برگشته ام
به پنجره ی دلواپسی
همان جایی که
هیچ انتظاری
دست گیره ی نگاهت را نمی چرخاند
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
به پنجره ی دلواپسی
همان جایی که
هیچ انتظاری
دست گیره ی نگاهت را نمی چرخاند
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
❤1
Forwarded from سهگانی_هایکو
#سهگانی_هایکو
بهانه بود بام؛
از قاف هم گذشت،
این کبوتر جلد.
#مریم_عامری
✧── ・ 。゚★: *.✦ .* : ──✧
│ │
➱@seganihaiku◨L◨I◨K◨E◨
بهانه بود بام؛
از قاف هم گذشت،
این کبوتر جلد.
#مریم_عامری
✧── ・ 。゚★: *.✦ .* : ──✧
│ │
➱@seganihaiku◨L◨I◨K◨E◨
❤1
در عمق فرو ریختگی ام
سلول های سرطانی
پخش شده
سر به بیهودگی می سایند
برگی از وجودم را بردار
پیوند بزن
به خورشید تن ات
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
سلول های سرطانی
پخش شده
سر به بیهودگی می سایند
برگی از وجودم را بردار
پیوند بزن
به خورشید تن ات
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
❤1👍1
Forwarded from مریم
انگار میان من و تو
برجی از کلمات نامفهوم ساخته اند
که با هر نگاه هزار تشویش
ازمن بالا میرود
چقدر تب این اتاق بی تو
تند است
که هوای هیچ پنجره ای
به سرم نمی زند
بگو
در چند قدمی تو
قرار است پله های ترس را
سقوط کنم
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
برجی از کلمات نامفهوم ساخته اند
که با هر نگاه هزار تشویش
ازمن بالا میرود
چقدر تب این اتاق بی تو
تند است
که هوای هیچ پنجره ای
به سرم نمی زند
بگو
در چند قدمی تو
قرار است پله های ترس را
سقوط کنم
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
❤1
Forwarded from مریم
در تلاقی نگاهت
پرنده ای ناشیانه بال می زند
و تو زیرکانه
دام پهن کرده
دانه می پاشی
نمی دانی
در تله ی عشق افتادن
کشتن من است
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
پرنده ای ناشیانه بال می زند
و تو زیرکانه
دام پهن کرده
دانه می پاشی
نمی دانی
در تله ی عشق افتادن
کشتن من است
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
👍1
Forwarded from شعر روز جهان
#کارگاه_شعر_سپید
مدرس
#دکتر_وسعت_اله_کاظمیان_دهکردی
موسیقی در شعر سپید چگونه حادث می شود نیز جستارهایی بر نقش زبان وشناخت ژانرهای شعر سپید ،به چه شکلی به وجود می آیند
اما پیش از مبحث اصلی بایدبه این پرسش، پاسخ دهیم که زبان به ساده ترین شکل چیست؟
از همین منظر،« زبان » به مفهوم تام وزبان ادبی و شعری چگونه حادث می شود؟
زبان،مظروف حرف و واژه ملفوظ است بدون نقش مندی آوا ی رسانه و معنا ساز،زبان نیست.
زبان در کلیت وجودی ی خود بایست قابلیت نوشتار و گفتار را داشته باشد چه زبان معیار چه گویشی و چه ادبی، زیرا حاصل کنش واژگان در نقش دیداری و واکنش نقش گفتاری و به تبع آن شنیداری ست.
خواجه نصیرالدین توسی،شعر را حدوث صوتی ی دال بر مراد می داند طبعن مراد حاصل معنا و تببن خواسته ی دو سویه یا چند سویه ی مستقیم و غیر مستقیم از یک نفر به آدم ها ی بیرون است
مضافن به نظر من، تعریف شعر از نگاه خواجه نصیرالدین توسی،بایستی در مفهوم زبان،تبین گردد.
«دیونوسیوس تراکس یونان باستان،درکتاب «فن دستور»،دستور را مطالعه ی علمی ی استعمال زبان می داند.
البته زبانی که تابع معیار و کتابت و بهره مند از سلاست و رسایی و استعمال در دایره ی بزرگ اقلیمی باشد.
اما زبان ادبی،علاوه بر پارامتر نویسش و خوانش و رسانگی ی معنا،به قول دکتر شفیعی کدکنی،باید دارای بار رسانگی و زیبا شناسیک باشد.
زبان شعری،بار غنی تر وپیش رویی در زبان دارد زیرا کلمات بر اثر جای نشینی از چاشنی ی آرایه های ادبی هم سود میبرند.
اما این که دکتر شفیعی کدکنی،شعر را حادثه ای در زبان می داند حرفی متین اما متعارف است در واقع شعر اتفاقی ست که در نوع زبان رخ می دهد.
بارت ،نثر را تجربه ی زبان می داند و شعر در جهت تخریب نثر ،حرکت می کند
و سارتر،با کنار نهادن شعر به مثابه ی بازی های زبانی،می داند .
وقتی سخن از زبان شعری ،پیش می آید
نحوه ی کارکرد کلمات،در آشنایی زدایی و بسامد نوع فضا ها و موتیف های برونی ودرونی،مطرح می شود.
از همین منظر،زبان در نرم ها و حتا درسبک های شخصی ،متفاوت رخ می کند.
زبان شخصی شده،شاید مهمترین تلاش یک شاعر برای برجسته سازی ست و دست یازی به آن چکاد،عقابانگی ی رفتار و شیوگی ی نو را می خواهد.
زبان شخصی،شناسنامه ی ابدی ی شاعر است.
کارآمدی ی زبان در شخصی شدگی بالا ست زیرا اساس فکری بر نگره شالوده شکنی و هنجار گریزی استوار است.
زایایی ی زبان به تولید واژه و مفهوم و صنایع زیبا شناسیک می انجامد بدون آن ها،زبان شخصی حادث نشده است.
زبان در سبک ها و ژانرها نیز،تبعی از زایایی را ممکن می کند.
مانیفست های ادبی مثل حجم،نگره ی چند زاویه ای به کلمه دارند یعنی از بعد طول و عرض و ارتفاع به آن خیره می شود نوعی عرفان واژه دارد چیزی که تمامیت جریان های پسا نیمایی مثل همین حجم یا شعر ناب و شعر دیگر را تحت شعاع خود قرار می دهد در این ژانرها به نوعی قداست کلمه محفوظ می شود و واژه را از تنگ دستی و خرج بیهوده در امان نگاه می دارد.
به قول بارت،زبان مولف،امری ذاتی ست اما سبک او مشتمل بر شبکه ای آگاهانه یا ناآگاهانه از عادات و دل مشغولی های اوست و اسلوب نوشتاری ی او چیزی ست که خود از میان امکان های تاریخی و اسطوره ای همراه با شیوه ای از ادراک ادبیات ،اخذ کرده است.
از منظر ی دیگر، ژانرزایی متاثر از نقش مندی ی موتیف ها،نوع لحن،نوع گزینش کلمه،نوع اندیشه بر برجسته شدن هستند،
https://telegram.me/worlddaypoetry
مدرس
#دکتر_وسعت_اله_کاظمیان_دهکردی
موسیقی در شعر سپید چگونه حادث می شود نیز جستارهایی بر نقش زبان وشناخت ژانرهای شعر سپید ،به چه شکلی به وجود می آیند
اما پیش از مبحث اصلی بایدبه این پرسش، پاسخ دهیم که زبان به ساده ترین شکل چیست؟
از همین منظر،« زبان » به مفهوم تام وزبان ادبی و شعری چگونه حادث می شود؟
زبان،مظروف حرف و واژه ملفوظ است بدون نقش مندی آوا ی رسانه و معنا ساز،زبان نیست.
زبان در کلیت وجودی ی خود بایست قابلیت نوشتار و گفتار را داشته باشد چه زبان معیار چه گویشی و چه ادبی، زیرا حاصل کنش واژگان در نقش دیداری و واکنش نقش گفتاری و به تبع آن شنیداری ست.
خواجه نصیرالدین توسی،شعر را حدوث صوتی ی دال بر مراد می داند طبعن مراد حاصل معنا و تببن خواسته ی دو سویه یا چند سویه ی مستقیم و غیر مستقیم از یک نفر به آدم ها ی بیرون است
مضافن به نظر من، تعریف شعر از نگاه خواجه نصیرالدین توسی،بایستی در مفهوم زبان،تبین گردد.
«دیونوسیوس تراکس یونان باستان،درکتاب «فن دستور»،دستور را مطالعه ی علمی ی استعمال زبان می داند.
البته زبانی که تابع معیار و کتابت و بهره مند از سلاست و رسایی و استعمال در دایره ی بزرگ اقلیمی باشد.
اما زبان ادبی،علاوه بر پارامتر نویسش و خوانش و رسانگی ی معنا،به قول دکتر شفیعی کدکنی،باید دارای بار رسانگی و زیبا شناسیک باشد.
زبان شعری،بار غنی تر وپیش رویی در زبان دارد زیرا کلمات بر اثر جای نشینی از چاشنی ی آرایه های ادبی هم سود میبرند.
اما این که دکتر شفیعی کدکنی،شعر را حادثه ای در زبان می داند حرفی متین اما متعارف است در واقع شعر اتفاقی ست که در نوع زبان رخ می دهد.
بارت ،نثر را تجربه ی زبان می داند و شعر در جهت تخریب نثر ،حرکت می کند
و سارتر،با کنار نهادن شعر به مثابه ی بازی های زبانی،می داند .
وقتی سخن از زبان شعری ،پیش می آید
نحوه ی کارکرد کلمات،در آشنایی زدایی و بسامد نوع فضا ها و موتیف های برونی ودرونی،مطرح می شود.
از همین منظر،زبان در نرم ها و حتا درسبک های شخصی ،متفاوت رخ می کند.
زبان شخصی شده،شاید مهمترین تلاش یک شاعر برای برجسته سازی ست و دست یازی به آن چکاد،عقابانگی ی رفتار و شیوگی ی نو را می خواهد.
زبان شخصی،شناسنامه ی ابدی ی شاعر است.
کارآمدی ی زبان در شخصی شدگی بالا ست زیرا اساس فکری بر نگره شالوده شکنی و هنجار گریزی استوار است.
زایایی ی زبان به تولید واژه و مفهوم و صنایع زیبا شناسیک می انجامد بدون آن ها،زبان شخصی حادث نشده است.
زبان در سبک ها و ژانرها نیز،تبعی از زایایی را ممکن می کند.
مانیفست های ادبی مثل حجم،نگره ی چند زاویه ای به کلمه دارند یعنی از بعد طول و عرض و ارتفاع به آن خیره می شود نوعی عرفان واژه دارد چیزی که تمامیت جریان های پسا نیمایی مثل همین حجم یا شعر ناب و شعر دیگر را تحت شعاع خود قرار می دهد در این ژانرها به نوعی قداست کلمه محفوظ می شود و واژه را از تنگ دستی و خرج بیهوده در امان نگاه می دارد.
به قول بارت،زبان مولف،امری ذاتی ست اما سبک او مشتمل بر شبکه ای آگاهانه یا ناآگاهانه از عادات و دل مشغولی های اوست و اسلوب نوشتاری ی او چیزی ست که خود از میان امکان های تاریخی و اسطوره ای همراه با شیوه ای از ادراک ادبیات ،اخذ کرده است.
از منظر ی دیگر، ژانرزایی متاثر از نقش مندی ی موتیف ها،نوع لحن،نوع گزینش کلمه،نوع اندیشه بر برجسته شدن هستند،
https://telegram.me/worlddaypoetry
Telegram
شعر روز جهان
21March 2025World Poetry Day/ Day Poetry of Iran & World Poets/ Modern Poetry of Iran & World/ Contemporary poetry Iran & World/ Join Our World Day poetry & Art Magazine Telegram Channel
👍1
Forwarded from مریم
از روزی که
مشت
مشت کنایه را
به استهزاء گرفته ای
خروار
خروار ایجاز را بازی می دهی
بگذار بلند شود
زیر سر راوی
تا زبان از حلقوم کلمات بکشد
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
مشت
مشت کنایه را
به استهزاء گرفته ای
خروار
خروار ایجاز را بازی می دهی
بگذار بلند شود
زیر سر راوی
تا زبان از حلقوم کلمات بکشد
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
👍1
Forwarded from مریم
انگاه که
برگ برگ سکوت را
با خیال تو پرواز دادم
قایق دلتنگی؛
خاطرات ات را
پارو میزد
#مریم_عامری
#چالش تصویر
برگ برگ سکوت را
با خیال تو پرواز دادم
قایق دلتنگی؛
خاطرات ات را
پارو میزد
#مریم_عامری
#چالش تصویر
👍1
Forwarded from مریم
👍1
Forwarded from مریم
👍1
خواب را پیچانده ام
در تنگنای آغوش تو
تا پیراهن خستگی را بتکانم
آن قدر
دو پهلو حرف نزن
انگار رسم عاشق نوازی را
نمی دانی
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
در تنگنای آغوش تو
تا پیراهن خستگی را بتکانم
آن قدر
دو پهلو حرف نزن
انگار رسم عاشق نوازی را
نمی دانی
#مریم_عامری
#Sher_va_shokofe
👍1
Forwarded from مریم
👍1
Forwarded from مریم
👍1