«قابل نداره» عبارتِ کذب و بدونِ منطقی است که صرفا از روی عادت و بدون تفکر بیان میشود.
تعارف، عادت به دروغگویی را در ناخودآگاه انسان پرورش میدهد.
@masnaviX
تعارف، عادت به دروغگویی را در ناخودآگاه انسان پرورش میدهد.
@masnaviX
دو برادر را از زیر یک قرآن رد کردند و به مدرسه فرستادند.
اولی فوق تخصص قلب و عروق شد، دومی هیچی نشد.
@masnaviX
اولی فوق تخصص قلب و عروق شد، دومی هیچی نشد.
@masnaviX
مدافعِ حقوق حیوانات و مهاجمِ حقوق انسانها بود.
البته دفاع از همنوع، از اصول بنیادینِ طبیعت است.
@masnaviX
البته دفاع از همنوع، از اصول بنیادینِ طبیعت است.
@masnaviX
هر مدیرِ کارکُشته میداند، ممکن است روزی آبدارچی در چایی اش تف کند/کرده باشد.
این یک چالشِ اجتناب ناپذیرِ مدیریتی است، مدیر میپذیرد و چای مینوشد روزی 3 لیوان/استکان.
@masnaviX
این یک چالشِ اجتناب ناپذیرِ مدیریتی است، مدیر میپذیرد و چای مینوشد روزی 3 لیوان/استکان.
@masnaviX
مثنوی مادی
هر مدیرِ کارکُشته میداند، ممکن است روزی آبدارچی در چایی اش تف کند/کرده باشد. این یک چالشِ اجتناب ناپذیرِ مدیریتی است، مدیر میپذیرد و چای مینوشد روزی 3 لیوان/استکان. @masnaviX
حسابداری درخواستِ مساعدهِ تقی را رد کرد.
تقی برای تولدِ زنش النگو نخرید.
زنِ تقی یک هفته ای را تمکین نکرد.
تقی که اذیت بود، تصمیمش را گرفت و در چای مدیر تُف کرد.
@masnaviX
تقی برای تولدِ زنش النگو نخرید.
زنِ تقی یک هفته ای را تمکین نکرد.
تقی که اذیت بود، تصمیمش را گرفت و در چای مدیر تُف کرد.
@masnaviX
مثنوی مادی
دو برادر را از زیر یک قرآن رد کردند و به مدرسه فرستادند. اولی فوق تخصص قلب و عروق شد، دومی هیچی نشد. @masnaviX
در یک دوره آموزشی، ۳۰ نفر آموزش یکسان دیدند.
در پایان فقط یک نفر پذیرفته شد.
تفاوت در بهره هوشی و پشتکار بود نه دعای مادر.
@masnaviX
در پایان فقط یک نفر پذیرفته شد.
تفاوت در بهره هوشی و پشتکار بود نه دعای مادر.
@masnaviX
جوانک که از رهبرانِ مبارزهِ هشتگی با آقازادگی بود، وقتی پدرش مدیر ساختمان شد، ماشین دومشان را هم در پارکینگ واحدِ خالی همسایه جا کرد و روی فاکتور تعویض لامپ های راهپله ۳۰ هزارتومان خورد.
@masnaviX
@masnaviX
مردِ میانسالی که چَشمش نوعروسِ همسایه را گرفته بود، یک جفت کفشِ مردانه خرید و پشتِ درِ واحدِ او گذاشت.
سپس عکسِ کفش و در را، ناشناس به تازه داماد فرستاد.
ساعتی بعد بعنوان منجی واردِ خانه همسایه شد و دخترِ بیگناه را از زیر بار عربده و کتکِ جوانِ خام رَهاند.
@masnaviX
سپس عکسِ کفش و در را، ناشناس به تازه داماد فرستاد.
ساعتی بعد بعنوان منجی واردِ خانه همسایه شد و دخترِ بیگناه را از زیر بار عربده و کتکِ جوانِ خام رَهاند.
@masnaviX
چون اندازهِ خودش احمق نبودم با من قطع ارتباط کرد.
ناراحت شدم، من ضعفِ او را پذیرفته بودم، او قوتِ من را نپذیرفت.
@masnaviX
ناراحت شدم، من ضعفِ او را پذیرفته بودم، او قوتِ من را نپذیرفت.
@masnaviX
👍2
دموکراسی نقص دارد، چون اولویتِ ناخودآگاهِ انسان در فرآیندِ تصمیمگیری، ارضایِ هیجانات و احساسات است.
@masnaviX
@masnaviX
👍1