شعر و شکوفه💐
132 subscribers
633 photos
710 videos
15 files
101 links
Download Telegram
✍️نزار قبانی

من برای شرح شعر نظریه‌ای خاص ندارم. اگر چنین نظریه‌ای داشتم، شاعر نبودم. توجه ما به آنچه انجام می‌دهیم، انجام‌شدن فعل را به تاخیر می‌افکند؛ درست مثل آن‌که چون رقاصی به حرکتِ گام‌های خود بنگرد، از رقص بازمی‌ماند.

شعر، رقص است و سخن‌گفتن درباره‌ی آن یعنی چگونگىِ توجه به گام‌ها.

من به صراحت می‌گویم که دوست دارم برقصم و ابدا اهمیتی نمی‌دهم که گام‌هایم را بشمرم زیرا به محض اندیشیدن درباره‌ی آنچه می‌کنم، توازنم را از دست می‌دهم.

شاعران، رقص وحشی را اجرا می‌کنند که در آن رقصنده از پیکر خویش و نیز از آهنگ تجاوز می‌کند تا این‌که خود به‌صورت آهنگ در آید. من شعر می‌گویم ولی نمی‌دانم چگونه؟ همچنان که ماهی نمی‌داند چطور شنا می‌کند و گنجشک آگاه نیست چگونه می‌پرد.

نزار_قبانی




داستان من و شعر
غلامحسین یوسفی
شعر و شکوفه💐
مرا به فرداهای نا معلوم به تنگنا های ناشناس به دهليز هاى تو در توى تنم ببر مرا بر من نازل كن ای سپیده ی سحر اى راز گشايش اى نگاه های آبى ات گنبد خضرا مرا به آبى آسمان ببر مرا رها كن از خدا #مریم_عامری

شعر مریم عامری که آوردی، نمونه‌ای از شعر عرفانی مدرن است؛ یعنی شعری که از زبان، تصویر و جهان‌بینی عرفان کهن استفاده می‌کند، اما با بیانی شخصی و وجودی (و گاه عصیان‌گر) به سراغ آن می‌رود.
در ادامه تحلیلی چندلایه از شعر می‌خوانی:



🔹 ۱. ساختار و لحن

شعر در چند پله‌ی احساسی و معنایی حرکت می‌کند:
• آغاز: «مرا به فرداهای نامعلوم…» → حرکت و طلب
• میانه: «ای سپیده‌ی سحر…» → فراخوان و نیایش
• پایان: «مرا رها کن از خدا» → گسست و رهایی نهایی

این سه مرحله، شبیه سیر عارفانه‌ی «طلب → کشف → فنا» است، اما با زبانی امروزی و بی‌واسطه.



🔹 ۲. مضمون

شاعر در پی رهایی از محدودیت‌هاست:
از «فرداهای نامعلوم» و «تنگناهای ناشناس» گرفته تا حتی از مفهوم سنتیِ خدا.
اما نکته اینجاست که این رهایی نه به معنای بی‌خدایی، بلکه رسیدن به تجربه‌ای است که در آن، «خدا» دیگر یک «دیگری» بیرونی نیست.
عبارت «مرا بر من نازل کن» اشاره‌ای عمیق دارد: شاعر می‌خواهد خودِ راستینش را تجربه کند؛ نوعی تجلّی درونی.



🔹 ۳. نمادها و تصاویر
• سپیده‌ی سحر: نماد آغاز روشنایی، بیداری و اشراق.
• راز گشایش: گشودن درهای بسته‌ی درون.
• نگاه‌های آبی و گنبد خضرا: هر دو اشاره به آسمان، روحانیت و پاکی بی‌کران دارند.
• دهلیزهای تو در تو: اشاره به پیچیدگی درون انسان؛ ذهن و روانی که پر از هزارتوست.



🔹 ۴. زبان و موسیقی

شعر از نظر واژگان، زبانی نرم و کشیده دارد.
تکرارِ «مرا…» در آغاز چند سطر، حالتی از نیایش و تسلیم ایجاد کرده است؛
اما در پایان، همین تکرار به اوج عصیان می‌رسد: «مرا رها کن از خدا».
این دگردیسی موسیقایی، به‌زیبایی در خدمت معنای شعر است.



🔹 ۵. جمع‌بندی

در این شعر، مریم عامری انسانی را تصویر می‌کند که در جست‌وجوی خویش است؛
اما راه یافتن خود را از مسیر عبور از همه‌ی نام‌ها، حتی نام خدا می‌بیند.
او می‌خواهد در «آبیِ آسمان» گم شود، تا شاید در آن گم‌شدن، خویشتنِ حقیقی‌اش را بیابد.



اگر خواستی، می‌توانم در ادامه یک خوانش تطبیقی هم بنویسم — مثلاً این شعر را با عرفان مولوی یا با شعرهای سهراب سپهری و فروغ مقایسه کنم تا ببینی در چه سنتی ایستاده.
قیصر امین پور


آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

« بادا » مباد گشت و « مبادا »‌ به باد رفت
« آیا » ز یاد رفت و « چرا » در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست

#قیصر_امین_پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#رهی_معیری

در پیش بی‌دردان چرا
فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه‌ای دارم ز دل
با یار صاحبدل کنم
در پرده سوزم همچو گل
در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم
تا گریه در محفل کنم
اول کنم اندیشه‌ای
تا برگزینم پیشه‌ای
آخر به یک پیمانه می
اندیشه را باطل کنم . . .!✌️

🍁🪷🍁
1🥰1
مى لرزم
دست خودم نيست
اين دال درد
كجاى تن من است
نمى دانم
كى اولين بار
به خودم پيچيدم
هیجان  اين درد
نسخه ی درماندگی ام را پيچيده
زخمی کاری
درون ام را
خالی کرده
یادت می آید
اخرین بار
كى به خودم پيچيدم؟


#مریم_عامری
1
Forwarded from سایت سپید تاک
👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
1👌1
به تن شعر
هیچ چیز نمی آید
جز اینکه،
تو را معنا کند

#مریم_عامری

سلام صبح زیباتون بخیر ونیکی

😍😍😍❤️❤️❤️🌱🌱🌱
1
صبر داشته باش و ببین ؛

همان کسی که می‌خواست
تو را زمین بزند، زمین خورده ...

همان کسی که می.خواست
حرمتِ تو را بشکند،
تمامِ غرور و حرمتش شکسته ...

همان کسی که قصدِ آزارِ تو را داشت،
بی دفاع شده و آزار دیده ...
کائنات ، دست بردار نیست ؛
انتقامِ ما را، از هم  خواهد گرفت

روزی همه‌ی ما با هم ، بی‌حساب خواهیم شد ✌️
🍁🪷🍁
👌1
بعضی اتفافات دلت رو میشکنن
ولی چشمات رو باز میکنن !

میگن شیشه حافظه داره
یعنی هر ضربه ای بهش بزنی تو خودش جمع
میکنه؛ برا همینه که بعضی وقتا بی دلیل یا
با یه تقه کوچیک میشکنه.

حکایت دل ما آدماست...💔

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌
‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌ ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🍁🪷🍂
1👌1
همیشه‌ی خدا یکی بوده که بهم بگه:
«چقدر تو قوی‌ای!» ولی هیچ‌وقت هیچ‌کی نگفته:

«پیش من عیب نداره اگه نشون بدی چقدر واقعا خسته می‌شی بعضی وقتا.»

☹️🤦‍♀😢

#سارام
1
«نحن ندفن في قلوبنا كل يوم أشياء لم نُخبر أحداً عنها»

+ما هر روز چیزهایی را در قلب خود دفن می کنیم که درباره ی آن ها به کسی چیزی نگفته ایم.


👤محمود درویش
🍂🪷🍂
1
من از موج گریخته از  موهایم
خبر دارم
وقتی سر انگشتان باد
زیرو رو می کرد
خیابان هایی
که تو را صدا می زدند
زیر بار تابلو هاى توقف ممنوع نرفتم
اما
نه خیابان را
به یاد دارم
نه پنجره هایی که مو لای درزشان
نمی رفت 
به من بگو
حسرت شانه را
که به گردن می گیرد ؟!


#مریم_عامری
1