شعر و شکوفه💐
135 subscribers
634 photos
714 videos
15 files
101 links
Download Telegram


با آن‌که بی‌دلیل رها می‌کنی مرا
آنقدر عاشقم که نمی‌پرسمت چرا؟

در پیچ‌وتاب عشق، به معنای هجر نیست
رودی ز رود دیگر اگر می‌شود جدا

خون می‌خوریم در غم و حرفی نمی‌زنیم
ما عاشق توایم همین است ماجرا

خوش باد روح آن‌که به ما با کنایه گفت:
گاهی به قدر صبر بلا می‌دهد خدا

حق با تو بود هرچه بکوشد نمی‌رسد
شیر نفس بریده به آهوی تیزپا

ای عشق! ای حقیقت باورنکردنی!
افسانه‌ای بساز خود از داستان ما...


#فاضل_نظری
🌹بنام خداوند شفادهنده واجابت کننده

🍃🌺ســـــــــلام

🍁🌺صبح زیبـاتـون بـخیر
🍂🌷 و سرشار از اتفاقهای عالی

🍁🌺امیدوارم زندگی به کامتون
🍂🌷خـوشبختی سرنوشتتون

🍁🌺و آفتاب عـشق مـهمان
🍂🌺هـمیشگی دلتـون بـاشـه

🍁🌺صبحتون پر از نـور امـید
🍂🌷وعـشق بـه خـالـق مـهربـون

🍁🌺 درپناه وسایه پروردگار
🍂🌷تندرست وشادوموفق وپیروز و سرفراز و
🍁🌺مصون از تمامی بلیات زمینی وآسمانی باشید.
💫😍😍💫
1
و هرگز نپرس
از کجا  پریده  
این گنچشک سرگردان 
   نوک رویاهایش
به برگ کلمات برسد
کوتاه می آید 
برای شعری که
در رگ های رود روان است 



#مریم_عامری
Forwarded from غزل‌های خزان (Leyla)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تقدیم به همه خانمهای مهربون😘🥰

😍😍❤️😊😊
1
پاییز ردّ  توست
رنگ هایش را به نامم بزن
به وقت مهر
قول می دهم
انار ها را باهم بچینیم

#مریم_عامری
Forwarded from شعر و شکوفه💐
در نهاد من  اسمان/ آبی
هوا / بارانی 
فاصله ها  /نزدیک
خاطره ها رویایی
این همه زندگی جریان دارد
اما نمیدانم
در نهاد توووو
من کی ام....


#مریم_عامری
مرا  می ِکشی
به انتهای سکوت 
نمی دانی لال نمی ماند
چشم هایم
لامصب
کم نکن فاصله را
تعادلم  بهم می ریزد 




#مریم_عامری
فاجعه ی قرن است
این که من
در حوزه ی اغوشت
جا  نگیرم
ولی هر شب
در حوضچه ی شعرهایت
غرق  شوم
وتو
برای نجاتم
کاری  نکنی!


#مریم_عامری
حالا که بوی سکوت
به جامه ام رسیده
ترسی از تنهایی ندارم
از نخ صبر
دو پیراهن می دوزم
یکی برای خودم
یکی برای دلتنگی...

#مریم_عامری
یاد دارم
کوچه های کودکی را
هفت چنار و مون ده و
هم آب بالا را
بازی لی لی میان کوچه ها
تیله ی گم گشته
دعوا های بازی را
دم تراز . ! آیا هنوزم باتو
همدردی . کسی دارد ؟
یا که از پردردی آن ها هم دگر رفتند
کوچه باغ . ای کوچه‌ی پرخاطرات من
ای گذرگاه جوانی ها
یاد می آری مرا یانه ؟
ای درخت خشک زرد آلو
سایه ات پس کو؟
فصل پاییز و بهارت هست؟
یاتو هم چون من
بهارت هم زمستان شد
یاد می آری مرا ای جوی ؟
من همانم کودکی که
سیب می قاپید ازدستت
کوچه‌ ای در جستجوی من
من میان کوچه ها حیران
سرو تاریخی
ای نگار خوش قدو بالا
کوه عاشق ها به هایم، هُو نگفت
پادرمیانی کن
درهُدک گم کرده ام
اکنون جوانی را

#مریم_عامری