حرص زیاد میزنم
و حرص زیاد میخورم
درونِ خودم میریزم
و از درونِ خودم لبریزم
باده غم را فرونمینشاند
و غمت طغیان میکند
و سَدِّ بغض که فروپاشید
یادت است که سرازیر میشود
یادت میرود که به دریا بریزد.
@masnaviX
و حرص زیاد میخورم
درونِ خودم میریزم
و از درونِ خودم لبریزم
باده غم را فرونمینشاند
و غمت طغیان میکند
و سَدِّ بغض که فروپاشید
یادت است که سرازیر میشود
یادت میرود که به دریا بریزد.
@masnaviX
مثنوی مادی
چیزهایی هست که با هر میزان از تلاش هم بهدست نمیآید، مثلِ «توِ» لعنتی. @masnaviX
حتی عِلم در کشفِ ماهیتِ «تو» سرگردان است.
@masnaviX
@masnaviX
👍1
متناسب با عواطفِ عمیقِ انسانی، بهترین برخورد در مواجههِ با متکدیِ خیابانی، زیر گرفتن اوست، هم به خانوادهای که برایش جان میکَند دیه خوبی تعلق خواهد گرفت که زندگیشان زیرورو شود و هم خودِ او از این نکبت و خِفَت خلاص میشود.
@masnaviX
@masnaviX
پلهای پشتِ سَرم را خراب کردم تا به «تو» رَسیدم.
رفتی و پلهای پیشِ رویم را هم خراب کردی.
من ماندهام بی راه پسِ و پیش، مبهوت و تنها.
@masnaviX
رفتی و پلهای پیشِ رویم را هم خراب کردی.
من ماندهام بی راه پسِ و پیش، مبهوت و تنها.
@masnaviX
👍1
Forwarded from مثنوی مادی
هرچه پَر و بال زدم جز گردوخاک و فغان چیزی پرواز نکرد.
من مُرغِ شام بودم و سهمم از «تو» تماشایِ پروازت.
@masnaviX
من مُرغِ شام بودم و سهمم از «تو» تماشایِ پروازت.
@masnaviX
هیچ امتحانِ آخری وجود ندارد؛
نتیجهِ رد شدن تکرار امتحان است و نتیجهِ قبولی شروع امتحان بعدی.
@masnaviX
نتیجهِ رد شدن تکرار امتحان است و نتیجهِ قبولی شروع امتحان بعدی.
@masnaviX
مثنوی مادی
از منظرِ دنبالهروها نیچه، شوپنهاور، فروید و کانت هم باید اعلام میکردند که خط فکری کدام اندیشمندِ قبل از خود را دنبال میکنند و بسط میدهند؛ آنها حتی اگر به افلاطون و سقراط هم برسند میپرسند: «کدوم کتابارو خوندی؟» دنبالهرو درکی از بینشِ تولیدی ندارد، دنبالهرو…
نه سیبِ نیوتن بر سرم خورد و نه پا در خزینهِ ارشمیدس نهادم اما «یافتم».
@masnaviX
@masnaviX
👍1
جنگیدن با احمق برای اثبات حماقتش، تلاشی فرسایشی و بیسرانجام است.
از کنار احمق بدون اصطکاک بگذر و عمرت را صرفِ او نکن.
@masnaviX
از کنار احمق بدون اصطکاک بگذر و عمرت را صرفِ او نکن.
@masnaviX