراز مدت (:
4
در مورد کتاب و اهمیتش (:
4
در مورد انواع کتابهای ک میخونم (:
4
ی سری نکته در مورد کتاب خوانی (:
4
سلام 🫠

یه دقیقه حواستو بهم میدی؟
میخوام یه چیزی براتون تعریف کنم 👀
6
من همیشه بین اطرافیانم متفاوت بودم؛ یه حس عجیب و غریب بودن …
برای همین از ی جایی بعد از نوجوانی تصمیم گرفتم تو دنیای خودم کنج اتاقم بمونم و دنیای خودمو زندگی کنم ☁️
7
و این انزوا باعث شد فکر کنم من مشکل دارم عیب از منه ایراد از منه 💔
7
تا رفتم دانشگاه و
با اینستاگرام آشنا شدم (:
اونجا آدم‌هایی رو پیدا کردم که شبیه من بودن 🪴
دنیاشون مثل من بود 🐚
و کم کم اعتماد به نفس من برگشت و
فهمیدم نه عیب از من نیست
فقط من جای درستی نبودم 🥨
7
سالها ازون روزها میگذره؛
و همیشه این دغدغه رو داشتم که چرا چنین فضایی اون موقع برام نبود که بتونم با آدم‌هایی که از دنیای من هستن حرف بزنم ؟!
7
و نتیجه همه این دغدغه ها شده
دو کانال و پیچ اینستاگرام که دارم درونش دنیای خودمو زیست می‌کنم 🌱
7
حالا تصمیم گرفتم که کمی جلوتر برم و #کافه_ریشه رو بدنیا بیارم ☕️🌱

نه منظورم کافه واقعی نیست(:
اینجا همه چی مجازیه 🪿

کنار شما🤝

دوست دارین بدونین کافه ریشه چیه و چه شکلیه ؟!
👍7
به تویی که این هفته کنکور داری:
یه روزی یه دختر هم سن تو پر از اضطراب یک هفته مونده به کنکور از ترس زیاد با خودش گفت من نمیرم سرجلسه…

از قضا همون لحظه ها خدا براش معاون مدرسشون رو فرستاد و یک ساعت حرف زدن
تموم اون ثانیه های اون ی ساعت از دختر قصه ما جز ناامیدی و ترس و اضطراب چیزی شنیده نشد
ولی اون سمت تلفن یه آدم که فقط معاون بود بهش اعتماد داشت؛ میگفت من همه تلاشتو دیدم تو میتونی تو از عهده اش برمیایی و و و

یه موقع هایی یه غریبه رو شاید خدا برامون فرستاده که بهمون یادآوری کنه که تو میتونی (:

دختر اون‌‌روز الان ۷ سال بزرگ‌تر شده …
هنوزم هر جا کم میارم و‌میترسم یاد اون لحظه میفتم که خانم ایروانی بهم اعتماد به نفسی که اطرافیانم ازم گرفته بودن رو زنده کرد 🙃

خواستم بیام و بگم خدا دیده
خدا همه سختی هایی که این مدت گذروندی رو دید
اون لحظه هایی ک دلت نمیخواست درس بخونی ولی خوندی
تو تلاش کردی
تو جنگیدی
در حد توان خودت
شب بیداری هات
صبح زود بیدار شدنات
مهمونی نرفتن هات
استرس هات
خدا اینارو دیده خب ؟
بهش اعتماد داری؟
به خدایی که تو رو تا اینجا آورده (:
پس نفس عمیق بکش و خیالت راحت باشه چیزی جز صلاح تو برات کنار نمیذاره 🪴
5
خب دیگه مرداد گرامی ممنون میشم زودتر تموم بشی 🫶🏻
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4