🍂✨
وقتی گل هایِ پیراهنم
درکوچه باغِ آغوشت
سبز می شود
دکمه های دلتنگی
به شوقِ دیدنت
می افتند!...
#مریم_عامری
@ma_shokoofe
🍂♥
وقتی گل هایِ پیراهنم
درکوچه باغِ آغوشت
سبز می شود
دکمه های دلتنگی
به شوقِ دیدنت
می افتند!...
#مریم_عامری
@ma_shokoofe
🍂♥
❤3🔥2
به چوب نیم سوزی می مانم
که دود درد
از سرو کله اش
بالا می رود
و تو همان
اتش بیار معرکه اى
كه مدام
هیزم تر می ریزد
به اجاق دلم
#مریم_عامری
که دود درد
از سرو کله اش
بالا می رود
و تو همان
اتش بیار معرکه اى
كه مدام
هیزم تر می ریزد
به اجاق دلم
#مریم_عامری
❤2🔥1
🪴🪴🪴🪴🪴
بنام خدا
《 ۱۴ امرداد سالروز درگذشت حسین پناهی 》
(زاده ۶ شهریور ۱۳۳۵ کهگیلویه – درگذشته ۱۴ امرداد ۱۳۸۳ تهران) شاعر، نویسنده، کارگردان و بازیگر
پس از پایان تحصیل در بهبهان، برای تحصیل به مدرسه گلپایگانی رفت و پس از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم بهمحل زندگیاش بازگشت.
چند ماهی در لباس روحانی بود تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای پیش او رفت و پرسید که فضله موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ پناهی باوجود اینکه میدانست روغن نجس است، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهارماه خانوادهاش را باید تأمین کند، بهزن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که با فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در آن لباس باقی بماند و این اقدام بهطرد وی از خانواده نیز منجر شد.
پس از آن در تهران در مدرسه هنری آناهیتا چهارسال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامهنویسی را گذراند.
وی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامههای خودش ساخت که مدتها در محاق ماند.
با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی میکرد، خوش درخشید و با پخش نمایشهای تلویزیونی دیگرش طرف توجه مخاطبان خاص قرارگرفت.
نمایشهای دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا بهدرخواست مردم بهدفعات از تلویزیون پخش شد.
در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش میبارید و طنز تلخش بازیگر نقشهای خاصی بود.
اما وی بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذرهذره جانش نفوذ داشت.
نخستین مجموعه شعرش با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعه شعر تاکنون بیش از ۱۶ بار بازنشر شده و به ۶ زبان زنده دنیا ترجمه شدهاست.
آرامگاه وی در گورستان شهر سوق "واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد" است .
📙گردآوری و تدوین : بهروز ۱۴۰۴/۵/۱۴
🪴🪴🪴🪴🪴
بنام خدا
《 ۱۴ امرداد سالروز درگذشت حسین پناهی 》
(زاده ۶ شهریور ۱۳۳۵ کهگیلویه – درگذشته ۱۴ امرداد ۱۳۸۳ تهران) شاعر، نویسنده، کارگردان و بازیگر
پس از پایان تحصیل در بهبهان، برای تحصیل به مدرسه گلپایگانی رفت و پس از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم بهمحل زندگیاش بازگشت.
چند ماهی در لباس روحانی بود تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای پیش او رفت و پرسید که فضله موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ پناهی باوجود اینکه میدانست روغن نجس است، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهارماه خانوادهاش را باید تأمین کند، بهزن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که با فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در آن لباس باقی بماند و این اقدام بهطرد وی از خانواده نیز منجر شد.
پس از آن در تهران در مدرسه هنری آناهیتا چهارسال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامهنویسی را گذراند.
وی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامههای خودش ساخت که مدتها در محاق ماند.
با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی میکرد، خوش درخشید و با پخش نمایشهای تلویزیونی دیگرش طرف توجه مخاطبان خاص قرارگرفت.
نمایشهای دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا بهدرخواست مردم بهدفعات از تلویزیون پخش شد.
در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش میبارید و طنز تلخش بازیگر نقشهای خاصی بود.
اما وی بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذرهذره جانش نفوذ داشت.
نخستین مجموعه شعرش با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعه شعر تاکنون بیش از ۱۶ بار بازنشر شده و به ۶ زبان زنده دنیا ترجمه شدهاست.
آرامگاه وی در گورستان شهر سوق "واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد" است .
📙گردآوری و تدوین : بهروز ۱۴۰۴/۵/۱۴
🪴🪴🪴🪴🪴
❤2
نیم ساعت پیش
خدا را دیدم
قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفهکنان در حیاط
از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که
من ایستاده بودم آمد،
آواز که خواند تازه فهمیدم،
پدرم را با او اشتباهی گرفتهام!
#حسین_پناهی
خدا را دیدم
قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفهکنان در حیاط
از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که
من ایستاده بودم آمد،
آواز که خواند تازه فهمیدم،
پدرم را با او اشتباهی گرفتهام!
#حسین_پناهی
❤2
حالا که بوی سکوت
به جامه ام رسیده
ترسی از تنهایی ندارم
از نخ صبر
دو پیراهن می دوزم
یکی برای خودم
یکی برای دلتنگی...
#مریم_عامری
به جامه ام رسیده
ترسی از تنهایی ندارم
از نخ صبر
دو پیراهن می دوزم
یکی برای خودم
یکی برای دلتنگی...
#مریم_عامری
❤2
مردم حقیقت را نمی پذیرند،
چون نمی خواهند
به تخیلاتی که تمام عمر
بر اساس آن زندگی کرده اند،
آسیبی وارد شود...!
فردریش_نیچه
چون نمی خواهند
به تخیلاتی که تمام عمر
بر اساس آن زندگی کرده اند،
آسیبی وارد شود...!
فردریش_نیچه
❤1
حالا که بوی سکوت
به جامه ام رسیده
ترسی از تنهایی ندارم
از نخ صبر
دو پیراهن می دوزم
یکی برای خودم
یکی برای دلتنگی...
#مریم_عامری
سلام خانم عامری گرامی وقتتون بخیر
شعرتان رادوست دارم
مجموعه ای عاری ازهرحاشیه
بهترین ها رابرایتان آرزو می کنم🌹🌹🌹
نظر استاد گرانقدر هرمز علی پور👆
سپاس بیکران از نگاه پرمهرتون
استاد گرامی🌺🌺🌺
به جامه ام رسیده
ترسی از تنهایی ندارم
از نخ صبر
دو پیراهن می دوزم
یکی برای خودم
یکی برای دلتنگی...
#مریم_عامری
سلام خانم عامری گرامی وقتتون بخیر
شعرتان رادوست دارم
مجموعه ای عاری ازهرحاشیه
بهترین ها رابرایتان آرزو می کنم🌹🌹🌹
نظر استاد گرانقدر هرمز علی پور👆
سپاس بیکران از نگاه پرمهرتون
استاد گرامی🌺🌺🌺
❤1👏1
Forwarded from مهناز مکتبی
حالا که بوی سکوت
به جامه ام رسیده
ترسی از تنهایی ندارم
از نخ صبر
دو پیراهن می دوزم
یکی برای خودم
یکی برای دلتنگی...
✍#مریم_عامری
🎤#مهناز_مکتبی_فرد
به جامه ام رسیده
ترسی از تنهایی ندارم
از نخ صبر
دو پیراهن می دوزم
یکی برای خودم
یکی برای دلتنگی...
✍#مریم_عامری
🎤#مهناز_مکتبی_فرد
❤1
Forwarded from مریم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM