ذهن پلیدم مدام داره ب آینده فکر میکنه
میدونم برای فرار از استرسه
دیگه دستش برام رو شده
هر موقع استرس میاد سراغش بی محلی میکنه و میره سراغ آینده و مدام رویابافی میکنه
دیوونه نمیفهمه استرس هنوزم هست و با این کارش فقط اوضاع رو بدتر میکنه...
از وقتی فهمیدمش داستان سخت تر شده
فکر کن ی گوشه نشستی و داری دعوا و بی محلی های قسمتهای مختلف وجودت رو تماشا میکنی و هیچ کاری هم از دستت بر نمیاد
حالا این وسط معده هم خودی نشون میده و باید سوزش اونم تحمل کنی ...
وسط خنگولک بازیهای اینا از دلم براتون بگم که لوس ترینه
میدونم همه اینا زیر سر اونه
پاشو کوبیده زمین و الا و بلا خواسته اش رو تقاضا کرده
نازدونه وجودمه دیگه
کاریش نمیشه کرد
حالیش نمیشه خیلی چیزا بدست آوردنی نیس
حالیش نمیشه نباید دلو همیشه ب دریا زد و
رویاهای آنچنانی بافت
اصلا کی قلابهای بافتنی رو داد ب این بچه ؟!
این کارها کار مغزه که حالیشه سواد داره میدونه چی درسته چی غلط
آخه به تو چه بچه !
حالا حتی مغز هم قاطی کرده بین درست و نادرست مونده ...
امان از دست این دل (:
اندر حکایات روزهای عجیبی که تمومی نداره
میدونم برای فرار از استرسه
دیگه دستش برام رو شده
هر موقع استرس میاد سراغش بی محلی میکنه و میره سراغ آینده و مدام رویابافی میکنه
دیوونه نمیفهمه استرس هنوزم هست و با این کارش فقط اوضاع رو بدتر میکنه...
از وقتی فهمیدمش داستان سخت تر شده
فکر کن ی گوشه نشستی و داری دعوا و بی محلی های قسمتهای مختلف وجودت رو تماشا میکنی و هیچ کاری هم از دستت بر نمیاد
حالا این وسط معده هم خودی نشون میده و باید سوزش اونم تحمل کنی ...
وسط خنگولک بازیهای اینا از دلم براتون بگم که لوس ترینه
میدونم همه اینا زیر سر اونه
پاشو کوبیده زمین و الا و بلا خواسته اش رو تقاضا کرده
نازدونه وجودمه دیگه
کاریش نمیشه کرد
حالیش نمیشه خیلی چیزا بدست آوردنی نیس
حالیش نمیشه نباید دلو همیشه ب دریا زد و
رویاهای آنچنانی بافت
اصلا کی قلابهای بافتنی رو داد ب این بچه ؟!
این کارها کار مغزه که حالیشه سواد داره میدونه چی درسته چی غلط
آخه به تو چه بچه !
حالا حتی مغز هم قاطی کرده بین درست و نادرست مونده ...
امان از دست این دل (:
اندر حکایات روزهای عجیبی که تمومی نداره
❤7
بدترین خیانتی که آدمیزاد میتونه
متحمل بشه، از سمت خودشه.
با هدر دادن زندگیش و استفاده نکردن
از استعدادهاش و همینطور نادیده گرفتن
علایقش🌱
متحمل بشه، از سمت خودشه.
با هدر دادن زندگیش و استفاده نکردن
از استعدادهاش و همینطور نادیده گرفتن
علایقش🌱
❤4
من نمیدونم چرا خیلیاتون ی هدف انتخاب میکنین بعد لحظه آخر میذارین کنار
هدف بدون تلاش و بدو بدو کردن هیچیه
برا هیچی زندگی میکنین ؟!
خودتون هیچی
خانوادتون هیچی
ب آینده تون فکر کنین
ب هر حال ک ی روزی ازدواج میکنین
مامان بابا میشین
عاقا دو روز دیگه در برابر خانواده همسر حرفی برا گفتن نداشته باشین یعنی بدبختی
یعنی تحمل ی زندگی افتضاح
لیاقت تو همینه ؟
لیاقتت شنیدن حرفهای تحقیرآمیزه
نگاه های پر از حسرته؟
ی کاری کن ک حرفی برا گفتن داشته باشی
سرتو بالا بگیری
نه اینکه دو روز دیگ تو جمع دارن حرف میزنن تو حرفی برا گفتن نداری
طوری زندگی کن ک الگو باشی دیدنت بگن دمش گرم چطوری زندگیش رو ساخت
نه اینکه بگن بدبخت
ببین حسرت خوردن خیلی بده
حرف زور شنیدن خیلی بده
شرمنده شدن خیلی بده
دیدن زندگی خوب بقیه خیلی بده
حالا بشین ی گوشه و هیچ کاری نکن
تلاش نکن
حتما لیاقتت همین زندگیه دیگه 💚
صلاح زندگیتو خودت میدونی و بس
هدف بدون تلاش و بدو بدو کردن هیچیه
برا هیچی زندگی میکنین ؟!
خودتون هیچی
خانوادتون هیچی
ب آینده تون فکر کنین
ب هر حال ک ی روزی ازدواج میکنین
مامان بابا میشین
عاقا دو روز دیگه در برابر خانواده همسر حرفی برا گفتن نداشته باشین یعنی بدبختی
یعنی تحمل ی زندگی افتضاح
لیاقت تو همینه ؟
لیاقتت شنیدن حرفهای تحقیرآمیزه
نگاه های پر از حسرته؟
ی کاری کن ک حرفی برا گفتن داشته باشی
سرتو بالا بگیری
نه اینکه دو روز دیگ تو جمع دارن حرف میزنن تو حرفی برا گفتن نداری
طوری زندگی کن ک الگو باشی دیدنت بگن دمش گرم چطوری زندگیش رو ساخت
نه اینکه بگن بدبخت
ببین حسرت خوردن خیلی بده
حرف زور شنیدن خیلی بده
شرمنده شدن خیلی بده
دیدن زندگی خوب بقیه خیلی بده
حالا بشین ی گوشه و هیچ کاری نکن
تلاش نکن
حتما لیاقتت همین زندگیه دیگه 💚
صلاح زندگیتو خودت میدونی و بس
👍5
Forwarded from Mutlu Ol 𝜗𝜚
زندگیت کوتاهه. شاید همین الانش هم بیشتر از نصفش رو رد کردی.
پس غذایی بخور که دوست داری. لباسی بپوش که دوست داری، جاهایی برو که ازشون لذت میبری و با کسی بمون که حضورش، بهت احساس آرامش و امنیت و کفایت میده...
@Mutluol🌿
پس غذایی بخور که دوست داری. لباسی بپوش که دوست داری، جاهایی برو که ازشون لذت میبری و با کسی بمون که حضورش، بهت احساس آرامش و امنیت و کفایت میده...
@Mutluol🌿
فراوانی • این نقطه
حسین
چیزی که دنبالشی ، دنبالته...
این ویدئو بازنشر لایو اینستاگرامی مربوط به تاریخ چهارشنبه، ۱۷ آذر ۱۴۰۰ می باشد
@in_noghte_pod
این ویدئو بازنشر لایو اینستاگرامی مربوط به تاریخ چهارشنبه، ۱۷ آذر ۱۴۰۰ می باشد
@in_noghte_pod
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام معص🌱وم هستم ✋️
لینک زیر رو لمس کن و هر حرفی که تو دلت هست یا هر انتقادی که نسبت به من داری رو با خیال راحت بنویس و بفرست. بدون اینکه از اسمت باخبر بشم پیامت به من میرسه. خودتم میتونی امتحان کنی و از بقیه بخوای راحت و ناشناس بهت پیام بفرستن، حرفای خیلی جالبی میشنوی! 😉
👇👇
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1587982-sJPN38t
لینک زیر رو لمس کن و هر حرفی که تو دلت هست یا هر انتقادی که نسبت به من داری رو با خیال راحت بنویس و بفرست. بدون اینکه از اسمت باخبر بشم پیامت به من میرسه. خودتم میتونی امتحان کنی و از بقیه بخوای راحت و ناشناس بهت پیام بفرستن، حرفای خیلی جالبی میشنوی! 😉
👇👇
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1587982-sJPN38t
👍2
برنامه ناشناس
سلام معص🌱وم هستم ✋️ لینک زیر رو لمس کن و هر حرفی که تو دلت هست یا هر انتقادی که نسبت به من داری رو با خیال راحت بنویس و بفرست. بدون اینکه از اسمت باخبر بشم پیامت به من میرسه. خودتم میتونی امتحان کنی و از بقیه بخوای راحت و ناشناس بهت پیام بفرستن، حرفای خیلی…
میشه اینجا برام ی چیزی بنویسی (:
شاید نیاز دارم بهش ؛ برای حال خوب ...
شاید نیاز دارم بهش ؛ برای حال خوب ...
Forwarded from برنامه ناشناس
برای اولین بار میخوام یکم دلی و راحت حرف بزنم برات معصوم خانمِ گل🌱
خودم که مشغول به کار شدم دیدم چقد سخته رسوندن درس و کار و زندگی و چقد داری سختی میکشی
چقد صبرت بالاست چقدر تلاشت ستودنیه
چقد خوب مدیریت میکنی.
یادته بهم میگفتی آخرش قشنگه
آخر قصه توام قشنگه معلومه که قشنگه چون صبوری چون پیگیری چون جنگجویی
چون خدا دارع همشو می بینه آخر قصه تو از مال همه ما قشنگ تره
به امید برق تو چشات
بغض تو گلوت
فریاد خوشحالیت
گریه از ذوقت
بعد دیدن نتیجه ای که میخااستی🥹
شبت خوش معصوم خانم🦋
برای اولین بار میخوام یکم دلی و راحت حرف بزنم برات معصوم خانمِ گل🌱
خودم که مشغول به کار شدم دیدم چقد سخته رسوندن درس و کار و زندگی و چقد داری سختی میکشی
چقد صبرت بالاست چقدر تلاشت ستودنیه
چقد خوب مدیریت میکنی.
یادته بهم میگفتی آخرش قشنگه
آخر قصه توام قشنگه معلومه که قشنگه چون صبوری چون پیگیری چون جنگجویی
چون خدا دارع همشو می بینه آخر قصه تو از مال همه ما قشنگ تره
به امید برق تو چشات
بغض تو گلوت
فریاد خوشحالیت
گریه از ذوقت
بعد دیدن نتیجه ای که میخااستی🥹
شبت خوش معصوم خانم🦋
❤3👍1
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
گاهی جایی وسط بدو بدو کردنها، جا نموندنها، تلاش کردنها، بیوقفه پریدنها، دلم میخواد دستمو بیارم بالا و از قطار فرسودهی دنیا پیاده بشمو یک زندگی معمولی تحویل بگیرم. یک زندگیِ بدون مسئولیت های بزرگ! بدون مشغله های بزرگتر از قد و قوارهم. دلم میخواد با دلخوشی های کوچک شبها به خواب برم، و با خیال آسوده چشمهامو باز کنم. دلم میخواد در کنج امنی به دور از تمام دغدغهها، دلواپسیها، به حال خودم رها و درگیر دنیای معمولی خودم باشم.
موقعیت =
پتو و تشکهای جهازم تو اتاقمه؛ کنار قفسه کتابام
چند روزه ی حس بهم ریختگی تو ذهنم داره خودشو تحویل میگیره
صدای هلیکوپتر میاد ناخودآگاه میرم پشت پنجره و ذهنم میره ب پارسال خوابگاه خوارزمی ؛ بهم ریختگیهای کشور و صداهای عجیب غریبی که نشون میداد اون بیرون ی چیزی شبیه جنگه ...
چند شبه خوابم بهم خورده چشم میخوره ب تناقض غریب این روزهام و افکار پشت سرش یکی یکی میان و شب نشینی برگزار میکنن و منی که متنفرم ازین جریان مهمون ناخونده ...
مامان بزرگ دیشب افتاده و پاش معلوم نیس چیشده ؛ مامان عصبیه و نمیتونم باهاش صحبت کنم و ذهنمم مدام ارور میده بهش بگو برای جهاز دم دری یادمون نره ...
ذهنم موقعیت شناسیش میلنگه...
میرم اردیبهشت
اواخر اردیبهشت
همه چی تموم شده
میدونم داستانهای جدید چالشهای جدید قراره سورپرایزم کنن
و همینم ی کوچولو نگرانم میکنه
و دوباره این سوال ! روزی هست ک ذهن پلیدم مشکل و چالش رو بذاره دم در و بگه راحت باش بخند و اینقدر ب همه چی فکر نکن...
موقعیت ؟!
باید برم وسایل یخچال رو بچینم داخلش
گویا صبح جوگیر شده بودم 🙂
پتو و تشکهای جهازم تو اتاقمه؛ کنار قفسه کتابام
چند روزه ی حس بهم ریختگی تو ذهنم داره خودشو تحویل میگیره
صدای هلیکوپتر میاد ناخودآگاه میرم پشت پنجره و ذهنم میره ب پارسال خوابگاه خوارزمی ؛ بهم ریختگیهای کشور و صداهای عجیب غریبی که نشون میداد اون بیرون ی چیزی شبیه جنگه ...
چند شبه خوابم بهم خورده چشم میخوره ب تناقض غریب این روزهام و افکار پشت سرش یکی یکی میان و شب نشینی برگزار میکنن و منی که متنفرم ازین جریان مهمون ناخونده ...
مامان بزرگ دیشب افتاده و پاش معلوم نیس چیشده ؛ مامان عصبیه و نمیتونم باهاش صحبت کنم و ذهنمم مدام ارور میده بهش بگو برای جهاز دم دری یادمون نره ...
ذهنم موقعیت شناسیش میلنگه...
میرم اردیبهشت
اواخر اردیبهشت
همه چی تموم شده
میدونم داستانهای جدید چالشهای جدید قراره سورپرایزم کنن
و همینم ی کوچولو نگرانم میکنه
و دوباره این سوال ! روزی هست ک ذهن پلیدم مشکل و چالش رو بذاره دم در و بگه راحت باش بخند و اینقدر ب همه چی فکر نکن...
موقعیت ؟!
باید برم وسایل یخچال رو بچینم داخلش
گویا صبح جوگیر شده بودم 🙂
🤝2
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
هرچه قدر میرم جلوتر باورم نمیشه، اینکه این منم که بارها و بارها ریشه های خشکیدهی انگیزهم رو آب میدم تا جوونه بزنه. اینکه این منم که بارها و بارها شاخکهای شکستهی ذوقو شوقم رو گره میزنمو منتظر دوباره بهم پیوستنش میمونم. اینکه این منم که بارها و بارها باغ آفت زدهم رو بیل میزنم، از لای انبوهی از ترس از نشدنو نگرانیِ فردا، ته مونده امید به زندگیم رو الک میکنمو بیرون میکشم. هرچه قدر میرم جلو باورم نمیشه این منم که بارها خمیده میشه، میشکنه، اما باز دوباره میایسته و شکوفه میده.
Forwarded from خونه شماره ۸ (Samyar)
در هیچجا پیش هیچکس قول ندادم همیشه در بهترین ورژن باشم. اشتباه نکنم، منطقی باشم، خطا نکنم، عالی باشم. در هیچجا به هیچکس قول ندادم قراره همیشه حالم خوب باشه، کم نیارم، پر انرژی باشم، نلرزم. من همینم؛ گاهی شکننده، گاهی بُرنده، گاهی تیکه تیکه، گاهی بهم پیوسته. همینم؛ گاهی از دنیا بیزار، گاهی تلاش برای اضافه کردن چیزی به زندگی. همینم؛ گاهی مصم که چیز رو رها کنم، گاهی هم در احاطهی ترسهامم. من همینم؛ گاهی ضعیف، گاهی قوی!