مثنوی مادی
1.57K subscribers
4 photos
26 links
Download Telegram
صدای علیرضا جِی جِی برای میلاد که بچه شهرِ ری است، تداعی‌کنندهِ کسی است که قبل از ورود به استودیو برای ضبط، مورد تعرض و آزار واقع شده است.
@masnaviX
صدای سروش هیچکس برای بردیا که از طبقه بورژوا است، تداعی کننده جارو برقی صنعتی کارخانه پدرش است.
@masnaviX
آتش سوزی در...
حمله تروریستی در...
افزایش ۸۰ درصدی قیمتِ...
افزایش ۲۵۰ درصدی اعتیاد، ایدز و طلاق...

گوینده رادیو پشتِ تیربار است و هر ۱۵ دقیقه به گلوله می‌بندد، اندیشه و ناخودآگاهِ راننده تاکسی را.
@masnaviX
اغواگرِ گمراه به بیابانَش کَشاند.
آب نبود هر دو مُردند.
@masnaviX
سلبریتیِ ساده‌لوح که هوش بالایی نداشت آنچه شنید را پست کرد، بدون یقین.
ساعتی بعد عذرخواهی کرد و حماقتش را پذیرفت.
فنِ او اما نپذیرفت، نه عذرخواهی و نه حماقتِ محبوبش را.
@masnaviX
او خودش را به گونه‌ای تصور می‌کرد که نبود.
عجیب‌تر اینکه، تلاشی هم برای آن شدن نداشت.
@masnaviX
متروِ تهران پُر است از انسانهایی که خود را فراموش کرده اند.
@masnaviX
دخترش را پروشات نام نهاد تا با بقیه فرق کند.
دختر بزرگ شد و با بقیه فرق نکرد.
@masnaviX
خَسته از حسرت هاست، قاطبهِ مردمِ ایران.
@masnaviX
در یک مثلثِ عاطفی/عشقی عموماً، عنصر اُلفَت و صمیمیت در برابر میل و هوس شکست می خورد.
شخصِ برنده برچسبِ «عشقم» و بازنده برچسبِ «تو مثه داداشمی» را بدست می آورد.
@masnaviX
معتقد بود فرزندش بمبِ استعداد است و اگر اینجا بماند چیزی نمی شود.
نیمی از خود را داد، فرزند را به آنجا فرستاد.
فرزندش آنجا ماند و چیزی نشد.
@masnaviX
نگاهِ بُغض آلودِ پسر را می‌شناسد، پدری که به عشقش نرسیده است.
@masnaviX
مثنوی مادی
در یک مثلثِ عاطفی/عشقی عموماً، عنصر اُلفَت و صمیمیت در برابر میل و هوس شکست می خورد. شخصِ برنده برچسبِ «عشقم» و بازنده برچسبِ «تو مثه داداشمی» را بدست می آورد. @masnaviX
در یک مثلثِ عاطفی/عشقی، پسری برنده شد که ۵ امتیاز از حریف پیش بود:
۱. موهایی طلایی
۲. چشمان آبی
۳. مادر و پدری سبزه با مو و چشمان مشکی
۴. پدری پَرت
۵. همسایه ای روس
@masnaviX
نتیجهِ جملهِ احمقانهِ «من به همه عقاید احترام می‌ذارم» قدرت گرفتن عقاید نامحترمی مثل داعش است، آنها هم عقاید خود را داشتند.
بر عقیده غلط باید تاخت، باید با آن درگیر شد و تضعیفش کرد.
@masnaviX
شنیده بود «هر چی نَکُشَتِت قویترت می‌کنه»
هرچی کُشتَش و قویتر نشد.
@masnaviX
ساعت ۶.۳۰ در ساحل لَمیده، آبجو می‌خورد.
ساعت ۸.۳۰ بابت تاخیر، از کارفرما فحش می‌خورد.
حق داشت که عاشق خواب بود.
@masnaviX
هفت شهر عشق را عطار گشت/ما هنوز اندر خمِ یک کوچه (luxury که دو طرف Porsche و BM پارک باشن، عکس walking style بگیریم فیلتر high contrast بدیم up کنیم Instagram برای هفت تا like) ایم
@masnaviX
زنِ میانسالِ مذهبی، مدیر ساختمان را به حقِ علی نفرین کرد، چون ماشین لباسشویی جدیدش را در آسانسور راه نداد.
او از فرهنگ آپارتمان نشینی و شهرنشینی چیزی نمی‌دانست، از مذهب هم همینطور.
@masnaviX
حسن شماعی زاده با آیین عرضه و تقاضا بیگانه است.
@masnaviX
پروسهِ خالی کردنِ کشور از مغز، سال ۸۲ آغاز و با روندی رو به رشد و فوق‌العاده موفق ادامه دارد.
@masnaviX