مثنوی مادی
1.57K subscribers
4 photos
26 links
Download Telegram
خدایش «پول» است و سَجده نِقاب.
@masnaviX
ما کلونِ ماییم یا ما کلونِ ماییم یا ما کلونِ ماییم یا اصلاً هیچّی؟
@masnaviX
مقصدت کجاست و مقصودت چیست؟
پِیِ چه می‌گَردی و گِردِ چه سرگردانی؟
@masnaviX
چَند خودشاعرپندارِ دیگر مُتِوَّلِد خواهند شُد و چند حَجمِ ناموزون از چَرندیات بالا خواهند آوَرد؟
دَفتَرها بویِ اِستفراغ گرفته‌اند، موبایل‌ها هم.
@masnaviX
بلاتکلیفی «دَرد» دارد.
@masnaviX
در یکی از جلساتم، از حدودِ ۴۰ نفر خواستم تعریفی از کارِ خوب/نیک/خیر برایم بنویسند؛ نتیجه عمیقاً غم‌انگیز بود: رد کردن نابینایان از خیابان، نیکی به پدر و مادر، کمک به نیازمندان و کودکان کار، غذا دادن به سگ و گربه های خیابانی و این مدل کلیشه‌ها.
موضوعِ جلسه را عوض کردم و دربارهِ آرزو و رویاهای شخصی ساعت‌ها صحبت کردیم، چیزی که دوست داشتند: فقط «خودشان».
@masnaviX
صحنه‌گردان کارَش را خوب بَلَد است؛
خودت را به دیوار نَزن عروسکِ چوبی؛ فقط تو خواهی شکست که این دیوار از سنگ است.
@masnaviX
حِرص «کالُری» دارد، شاید هم «چربی‌های اشباع».
او که روزی ۳ وعده حِرص می‌خورَد و هرروز چاق‌تر می‌شود، کشف کرد.
@masnaviX
«دردِ دل» کردن با دوست، پُرکردنِ خشابِ دشمنِ احتمالیِ فرداست.
@masnaviX
+ : دوستَت دارم.
× : من هم دوستَت دارم.

در مکالمهِ رایج و مرسومِ فوق، یک «رویِ تخت» قبل از «دوستَت دارم» توسطِ یک یا هر دو طرف، حذف و صداقت قربانیِ آینده‌نگریِ تخت‌طلبانه شده است.
@masnaviX
دستی بِکَش به سَر و رویِ عقایدَت.
تو دستمالِ توالت نیستی، تو قَرار بود «انسان» باشی.
@masnaviX
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه می‌کند.
وَ خدا نگاه ...
@masnaviX
👍1
مثنوی مادی
رَسیده‌ام به کمالی که جُز اَنَا«الهیچ» نیست. @masnaviX
روزگاری بود که «هیچ» نمی‌دانستم، حتی نمی‌دانستم که «هیچ» نمی‌دانم؛
امروز هم هنوز «هیچ» نمی‌دانم، اما می‌دانم که «هیچ» نمی‌دانم.
@masnaviX
برای شروعِ بازگشت، اولین قَدَم حذفِ «اینستاگرام» است.
@masnaviX
موجِ رسانه‌ای مانند سونامی می‌آید و می‌رود و همه را با خود می‌برد.
پس دومین قَدَم حذفِ «اخبار» است.
@masnaviX
وَ تعصب مارِ سمیِ قدرتمندی است که از چَشم و گوش واردِ مغز می‌شود، اول چَشم را کور و گوش را کَر می‌کند سپس کنترلِ مغز را در دست می‌گیرد که عقیدهِ من را باید پرستیدن و هر پالسِ مخالف را حمله‌ای از نیشِ زهرآگین پاسخ.
تعصب به نظامِ سرگرمی باعث می‌شود به‌جای بهره‌برداری تفریحی و گذرِ عمر به سَرخوشی، فَنِ تیم حریف را تهاجمی بَدَوی و فَنِ بازیگر/خواننده‌ای که نمی‌پسندَد را پَرخاش هَدیه کُند.
یا مگر این وطن پرستی (ناسیونالیسم) چیست؟ تعصب است به وطن، و این وطن چیست؟ محوطه‌ای نامتقارن میانِ خطوطِ فرضیِ قراردادی که پس از سال‌ها زدوخورد یا زدوبندِ حُکّامِ، با خطوطی به نامِ مَرز کشیدند و آموزاندند برای داخلِ مربع باید گریبان پاره کرد و نسبت به بیرونَش بی تفاوت بود؛ یا ملیّت و متعلقاتش که همه زاده و ساخته ذهن انسانند و با موج سازی رسانه‌ای مخالف ترین مخالفِ یک حکومت هم زیر یک بیرق با موافقان سینه زد و آگاه‌ترین مدعی آگاهی هم گاه عجیب غرق شد.
اما غم‌انگیزترینَش، تعصب به مذهب و اغلب شَنیده‌های ناموثقِ تاریخی و در نتیجهِ این شَنیده‌های نامُستدل، چه پرستش ها و دشمنی‌ها نسبت به درگذشتگانی از جنسِ خاکِ هزاره‌های پیشین.
لذت از باکیفیت ترین های نظامِ سرگرمی برای گذرانِ عمر، علاقه و دلدادگی به طبیعت و محیطِ زندگی، بهره‌جویی از دین برای آرامشِ نَفس و گاه قوانینِ مفید برای همزیستی و حسنِ همجواری و ... همه خوبند و حتی عالی ولی سَمِّ تعصب که به آن زد، نتیجه‌اش شد تباه کردنِ عمر و گذرانِ زندگی در مسیری به ناکجا که هیچ دلیلی برای طیِ آن نیست.

بله سومین قَدَم حذفِ «تعصب» است.
@masnaviX
اعتیاد، تعددِ تکررِ عادت است.
وَ خواب یک اعتیاد است که از بدوِ ورود، بعنوانِ یک پیش‌فرضِ بی‌دلیل بر انسان تزریق می‌کنند بدونِ آنکه به این دوزِ وحشتناک از آن نیازی داشته باشد.
شاید ساختارشکنانه است ولی چهارمین قَدَم حذفِ «خواب» است.
@masnaviX
گفت عاشقشم.
گفتم نمیشه آخه پشتِ طرف حرفِ حدیثِ واقعیتِ.
گفت نه ببین میگم عاشقشم چرا نمی‌فهمی.
نمی‌فهمیدم، نمی‌فهمید.
@masnaviX
اَبَرقهرمان در برابرِ اَبَردشمن معنا پیدا می‌کند.
اَبَرقهرمان تویی و اَبَردشمن هم؛ خودِ بی‌خودَت را بُکُش، قهرمانِ خودت باش.
@masnaviX
بله درست فرمود که همهِ این‌ها آزمایش الٰهی است.
خالق است و آزمایشِ مخلوقاتِ (اختراعاتِ) نسبت به گذشته هوشمند و نسبت به آینده بدوی اش که تا رسیدن به نسخه‌های تکامل‌یافتهِ پایدار در چرخه‌ای بی‌پایان، زندانی و گرفتارند؛ تکاملِ انسان در تعامُل و اشتراک گذاریِ یافته‌هاست، پس تکرار می‌شویم رشد می‌کنیم و تعامل می‌کنیم و بیشتر رشد می‌کنیم و بی‌نهایت تکرار می‌شویم و این چرخه تا شاید نسخه اصلی آماده انتشار شود یا یک دلیلِ دیگر ادامه خواهد داشت.
دلیل این‌همه اِرور (خطا و نارسایی عقلی و عملی) در انسان، همین نسخهِ دِمو و آزمایشی بودنِ آن است و پرسیدن از چراییِ رفتارهای غیر قابلِ درک و بدونِ منطق یا نقص‌های جسمانی و روانیِ ذاتی، امری عبث است.
@masnaviX