❤1🔥1👏1
❤2🔥1👏1
مرا ببر
به انسوی دوست داشتن ات
همانجایی که دانه ی عشق
بی اراده رشد کرده
مهر بانی پخش می کند
می دانی چقدر دلم؛
تنگ ِنوازش است؟!
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofeها
به انسوی دوست داشتن ات
همانجایی که دانه ی عشق
بی اراده رشد کرده
مهر بانی پخش می کند
می دانی چقدر دلم؛
تنگ ِنوازش است؟!
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofeها
👍2🔥1👏1
اینهمه گزاف گویی را
نمی فهمم
کلاغ در گوش باغ
چه خوانده است
که مترسک
یقه می درد
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
نمی فهمم
کلاغ در گوش باغ
چه خوانده است
که مترسک
یقه می درد
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
❤1👍1👏1
پیش بیا! پیش بیا! پیشتر!
تا که بگویم غم دل بیشتر
دوست ترت دارم از هر چه دوست
ای تو به من از خود من خویشتر....
#قیصر_امین_پور🦢🍃
تا که بگویم غم دل بیشتر
دوست ترت دارم از هر چه دوست
ای تو به من از خود من خویشتر....
#قیصر_امین_پور🦢🍃
❤3👍1👏1
Forwarded from مریم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می خواهم
لب واژه ها را آتش بزنم
مهم نیست
بعد از تو
چقدر خماری می کشند
تو شاه بیت غزلم باش
من؛
همچون شعری داغ
گلوی قلم را می بوسم
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
لب واژه ها را آتش بزنم
مهم نیست
بعد از تو
چقدر خماری می کشند
تو شاه بیت غزلم باش
من؛
همچون شعری داغ
گلوی قلم را می بوسم
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
❤2👍1🥰1👏1
پدر بزرگم همیشه میگفت:
اگه یه روز دلت گیر کرد، زن گرفتی،
با دستهای خودت موهاش رو بباف،
گوشواره گوشش کن و نوازشش کن
زنها از گرسنگی نمیمیرن،
اما بی مهری و بی توجهی حتما آنها را نابود میکنه و میکشه!
#ارسطو
اگه یه روز دلت گیر کرد، زن گرفتی،
با دستهای خودت موهاش رو بباف،
گوشواره گوشش کن و نوازشش کن
زنها از گرسنگی نمیمیرن،
اما بی مهری و بی توجهی حتما آنها را نابود میکنه و میکشه!
#ارسطو
👏2
چیز زیادی نیست
اگر شب ِخو استن طولانی شود
یا اگر رگ دوست داشتن
بالا بزند
بیا
یک شبه مرور کنیم
تمام رویاها را
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
اگر شب ِخو استن طولانی شود
یا اگر رگ دوست داشتن
بالا بزند
بیا
یک شبه مرور کنیم
تمام رویاها را
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
❤3👍1👏1🙏1
داستان_امروز
روزی خانمی سخنی را بر زبان آورد که مورد رنجش خاطر بهترین دوستش شد. او بلافاصله از گفته خود پشیمان شده و بدنبال راه چارهای گشت که بتواند دل دوستش را بدست آورده و کدورت حاصله را برطرف کند. او در تلاش خود برای جبران آن، نزد پیرزن خردمند شهر شتافت و پس از شرح ماجرا، از وی مشورت خواست. پیرزن با دقت و حوصله فراوان به گفتههای آن خانم گوش داد و پس از مدتی اندیشه، چنین گفت: «تو برای جبران سخنانت لازم است که دو کار انجام دهی و اولین آن فوقالعاده سختتر از دومی است.»
خانم جوان با شوق فراوان از او خواست که راهحلها را برایش شرح دهد. پیرزن خردمند ادامه داد: «امشب بهترین بالش پری را که داری، برداشته و سوراخی در آن ایجاد میکنی. سپس از خانه بیرون آمده و شروع به قدم زدن در کوچه و محلات اطراف خانهات میکنی و در آستانه درب منازل هر یک از همسایگان و دوستان و بستگانت که رسیدی، مقداری پر از داخل بالش درآورده و به آرامی آنجا قرار میدهی. بایستی دقت کنی که این کار را تا قبل از طلوع آفتاب فردا صبح تمام کرده و نزد من برگردی تا دومین مرحله را توضیح دهم.»
خانم جوان به سرعت به سمت خانهاش شتافت و پس از اتمام کارهای روزمره خانه، شبهنگام شروع به انجام کار طاقتفرسائی کرد که آن پیرزن پیشنهاد نموده بود. او با رنج و زحمت فراوان و در دل تاریکی شهر و در هوای سرد و سوزناکی که انگشتانش از فرط آن، یخ زده بودند، توانست کارش را به انجام رسانده و درست هنگام طلوع آفتاب به نزد آن پیرزن خردمند بازگشت. خانم جوان با اینکه به شدت احساس خستگی میکرد اما آسوده خاطر شده بود که تلاشش به نتیجه رسیده و با خشنودی گفت: «بالش کاملاً خالی شده است!»
پیرزن پاسخ داد : «حال برای انجام مرحله دوم، بازگرد و بالش خود را مجدداً از آن پرها پر کن تا همه چیز به حالت اولش برگردد!»
خانم جوان با سرآسیمگی گفت: «اما میدانید این امر کاملاٌ غیر ممکنه! باد بیشتر آن پرها را از محلی که قرارشان دادهام پراکنده کرده است و قطعاً هر چقدر هم تلاش کنم دوباره همه چیز مثل اول نخواهد شد!»
پیرزن با کلامی تأمل برانگیز گفت: «کاملاً درسته! هرگز فراموش نکن کلماتی که بکار میبری همچون پرهایی است که در مسیر باد قرار میگیرند. آگاه باش که فارغ از میزان صممیت و صداقت گفتارت، دیگر آن سخنان به دهان باز نخواهند گشت. بنابراین در حضور کسانی که به آنها عشق میورزی کلماتت را خوب انتخاب کن.»
روزی خانمی سخنی را بر زبان آورد که مورد رنجش خاطر بهترین دوستش شد. او بلافاصله از گفته خود پشیمان شده و بدنبال راه چارهای گشت که بتواند دل دوستش را بدست آورده و کدورت حاصله را برطرف کند. او در تلاش خود برای جبران آن، نزد پیرزن خردمند شهر شتافت و پس از شرح ماجرا، از وی مشورت خواست. پیرزن با دقت و حوصله فراوان به گفتههای آن خانم گوش داد و پس از مدتی اندیشه، چنین گفت: «تو برای جبران سخنانت لازم است که دو کار انجام دهی و اولین آن فوقالعاده سختتر از دومی است.»
خانم جوان با شوق فراوان از او خواست که راهحلها را برایش شرح دهد. پیرزن خردمند ادامه داد: «امشب بهترین بالش پری را که داری، برداشته و سوراخی در آن ایجاد میکنی. سپس از خانه بیرون آمده و شروع به قدم زدن در کوچه و محلات اطراف خانهات میکنی و در آستانه درب منازل هر یک از همسایگان و دوستان و بستگانت که رسیدی، مقداری پر از داخل بالش درآورده و به آرامی آنجا قرار میدهی. بایستی دقت کنی که این کار را تا قبل از طلوع آفتاب فردا صبح تمام کرده و نزد من برگردی تا دومین مرحله را توضیح دهم.»
خانم جوان به سرعت به سمت خانهاش شتافت و پس از اتمام کارهای روزمره خانه، شبهنگام شروع به انجام کار طاقتفرسائی کرد که آن پیرزن پیشنهاد نموده بود. او با رنج و زحمت فراوان و در دل تاریکی شهر و در هوای سرد و سوزناکی که انگشتانش از فرط آن، یخ زده بودند، توانست کارش را به انجام رسانده و درست هنگام طلوع آفتاب به نزد آن پیرزن خردمند بازگشت. خانم جوان با اینکه به شدت احساس خستگی میکرد اما آسوده خاطر شده بود که تلاشش به نتیجه رسیده و با خشنودی گفت: «بالش کاملاً خالی شده است!»
پیرزن پاسخ داد : «حال برای انجام مرحله دوم، بازگرد و بالش خود را مجدداً از آن پرها پر کن تا همه چیز به حالت اولش برگردد!»
خانم جوان با سرآسیمگی گفت: «اما میدانید این امر کاملاٌ غیر ممکنه! باد بیشتر آن پرها را از محلی که قرارشان دادهام پراکنده کرده است و قطعاً هر چقدر هم تلاش کنم دوباره همه چیز مثل اول نخواهد شد!»
پیرزن با کلامی تأمل برانگیز گفت: «کاملاً درسته! هرگز فراموش نکن کلماتی که بکار میبری همچون پرهایی است که در مسیر باد قرار میگیرند. آگاه باش که فارغ از میزان صممیت و صداقت گفتارت، دیگر آن سخنان به دهان باز نخواهند گشت. بنابراین در حضور کسانی که به آنها عشق میورزی کلماتت را خوب انتخاب کن.»
👍1👏1
لذت بردن را یادمان ندادند، از گرما مینالیم، از سرما فرار میکنیم، در جمع از شلوغی کلافه میشویم، در خلوت از تنهایی بغض میکنیم، تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم، و در آخر هفته هم بیحوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس، همیشه در انتظار به پایان رسیدن روزهایی هستیم که بهترین روزهای عمرمان هستند، مدرسه، دانشگاه، کار، حتی در سفر همواره به مقصد میاندیشیم بدون لذت از مسیر، غافل از اینکه زندگی همان لحظههایی بود که میخواستیم بگذرند ..
☔️🪷☔️
☔️🪷☔️
👍2
دیکاپریو یه دیالوگی داره که میگه :
"حواست به آدمهايى كه وقتى برنده ميشى،
تشويقت نمیكنن، باشه"
خیلی علامت مهمیه برای فهمیدن ذات آدمها .
🥀👍🥀
دیکاپریو یه دیالوگی داره که میگه :
"حواست به آدمهايى كه وقتى برنده ميشى،
تشويقت نمیكنن، باشه"
خیلی علامت مهمیه برای فهمیدن ذات آدمها .
🥀👍🥀
❤2👍2
Forwarded from شعر و شکوفه💐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃
این فیلم را حتما نگاه کنید
تا از پتانسیل مغزتان در زمان صحیح استفاده کنید.
🌹✌️❤️
این فیلم را حتما نگاه کنید
تا از پتانسیل مغزتان در زمان صحیح استفاده کنید.
🌹✌️❤️
باید از کنار جاده بردارم
انتظارهایی که بی دلیل
مسیر را
به تشویش می کشند
من امید می کارم
تا تو زیبا عبور کنی
از تفاوت ها
#مریم_عامری
انتظارهایی که بی دلیل
مسیر را
به تشویش می کشند
من امید می کارم
تا تو زیبا عبور کنی
از تفاوت ها
#مریم_عامری
❤1👍1🙏1👌1
Forwarded from ❤️عاشقانه های پرستو تبریزی❤️ (❤️Parastoo Tabrizi❤️)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جواب زیبای خانم روانشناس به مجری در باره آرایش خانمها . چرندیات مردک ابله بیسواد و بی اصل و نسب .. و جوابیه بسیار قوی و اندیشمتدانه بانوی فرهیخته و باشعور
احسنت بانوی گلم 👌👌👌👌👏👏👏👏
حتما نگاه کنید دوستان گلم 👌❤️
احسنت بانوی گلم 👌👌👌👌👏👏👏👏
حتما نگاه کنید دوستان گلم 👌❤️
👌2