Forwarded from غزلهای خزان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷یک نفس یاد خدا
🌿یک سبد خاطر آسوده و شاد
🌷یک بغل شبنم آرامش صبح
🌿یک هزار آینه از جنس دعا
🌷همه تقدیم شما
🌿ســـلام
🌷صبحتون پر امید
🌿امروزتون
🌷سراسر مهر و خوشبختی
☔️🌸☔️
🌿یک سبد خاطر آسوده و شاد
🌷یک بغل شبنم آرامش صبح
🌿یک هزار آینه از جنس دعا
🌷همه تقدیم شما
🌿ســـلام
🌷صبحتون پر امید
🌿امروزتون
🌷سراسر مهر و خوشبختی
☔️🌸☔️
نه
لحظه های نمک سوده انتظار
نه
مرداب کسالت بار دلتنگی
بار سنگین دل مردگی را به دوش می کشد
نه فانوسی که
لبخندهامان را با
دود غلیظ، سیاه می کشد
ابدیت مگر چیست
مرگ ارغوان هایی که
به بلوغ نرسیده
دشت را
دست آمیز نفرت می کند
#مریم_عامری
لحظه های نمک سوده انتظار
نه
مرداب کسالت بار دلتنگی
بار سنگین دل مردگی را به دوش می کشد
نه فانوسی که
لبخندهامان را با
دود غلیظ، سیاه می کشد
ابدیت مگر چیست
مرگ ارغوان هایی که
به بلوغ نرسیده
دشت را
دست آمیز نفرت می کند
#مریم_عامری
❤2
💕ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻋﺠﯿﺒﯿﺴﺖ..!
ﺟﻤﻠﻪ ی
"ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﻣﺪﺍﺭﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ"
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺛﺮ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﺩ،
ﺗﺎ "ﺍﻟﻢ ﯾﻌﻠﻢ ﺑﺄﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﯾﺮﯼ"
ﺁﯾﺎ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ؟!
🍃🍃🍃
ﺟﻤﻠﻪ ی
"ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﻣﺪﺍﺭﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ"
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺛﺮ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﺩ،
ﺗﺎ "ﺍﻟﻢ ﯾﻌﻠﻢ ﺑﺄﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﯾﺮﯼ"
ﺁﯾﺎ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ؟!
🍃🍃🍃
❤1
وطن تنها میراثی است که
هرگز نمیتوان آنرا
خرج کرد، هدیه داد یا فروخت...
.🌸🌸🌸💐💐💐
هرگز نمیتوان آنرا
خرج کرد، هدیه داد یا فروخت...
.🌸🌸🌸💐💐💐
❤1
درِ همه ی روز مرگی ها را می بندم
به سک سکه ی باد
كه از درز پنجره
پرده مى درد
نگاه می کنم
و در مى يابم كه همه چیز
غیر عادی است
من
حواسم
و قاصدگى
كه پر پر شده ى باد است
عشق چگونه قدم رنجه كند
وقتی سپيده دم هم
ما را به ضیافت آفتاب نمى برد
تا كوچه مست شميم
ياس و رازقى شود
و آفتاب بر پيشانى شهر
بوسه اى زند
نه، اين روز
امروز نيست
#مریم_عامری
به سک سکه ی باد
كه از درز پنجره
پرده مى درد
نگاه می کنم
و در مى يابم كه همه چیز
غیر عادی است
من
حواسم
و قاصدگى
كه پر پر شده ى باد است
عشق چگونه قدم رنجه كند
وقتی سپيده دم هم
ما را به ضیافت آفتاب نمى برد
تا كوچه مست شميم
ياس و رازقى شود
و آفتاب بر پيشانى شهر
بوسه اى زند
نه، اين روز
امروز نيست
#مریم_عامری
❤1
.
خدایا؛
گاهی مرا
در آغوش بگیر...
وقتی در محاصرهٔ مشکلاتم
و تنها پناهگاهم تویی.
وقتی تمام تلاشم را کردهام،
خستهام و دلم کمی سکوت میخواهد،
کمی آرامش، کمی تسکین.
بی خبر از راه برس و مرا بغل کن.
باور کن آدمِ جا زدن نیستم!
اما از یک جایی به بعد،
بگو که با هم درستش میکنیم.
از یک جایی به بعد،
خودت برایم معجزه کن!
نرگس_صرافیان_طوفان
☔️🌸☔️
خدایا؛
گاهی مرا
در آغوش بگیر...
وقتی در محاصرهٔ مشکلاتم
و تنها پناهگاهم تویی.
وقتی تمام تلاشم را کردهام،
خستهام و دلم کمی سکوت میخواهد،
کمی آرامش، کمی تسکین.
بی خبر از راه برس و مرا بغل کن.
باور کن آدمِ جا زدن نیستم!
اما از یک جایی به بعد،
بگو که با هم درستش میکنیم.
از یک جایی به بعد،
خودت برایم معجزه کن!
نرگس_صرافیان_طوفان
☔️🌸☔️
❤1
" یک اشتباه را دو بار تکرار نکنید "
از اشک هایتان
از دل تنگی هایتان
از شکستن دلتان درس بگیرید.
برای یاد گرفتن ،
برای شناخت بیشتر آدم ها ،
لازم است گاهی شب ها را با گریه سر کنید
لازم است حداقل یک بار دلتان ،
حتی غرورتان را فدا کنید.
اگر یک بار دلتان شکست مقصر دیگرانند.
اما مقصر شکستن دلتان برای
دومین بار خودتان هستید.
☔️🌸☔️
از اشک هایتان
از دل تنگی هایتان
از شکستن دلتان درس بگیرید.
برای یاد گرفتن ،
برای شناخت بیشتر آدم ها ،
لازم است گاهی شب ها را با گریه سر کنید
لازم است حداقل یک بار دلتان ،
حتی غرورتان را فدا کنید.
اگر یک بار دلتان شکست مقصر دیگرانند.
اما مقصر شکستن دلتان برای
دومین بار خودتان هستید.
☔️🌸☔️
❤1
کنار ش می ایستم
یکی یکی تا می کنم
دلتنگی هایم را
کاری از دست ایینه هم ساخته نیست
هر روز تماشا می کند
مجسمه ای را
که قالب تهی می کند
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
یکی یکی تا می کنم
دلتنگی هایم را
کاری از دست ایینه هم ساخته نیست
هر روز تماشا می کند
مجسمه ای را
که قالب تهی می کند
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
چه بخواهیم چه نخواهیم
روزگار می گذرد
و ما نمی توانیم رو به روی تمام اتفاق های بد قد علم کنیم تا نیفتد
تا بوده همین بوده
اما میشود خوب بود
میشود خوبی کرد
می شود میان این همه سیاهی رنگی بود
تا بوده همین بوده
و ما میان این تکرار
یا باید تسلیم شویم
یا ادامه دهیم
یا باید غم شویم
یا باید شادی بیآفرینیم🌱
☔️🌸☔️
روزگار می گذرد
و ما نمی توانیم رو به روی تمام اتفاق های بد قد علم کنیم تا نیفتد
تا بوده همین بوده
اما میشود خوب بود
میشود خوبی کرد
می شود میان این همه سیاهی رنگی بود
تا بوده همین بوده
و ما میان این تکرار
یا باید تسلیم شویم
یا ادامه دهیم
یا باید غم شویم
یا باید شادی بیآفرینیم🌱
☔️🌸☔️
درود
☕️ صبح تون بخیر
❄️امیدوارم که
☕️روزتون قشنگ
❄️مشکلاتتون اندک
☕️شادی هاتون بسیار
و لطف خدا همراهتون باشه..
☔️🌸☔️
☕️ صبح تون بخیر
❄️امیدوارم که
☕️روزتون قشنگ
❄️مشکلاتتون اندک
☕️شادی هاتون بسیار
و لطف خدا همراهتون باشه..
☔️🌸☔️
❤2
Forwarded from شعر و شکوفه💐
تدبیر ی بیندیش
که تقدیر
تعبیر نمی کند وابستگی را
تقصیر من و تو نیست
چیزی رخ نمی دهد
در احساس های بی در و پیکر
فقط می آیند
تا بکُشند
#مریم_عامری
که تقدیر
تعبیر نمی کند وابستگی را
تقصیر من و تو نیست
چیزی رخ نمی دهد
در احساس های بی در و پیکر
فقط می آیند
تا بکُشند
#مریم_عامری
❤1
جنگ اندازه ی ارزوهایم را
آنقدر کوتاه کرد
که مجبور شدم
رویاهایم را سر ببرم و
دیگر خواب رود را نبینم
پای درخت سیب ایستاده
هوار بکشم
چرا جنگ افروزی
چرا مرگ
زمین درد دارد
بس کابوس زنده به گور کردن
را تکرار می کند
#مریم_عامری
آنقدر کوتاه کرد
که مجبور شدم
رویاهایم را سر ببرم و
دیگر خواب رود را نبینم
پای درخت سیب ایستاده
هوار بکشم
چرا جنگ افروزی
چرا مرگ
زمین درد دارد
بس کابوس زنده به گور کردن
را تکرار می کند
#مریم_عامری
❤1
✅خشونت کلامی مخربتر از خشونت فیزیکی است
فروید میگوید: تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد. انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگها به اندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات متنوعتر از سنگها بودند، میشد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند.
از سنگها میشد گریخت اما از کلمات نه. درد سنگها و کبودیشان فقط تا چند روز باقی میماندند اما کلمات میتوانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشهای از روانمان زندگی کنند که دست هیچ رواندرمانگری در هیچ جلسه درمانی به آنها نرسد. کدام سنگ چنین قدرتمند بود؟
ما سنگهایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم، اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیقترمان که کلمات بودند، بگنجانیم.
یاد گرفتیم که چطور گوشههایشان را تیز کنیم، لحن را به آن اضافه کنیم و طوری پرتابشان کنیم که حتی به نظر پیام دوستی بیایند!
انسان متمدن امروز در برابر کلمات بیدفاعتر است چون دیگر سپری در کار نیست.
یادمان باشد قبل از پرتاب کلمات، به این فکر کنیم که هیچ انسانی رویینروان نیست!
حرف باد هوا نیست، حرف آسیب میزند.
☔️🌸☔️
فروید میگوید: تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد. انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگها به اندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات متنوعتر از سنگها بودند، میشد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند.
از سنگها میشد گریخت اما از کلمات نه. درد سنگها و کبودیشان فقط تا چند روز باقی میماندند اما کلمات میتوانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشهای از روانمان زندگی کنند که دست هیچ رواندرمانگری در هیچ جلسه درمانی به آنها نرسد. کدام سنگ چنین قدرتمند بود؟
ما سنگهایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم، اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیقترمان که کلمات بودند، بگنجانیم.
یاد گرفتیم که چطور گوشههایشان را تیز کنیم، لحن را به آن اضافه کنیم و طوری پرتابشان کنیم که حتی به نظر پیام دوستی بیایند!
انسان متمدن امروز در برابر کلمات بیدفاعتر است چون دیگر سپری در کار نیست.
یادمان باشد قبل از پرتاب کلمات، به این فکر کنیم که هیچ انسانی رویینروان نیست!
حرف باد هوا نیست، حرف آسیب میزند.
☔️🌸☔️
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام
صبح زیباتون بخیر
الهی که حال دلتون خوب
تنتون سالم
سفره هاتون پر برکت
وامضای خدا پای تموم آرزوهاتون باشه
مررررررسی که هستین دوستان گلم ❤️💐💐💐😍
صبح زیباتون بخیر
الهی که حال دلتون خوب
تنتون سالم
سفره هاتون پر برکت
وامضای خدا پای تموم آرزوهاتون باشه
مررررررسی که هستین دوستان گلم ❤️💐💐💐😍
❤2
بی انگیزه
سرد
در نرسیدن های ممتد
در سرابى سربى
و خوابیدن روی ابر
و دویدن دنبال باد
قطعه ی اندو ه باری است
که نواختن اش را
فقط تو به ياد داری!
#مریم_عامری
سرد
در نرسیدن های ممتد
در سرابى سربى
و خوابیدن روی ابر
و دویدن دنبال باد
قطعه ی اندو ه باری است
که نواختن اش را
فقط تو به ياد داری!
#مریم_عامری
❤1
زنها
شاعر که می شوند
شعرهایشان را دم میکنند
می شورند
می سابند
بار می گذارند
و زمزمه کنان
تمامدلتنگی هایشان را
دستمال می کشند
عاشقانه هایشان می شود شعری خوشمزه..
گاهی روی میز می چینند
با دو قاشق بیشتر
گاهی چای می شود!
عطر هل
طعم دارچین
و حبه قندی
که ته دل
آب می شود.
#علیرضا_کریمی
شاعر که می شوند
شعرهایشان را دم میکنند
می شورند
می سابند
بار می گذارند
و زمزمه کنان
تمامدلتنگی هایشان را
دستمال می کشند
عاشقانه هایشان می شود شعری خوشمزه..
گاهی روی میز می چینند
با دو قاشق بیشتر
گاهی چای می شود!
عطر هل
طعم دارچین
و حبه قندی
که ته دل
آب می شود.
#علیرضا_کریمی
❤1