Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
من ترجیح میدم بزنم تو دل ترسم، ریسکش رو به جون بخرم، تا اینکه تا آخر عمر با سوال «اگر انجامش میدادم چی میشد؟» توی ذهنم زندگی کنم.
❤1
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
من دلم نمیخواد برام تبدیل به حسرت بشی. دلم نمیخواد فقط یه خاطرهی دور بشی. دلم نمیخواد رویا بشی، آرزو بشی. من دلم میخواد بخشی از آیندهام باشی.
❤1
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
میدونم سخته، میدونم مسیر پر پیچ و خمیه، میدونم نیاز به صبر، تحمل و جنگیدن داره، میدونم هیچ تضمینی وجود نداره، ولی من احتیاج دارم باور کنم که میشه.
❤1
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
اتفاقاً خیلی درد داشت، ولی من دیگه بلد شده بودم با وجود دردی که به جا میذاشت، ادامه بدم. بلد شده بودم با وجود غمی که به جا میذاشت، زندگی کنم.
❤1
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
آره، با همه سختیای که داشت، من هر بار یه طوری تونستم از پسش بربیام، هربار تونستم یه دلیلی برای چنگ زدن به زندگی پیدا کنم. از الان به بعد هم میتونم.
❤1
#کتاب خانه ی عروسک
نمایشنامه اس و واقعیتش اول فکر میکردم نتونم با نمایشنامه ارتباط بگیرم ولی روند داستان اونقدر جذاب بود ک اصلا متوجه نشدم کی تموم شد 😅
و خب نمایشنامه خوانی رفت به لیست مورد علاقه ام ☁️
نمایشنامه اس و واقعیتش اول فکر میکردم نتونم با نمایشنامه ارتباط بگیرم ولی روند داستان اونقدر جذاب بود ک اصلا متوجه نشدم کی تموم شد 😅
و خب نمایشنامه خوانی رفت به لیست مورد علاقه ام ☁️
❤6
چرا این هفته تموم نمیشه
چرا تیر تموم نمیشه
واقعا چرا 🚶🏻♀️➡️
چرا تیر تموم نمیشه
واقعا چرا 🚶🏻♀️➡️
👍4❤1
از آدمهای ک خودشون رو عالم کبیر میدونن و فکر میکنن فقط خودشون بلدن و اگه ت ب روش اونا ی کاری رو انجام ندادی یعنی اشتباه کردی متنفرم 🤝
از آدمهایی ک تو ریز و درشت زندگی بقیه دخالت میکنن بیشتر متنفرم 🤝
از آدمهایی ک تو ریز و درشت زندگی بقیه دخالت میکنن بیشتر متنفرم 🤝
👍6
ب هدیه میگم
ی بنده خدایی هر بار میاد خونه ام میگه گلهات چقدر خشک شده (در حالی ک طبیعیه ب هر حال ی برگی زرد بشه)
بعد میگه بهش بگو : تو رو میبینه خشک میشه 🤣🤣🤣🤣
ی مدت با هدیه راه برم ب معصومه مورد علاقه ام نزدیک میشم 😂🤝
ی بنده خدایی هر بار میاد خونه ام میگه گلهات چقدر خشک شده (در حالی ک طبیعیه ب هر حال ی برگی زرد بشه)
بعد میگه بهش بگو : تو رو میبینه خشک میشه 🤣🤣🤣🤣
ی مدت با هدیه راه برم ب معصومه مورد علاقه ام نزدیک میشم 😂🤝
❤4
این پنجره توی اتاق استراحت سالن مطالعه …
اینجا تاریکه؛ یعنی باید تاریک باشه چون زیر زمینه …
ولی ی پنجره کوچیک نور داده ب اینجا
ی قسمتش بازه
باعث میشه ازون پنجره خونه همسایه ، آسمون ، سیم برق و گاهی برگ های درخت رو ببینم .
امید تو وجود من هم مثل این پنجره اس (:
وجودم حسابی تاریک شده؛ سالهاس …
ولی انگاری خدا ی گوشه پنجره امیدمو باز میذاره گاهی تا نور بیاد
نور بهم انرژی میده
نور باعث میشه خرابی ها رو نبینم ضعف ها رو نبینم نشدن ها و نرسیدن ها رو نبینم …
شاید بگی خب تو تاریکی آدم چیزی نمیبینه ک !
نه !
این نور اونقدر چشم نوازه ک خجالت میکشم ب چیزی جز اون نگاه کنم ☁️🌱
اینجا تاریکه؛ یعنی باید تاریک باشه چون زیر زمینه …
ولی ی پنجره کوچیک نور داده ب اینجا
ی قسمتش بازه
باعث میشه ازون پنجره خونه همسایه ، آسمون ، سیم برق و گاهی برگ های درخت رو ببینم .
امید تو وجود من هم مثل این پنجره اس (:
وجودم حسابی تاریک شده؛ سالهاس …
ولی انگاری خدا ی گوشه پنجره امیدمو باز میذاره گاهی تا نور بیاد
نور بهم انرژی میده
نور باعث میشه خرابی ها رو نبینم ضعف ها رو نبینم نشدن ها و نرسیدن ها رو نبینم …
شاید بگی خب تو تاریکی آدم چیزی نمیبینه ک !
نه !
این نور اونقدر چشم نوازه ک خجالت میکشم ب چیزی جز اون نگاه کنم ☁️🌱
❤5