ژنده پوشی پلشت
سر در گریبان تاریکی
ماه را به دندان می کشد
این خور ه ی
بد پیله
مدام رخت عوض می کند
بوی تعفن می آید
از گلوگاه تزویر
#مریم_عامری
سر در گریبان تاریکی
ماه را به دندان می کشد
این خور ه ی
بد پیله
مدام رخت عوض می کند
بوی تعفن می آید
از گلوگاه تزویر
#مریم_عامری
Forwarded from شعر و شکوفه💐
مرا به فردایی که
نمی آید
دل خوش نکن
حال و روزم را
به مسافت ها کش مده
این پرنده می میرد
حتا به وقت بهار
#مریم_عامری
نمی آید
دل خوش نکن
حال و روزم را
به مسافت ها کش مده
این پرنده می میرد
حتا به وقت بهار
#مریم_عامری
❤2
Forwarded from غزلهای خزان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۶ نشانه خطرناک که کمبود ویتامین D داری!
☔️🌺☔️
☔️🌺☔️
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•
هر روزت رو با گفتن اين جمله شروع كن:
باور دارم امروز يه اتفاقِ فوق العاده برام ميفته...!
بارها و بارها تكرارش كن.
جهان فقط چیزهایی رو به ما میده
که باور داریم میتونیم داشته باشیم...
صبحتون بخیر عزیزان گل❤️
هر روزت رو با گفتن اين جمله شروع كن:
باور دارم امروز يه اتفاقِ فوق العاده برام ميفته...!
بارها و بارها تكرارش كن.
جهان فقط چیزهایی رو به ما میده
که باور داریم میتونیم داشته باشیم...
صبحتون بخیر عزیزان گل❤️
❤1
🍂✨
وقتی گل هایِ پیراهنم
درکوچه باغِ آغوشت
سبز می شود
دکمه های دلتنگی
به شوقِ دیدنت
می افتند!...
#مریم_عامری
@ma_shokoofe
🍂♥
وقتی گل هایِ پیراهنم
درکوچه باغِ آغوشت
سبز می شود
دکمه های دلتنگی
به شوقِ دیدنت
می افتند!...
#مریم_عامری
@ma_shokoofe
🍂♥
❤3🔥2
به چوب نیم سوزی می مانم
که دود درد
از سرو کله اش
بالا می رود
و تو همان
اتش بیار معرکه اى
كه مدام
هیزم تر می ریزد
به اجاق دلم
#مریم_عامری
که دود درد
از سرو کله اش
بالا می رود
و تو همان
اتش بیار معرکه اى
كه مدام
هیزم تر می ریزد
به اجاق دلم
#مریم_عامری
❤2🔥1
🪴🪴🪴🪴🪴
بنام خدا
《 ۱۴ امرداد سالروز درگذشت حسین پناهی 》
(زاده ۶ شهریور ۱۳۳۵ کهگیلویه – درگذشته ۱۴ امرداد ۱۳۸۳ تهران) شاعر، نویسنده، کارگردان و بازیگر
پس از پایان تحصیل در بهبهان، برای تحصیل به مدرسه گلپایگانی رفت و پس از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم بهمحل زندگیاش بازگشت.
چند ماهی در لباس روحانی بود تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای پیش او رفت و پرسید که فضله موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ پناهی باوجود اینکه میدانست روغن نجس است، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهارماه خانوادهاش را باید تأمین کند، بهزن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که با فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در آن لباس باقی بماند و این اقدام بهطرد وی از خانواده نیز منجر شد.
پس از آن در تهران در مدرسه هنری آناهیتا چهارسال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامهنویسی را گذراند.
وی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامههای خودش ساخت که مدتها در محاق ماند.
با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی میکرد، خوش درخشید و با پخش نمایشهای تلویزیونی دیگرش طرف توجه مخاطبان خاص قرارگرفت.
نمایشهای دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا بهدرخواست مردم بهدفعات از تلویزیون پخش شد.
در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش میبارید و طنز تلخش بازیگر نقشهای خاصی بود.
اما وی بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذرهذره جانش نفوذ داشت.
نخستین مجموعه شعرش با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعه شعر تاکنون بیش از ۱۶ بار بازنشر شده و به ۶ زبان زنده دنیا ترجمه شدهاست.
آرامگاه وی در گورستان شهر سوق "واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد" است .
📙گردآوری و تدوین : بهروز ۱۴۰۴/۵/۱۴
🪴🪴🪴🪴🪴
بنام خدا
《 ۱۴ امرداد سالروز درگذشت حسین پناهی 》
(زاده ۶ شهریور ۱۳۳۵ کهگیلویه – درگذشته ۱۴ امرداد ۱۳۸۳ تهران) شاعر، نویسنده، کارگردان و بازیگر
پس از پایان تحصیل در بهبهان، برای تحصیل به مدرسه گلپایگانی رفت و پس از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم بهمحل زندگیاش بازگشت.
چند ماهی در لباس روحانی بود تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای پیش او رفت و پرسید که فضله موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ پناهی باوجود اینکه میدانست روغن نجس است، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهارماه خانوادهاش را باید تأمین کند، بهزن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که با فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در آن لباس باقی بماند و این اقدام بهطرد وی از خانواده نیز منجر شد.
پس از آن در تهران در مدرسه هنری آناهیتا چهارسال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامهنویسی را گذراند.
وی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامههای خودش ساخت که مدتها در محاق ماند.
با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی میکرد، خوش درخشید و با پخش نمایشهای تلویزیونی دیگرش طرف توجه مخاطبان خاص قرارگرفت.
نمایشهای دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا بهدرخواست مردم بهدفعات از تلویزیون پخش شد.
در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش میبارید و طنز تلخش بازیگر نقشهای خاصی بود.
اما وی بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذرهذره جانش نفوذ داشت.
نخستین مجموعه شعرش با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعه شعر تاکنون بیش از ۱۶ بار بازنشر شده و به ۶ زبان زنده دنیا ترجمه شدهاست.
آرامگاه وی در گورستان شهر سوق "واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد" است .
📙گردآوری و تدوین : بهروز ۱۴۰۴/۵/۱۴
🪴🪴🪴🪴🪴
❤2
نیم ساعت پیش
خدا را دیدم
قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفهکنان در حیاط
از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که
من ایستاده بودم آمد،
آواز که خواند تازه فهمیدم،
پدرم را با او اشتباهی گرفتهام!
#حسین_پناهی
خدا را دیدم
قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفهکنان در حیاط
از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که
من ایستاده بودم آمد،
آواز که خواند تازه فهمیدم،
پدرم را با او اشتباهی گرفتهام!
#حسین_پناهی
❤2
حالا که بوی سکوت
به جامه ام رسیده
ترسی از تنهایی ندارم
از نخ صبر
دو پیراهن می دوزم
یکی برای خودم
یکی برای دلتنگی...
#مریم_عامری
به جامه ام رسیده
ترسی از تنهایی ندارم
از نخ صبر
دو پیراهن می دوزم
یکی برای خودم
یکی برای دلتنگی...
#مریم_عامری
❤2