پلهای پشتِ سَرم را خراب کردم تا به «تو» رَسیدم.
رفتی و پلهای پیشِ رویم را هم خراب کردی.
من ماندهام بی راه پسِ و پیش، مبهوت و تنها.
@masnaviX
رفتی و پلهای پیشِ رویم را هم خراب کردی.
من ماندهام بی راه پسِ و پیش، مبهوت و تنها.
@masnaviX
👍1
Forwarded from مثنوی مادی
هرچه پَر و بال زدم جز گردوخاک و فغان چیزی پرواز نکرد.
من مُرغِ شام بودم و سهمم از «تو» تماشایِ پروازت.
@masnaviX
من مُرغِ شام بودم و سهمم از «تو» تماشایِ پروازت.
@masnaviX
هیچ امتحانِ آخری وجود ندارد؛
نتیجهِ رد شدن تکرار امتحان است و نتیجهِ قبولی شروع امتحان بعدی.
@masnaviX
نتیجهِ رد شدن تکرار امتحان است و نتیجهِ قبولی شروع امتحان بعدی.
@masnaviX
مثنوی مادی
از منظرِ دنبالهروها نیچه، شوپنهاور، فروید و کانت هم باید اعلام میکردند که خط فکری کدام اندیشمندِ قبل از خود را دنبال میکنند و بسط میدهند؛ آنها حتی اگر به افلاطون و سقراط هم برسند میپرسند: «کدوم کتابارو خوندی؟» دنبالهرو درکی از بینشِ تولیدی ندارد، دنبالهرو…
نه سیبِ نیوتن بر سرم خورد و نه پا در خزینهِ ارشمیدس نهادم اما «یافتم».
@masnaviX
@masnaviX
👍1
جنگیدن با احمق برای اثبات حماقتش، تلاشی فرسایشی و بیسرانجام است.
از کنار احمق بدون اصطکاک بگذر و عمرت را صرفِ او نکن.
@masnaviX
از کنار احمق بدون اصطکاک بگذر و عمرت را صرفِ او نکن.
@masnaviX
هنگامهِ انتخابِ میانِ اصول و منافع، طلوعِ خودِ واقعیات را در آیِنه به نظاره بنشین.
@masnaviX
@masnaviX
میانِ این افکارِ پایانناپذیر و این دستانِ کوچک، هیچ تناسبی برقرار نیست؛ نتیجه رنجیست که بر گُردهِ ما سوار است.
@masnaviX
@masnaviX
بهتر بود بهجای برابریِ جنسیتی برای «برابریِ آگاهی» یقه جِر میدادند؛
انسانِ آگاه با انسانِ آگاه برابر است.
@masnaviX
انسانِ آگاه با انسانِ آگاه برابر است.
@masnaviX
آنها که هیچ نمیدانستند همان هیچ را آنچنان جذاب ارائه کردند تا آنهایی که از همان هیچ هم هیچ نفهمیدند جذبِ مفهمومی ورایِ ادراکِ خود شوند.
@masnaviX
@masnaviX
آن روز فرا خواهد رَسید که میروی و خودَت را جا میگُذاری. پس از آن همیشه این ترس که چیزی را گم کردهای با توست اما نمیدانی گمشدهات خودِ رفتهات است یا خودِ ماندهات.
@masnaviX
@masnaviX
Forwarded from مثنوی مادی
چَند خودشاعرپندارِ دیگر مُتِوَّلِد خواهند شُد و چند حَجمِ ناموزون از چَرندیات بالا خواهند آوَرد؟
دَفتَرها بویِ اِستفراغ گرفتهاند، موبایلها هم.
@masnaviX
دَفتَرها بویِ اِستفراغ گرفتهاند، موبایلها هم.
@masnaviX
اغلب دیر رَسیدن با هرگز نرسیدن تفاوتی ندارد؛ چایِ سرد را مقصد سینکِ ظرفشویی است و من که در کودکی علایقم پشتِ ویترین مغازهها تحقیرم میکردند حتی اکنون که فاصلهام تا هر بهدست آوردنی فقط یک دست به جیب بردن است، هنوز بخشی از وجودم زخمیِ نگاهِ تمسخر آمیزِ آن سربازِ پلاستیکیِ مسلسل به دست است.
@masnaviX
@masnaviX
👍2