Forwarded from مریم
از مرز عشق
چیزی رد نمی شود
به جز حسرت
نگاه کن
تیر می کشد
چراغی که انسوی دیدار
بلند بلند می خندد
به دل تنگی ....
#مریم_عامری
چیزی رد نمی شود
به جز حسرت
نگاه کن
تیر می کشد
چراغی که انسوی دیدار
بلند بلند می خندد
به دل تنگی ....
#مریم_عامری
❤1👍1
جناب ابتهاج میفرمایند «ما لالیم!»
تلاش میکنیم یه چیزیو به طرفمون بفهمونیم
ولی نمیشه! این زبان برای بیرون از ما ساخته شده!
شما درد رو چطوری میخوای به بقیه حالی کنی؟
ما در بیان احساساتمان بیچارهایم!
💫☹️💫
تلاش میکنیم یه چیزیو به طرفمون بفهمونیم
ولی نمیشه! این زبان برای بیرون از ما ساخته شده!
شما درد رو چطوری میخوای به بقیه حالی کنی؟
ما در بیان احساساتمان بیچارهایم!
💫☹️💫
❤1👍1
Forwarded from مریم
۱۹ امرداد سالروز درگذشت امیرهوشنگ ابتهاج
(زاده ۶ اسفند ۱۳۰۶ رشت -- درگذشته ۱۹ امرداد ۱۴۰۱ آلمان) متخلص به «ه.ا.سایه» شاعر و ترانهسرا
او هم در آغاز همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود، اما نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، بهویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساساً شاعری غزلسرا بود، همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود، دنبال کرد.
درسال ۱۳۲۵ مجموعه «نخستین نغمهها» را که شامل اشعاری بهشیوه کهن است، انتشار داد. آن زمان که هنوز با نیمایوشیج آشنا نشده بود، «سراب» نخستین مجموعهاش را که به اسلوب جدید بود، در قالب چهارپاره با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی بود، منتشر کرد. مجموعه «سیاه مشق» او نیز
شعرهای سال ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربر میگیرد. وی در این مجموعه، تعدادی از غزلهایش را بهچاپ رسانید و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که میتوان گفت تعدادی از غزلهای او، از بهترین غزلهای این دوران بهشمار میرود.
او در مجموعههای بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با کتاب شبگیر که حاصل سالهای پر تب و تاب پیش از سال ۱۳۳۲ است، به شعر اجتماعی روی آورد و مجموعه «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازهای در شعر معاصر را گشود.
وی در سال ۱۳۹۱ خاطراتش را در گفتگو با میلاد عظیمی در کتاب "پیر پرنیاناندیش" عنوان کرد و در این کتاب بهبیان عقاید و نظراتش درباره بسیاری از چهرههای بهنام موسیقی، شعر و سیاست در زمان خود پرداخت.
آرامگاه وی در باغ محتشم رشت است.
هما(هنر-موسیقی- ادبیات )
https://t.me/+GB2ATlY1pMkzMjM0
۱۹ امرداد سالروز درگذشت امیرهوشنگ ابتهاج
(زاده ۶ اسفند ۱۳۰۶ رشت -- درگذشته ۱۹ امرداد ۱۴۰۱ آلمان) متخلص به «ه.ا.سایه» شاعر و ترانهسرا
او هم در آغاز همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود، اما نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، بهویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساساً شاعری غزلسرا بود، همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود، دنبال کرد.
درسال ۱۳۲۵ مجموعه «نخستین نغمهها» را که شامل اشعاری بهشیوه کهن است، انتشار داد. آن زمان که هنوز با نیمایوشیج آشنا نشده بود، «سراب» نخستین مجموعهاش را که به اسلوب جدید بود، در قالب چهارپاره با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی بود، منتشر کرد. مجموعه «سیاه مشق» او نیز
شعرهای سال ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربر میگیرد. وی در این مجموعه، تعدادی از غزلهایش را بهچاپ رسانید و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که میتوان گفت تعدادی از غزلهای او، از بهترین غزلهای این دوران بهشمار میرود.
او در مجموعههای بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با کتاب شبگیر که حاصل سالهای پر تب و تاب پیش از سال ۱۳۳۲ است، به شعر اجتماعی روی آورد و مجموعه «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازهای در شعر معاصر را گشود.
وی در سال ۱۳۹۱ خاطراتش را در گفتگو با میلاد عظیمی در کتاب "پیر پرنیاناندیش" عنوان کرد و در این کتاب بهبیان عقاید و نظراتش درباره بسیاری از چهرههای بهنام موسیقی، شعر و سیاست در زمان خود پرداخت.
آرامگاه وی در باغ محتشم رشت است.
هما(هنر-موسیقی- ادبیات )
https://t.me/+GB2ATlY1pMkzMjM0
❤1👍1
Ey Eshgh
Majid Akhshabi
#مجید_اخشابی
#ای_عشق
#ای_عشق
❤2
Forwarded from شعر و شکوفه💐
بیشتر از این ها باید نوشید
خیس و عریان
چشم بسته؛ تا انتهای بی قراری
انجا که غرق عطش باشی و
تشنگی از پا بیفتد
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
خیس و عریان
چشم بسته؛ تا انتهای بی قراری
انجا که غرق عطش باشی و
تشنگی از پا بیفتد
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
❤2
.
از دایره که دورافتاده باشی
در شعاع هیچ فاصله ای
به محیط نمیرسی
برای هم قطار شدن قطرها
گِرد میشویم
به مساحت عشق
✍️#مریم_عامری
از دایره که دورافتاده باشی
در شعاع هیچ فاصله ای
به محیط نمیرسی
برای هم قطار شدن قطرها
گِرد میشویم
به مساحت عشق
✍️#مریم_عامری
❤1👍1
عرض سلام و ادب به دوستانی که تازه به جمع مون پیوستن
شب تون ماااه
مقدمتون گلباران 😍😍❤️❤️❤️
شب تون ماااه
مقدمتون گلباران 😍😍❤️❤️❤️
👍2❤1
❤4👍1
پرنده ای که
تن دلتنگی هایم را می خاراند
مرا از پرواز باز می دارد
اینهمه یکجانشینی را
نمی پذیرد
دلم
باید بِکِشم
اسمان را
به پرهایم
#مریم_عامری
چالش
تن دلتنگی هایم را می خاراند
مرا از پرواز باز می دارد
اینهمه یکجانشینی را
نمی پذیرد
دلم
باید بِکِشم
اسمان را
به پرهایم
#مریم_عامری
چالش
❤1👍1
پرنده ای که
تن دلتنگی هایم را می خاراند
مرا از پرواز باز می دارد
اینهمه یکجانشینی را
نمی پذیرد
دلم
باید بِکِشم
اسمان را
به پرهایم
#مریم_عامری
تن دلتنگی هایم را می خاراند
مرا از پرواز باز می دارد
اینهمه یکجانشینی را
نمی پذیرد
دلم
باید بِکِشم
اسمان را
به پرهایم
#مریم_عامری
❤1👍1
خودم را پنهان کردم
در اتاقکی که
ذهنم را
به جنگل تنهایی فرو می برد
و وحشت زده
می بلعید درخت سکوت را
تا برگردی
بازی می کنم
اخرین سکانس قصه را
#مریم_عامری
در اتاقکی که
ذهنم را
به جنگل تنهایی فرو می برد
و وحشت زده
می بلعید درخت سکوت را
تا برگردی
بازی می کنم
اخرین سکانس قصه را
#مریم_عامری
❤1👍1
باور نکن
تهمت هایی که به پنجره می زنند
حقیقت دارد
پشت این ابهام
یک چیز است
من و تو
باخورشید
قرار داریم
#مریم_عامری
تهمت هایی که به پنجره می زنند
حقیقت دارد
پشت این ابهام
یک چیز است
من و تو
باخورشید
قرار داریم
#مریم_عامری
❤2👍1