شعر و شکوفه💐
132 subscribers
634 photos
711 videos
15 files
101 links
Download Telegram
#نیایش_صبحگاهی

معبودم یاریم کن تا روزهایی پرانگیزه ، پرشور و تلاش داشته باشم، من تمام سعی و کوشش خود را انجام میدهم و با شوق و امید قدم هایم را بر میدارم سپس‌با توکل و صبر در انتظار آرزوهایم میمانم و  با لبخند همه غم هایم را رها میکنم...

من به تو اعتماد دارم و یقین دارم هم اکنون برکت بی کرانت بر همه گوشه های زندگیم جاری میشود ، امروز با دیده محبت به همه چیز و همه کس مینگرم... تا تمام نیکیها را جذب کنم.

خداونداسپاسگزارم🙏🥰😍🙏
Forwarded from Maryam مریم
چرا خواب هايم
همه مه آلودند
چرا تمام نمى شود
قار قار كلاغى
كه در سرم جيغ مى كشد
از كجا مى آيد
اين زارى ها
می ترسم از خواب هایی
که صدای کودکی زخمی را
فریاد می زند
و جان دادن کبوتران
در مه
فوق تصور است
روز نمی شود
باور کن


#مریم_عامری
1👏1
Forwarded from شعر و شکوفه💐
مرا 
به فرداهای نامعلوم، 
به تنگناهایی که دیوارهایشان نفس را می‌بلعند، 
به دهلیزهای تو در توی تنم، 
همچون راهروهای بی‌پایان یک خواب تاریک، ببر. 

مرا بر من نازل کن، 
ای سپیده‌ی سحر، 
ای راز گشایش، 
ای نگاه‌های آبی‌ات که چون دریای بی‌کران، 
گنبد خضرا را در خود می‌شکنند. 

مرا به آبیِ آسمان ببر، 
به آبی‌ای که نه رنگ، 
که لرزشِ روح است. 

مرا رها کن از خدا، 
چنان‌که پرنده‌ای از قفس، 
یا رودخانه‌ای از سد.

#مریم_عامری
2
به دگمه هایی
که راز دستانت را رو می کند
سفارش کن
پیراهن ام را
به باد نسپارند
می خواهم
زندگی کنم
 


#مریم_عامری
بسم الله الرحمن الرحیم

لاَ تَجْعَلْ عَوَاقِبَ أَعْمَالِي حَسْرَةً

الهی! عاقبت‌ِ اعمالم‌ را
حسرت‌ و‌ ندامت‌ قرار‌ نده!

🍂🪷🍁
گاهی برای شکوفا شدن، فقط باید خودت را آبیاری کنی…
با افکار خوب، آدم‌های امن، صبوری، همدلی و عشق.
خودت را رها نکن، حتی وقتی روزها خاکستری‌اند.
هر چیزی که نیاز داری برای رشد، از #درون خودت #شروع می‌شود....

☃️✌️✌️☃️
تاک‌هایی 
که در سایه رنگ باخته بودند، 
نه در آغوش زمستان 
به خواب رفتند، 
نه طوفان‌های سرکش 
آن‌ها را از جا کند. 

فقط 
از سایه‌های سوخته 
دور شدند 
تا زیر چتر بهار 
دوباره 
مستِ روشنایی شوند.


#مریم_عامری
1
خدایا دلمون پر از غم و غصہ ست ،
خودت دل هامون رو بہ آرامش برسون ،
آمین🤲
🙏🤲🤲🙏
شب تون خوش عزیزان❤️❤️
Forwarded from 💎fatemeh💎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1404/11/29
       
🌾چهارشنبه تون بخیر و نیکی
🎋برای امروزتون آرزو میکنم
🌾عـشق در نگـاهتـون
🎋امـیـد در دلتـون
🌾خـیـر در رزقتون
🎋و آرامـش در
🌾زندگیتون باشه
Forwarded from شعر و شکوفه💐
در حافظه ی خیابان  
مهتاب رنگ باخته    
زندگی،
به طرز فجیعی ایستاده
به تمنای مرگ
حالا چه بخواهی
چه نخواهی
دنیا،
از سکوت های بلعیده
حرف می کشد...


#مریم_عامری
Forwarded from Maryam مریم
فاجعه همین است 
که در آغوشت 
جایی برای من نیست، 
اما هر شب 
در موجِ شعرهایت 
فرو می‌روم 
و تو 
ایستاده‌ای 
بی‌آن‌که دستی 
به سوی من بیاید.



#مریم_عامری
2🔥1
در نهاد من  اسمان/ آبی
هوا / بارانی 
فاصله ها  /نزدیک
خاطره ها رویایی
این همه زندگی جریان دارد
اما نمیدانم
در نهاد توووو
من کی ام....


#مریم_عامری
1🔥1

۴ اسفند زادروز هرمز علی‌پور

(زاده ۴ اسفند ۱۳۲۵ ایذه) شاعر و نویسنده

او تا ۴ سالگی در ایذه، تا ۳۲ سالگی در مسجد سلیمان و از ۳۲ سالگی به بعد در شهرهای شوشتر، اهواز و شاهین‌شهر و از سال ۱۳۸۲ ساکن کرج است.
وی از نوجوانی شاعری را در قالب غزل آغاز کرد اما از ۲۰ سالگی به شکل رسمی و حرفه‌ای در مجله‌های معتبر فردوسی، نگین، کیهان، اندیشه و جوانان در دو نوع کلاسیک و سپید شعرش چاپ می‌شد. همزمان داستان‌ها و غزل‌داستانهایی در مجله‌های تماشا و فردوسی چاپ شده است. 
همچنین در زمینه طراحی و آبرنگ به‌طور متناوب کار کرده است.
او که از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های شعر ناب محسوب می‌شود، فارغ‌التحصیل کارشناسی ادبیات فارسی است و پس از ۳۰ سال اشتغال در آموزش و پرورش، بازنشسته شده‌ است.

گزیده آثار:
۱. با کودک و کبوتر
۲. نرگس فردا
۳ سپیدی جهان
۴. الواح شفاهی
۵. اوراق لاجورد
۶. دفتر شطرنجی
۷. فاخته هیمالیا  
۸. به گرمسیر 
۹. علف یونان و به لغت عذرا  
۱۰. سبابه
۱۱. همین دیدن‌ها
۱۲. حکمت مخروبه
۱۳. نیمرخ آهو
۱۴. پرتره 
۱۵. بال برف
۱۶. بنفش پارچه‌ای
۱۷. پوست مار
۱۸. به سایه
۱۹. در نتوانستن برابریم دیگر
۲۰. گریه درخت
۲۱. در معرض عادی نشدم، شد دیگر
۲۲. به کوچه زنبق
۲۳. داغ بی‌بی


#رادیو_لیراو
https://t.me/LIRAV_RADYO
1👏1
من سمت عشق را
من میل دل را
نشان می‌دادم
چه شد که در کنار آه
مقام یافته‌ام ؟
چه شد که ردپای ابرها
نشسته بر پلکم ؟

#هرمز_علیپور

.
1👌1
Roozaye Sakht
Masoud Sadeghloo
🤞❤️‍🔥🤞
جدید
مسعود صادقلو🎵


منو ببر
به اون شبی
که ستاره‌رو نشونه کردیم...!
.

گاهی نوشتن
از کار در معدن سخت‌تر می‌شود!

عجیب است انگار این زمستان کاری کرد که کلمات در قلب و ذهنم منجمد شده‌است.


😔😔😔
1


به باز آمدنت چنان دلخوشم
که طفلی به صبح عید، 
پرستویی به ظهر بهار
و من به دیدن تو
چنان در آینه‌ ات مشغولم 
که جهان از کنارم می‌ گذرد
بی‌ آنکه سر برگردانم 

در فصل‌ های خونین هم
می‌ توان عاشق بود 
به قمریان عاشق حسد می‌ ورزم 
که دانه بر می‌ چینند 
و به ستاره و باران 
که بر نیم‌ رخ مهتابی‌ات بوسه می‌ زنند
و به گلی که با اشاره‌ ی تو می‌ شکفد

در فصل‌ های خونین هم
می‌ توان عاشق بود 
مگر از راه در رسی 
مگر از شکوفه سر بر زنی 
مگر از آفتاب در آیی 
وگرنه روز 
تابوتی است بر شانه‌های ابر
که ما را به افق‌ های ناپیدا می‌ سپارد 
و عشق آهوی محتضری است
که سر بر شانه‌ های باران می‌گذارد

بیا 
با اندامی از آتش بیا
و جلوه‌ای از آذرخش 
هیهات 
من کجا باز بینمت ای ستاره‌ی روشن 
که بی‌ تو تا شبگیر پیر می‌ شوم 

چندان که باز آیی 
ستاره‌ ها همه عاشق می‌ شوند 
و جوانی در باران از راه می‌ رسد...!


#علی_باباچاهی
*
کوچ پرنده‌ی دلتنگ دیگری را به آسمان لایتناهی دیدیم، که این‌روزهای غبارآلود تلخ را تاب نیاورد و مارا ترک کرد، یادش جاودانه...!
3
Forwarded from Maryam مریم
به آفتابی خیره شدم 
که بی‌پرده 
بر سر و صورتِ پنجره 
دست می‌کشید. 

و به درختی 
که در آستانه‌ی جوانه‌زدن 
با کمرِ خمیده 
هنوز ایستاده بود 
و به پرنده 
بال می‌داد. 

این‌ها چیزی نیست 
که در جهان‌بینیِ من و تو 
به فرسایش یا رویش برسد؛ 
بی‌شک 
ابر و باد و مه و خورشید و فلک 
در کارند. 



#مریم_عامری