مثنوی مادی
1.57K subscribers
4 photos
26 links
Download Telegram
گُربه خُروس را خورد، به تُخمِ مُرغ‌ها هم نبود.
@masnaviX
«می‌خوای دنیارو تغییر بدی اول خودتو تغییر بده» احمق به احمقتر گفت، بدون اینکه بداند تواناییِ نوعِ بشر حتی در تغییر پیش‌فرض‌هایش بسیار محدود است و تغییر در جهانِ اکنون محال.
@masnaviX
👍1
با شهرت و افتخار شکم سیر نمی‌شود؛
پس رویا نَقشی بَر آب می‌شود.
قهرمانِ دو قهرمانِ سَگدو می‌شود.
قهرمانِ پرتابِ وزنه قهرمانِ پرتابِ آجر می‌شود.
قهرمانِ شنا قهرمانِ زیرآبی می‌شود.
قهرمانِ رانندگی قهرمانِ اسنپ می‌شود.
قهرمانِ نویسندگی قهرمانِ تایپ می‌شود.
قهرمانِ خوانندگی قهرمانِ حمام می‌شود.
قهرمانِ بازیگری قهرمانِ نقاب می‌شود.
قهرمانِ نقاشی قهرمانِ صافکاری می‌شود.
قهرمانِ ریاضیات صندوقدار می‌شود.
قهرمانِ سیاست تسلیم می‌شود.
قهرمانِ عرفان رَمّال می‌شود.
و این‌گونه قهرمانِ قِصه تمام می‌شود.
@masnaviX
به اُفُق خیره شد، انعکاسِ نور از تندیسِ زرّینی که می‌خواست آن باشد را هنوز در دوردست‌ها می‌دید، سپس به مسیر نگریست به آن همه تصمیمِ اشتباه که فقط برای «فرار از تنهایی» گرفته بود و هر کدامشان چقدر در خلافِ جهت پیش‌بردندش که اکنون اینجا بود، در باتلاقی که مقصدِ آن انتخاب ها بود، می‌دانست هر چه بیشتر تقلا کند سریع‌تر فرو خواهد رفت پس بی حرکت ماند خیره به نوری که محو می‌شد تا غرق شد، تنها و بی‌مَزار.
@masnaviX
دُنیایَش را کُشت، زندگی کرد.
@masnaviX
می‌پندارد آزاد است که میله‌ای نمی‌بیند؛
خود را نمی‌بیند که در زندانِ تَن است.
و تَن را نمی‌بیند که در زندانِ دنیاست.
@masnaviX
👍1
خسته بود خوابید؛
خسته تر بیدار شد؛
خسته تر خوابید؛
خسته تر از خسته تر بیدار شد؛
خسته تر از خسته تر خوابید؛
خسته تر از خسته تر از خسته تر بیدار شد؛
خسته تر از خسته تر از خسته تر خوابید؛
خسته تر از خسته تر از خسته تر از خسته تر ...
@masnaviX
جای آشغال تو سطل آشغاله.
@masnaviX
عاقبتِ «گاو» همبرگر است.
نتیجهِ اهلی بودن این است.
@masnaviX
«قَفَس زاده» خارج از «قَفَس» می‌میرد.
@masnaviX
«زندگی» چیست؟
هیاهو برای «هیچ»
@masnaviX
«زندگی» چیست؟
امکانِ «سَرخوشی»ست.
@masnaviX
داستانِ شکستِ «شهریار» از اشعارش محبوب‌تر و جذاب‌تر است.
@masnaviX
ما أجمل من الليلة المظلمة التي تشرق في الصباح
@masnaviX
گاهی به پایان فکر می‌کنم وقتی به‌ جایِ خالیِ «تو» فکر می‌کنم.
سپس به آغاز فکر می‌کنم وقتی به امکانِ «تو» فکر می‌کنم.
جهانی که تو در آنی بهتر از جهانِ بی توست، حتی اگر هم‌چنان ۲۱۰۴ کیلومتر فاصله‌مان باشد.
@masnaviX
«سیاه‌پوست» نه از ترس مثل گچ سفید می‌شود، نه از حرص و بغض سرخ می‌شود، نه از بیماری و بی‌حالی زرد می‌شود، نه از خستگی و رخوت کِدِر و تیره می‌شود.
@masnaviX
دولتِ مَرد به زِ اَدَبِ اوست.
@masnaviX
Forwarded from مثنوی مادی
حَقیقت را عُریان کرد، کاسبانِ جَهالت غیرتی شدند.
@masnaviX
چاک‌هایت فِیمِس هستند نه خودت، عروسک.
@masnaviX
مثنوی مادی
عاقبتِ «گاو» همبرگر است. نتیجهِ اهلی بودن این است. @masnaviX
هیچ «عقابی» در قفس نیست.
نتیجهِ بلندپروازی این است.
@masnaviX