Forwarded from mhsayi
•به نظرم آدمایی که حوصله ی زندگی کردن دارن خیلی قشنگن!
یعنی از سر باز کنی کار نمیکنن.
همونایی که برای قهوه خوردن دو نفره فنجونای قشنگ آماده میکنن،
بیسکوئیت رو با پاکتش نمیارن!
اونایی که سالاد شیرازی رو خوب ریز میکنن،
اونایی که به خودشون میرسن و مناسبتارو یادشون میمونه،
کسایی که میز غذارو خوشگل و رنگی میچینن،
اونایی که با حوصله دل به حرفت میدن و میشنون چی میگی،
شبیه اکسسورین برای زندگی✨
یعنی از سر باز کنی کار نمیکنن.
همونایی که برای قهوه خوردن دو نفره فنجونای قشنگ آماده میکنن،
بیسکوئیت رو با پاکتش نمیارن!
اونایی که سالاد شیرازی رو خوب ریز میکنن،
اونایی که به خودشون میرسن و مناسبتارو یادشون میمونه،
کسایی که میز غذارو خوشگل و رنگی میچینن،
اونایی که با حوصله دل به حرفت میدن و میشنون چی میگی،
شبیه اکسسورین برای زندگی✨
❤4
خواهرام و داداشم ب من = معصوم تو رو خدا هر اتفاق بدی میفته ب مامان بابا نگو غصه میخورن
من = اوهوم 🤝
دو روز بعد = الو مامان 😂
بعد علاوه بر خودم هر چی از این سه تا عزیز هم میشنومم ب مامان بابام میگم 😌
رازداری از ویژگیهای بارز وی بود 🤌
من = اوهوم 🤝
دو روز بعد = الو مامان 😂
بعد علاوه بر خودم هر چی از این سه تا عزیز هم میشنومم ب مامان بابام میگم 😌
رازداری از ویژگیهای بارز وی بود 🤌
🤣4
موقع تظاهرات پریسال
تو کرج خیلی وضع خراب بود
بعد صدای شلیک و هلیکوپتر قشنگ تو خوابگاه میومد
بعد طبیعتا خانواده ها خیلی نگران بچه هاشون بودن اون موقع
بعد من زنگ زدم ب بابام گفتم بابا ببین صدای شلیک تفنگ میاد 😐💔🤣🤣🤣
بعدش زنداداشم بهم پیام داد گفت میخوای بابات سکته کنه ؟
گفتم ن میخوام بدونه دخترش ی مدل از جنگو داره میبینه 😌🤌😂
تو کرج خیلی وضع خراب بود
بعد صدای شلیک و هلیکوپتر قشنگ تو خوابگاه میومد
بعد طبیعتا خانواده ها خیلی نگران بچه هاشون بودن اون موقع
بعد من زنگ زدم ب بابام گفتم بابا ببین صدای شلیک تفنگ میاد 😐💔🤣🤣🤣
بعدش زنداداشم بهم پیام داد گفت میخوای بابات سکته کنه ؟
گفتم ن میخوام بدونه دخترش ی مدل از جنگو داره میبینه 😌🤌😂
🤣4
اون موقع ک خوابگاه کناریمون آتیش گرفته بود🤣🤣🤣🤣💔
بلافاصله ب آبجی بزرگمم زنگ زدم گفتم ببین فقط بخاطر اینکه بتونم ب ی نفر بگم خودمو تخلیه کنم ب تو زنگ زدم
ک ب مامان زنگ نزنم...
۵ دقیقه بعدش= الو مامان 👀😂 نتونستم خودمو نگه دارم 😂
بلافاصله ب آبجی بزرگمم زنگ زدم گفتم ببین فقط بخاطر اینکه بتونم ب ی نفر بگم خودمو تخلیه کنم ب تو زنگ زدم
ک ب مامان زنگ نزنم...
۵ دقیقه بعدش= الو مامان 👀😂 نتونستم خودمو نگه دارم 😂
🤣6
دو دقیقه رفتم تو حیاط کتابخونه ی لقمه غذا بخورم
ی گربه وحشی اومد
براش لقمه انداختم
سمت اون نمیرفت
هجوم آورد رو صندلی سمت غذای من 😐
امنیت ندارم 🤧
ی گربه وحشی اومد
براش لقمه انداختم
سمت اون نمیرفت
هجوم آورد رو صندلی سمت غذای من 😐
امنیت ندارم 🤧
🤣11
کاش بدونم عینکی ک دکتره داده برای اینه ک موقع درس خوندن ب چشام بزنم نه اینکه تو کمد بذارم 👀🚶🏻♀️
بیشتر از ی ساله ک عینکی شدم و بیشتر از یه ساله ک عینک نزدم 😂
چشام داره میره 💔
بیشتر از ی ساله ک عینکی شدم و بیشتر از یه ساله ک عینک نزدم 😂
چشام داره میره 💔
🤣9
کتابهای آمادگی دفاعی تونو در بیارید ی مرور داشته باشیم🤌🚀
👍3💔3
سلام از سمت کسی ک از وقتی مریض شده خوابش بهم ریخته 🤧💔
نمیدونم چرا مغزم نصفه شب بیدار میشه چند ساعتی به سقف خیره میشه نمیذاره بخوابم بعد هوا روشن میشه یادش میاد باید بخوابه 😐
نمیدونم چرا مغزم نصفه شب بیدار میشه چند ساعتی به سقف خیره میشه نمیذاره بخوابم بعد هوا روشن میشه یادش میاد باید بخوابه 😐
💔1
آها ی چیز دیگ
اولا خیلی مراقب باشین ویروس نگیرین
دوما اگ گرفتین تو رو خدا جدی بگیرین داروهاتون رو بخورین استراحت کنین مثل من چیز بازی در نیارین
من اصلا استراحت نکردم این روزهای آخرم دیدم دارم بهتر میشم داروهامو نخوردم (مامان بابام و امین نفهممن این چند روز هزار بار گفتن داروهاتو میخوری؟ و من ...) و پاشدم رفتم پیاده روی و کتابخونه 😐 و الان دوباره افتادم🚶🏻♀️
اولا خیلی مراقب باشین ویروس نگیرین
دوما اگ گرفتین تو رو خدا جدی بگیرین داروهاتون رو بخورین استراحت کنین مثل من چیز بازی در نیارین
من اصلا استراحت نکردم این روزهای آخرم دیدم دارم بهتر میشم داروهامو نخوردم (مامان بابام و امین نفهممن این چند روز هزار بار گفتن داروهاتو میخوری؟ و من ...) و پاشدم رفتم پیاده روی و کتابخونه 😐 و الان دوباره افتادم🚶🏻♀️
👍2
Forwarded from درباره ی نیــاز🌿
تینیجر بودم استقلال ۳.۲ از تراکتور باخته بود
و من کنترل و سمت تلویزیون پرت کردم و شانس اوردم فقط کنترل شکست..
یه زمانی فوتبال انقدر برام مهم بود
که شب ها بازی های خارجی از شبکه ی سه پخش نمیشد و من بازی هارو از رادیو دنبال میکردم...
با mp4 م از تمام گل های مسی ویدیو میگرفتم و بارها و بارها میدیدمش
اما
الان
حتی فوتبال هم نمیتونه برام جذاب باشه انقدر...
و من کنترل و سمت تلویزیون پرت کردم و شانس اوردم فقط کنترل شکست..
یه زمانی فوتبال انقدر برام مهم بود
که شب ها بازی های خارجی از شبکه ی سه پخش نمیشد و من بازی هارو از رادیو دنبال میکردم...
با mp4 م از تمام گل های مسی ویدیو میگرفتم و بارها و بارها میدیدمش
اما
الان
حتی فوتبال هم نمیتونه برام جذاب باشه انقدر...
👍2
من آدمی نیستم ک با هر چیزی خوشحال شم بخصوص لباس ...
ولی ی لباسی بود ی مدتی بود چشمو گرفته بود
ولی زورم میومد اونقدر پول ب اون لباسه بدم👀😂
دیگ امروز ی اتفاقی افتاد دیدم واقعا نیاز دارم خوشحال شم
رفتم خریدمش
اومدم خونه
پوشیدیمش
از کنار آیینه داشتم رد میشدم یهو محو خنده خودم شدم 😐🤣🐣
بعد فهمیدم چقدر قشنگ میخندم👀 و لپ سمت چپم داره ی چاله ای میفته 🥲 خیلی قشنگ بود 🫠
هیچی دیگ حالم خوب شد
خیلی وقت بود اینطوری خودمو ندیده بودم 🐣
ولی ی لباسی بود ی مدتی بود چشمو گرفته بود
ولی زورم میومد اونقدر پول ب اون لباسه بدم👀😂
دیگ امروز ی اتفاقی افتاد دیدم واقعا نیاز دارم خوشحال شم
رفتم خریدمش
اومدم خونه
پوشیدیمش
از کنار آیینه داشتم رد میشدم یهو محو خنده خودم شدم 😐🤣🐣
بعد فهمیدم چقدر قشنگ میخندم👀 و لپ سمت چپم داره ی چاله ای میفته 🥲 خیلی قشنگ بود 🫠
هیچی دیگ حالم خوب شد
خیلی وقت بود اینطوری خودمو ندیده بودم 🐣
❤5👍1
پ.ن: شاید اللن بگین چقدر خودشیفته
ولی برای آدم کمالگرا و بدون اعتماد ب نفسی مثل من
همین ک یهویی محو لبخند خودم شدم واقعا اتفاق عجیبی بود تو زندگیم 🥲
ولی برای آدم کمالگرا و بدون اعتماد ب نفسی مثل من
همین ک یهویی محو لبخند خودم شدم واقعا اتفاق عجیبی بود تو زندگیم 🥲
❤🔥5❤1
سبز خواهم ماند🌱
کم مونده زارا ممدی رو از کانال ریمو کنم 😌 کلا بلاکش کنم 🚶🏻♀️🤧 داره خطرناک میشه بخدا 🤌 از نظر زهرا من حتی غذا هم نباید بخورم💔😂
دوستان ب نظرم واقعا باید زارا ممدی رو از همه جا بلاک کنم😂💔
🤣1
اونجا که ناظم حکمت میگه:
دلِ ما همیشه شکسته است فرزند!
اما امیدواری هیچوقت از جیبِ چپِ پیراهنمان کم نشد.
دلِ ما همیشه شکسته است فرزند!
اما امیدواری هیچوقت از جیبِ چپِ پیراهنمان کم نشد.
❤5
سبز خواهم ماند🌱
خواهرام و داداشم ب من = معصوم تو رو خدا هر اتفاق بدی میفته ب مامان بابا نگو غصه میخورن من = اوهوم 🤝 دو روز بعد = الو مامان 😂 بعد علاوه بر خودم هر چی از این سه تا عزیز هم میشنومم ب مامان بابام میگم 😌 رازداری از ویژگیهای بارز وی بود 🤌
اوه اینو بگم 🤣
من بچه بودم
بنایی داشتیم
ما میگیم بنایی ملت باکلاس اینستاگرام میگن بازسازی خونه🤧
روی پای بابام آب جوش ریخت
بدجوری سوخته بود
بعد کل خانواده اینطوری بودن ک ب علاءالدین(داداشم) نگیم چون سرباز بود
به نظر ی خرده دیر اینو گفتن
چون همون لحظه ک این اتفاق افتاده بود من ب داداشم اس ام اس داده بودم گفته بودم 😌💔
بعد وقتی شنیدم میگن ب علا نگین من مونده بودم و اس ام اسی ک رفته بود👀🐣
من بچه بودم
بنایی داشتیم
ما میگیم بنایی ملت باکلاس اینستاگرام میگن بازسازی خونه🤧
روی پای بابام آب جوش ریخت
بدجوری سوخته بود
بعد کل خانواده اینطوری بودن ک ب علاءالدین(داداشم) نگیم چون سرباز بود
به نظر ی خرده دیر اینو گفتن
چون همون لحظه ک این اتفاق افتاده بود من ب داداشم اس ام اس داده بودم گفته بودم 😌💔
بعد وقتی شنیدم میگن ب علا نگین من مونده بودم و اس ام اسی ک رفته بود👀🐣
🤣4
سبز خواهم ماند🌱
اوه اینو بگم 🤣 من بچه بودم بنایی داشتیم ما میگیم بنایی ملت باکلاس اینستاگرام میگن بازسازی خونه🤧 روی پای بابام آب جوش ریخت بدجوری سوخته بود بعد کل خانواده اینطوری بودن ک ب علاءالدین(داداشم) نگیم چون سرباز بود به نظر ی خرده دیر اینو گفتن چون همون لحظه…
به نظرم از خودمون میشنید بهتر ازین بود که از دوستاش میشنید 🤌👌
👍1