وَ تعصب مارِ سمیِ قدرتمندی است که از چَشم و گوش واردِ مغز میشود، اول چَشم را کور و گوش را کَر میکند سپس کنترلِ مغز را در دست میگیرد که عقیدهِ من را باید پرستیدن و هر پالسِ مخالف را حملهای از نیشِ زهرآگین پاسخ.
تعصب به نظامِ سرگرمی باعث میشود بهجای بهرهبرداری تفریحی و گذرِ عمر به سَرخوشی، فَنِ تیم حریف را تهاجمی بَدَوی و فَنِ بازیگر/خوانندهای که نمیپسندَد را پَرخاش هَدیه کُند.
یا مگر این وطن پرستی (ناسیونالیسم) چیست؟ تعصب است به وطن، و این وطن چیست؟ محوطهای نامتقارن میانِ خطوطِ فرضیِ قراردادی که پس از سالها زدوخورد یا زدوبندِ حُکّامِ، با خطوطی به نامِ مَرز کشیدند و آموزاندند برای داخلِ مربع باید گریبان پاره کرد و نسبت به بیرونَش بی تفاوت بود؛ یا ملیّت و متعلقاتش که همه زاده و ساخته ذهن انسانند و با موج سازی رسانهای مخالف ترین مخالفِ یک حکومت هم زیر یک بیرق با موافقان سینه زد و آگاهترین مدعی آگاهی هم گاه عجیب غرق شد.
اما غمانگیزترینَش، تعصب به مذهب و اغلب شَنیدههای ناموثقِ تاریخی و در نتیجهِ این شَنیدههای نامُستدل، چه پرستش ها و دشمنیها نسبت به درگذشتگانی از جنسِ خاکِ هزارههای پیشین.
لذت از باکیفیت ترین های نظامِ سرگرمی برای گذرانِ عمر، علاقه و دلدادگی به طبیعت و محیطِ زندگی، بهرهجویی از دین برای آرامشِ نَفس و گاه قوانینِ مفید برای همزیستی و حسنِ همجواری و ... همه خوبند و حتی عالی ولی سَمِّ تعصب که به آن زد، نتیجهاش شد تباه کردنِ عمر و گذرانِ زندگی در مسیری به ناکجا که هیچ دلیلی برای طیِ آن نیست.
بله سومین قَدَم حذفِ «تعصب» است.
@masnaviX
تعصب به نظامِ سرگرمی باعث میشود بهجای بهرهبرداری تفریحی و گذرِ عمر به سَرخوشی، فَنِ تیم حریف را تهاجمی بَدَوی و فَنِ بازیگر/خوانندهای که نمیپسندَد را پَرخاش هَدیه کُند.
یا مگر این وطن پرستی (ناسیونالیسم) چیست؟ تعصب است به وطن، و این وطن چیست؟ محوطهای نامتقارن میانِ خطوطِ فرضیِ قراردادی که پس از سالها زدوخورد یا زدوبندِ حُکّامِ، با خطوطی به نامِ مَرز کشیدند و آموزاندند برای داخلِ مربع باید گریبان پاره کرد و نسبت به بیرونَش بی تفاوت بود؛ یا ملیّت و متعلقاتش که همه زاده و ساخته ذهن انسانند و با موج سازی رسانهای مخالف ترین مخالفِ یک حکومت هم زیر یک بیرق با موافقان سینه زد و آگاهترین مدعی آگاهی هم گاه عجیب غرق شد.
اما غمانگیزترینَش، تعصب به مذهب و اغلب شَنیدههای ناموثقِ تاریخی و در نتیجهِ این شَنیدههای نامُستدل، چه پرستش ها و دشمنیها نسبت به درگذشتگانی از جنسِ خاکِ هزارههای پیشین.
لذت از باکیفیت ترین های نظامِ سرگرمی برای گذرانِ عمر، علاقه و دلدادگی به طبیعت و محیطِ زندگی، بهرهجویی از دین برای آرامشِ نَفس و گاه قوانینِ مفید برای همزیستی و حسنِ همجواری و ... همه خوبند و حتی عالی ولی سَمِّ تعصب که به آن زد، نتیجهاش شد تباه کردنِ عمر و گذرانِ زندگی در مسیری به ناکجا که هیچ دلیلی برای طیِ آن نیست.
بله سومین قَدَم حذفِ «تعصب» است.
@masnaviX
اعتیاد، تعددِ تکررِ عادت است.
وَ خواب یک اعتیاد است که از بدوِ ورود، بعنوانِ یک پیشفرضِ بیدلیل بر انسان تزریق میکنند بدونِ آنکه به این دوزِ وحشتناک از آن نیازی داشته باشد.
شاید ساختارشکنانه است ولی چهارمین قَدَم حذفِ «خواب» است.
@masnaviX
وَ خواب یک اعتیاد است که از بدوِ ورود، بعنوانِ یک پیشفرضِ بیدلیل بر انسان تزریق میکنند بدونِ آنکه به این دوزِ وحشتناک از آن نیازی داشته باشد.
شاید ساختارشکنانه است ولی چهارمین قَدَم حذفِ «خواب» است.
@masnaviX
گفت عاشقشم.
گفتم نمیشه آخه پشتِ طرف حرفِ حدیثِ واقعیتِ.
گفت نه ببین میگم عاشقشم چرا نمیفهمی.
نمیفهمیدم، نمیفهمید.
@masnaviX
گفتم نمیشه آخه پشتِ طرف حرفِ حدیثِ واقعیتِ.
گفت نه ببین میگم عاشقشم چرا نمیفهمی.
نمیفهمیدم، نمیفهمید.
@masnaviX
اَبَرقهرمان در برابرِ اَبَردشمن معنا پیدا میکند.
اَبَرقهرمان تویی و اَبَردشمن هم؛ خودِ بیخودَت را بُکُش، قهرمانِ خودت باش.
@masnaviX
اَبَرقهرمان تویی و اَبَردشمن هم؛ خودِ بیخودَت را بُکُش، قهرمانِ خودت باش.
@masnaviX
بله درست فرمود که همهِ اینها آزمایش الٰهی است.
خالق است و آزمایشِ مخلوقاتِ (اختراعاتِ) نسبت به گذشته هوشمند و نسبت به آینده بدوی اش که تا رسیدن به نسخههای تکاملیافتهِ پایدار در چرخهای بیپایان، زندانی و گرفتارند؛ تکاملِ انسان در تعامُل و اشتراک گذاریِ یافتههاست، پس تکرار میشویم رشد میکنیم و تعامل میکنیم و بیشتر رشد میکنیم و بینهایت تکرار میشویم و این چرخه تا شاید نسخه اصلی آماده انتشار شود یا یک دلیلِ دیگر ادامه خواهد داشت.
دلیل اینهمه اِرور (خطا و نارسایی عقلی و عملی) در انسان، همین نسخهِ دِمو و آزمایشی بودنِ آن است و پرسیدن از چراییِ رفتارهای غیر قابلِ درک و بدونِ منطق یا نقصهای جسمانی و روانیِ ذاتی، امری عبث است.
@masnaviX
خالق است و آزمایشِ مخلوقاتِ (اختراعاتِ) نسبت به گذشته هوشمند و نسبت به آینده بدوی اش که تا رسیدن به نسخههای تکاملیافتهِ پایدار در چرخهای بیپایان، زندانی و گرفتارند؛ تکاملِ انسان در تعامُل و اشتراک گذاریِ یافتههاست، پس تکرار میشویم رشد میکنیم و تعامل میکنیم و بیشتر رشد میکنیم و بینهایت تکرار میشویم و این چرخه تا شاید نسخه اصلی آماده انتشار شود یا یک دلیلِ دیگر ادامه خواهد داشت.
دلیل اینهمه اِرور (خطا و نارسایی عقلی و عملی) در انسان، همین نسخهِ دِمو و آزمایشی بودنِ آن است و پرسیدن از چراییِ رفتارهای غیر قابلِ درک و بدونِ منطق یا نقصهای جسمانی و روانیِ ذاتی، امری عبث است.
@masnaviX
سوالی مطرح کردنِ «مگه بدتر از این هم میشه» در حالی که همیشه بدتر از این هم میشود، باعثِ عدمِ آمادگی برای آن بدتر، سادهانگاری و سهلانگاری در ادامهِ مسیر و فروپاشیِ حتمی خواهد شد.
بیانِ صحیحش این است: «از این خیلی بدتر میشود و بدترین حالتِ غیر قابل تصور رخ خواهد داد» پس آماده باش، دقیق و محتاط که کوچکترین قدمِ غلط، مقدمهِ فروپاشی خواهد بود.
@masnaviX
بیانِ صحیحش این است: «از این خیلی بدتر میشود و بدترین حالتِ غیر قابل تصور رخ خواهد داد» پس آماده باش، دقیق و محتاط که کوچکترین قدمِ غلط، مقدمهِ فروپاشی خواهد بود.
@masnaviX
آیا فرقی میکند دو گوسفندی که دیروز تبدیل به باقالیپلو با ماهیچه شدند، به هم ابراز علاقهِ مُنتَج به همبستری کرده باشند یا از ترس رد شدنِ درخواست، تنها و سرگردان با اندوهی بیپایان به پایان سَر سپرده باشند؟
مَگر تو چیستی جز غذای کِرمها، که خودت را درگیرِ یک بلاتکلیفی ابدی کردهای؟
@masnaviX
مَگر تو چیستی جز غذای کِرمها، که خودت را درگیرِ یک بلاتکلیفی ابدی کردهای؟
@masnaviX
«مَرد» که گریه نمیکنه، فقط مواش سفید میشه هِی سفید میشه هِی سفید میشه هِی سفید میشه هِی ...
@masnaviX
@masnaviX
«میخوای دنیارو تغییر بدی اول خودتو تغییر بده» احمق به احمقتر گفت، بدون اینکه بداند تواناییِ نوعِ بشر حتی در تغییر پیشفرضهایش بسیار محدود است و تغییر در جهانِ اکنون محال.
@masnaviX
@masnaviX
👍1
با شهرت و افتخار شکم سیر نمیشود؛
پس رویا نَقشی بَر آب میشود.
قهرمانِ دو قهرمانِ سَگدو میشود.
قهرمانِ پرتابِ وزنه قهرمانِ پرتابِ آجر میشود.
قهرمانِ شنا قهرمانِ زیرآبی میشود.
قهرمانِ رانندگی قهرمانِ اسنپ میشود.
قهرمانِ نویسندگی قهرمانِ تایپ میشود.
قهرمانِ خوانندگی قهرمانِ حمام میشود.
قهرمانِ بازیگری قهرمانِ نقاب میشود.
قهرمانِ نقاشی قهرمانِ صافکاری میشود.
قهرمانِ ریاضیات صندوقدار میشود.
قهرمانِ سیاست تسلیم میشود.
قهرمانِ عرفان رَمّال میشود.
و اینگونه قهرمانِ قِصه تمام میشود.
@masnaviX
پس رویا نَقشی بَر آب میشود.
قهرمانِ دو قهرمانِ سَگدو میشود.
قهرمانِ پرتابِ وزنه قهرمانِ پرتابِ آجر میشود.
قهرمانِ شنا قهرمانِ زیرآبی میشود.
قهرمانِ رانندگی قهرمانِ اسنپ میشود.
قهرمانِ نویسندگی قهرمانِ تایپ میشود.
قهرمانِ خوانندگی قهرمانِ حمام میشود.
قهرمانِ بازیگری قهرمانِ نقاب میشود.
قهرمانِ نقاشی قهرمانِ صافکاری میشود.
قهرمانِ ریاضیات صندوقدار میشود.
قهرمانِ سیاست تسلیم میشود.
قهرمانِ عرفان رَمّال میشود.
و اینگونه قهرمانِ قِصه تمام میشود.
@masnaviX
به اُفُق خیره شد، انعکاسِ نور از تندیسِ زرّینی که میخواست آن باشد را هنوز در دوردستها میدید، سپس به مسیر نگریست به آن همه تصمیمِ اشتباه که فقط برای «فرار از تنهایی» گرفته بود و هر کدامشان چقدر در خلافِ جهت پیشبردندش که اکنون اینجا بود، در باتلاقی که مقصدِ آن انتخاب ها بود، میدانست هر چه بیشتر تقلا کند سریعتر فرو خواهد رفت پس بی حرکت ماند خیره به نوری که محو میشد تا غرق شد، تنها و بیمَزار.
@masnaviX
@masnaviX
میپندارد آزاد است که میلهای نمیبیند؛
خود را نمیبیند که در زندانِ تَن است.
و تَن را نمیبیند که در زندانِ دنیاست.
@masnaviX
خود را نمیبیند که در زندانِ تَن است.
و تَن را نمیبیند که در زندانِ دنیاست.
@masnaviX
👍1
خسته بود خوابید؛
خسته تر بیدار شد؛
خسته تر خوابید؛
خسته تر از خسته تر بیدار شد؛
خسته تر از خسته تر خوابید؛
خسته تر از خسته تر از خسته تر بیدار شد؛
خسته تر از خسته تر از خسته تر خوابید؛
خسته تر از خسته تر از خسته تر از خسته تر ...
@masnaviX
خسته تر بیدار شد؛
خسته تر خوابید؛
خسته تر از خسته تر بیدار شد؛
خسته تر از خسته تر خوابید؛
خسته تر از خسته تر از خسته تر بیدار شد؛
خسته تر از خسته تر از خسته تر خوابید؛
خسته تر از خسته تر از خسته تر از خسته تر ...
@masnaviX