اولا مرسییی بابت مهر و محبتتون (:
قلب بهتون 🫶🫂
دوما زنده ام 🤌😂
فقط ی کوچولو درگیر یه عدد ویروس ناخوانده شدم که ولم نمیکنه
سوما بازم قراره برم
فقط اومدم ازین هفته بگم
و اعلام زنده بودن کنم
و دوباره برم 🫣
قلب بهتون 🫶🫂
دوما زنده ام 🤌😂
فقط ی کوچولو درگیر یه عدد ویروس ناخوانده شدم که ولم نمیکنه
سوما بازم قراره برم
فقط اومدم ازین هفته بگم
و اعلام زنده بودن کنم
و دوباره برم 🫣
❤5
#روز ۱۰۷
عاشق رشته امم
عاشق لحظه هاییم ک وقتی دارم کتابهای مرتبط با رشته ام و نظریه ها رو میخونم به یه نکته ای میرسم ک وجودم پر از نور میشه و دقیقه ها مانور میدم روی اون نکته
اخرشم برای زارا ممدی میفرستم ک حق مطلب ادا بشه (:
امروز دیر بیدار شدم و ی قسمت از زنجیره عادت سازیم امروز قطع شد
ولی خودمو نباختم ماباقی زنجیره های امروز باید قوی تر وصل بشن .
امشب مهمون دارم و باید مابین کارهای درسی و کاری ی قسمت از کارهای خونه رو انجام بدم
برنامه ریزی ب دادم رسیده (:
حالم ؟ خوبم نه نه عالیم (:
دومین روز چالش .
#رویا
عاشق رشته امم
عاشق لحظه هاییم ک وقتی دارم کتابهای مرتبط با رشته ام و نظریه ها رو میخونم به یه نکته ای میرسم ک وجودم پر از نور میشه و دقیقه ها مانور میدم روی اون نکته
اخرشم برای زارا ممدی میفرستم ک حق مطلب ادا بشه (:
امروز دیر بیدار شدم و ی قسمت از زنجیره عادت سازیم امروز قطع شد
ولی خودمو نباختم ماباقی زنجیره های امروز باید قوی تر وصل بشن .
امشب مهمون دارم و باید مابین کارهای درسی و کاری ی قسمت از کارهای خونه رو انجام بدم
برنامه ریزی ب دادم رسیده (:
حالم ؟ خوبم نه نه عالیم (:
دومین روز چالش .
#رویا
❤4
# روز۱۰۹ و ۱۱۰
و روز سوم چالش
دو روزه بخاطر بیماری خوابم بهم ریخته
طوری ک کل دیروز رو روی تخت دراز کش بودم
و امروز از ساعت ۳ تا ۶ بیدار بودم و ۶ تا ۸ خوابیدم
به این روزهام ک فکر میکنم میبینم چقدر غریبانه ی کنج این دنیا دارم زندگی میکنم
ی روز تمام از صب تا شب با درد افتادم رو تخت و نه میتونم برم دکتر نه میتونم چیزی برای خودم درست کنم که از گلویی ک داره اذیتم میکنه بره پایین
این وسط خونه بخاطر مهمونی شب قبلش ترکیده درسا مونده کارم مونده و اینکه قول داده بودم از مهر برم باشگاه هم تو مغزم با چکمه های میخ دار رژه میره
تا شب ک امین میاد میریم دکتر و طبق معمول ب خاطر رگ پیدا نشده و پاره شده چند تا قسمت دستم سوراخ و بعد کبود میشه
و بعدش پناه بردن ب اشکده قادری تا از خجالت گلوم دربیام ؛ فکر کنم چند روزی مهمونشم.
میشه روز سوم ؛ بیدار میشم ب خونه ترکیده نگاه میکنم و دفترها و کتابامم ی گوشه صدام میزنن
یادم میاد ی جایی خونده بودم زن بودن از تمیزی و مرتبی خونه اش شناخته میشه راستش اعتقادی بهش ندارم ولی حالمو خوب میکنه مرتبی خونه
ب خودم جرات نمیکنم تو ایینه نگاه کنم خونه رو مرتب میکنم و برای خودم این وسطا کارای جدید هم درست میکنم مثل تمیز کردن فریزر ...
حالا باید کلی ظرف بشورم و بذارم سرجاشون مرغا رو تمیز کنم و بذارم تو ظرفهای فریزر و سعی کنم دردمو فراموش کنم و اماده شم برای درس و کار و برای بار هزار و یکم تکرار کنم زن بودن توی این جامعه راحت نیست معصوم ولی از نظر بقیه تو میخوری و میخوابی و بخاطر همینه ک چاق شدی (:
میگذره ...
#رویا
و روز سوم چالش
دو روزه بخاطر بیماری خوابم بهم ریخته
طوری ک کل دیروز رو روی تخت دراز کش بودم
و امروز از ساعت ۳ تا ۶ بیدار بودم و ۶ تا ۸ خوابیدم
به این روزهام ک فکر میکنم میبینم چقدر غریبانه ی کنج این دنیا دارم زندگی میکنم
ی روز تمام از صب تا شب با درد افتادم رو تخت و نه میتونم برم دکتر نه میتونم چیزی برای خودم درست کنم که از گلویی ک داره اذیتم میکنه بره پایین
این وسط خونه بخاطر مهمونی شب قبلش ترکیده درسا مونده کارم مونده و اینکه قول داده بودم از مهر برم باشگاه هم تو مغزم با چکمه های میخ دار رژه میره
تا شب ک امین میاد میریم دکتر و طبق معمول ب خاطر رگ پیدا نشده و پاره شده چند تا قسمت دستم سوراخ و بعد کبود میشه
و بعدش پناه بردن ب اشکده قادری تا از خجالت گلوم دربیام ؛ فکر کنم چند روزی مهمونشم.
میشه روز سوم ؛ بیدار میشم ب خونه ترکیده نگاه میکنم و دفترها و کتابامم ی گوشه صدام میزنن
یادم میاد ی جایی خونده بودم زن بودن از تمیزی و مرتبی خونه اش شناخته میشه راستش اعتقادی بهش ندارم ولی حالمو خوب میکنه مرتبی خونه
ب خودم جرات نمیکنم تو ایینه نگاه کنم خونه رو مرتب میکنم و برای خودم این وسطا کارای جدید هم درست میکنم مثل تمیز کردن فریزر ...
حالا باید کلی ظرف بشورم و بذارم سرجاشون مرغا رو تمیز کنم و بذارم تو ظرفهای فریزر و سعی کنم دردمو فراموش کنم و اماده شم برای درس و کار و برای بار هزار و یکم تکرار کنم زن بودن توی این جامعه راحت نیست معصوم ولی از نظر بقیه تو میخوری و میخوابی و بخاطر همینه ک چاق شدی (:
میگذره ...
#رویا
❤3
#روز ۱۱۱
امروزم با درد پاشدم و چند ساعتی رو تخت ولو بودم ولی غر نزدم به خودم اجازه دادم استراحت کنم برای خودم دمتدش اویشن درست کردم و سوپ گرم کردم و سعی کردم این جمله رو بی رحمانه مدام تکرار نکنم : کاش مامان یا ابجی اینجا بودن ...
بعد اروم اروم اتاقو مرتب کردم
و حالا اینجام
نزدیک ساعت ۹
و کتابام جلومن(:
باید بتونم بخونم با وجود بی حالی و دردم ؛
اینجا مینویسم چون نمیخوام یادم بره ...
#رویا
امروزم با درد پاشدم و چند ساعتی رو تخت ولو بودم ولی غر نزدم به خودم اجازه دادم استراحت کنم برای خودم دمتدش اویشن درست کردم و سوپ گرم کردم و سعی کردم این جمله رو بی رحمانه مدام تکرار نکنم : کاش مامان یا ابجی اینجا بودن ...
بعد اروم اروم اتاقو مرتب کردم
و حالا اینجام
نزدیک ساعت ۹
و کتابام جلومن(:
باید بتونم بخونم با وجود بی حالی و دردم ؛
اینجا مینویسم چون نمیخوام یادم بره ...
#رویا
❤2👍1
#روز۱۱۲
درسته امروز درس نخوندم
در واقع نتونستم بخونم با این حالم
ولی هوا داره تاریک میشه میرم دوش میگیرم
بافت نارنجیمو میپوشم و میگم بریم با ماگ جدیده ستش کنیم
انگار ن انگار ک سرم داره میترکه دماغم از جاش دراومده و صدام شبیه صدای پسرهای تو سن بلوغ شده و از چشامم نگم ک ...
تازه الان فهمیدم دلیل اینکه دکتره تو داروهام قطره گذاشته بود چیه...
و دمنوش آویشن و چایی سبز میریزم و میشینم پشت میز ؛ پیام های دانش اموزامو چک میکنم
و میگم دختر ی ساعت تایم داری برنامه بچه هاتو بنویسی و بفرستی
ببینم چیکار میکنی ...
همیشه وقتی میخوام خودمو گول بزنم ی تایمی مشخص میکنم (:
دیگه غر نمیزنم و این ویروس ناخوانده رو زندگی میکنم
#رویا
درسته امروز درس نخوندم
در واقع نتونستم بخونم با این حالم
ولی هوا داره تاریک میشه میرم دوش میگیرم
بافت نارنجیمو میپوشم و میگم بریم با ماگ جدیده ستش کنیم
انگار ن انگار ک سرم داره میترکه دماغم از جاش دراومده و صدام شبیه صدای پسرهای تو سن بلوغ شده و از چشامم نگم ک ...
تازه الان فهمیدم دلیل اینکه دکتره تو داروهام قطره گذاشته بود چیه...
و دمنوش آویشن و چایی سبز میریزم و میشینم پشت میز ؛ پیام های دانش اموزامو چک میکنم
و میگم دختر ی ساعت تایم داری برنامه بچه هاتو بنویسی و بفرستی
ببینم چیکار میکنی ...
همیشه وقتی میخوام خودمو گول بزنم ی تایمی مشخص میکنم (:
دیگه غر نمیزنم و این ویروس ناخوانده رو زندگی میکنم
#رویا
❤4👍1
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
نمیدونم بزرگسالیه، یا چیزه دیگه. هزار و یک دلیل برای ادامه ندادن دارم، ولی خم میشم و بند کفشامو محکمتر میبندم. هزارو یک دلیل دارم که زندگی رو ورق نزده رها کنم، اما بلند میشم یه تکونی به خودم میدم. هزارو یک دلیل دارم که نخوام و نکنم، اما میرم چایی میریزم تا ببینم زندگی چی برام داره.
👍2
تا اینجای روز هر مدلی بودی ولکن عامو🫶 پاشو ازینجا ب بعد رو قشنگش کن (:
تا اینجای روز ب ی سری کارام رسیدم
ی خرده هم درس خوندم 😌
تازههههه دیدم کلم بنفش تو یخچال داریم گفتم دختر وقتشه تو زندگیت ترشی درست کردنم تجربه کنی 😂🐣
خلاصه امروز بهتر بود خیلی بهتر (:
الانم بریم ادامه روزو بترکونیم ؛ هستی دیگه ؟ 🤝
تا اینجای روز ب ی سری کارام رسیدم
ی خرده هم درس خوندم 😌
تازههههه دیدم کلم بنفش تو یخچال داریم گفتم دختر وقتشه تو زندگیت ترشی درست کردنم تجربه کنی 😂🐣
خلاصه امروز بهتر بود خیلی بهتر (:
الانم بریم ادامه روزو بترکونیم ؛ هستی دیگه ؟ 🤝
❤7
#روز ۱۱۳
نمیدونم چی میخوام و با چی حالم خوب میشه
حتی الان دیگه نمیدونم مسیری که برای این #رویا دارم پیش میبرمش درسته یا نه
نمیدونم کلا درست چیه غلط چیه !
دلم میخواد مثل سالهای ۹۹ تا ۴۰۱ میتونستم هر دو هفته ی بار با دکتر ساسان نژاد صحبت کنم
کل روزها رو منتظر میموندم برای اون ۴۵ دقیقه.
ذهن اون روزام مثل این روزها ی کاموا داشت ک یکی بازش کرده بود و کاموائه همه چی رو بهم ریخته بود
وقتی با دکتر صحبت میکردم بعدش کاموا مرتب شده بود انگاری ی اثر هنری با کاموا حین صحبت بافته شده بود ...
دلم اون روزها رو نمیخواد
دلم فقط میخواد این روزها رو قشنگ تر زندگی کنم بهتر زندگی کنم
طوری ک اگ الان عزرائیل اومد سراغم بگم بریم من زندگی رو زیست کردم (:
ولی وسط سن ۲۳ سالگی توی پرتردیدترین روزهای زندگیمم
چی درسته ؟ کی میدونه اصلا ؟!
نمیدونم چی میخوام و با چی حالم خوب میشه
حتی الان دیگه نمیدونم مسیری که برای این #رویا دارم پیش میبرمش درسته یا نه
نمیدونم کلا درست چیه غلط چیه !
دلم میخواد مثل سالهای ۹۹ تا ۴۰۱ میتونستم هر دو هفته ی بار با دکتر ساسان نژاد صحبت کنم
کل روزها رو منتظر میموندم برای اون ۴۵ دقیقه.
ذهن اون روزام مثل این روزها ی کاموا داشت ک یکی بازش کرده بود و کاموائه همه چی رو بهم ریخته بود
وقتی با دکتر صحبت میکردم بعدش کاموا مرتب شده بود انگاری ی اثر هنری با کاموا حین صحبت بافته شده بود ...
دلم اون روزها رو نمیخواد
دلم فقط میخواد این روزها رو قشنگ تر زندگی کنم بهتر زندگی کنم
طوری ک اگ الان عزرائیل اومد سراغم بگم بریم من زندگی رو زیست کردم (:
ولی وسط سن ۲۳ سالگی توی پرتردیدترین روزهای زندگیمم
چی درسته ؟ کی میدونه اصلا ؟!
❤2👍1
.
إذا شعرت بالحاجة إلى يد دافئة فأمسك بيدك الأخرى، فلن يُهزم شخصٌ يؤمن بنفسه...
«اگر که حس کردی به یک دستِ گرم نیاز داری دستِ دیگرت را بگیر
زیرا "شکست نمیخورد" کسی که به خودش ایمان دارد🤝🏻
إذا شعرت بالحاجة إلى يد دافئة فأمسك بيدك الأخرى، فلن يُهزم شخصٌ يؤمن بنفسه...
«اگر که حس کردی به یک دستِ گرم نیاز داری دستِ دیگرت را بگیر
زیرا "شکست نمیخورد" کسی که به خودش ایمان دارد🤝🏻
دیشب ک رفته بودم پارک بچه مدرسه هایی رو دیدم ک داشتن بازی میکردن
با خودم گفتم دختر تو مامان خیلی خوبی میشی(:
بعد یه چیزی تو مغزم قهقهه کنان همراه با پوزخند عمیقی گفت : آره همین تو...
بعد یه بخش جدیدی از مغزم که جدیدا شکل گرفته و دوسش دارم گفت همین تو باعث شدی من از خودم دور شم خودمو دوست نداشته باشم خودمو قبول نداشته باشم ؛ همین تو و باور نداشتنت به خودت باعث شدی من کمرنگ و کمرنگ تر بشم طوری که الان وسط ی پارک نشسته باشم و ندونم تصمیم درست چیه ندونم ب چی گوش کنم ب چی نه
حتی ندونم درست خودم چیه غلطم چیه
آره همین تو ؛ توی اضافه تو این وجود باعث شدی من با خودم غریبه باشم (:
نمیدونم چرا ولی یاد حرف دکتر ساسان نژاد افتادم
میگفت معصومه اگه الان بهت بگم چند سال دیگه قراره چنین اتفاقی رو تجربه کنی میگی نه نمیتونم
ولی بعدا تو دل ماجرا یهویی به خودت میایی و میگی این منم که دارم چنین چیزی رو تحمل میکنم؟!
بمونه از روزهایی که هیچیم نیست ولی ذهنم ...
#اندرنوشتهای_روزانه
با خودم گفتم دختر تو مامان خیلی خوبی میشی(:
بعد یه چیزی تو مغزم قهقهه کنان همراه با پوزخند عمیقی گفت : آره همین تو...
بعد یه بخش جدیدی از مغزم که جدیدا شکل گرفته و دوسش دارم گفت همین تو باعث شدی من از خودم دور شم خودمو دوست نداشته باشم خودمو قبول نداشته باشم ؛ همین تو و باور نداشتنت به خودت باعث شدی من کمرنگ و کمرنگ تر بشم طوری که الان وسط ی پارک نشسته باشم و ندونم تصمیم درست چیه ندونم ب چی گوش کنم ب چی نه
حتی ندونم درست خودم چیه غلطم چیه
آره همین تو ؛ توی اضافه تو این وجود باعث شدی من با خودم غریبه باشم (:
نمیدونم چرا ولی یاد حرف دکتر ساسان نژاد افتادم
میگفت معصومه اگه الان بهت بگم چند سال دیگه قراره چنین اتفاقی رو تجربه کنی میگی نه نمیتونم
ولی بعدا تو دل ماجرا یهویی به خودت میایی و میگی این منم که دارم چنین چیزی رو تحمل میکنم؟!
بمونه از روزهایی که هیچیم نیست ولی ذهنم ...
#اندرنوشتهای_روزانه
❤1
بریم تا شب بترکونیم ؟ 🤝
درس و همیشه درس 🤌
کتاب غیر درسی
تایم مشاوره
درست کردن شام = هنوز نمیدونم چی
حموم
مرتب کردن خونه
دانش اموزام
اینا برای امروز مهمه و حتما باید طبق برنامه انجام بشه
تو چی ؟
اینجا بنویس
شب بهم گزارش بدیم (:
درس و همیشه درس 🤌
کتاب غیر درسی
تایم مشاوره
درست کردن شام = هنوز نمیدونم چی
حموم
مرتب کردن خونه
دانش اموزام
اینا برای امروز مهمه و حتما باید طبق برنامه انجام بشه
تو چی ؟
اینجا بنویس
شب بهم گزارش بدیم (:
🤝1
سبز خواهم ماند🌱
「 کافه مومو 」 – گلچین | آهنگ های عاشقانهی پائیزی
برای روزهای سرد و قشنگ پاییزتون (:
❤🔥2
بلاخره اسماج درست کردم 🤌😂
آها راستی ب جاعودی جدیدمم توجه نمایید 🫠🐣
مرسی اه🤧
آها راستی ب جاعودی جدیدمم توجه نمایید 🫠🐣
مرسی اه🤧
❤5🔥1
وقتهایی که دلم نمیخواد به هیچی ادامه بدم، یاد روزها و لحظههایی که هنوز تجربهشون نکردم میفتم. یاد اون حال خوب، حس قشنگی که با رسیدن به آرزوهام و هدفهام میچشم میفتم. به خودم میگم نذار تجربه نکرده از دست بری، نذار حیف بشی. بخاطر همون یطوری خودمو گره میزنم 🌱💚
پ.ن: دوست دارم این کتابو امروز تمومش کنم 🫣
پ.ن: دوست دارم این کتابو امروز تمومش کنم 🫣
❤3👍1
واقعیتش باید بادیگارد استخدام کنم👌
جونم در خطره 🤧🥺🤣
چرا و چگونه ؟ ده و بیست و پنج صدم
جونم در خطره 🤧🥺🤣
چرا و چگونه ؟ ده و بیست و پنج صدم
🤣7❤1
امروز پارت بندی داشته باشیم؟
💚۹:۳۰ الی ۱۰:۳۰ ✅️
💚۱۰:۴۵ الی ۱۱:۴۵✅️
💚۱۲ الی ۱
💚۲ الی ۳
این دو پارت رو از هر کدوم سی دقیقه خوندم وسطش رفتم حموم و بعدش هم اومدم کتابخونه 🌱
💚۳:۱۵ الی ۴:۱۵✅️
💚۴:۳۰ الی ۵:۳۰✅️
💚۵:۴۵ الی ۶:۴۵✅️
+۱پارت شب
۷ ساعت ✅️😍
💚۹:۳۰ الی ۱۰:۳۰ ✅️
💚۱۰:۴۵ الی ۱۱:۴۵✅️
💚۱۲ الی ۱
💚۲ الی ۳
این دو پارت رو از هر کدوم سی دقیقه خوندم وسطش رفتم حموم و بعدش هم اومدم کتابخونه 🌱
💚۳:۱۵ الی ۴:۱۵✅️
💚۴:۳۰ الی ۵:۳۰✅️
💚۵:۴۵ الی ۶:۴۵✅️
+۱پارت شب
۷ ساعت ✅️😍
👍4