مثنوی مادی
1.57K subscribers
4 photos
26 links
Download Telegram
زمان گذشت و نیامد؛ ساعتش را شکست.
@masnaviX
زنگ زد پاسخ نداد؛ گوشی‌اش را شکست.
@masnaviX
👍1
فکرش به سرش زد؛ سرش را شکست.
@masnaviX
یک روز را می‌توان یک عمر تکرار کرد وقتی درونِ «چرخه‌»ات گیر کنی.
@masnaviX
اُمّیدواری به اُمّیدواری.
@masnaviX
وَ آن‌ها زندگی‌های دیگری هم داشتند، نه در جهان‌های موازی که پَسِ نِقاب‌هایشان؛
هر نفر چند نفر بود/است/خواهد بود.
@masnaviX
این موجودِ دو پا برای بقا و «دوست داشته شدن» دست به هر کاری می‌زند.
@masnaviX
👍1
مثنوی مادی
مردم دوست دارد صرفا آنچه به‌اَش باور دارد بشنود، نه حقیقت و نه حتی واقعیت. @masnaviX
مردم از او که ازش بیشتر بداند بدش می‌آید، پس او که بیشتر می‌داند تنهاتر است و البته اغلب علاقه‌ای به همنشینی و همکلامی با مردم ندارد؛ یک فاصلهِ دوطرفهِ خودخواسته.
@masnaviX
مثنوی مادی
دُنبالِ دلیل درونِ «آیِنه» بِگرد. @masnaviX
از پشت خنجر خورد از خودش، تا به خودش بیاید مُرده بود.
@masnaviX
لال‌ها محکم‌تر در آغوش می‌کِشَند.
@masnaviX
👍1
«قهرمان» پس از مرگ جاودان می‌شود.
قهرمانِ زنده نداریم؛ چون مردم دوست ندارد کسی را از خود بالاتر ببیند ولی مرده خطری ندارد چون ادعایی ندارد و دوره‌اش گذشته است پس زنده باد قهرمانِ مرده.
@masnaviX
معلولیت محدودیت است.
@masnaviX
خستگی از خستگی.
@masnaviX
مَردِ فمنیست یکی از حقیرترین نقاب‌هاست.
@masnaviX
👍1
تنها مدافعِ حقیقیِ حقوقِ بشر «مادر» است.
@masnaviX
Forwarded from مثنوی مادی
رَفتن به وقتِ رَفتن، تَرَحُّمی است که بی‌رَحمی قَلَمداد می‌شود.
@masnaviX
آزادی در فراموشیِ ارادی است.
@masnaviX
👍2
زخم‌ها با بخیه و «زمان» درست می‌شوند، از آن‌همه درد تنها خطوطی می‌ماند یادآورِ خاطرات.
@masnaviX
Life isn't a web browser to clear it's history with one click.
@masnaviX
مادر و دختر هر دو عاشقِ گُل بودند؛ یکی بلورُز دیگری ماری‌.
تغییرِ علایق و سلایق یک نسل، مبتنی بر نیازسازیِ نهانِ شیاف شده توسط رسانه اجتماعیِ تقلیدگرا.
@masnaviX