اکثریتِ مطلقِ آدم بَدها، آدم خوب های احمق هستند؛
آنهایی که به دنبالِ پاستیلهای زندگی، راه را گُم کردهاند.
@masnaviX
آنهایی که به دنبالِ پاستیلهای زندگی، راه را گُم کردهاند.
@masnaviX
بَد بودن که یِلخی و اللّهبَختَکی نیست؛
بد بودنِ حقیقی با نهاد/ذاتِ حریص و سیریناپذیر و هوشِ بالا آغاز میشود و با برنامهریزی و پشتکارِ پایانناپذیر، تکامل مییابد.
@masnaviX
بد بودنِ حقیقی با نهاد/ذاتِ حریص و سیریناپذیر و هوشِ بالا آغاز میشود و با برنامهریزی و پشتکارِ پایانناپذیر، تکامل مییابد.
@masnaviX
چقدر وَ چقدر وَ چقدر اشتباه فکر میکردیم تا به اینجا بِرَسیم وَ فردا باز بِفَهمیم که تا امروز چقدر اِشتباه فکر میکردیم وَ فردا باز وَ فردا باز وَ فردا باز.
@masnaviX
@masnaviX
«پیک موتوری» رکورددارِ سؤِقصد و ترورِ نافرجام است.
باغبانی که به جای چمن، خیابان را آبیاری میکند؛ پیمانکاری که چالههای خیابان را با تُف پر میکند؛ مسافری که بی محابا درِ چپِ تاکسی را باز میکند؛ راننده ای که با آرمِ روی فرمانِ ماشینِ عاریه ای، سلفی استوری میکند؛ فُسیلی که با رشوه به چشم پزشک، گواهینامه اش را تمدید میکند؛ طفلی که وقتی دَد خواب است در خیابان قان قان بیب بیب میکند و دیگرانی از این دَست، هر روز «پیک موتوری» ها را شکار میکنند.
عمرِ «پیک موتوری» خیلی هم دستِ خدایش نیست.
@masnaviX
باغبانی که به جای چمن، خیابان را آبیاری میکند؛ پیمانکاری که چالههای خیابان را با تُف پر میکند؛ مسافری که بی محابا درِ چپِ تاکسی را باز میکند؛ راننده ای که با آرمِ روی فرمانِ ماشینِ عاریه ای، سلفی استوری میکند؛ فُسیلی که با رشوه به چشم پزشک، گواهینامه اش را تمدید میکند؛ طفلی که وقتی دَد خواب است در خیابان قان قان بیب بیب میکند و دیگرانی از این دَست، هر روز «پیک موتوری» ها را شکار میکنند.
عمرِ «پیک موتوری» خیلی هم دستِ خدایش نیست.
@masnaviX
درونِ منبع اگزوزِ کامیونهای نارنجی، پلاسکویی چیزی در حالِ سوختن است.
این حجم از دود، توجیه دیگری ندارد.
@masnaviX
این حجم از دود، توجیه دیگری ندارد.
@masnaviX
هفتهِ مُد پاریس، اپرای لندن، کارناوالِ خیابانیِ وراکروز، کنسرتِ خیابانیِ جَزِ وِگاس، فستیوالِ آبجوِ آمستردام، واکینگ استریتِ پاتایا، تورنومنتِ وزنهبرداریِ وَرشو، این همه امشب تهران بودند.
فقط جای گیتار بیس خالی بود و چای بهجای آبجو.
@masnaviX
فقط جای گیتار بیس خالی بود و چای بهجای آبجو.
@masnaviX
مثنوی مادی
وَ پَلَشتیهایش را به نام شَیطان سَنَد زد. @masnaviX
وَ گُناه صرفاً یک مفهومِ انتزاعی است.
@masnaviX
@masnaviX
گمان میکنم در تاریخِ معاصرِ ۵۰ سال بعد بِنویسَندِمان: «میخواستند زندگی کنند، نَشُد»
@masnaviX
@masnaviX
تعریفِ قطعی برای «عشق» وجود ندارد، هرآنچه هست تفسیرِ شخصی یا تقلید است.
@masnaviX
@masnaviX
در یک اجتماعِ رو به تعالی، الگوها افرادِ «برجسته» هستند؛
در یک شِبهِ اجتماعِ رو به زوال اما، الگوها افرادِ دارای «برجستگی».
@masnaviX
در یک شِبهِ اجتماعِ رو به زوال اما، الگوها افرادِ دارای «برجستگی».
@masnaviX
ازدواج یک قراردادِ دوجانبه برای نِیلِ به زندگیِ با کیفیتتر از وضعیتِ پیشین است.
این قرارداد، تا زمانی که «کیفیتِ ارائه شده روی تخت» و «موجودیِ حساب» در وضعیتِ رضایت بخش باشند، پایدار است.
@masnaviX
این قرارداد، تا زمانی که «کیفیتِ ارائه شده روی تخت» و «موجودیِ حساب» در وضعیتِ رضایت بخش باشند، پایدار است.
@masnaviX
حوالیِ سَحَر، دوباره آفتاب از مشرق طلوع خواهد کرد.
تَکرار شَوندگانیم ای بادِ شُرطه بَرخیز حداقل خُنَک شَویم.
@masnaviX
تَکرار شَوندگانیم ای بادِ شُرطه بَرخیز حداقل خُنَک شَویم.
@masnaviX