تا حالا مغزتو شُستی؟
روزی یکبار حموم میری، دوبار مسواک میزنی، سه بار دستاتو میشوری تا آلودگیهای سطحی رو حذف کنی ولی کثافتی که هرروز عمیقاً تو مغزت فرو میکنن/میکنی چی؟
از رسانههای مثبت و منفی که با پمپاژ و شانتاژ خبری مغزتو میخورن تا مستراحگرامهایی که شیر فاضلابو رو مغزت باز میکنن یا ارتباط با انساننماهای ضعیف و ناقص که سطح دغدغهشون باارفاق با خوک برابره، مغزت پر از آشغاله، کثیـــــفه کثیف، پاشو بشورش بسه هرچی شستن برات.
«مغزتو بشور تمیز شی»
@masnaviX
روزی یکبار حموم میری، دوبار مسواک میزنی، سه بار دستاتو میشوری تا آلودگیهای سطحی رو حذف کنی ولی کثافتی که هرروز عمیقاً تو مغزت فرو میکنن/میکنی چی؟
از رسانههای مثبت و منفی که با پمپاژ و شانتاژ خبری مغزتو میخورن تا مستراحگرامهایی که شیر فاضلابو رو مغزت باز میکنن یا ارتباط با انساننماهای ضعیف و ناقص که سطح دغدغهشون باارفاق با خوک برابره، مغزت پر از آشغاله، کثیـــــفه کثیف، پاشو بشورش بسه هرچی شستن برات.
«مغزتو بشور تمیز شی»
@masnaviX
مثنوی مادی
وَ شَک دَروازهِ آگاهیست. @masnaviX
وَ آگاهی در اَقلیّت است.
@masnaviX
@masnaviX
Forwarded from مثنوی مادی
اصرار به نو بودنِ ابزار، یک بیماری/نارسایی ذهنی در دستهبندیِ وسواسِ فکری است، تنها چیزی که اهمیت دارد سلامت و صحتِ عملکردِ «ابزار» است؛
چه مهم است با چکشِ قدیمی پدرم یک میخ را در دیوار فرو کنم یا با چکشی نو.
چه مهم است خودرو ۲۰۱۴ تمیز و سالم مرا به مقصد برساند یا ۲۰۱۸ صفر کیلومترَش، وقتی هدف «مقصد» است.
چه مهم است خانه نوساز باشد یا سه سال ساختِ تازه رنگشده، وقتی هدف «آسودن» است.
چه مهم است تویی که روزی خواستمَت و نفهمیدی، بروی با آن دیگری دورهایت را بزنی با تجربه تر و کامل تر بازگردی، وقتی هدف «تو»یی.
@masnaviX
چه مهم است با چکشِ قدیمی پدرم یک میخ را در دیوار فرو کنم یا با چکشی نو.
چه مهم است خودرو ۲۰۱۴ تمیز و سالم مرا به مقصد برساند یا ۲۰۱۸ صفر کیلومترَش، وقتی هدف «مقصد» است.
چه مهم است خانه نوساز باشد یا سه سال ساختِ تازه رنگشده، وقتی هدف «آسودن» است.
چه مهم است تویی که روزی خواستمَت و نفهمیدی، بروی با آن دیگری دورهایت را بزنی با تجربه تر و کامل تر بازگردی، وقتی هدف «تو»یی.
@masnaviX
Forwarded from مثنوی مادی
نتیجهِ جملهِ احمقانهِ «من به همه عقاید احترام میذارم» قدرت گرفتن عقاید نامحترمی مثل داعش است، آنها هم عقاید خود را داشتند.
بر عقیده غلط باید تاخت، باید با آن درگیر شد و تضعیفش کرد.
@masnaviX
بر عقیده غلط باید تاخت، باید با آن درگیر شد و تضعیفش کرد.
@masnaviX
مثنوی مادی
وَ شگفتانگیزِ ماوَقَع این است که «هدفِ» انسانِ هوشمند، به تاثیرگذاریِ حداکثری در «نظامِ سرگرمی» تَقلیل یافته است. @masnaviX
گرسنه به تکه نانی سیر میشود اما «نظامِ سرگرمی» میزِ هزار کیک است، پس مسیر عوض میشود.
@masnaviX
@masnaviX
👍1
مثنوی مادی
بیشَک عَدالت فَسانه است. @masnaviX
«عَدالت» توقعِ انسانِ ضعیف از کائنات است.
@masnaviX
@masnaviX
Forwarded from مثنوی مادی
هیچ «حِکمتی» توش نیست، هیچ حِکمتی.
هر آنچه هست، انتخاب و پیشآمد است و پیشآمد و انتخاب، همین.
@masnaviX
هر آنچه هست، انتخاب و پیشآمد است و پیشآمد و انتخاب، همین.
@masnaviX
اغلب آن/او که حقیقتاً میخواهی خیلی دور است؛
پس گزینههای نزدیکتر، آسانتر و یا فیک را جایگزین میکنی با چاشنیِ امیدواری که میشود، اما نمیشود که نمیشود که نمیشود.
@masnaviX
پس گزینههای نزدیکتر، آسانتر و یا فیک را جایگزین میکنی با چاشنیِ امیدواری که میشود، اما نمیشود که نمیشود که نمیشود.
@masnaviX
مثنوی مادی
اغلب آن/او که حقیقتاً میخواهی خیلی دور است؛ پس گزینههای نزدیکتر، آسانتر و یا فیک را جایگزین میکنی با چاشنیِ امیدواری که میشود، اما نمیشود که نمیشود که نمیشود. @masnaviX
نکاتِ ساختاری این نوشتار:
۱. تعیین هدف بدون آمادهسازی بستر و درنظر گرفتنِ پیشنیازها
۲. فرآیند تصمیمگیری و انتخاب در ضمیرناخودآگاه
۳. دور زدنِ نهاد توسط خود با رضایت فراخود
۴. منطقگرایی
۵. مذمتِ سستی و تنبلی
۱. تعیین هدف بدون آمادهسازی بستر و درنظر گرفتنِ پیشنیازها
۲. فرآیند تصمیمگیری و انتخاب در ضمیرناخودآگاه
۳. دور زدنِ نهاد توسط خود با رضایت فراخود
۴. منطقگرایی
۵. مذمتِ سستی و تنبلی
تاریک بود، چَشم چَشم را نمیدید، کبریت کشیدم آتشی روشن کنم، باد آمد شعله و کبریت و مرا با خود برد به ظلماتِ دگر، پس کبریتِ دگر و بادِ دگر و باز ظلماتِ دگر...
کبریت زیاد کشیدم اما نشد آتشی روشن کنم و بسوزانم این شب را که نگاهبانانِ ظلمت را سِلاح طوفان است.
«شب پابرجاست که پردهپوشِ پلیدیها باشد»
@masnaviX
کبریت زیاد کشیدم اما نشد آتشی روشن کنم و بسوزانم این شب را که نگاهبانانِ ظلمت را سِلاح طوفان است.
«شب پابرجاست که پردهپوشِ پلیدیها باشد»
@masnaviX
Forwarded from مثنوی مادی
شاید لذتی در انتقام نباشد ولی قطعاً دلیلی هم برای بَخشش نیست؛
یکی زدی، یکی باید بخوری، وَسَّلام.
هر حالتی غیر از شرحِ فوق، یا از حماقت است یا ترس و بیعرضهگی.
@masnaviX
یکی زدی، یکی باید بخوری، وَسَّلام.
هر حالتی غیر از شرحِ فوق، یا از حماقت است یا ترس و بیعرضهگی.
@masnaviX
👍2
انسانِ به خیالِ خود هوشمند، انتخاب از میانِ مجموعهِ محدودی از گزینهها بر اساسِ چارچوبی از پیش تعیینشده را «آزادی» میداند و به آن میبالد.
@masnaviX
@masnaviX