شعر و شکوفه💐
133 subscribers
634 photos
712 videos
15 files
101 links
Download Telegram
🌷🌷🌷
یک اصطلاحی هست که خدا چندین بار در قرآن ازش استفاده کرده:
"حتی ضاقت علیهم/علیه الارض...."

یعنی "کار به جایی می‌رسد که زمین با تمام فراخی‌اش بر آدمی تنگ می‌گردد."
بهترین توصیفی است که می‌شود برای بعضی لحظه‌ها و برخی حس‌ها به کار برد، اینطور وقتها چاره‌ای نیست جز پناه بردن به خودش
باید به خودش پناه ببری، تا آرام بگیری، دوست و آشنا هم نمی‌توانند برایت کاری بکنند.
آدمی تازه می‌فهمد که هیچ پناهی ندارد جز خدا و این حس یک چیزی است شبیه دلتنگی، سردرگمی، دل‌آزردگی، یک چیزی شبیه درد!
💫👍💫
«اُطلبوا من الله على قدر ملكه لا على قدر أحْلامكم مالك السَّماوات والأرض لن يعجزه شيءٌ ، فاطلبوا  المستحيل!»


از خداوند به اندازه‌ی دارایی‌اش بخواهید نه به اندازه‌ی رویاهایتان. خداوندی که صاحبِ آسمان‌ها و زمین است هیچ چیز خارج از اراده‌‌اش نیست،از او غیرممکن طلب کنید

💫👍💫
Forwarded from مریم
به حریم نگاهم ورود کن
وگستاخانه مرا ببوس
بگذار همه بدانند
برای کشته شدن
یک نگاه کافی ست

#مریم_عامری
به  حریم سکوتم ورود کردی
و گستاخانه رفتی
نخواستی؛ بفهمی
در تمسخر نگاها
هزار بار سقوط می کند
دلم

#مریم_عامری
و من
در مانده ی همان بادی بودم
که به سمت  تو وزیدن گرفت 
و تو
همان قاصدک بشاشی که
لای پرهاش
هزار پرنده بی پروا می پرید
بی هیچ توقعی
منتظر مهر ماند تا
دوباره دلبری کند پاییز

#مریم_عامری
1🔥1
اسمان؛ بی حوصله
بازوی ماه زخمی
پیراهن شب را دریده
ابرهای متعصب

#مریم_عامری
Forwarded from مریم
شعر هایت را
ورق میزنم
در مه الودترین خاطره ها



#مریم_عامری
Forwarded from مریم
کلید نمی خواهد قلبم
من وتو

قفل همیم

#مریم_عامری
2👌1
دیوانگی ات...

😄😊💫💫🌷🌸👌💐

دیوانه ای و درد تو Ampoul ندارد
آمپول که نه ، شربت و capsul ندارد

نه دارو و کپسول و نه آمپول که اصلن
دیوانگی ات علت و معلول ندارد

پرسیدم و می گفت طبیبت که فلانی
یک رسم و ره ِ روشن و معمول ندارد

با این همه چشمان سیاه تو قشنگند
چشمان تورا آهوی ِ شنگول ندارد

چشمان تو بد می کُشد این خلق خدا را
عاشق کشی و کار تو مسئول ندارد!!!

تاثیر ِ فشار تو به عشاق زیاد است
آن گونه که تاثیر تورا غول ندارد

ابروی کجت راست ترین جلوه ی عشق است
کاری به خط و خط کش و شاقول ندارد

در حسرت رویت شده ام از همگان سیر
آنگونه کهengine  دلم  fool ندارد

ای کاش برایت بخرم هرچه که خواهی
افسوس که این عاشق تو پول ندارد

دنیا چو شما دلبر دیوانه بسی دید
چون بنده یکی عاشق مجهول ندارد

لبهات قشنگند و جوابت همه آری است
هرچند که faz دل ما null ندارد

هرکس که به جز من بنشیند به کنارت
از منظر من جز دغل و گول ندارد

من خوشدل آن ناز و ادای نمکینم
چیزی که تو را دلبر مقبول ندارد

دیوانه ی دلداده ی من باش همیشه
دیوانه شدن این همه bambol ندارد
محمد جعفرزارع.    خوشدل
آنقدر پیچ و خم جاده را تاب آوردم
که صخره ها نرم شدند
برای برگشت به هم 
فقط یک چیز لازم است/
خواستن
حالا بگو
درختی که میان راه سایه انداخته بود
را بیاد داری رفیق؟!

#مریم_عامری
Forwarded from مریم
باید دست هایم را
در جیب خاطره ها جا بدهم
دوباره پاییز از راه می رسد
درخت سکوتم را می تکاند و
رنگین تر از همیشه
رنگ می ریزد از شاخه های احساس
تو اگر به باغ آمدی
کلاغ ها را خبر نکن

#مریم_عامری
1👍1
امــروز
از خـــدا
برایت من چنین خواهم
دلت آرام
تنت سالم
دعاهایت مستجاب
عاقبتت بخیر
آفتاب عـمرت
هميشــه برقرار
و زندگیت سرشار از
عشق و آرامش

   امروز تون زیبا و در پناه خدا،
💫👍💫
👍1
Forwarded from مریم
مرا
امروز همین امروز
رها کن در اسمان خیال
همه چیز تکراری ست
باید سرم را بر گردانم به تنم
باید در رگ های سرخ
خونی جهنده پیدا شود
نه نیستم
موافق این همه ناسازگاری نیستم
با سازی دیگر بنوازم
درِ تمام شعرها باز است...


#مریم_عامری
1🔥1
Forwarded from گنج عشق،
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همراه با ارامش

این کلیپ بسیار زیبا تقدیم شما عزیزان


‎‌‌
"شرنگ مرگ"

بر هیچ آدمی اجل بقا نمی کند...

سلطان مرگ هیچ محابا نمی کند.
(کمال الدین اسماعیل)

🔸سلیمان (ع) از پیامبران قوم بنی اسراییل، فرزند داود (ع) که قرن ها بعد از موسی (ع) می زیسته، و می گویند که منطق الطیر و زبان حیوانات را می دانسته و جن و انس به حکم اسم اعظم در ید حکمرانی اش بوده است....
سلیمان را گفتند؛

"آب حیات در اختیار توست، بخور تا عمر جاودان یابی"

سلیمان گفت:
'این فقط مختص من است یا دیگر انسان ها و موجودات هم می توانند از آن بنوشند...

گفتند:
فقط مختص توست...!

سلیمان گفت:
اجازت دهید تا با جن و انسان مشورت نمایم.

چون با انسان ها مشورت نمود، جملگی گفتند:
بخور از این فضیلت بی بهره نمان...!

با گروه گروه حیوانات و جنیان مشورت نمود و هر گروهی وی را به خوردن آب حیات ترغیب می‌نمودند...

تا آن که عهد مشورت به سر آمد. سلیمان به جنیان و دیگر موجودات گفت:
آیا جای مانده ای هست که طرف شور نبوده است...؟

گفتند:
یا سلیمان، یک سرتشی(جوجه تیغی) همین کنار رودخانه روزگارش می گذراند، وی در بارعام درگاه شور نیامده است...

سلیمان، اسب خویش را دنبالش فرستاد، اما به خواهش و تمنای اسب وقعی ننهاد و به دربار سلیمان نیامد...

سلیمان، بار دوم سگی را دنبالش فرستاد، در کمال تعجب، جوجه تیغی را همراه سگ دیدند که به دربار آمده...!

سلیمان رو به او کرد و گفت:
دو سؤال مرا باید پاسخ گویی...

یکی، چرا همراه اسب که نحیب است بدین بارگاه نیامدی...؟

و دیگری، مرا مخیر کرده اند اگر آب حیات بخورم، عمر جاودان یابم. بخورم یا نخورم...!

جوجه تیغی گفت:

این که چرا با اسب به درگاه حضرت سلیمان نیامده، اما با سگی که انسان ها نجس می پندارند آمدم، دلیلش این است که اسب بی وفاست، امروز با کمال خدمت شما به او، به شما سواری می دهد و فردا به دیگری...!

اما سگ مظهر وفاست. آن که لقمه ای نان به وی دهد بیش از جان خود گرامی اش می دارد...

و اما جواب سؤال دوم، ای سلیمان آیا از این آب جرعه ای به دیگری هم می رسد؟
سلیمان گفت: خیر
جوجه تیغی گفت:
ای سلیمان نخور...!

سلیمان گفت:
به چه دلیل؟
جوحه تیغی گفت:
چون اگر بخوری و عمر جاودان یابی، هر دم یکی از عزیزانت بمیرد، در غمش جهانت جهنم خواهد شد...!
شرنگ مرگ را پذیرا باش که نیکو سرانحامی است...

🔸گیرم که روزگار ترا میر ری کند،
آخرم به مرگ، نامه ی عمر تو طی کند...

گیرم فزون شدی ز سلیمان به ملک و مال،
با او وفا نکرد جهان، با تو کی کند...؟🙏

"ناصر خسرو"
👍1