شعر و شکوفه💐
133 subscribers
634 photos
712 videos
15 files
101 links
Download Telegram
Forwarded from کانال( دهکده ی شعر جهانی) (❤️Parastoo Tabrizi❤️)
در سینه ام
نقشه ی خانه ات را
پنهان کرده ام ،



هر روز
سرک میکشم
به عشقی که زیر پیراهنم
قوزکرده است ....




#پرستو_تبریزی
👏1
بغض های نفس گیر
در توده های زنده
پنهانند
از طرفی دیگر بیا
به  آغوشم
از درخت دوست داشتن ام
هیچ چیز جز تو  بالا نمی خزد 

اینجا تجاوز از  معیار ها مر گیدن نیست
فقط تو بیا...




#مریم_عامری

#Sher_va_shokofe
👍1👏1
پنجه در پنچه آفتاب
قدم بگذار
به کوچه ی اشتیاقم
این سایه های لعنتی 
وقت کُشی می کنند.



#مریم_عامری

#Sher_va_shokofe
👍1👏1
Forwarded from کانال( دهکده ی شعر جهانی) (❤️Parastoo Tabrizi❤️)
کجای چشم تو بودم
که آن جمله در  جمجمه ام، ماسید
و شعر که در نوبت تکلم بود
متلاشی شد
کجای این نمی دانم ها، باید
جاده ای بکشم
که به خانه ی تو برسد..!؟








#دکتر_وسعت_اله_کاظمیان_دهکردی
👏1
Hame Raftand
Reza Bahram
آهنگ جدید رضا بهرام _همه رفتند
#موزیک
#جدید

🦋| @shaerane1402
برگشته ام
به پنجره ی دلواپسی
همان جایی که
هیچ انتظاری
دست گیره ی نگاهت را نمی چرخاند


#مریم_عامری

#Sher_va_shokofe
1
#سه‌گانی_هایکو

بهانه بود بام؛
از قاف هم گذشت،
این کبوتر جلد.


#مریم_عامری
✧── ・ 。゚★: *.✦ .* :  ──✧
│                                                  │
@seganihaiku◨L◨I◨K◨E◨
1
در عمق فرو ریختگی ام
سلول های سرطانی
پخش شده
سر به بیهودگی  می سایند
برگی از وجودم را بردار
پیوند بزن
به خورشید تن ات




#مریم_عامری

#Sher_va_shokofe
1👍1
Forwarded from مریم
انگار میان من و تو
برجی از کلمات نامفهوم ساخته اند
که با هر نگاه هزار تشویش
ازمن بالا میرود
چقدر تب این اتاق بی تو
تند است
که  هوای هیچ پنجره ای
به سرم نمی زند
بگو
در چند قدمی تو
قرار است پله های ترس را
سقوط کنم


#مریم_عامری


#Sher_va_shokofe
1
Forwarded from مریم
در تلاقی نگاهت
پرنده ای ناشیانه بال می زند
و تو زیرکانه
دام پهن کرده
دانه می پاشی 
نمی دانی
در تله ی عشق افتادن
کشتن  من است


#مریم_عامری

#Sher_va_shokofe
👍1
Refighe Fab
Ahmad Saeedi
احمد سعیدی رفیق فاب

🎧🍷🎻
1
Forwarded from شعر روز جهان
#کارگاه_شعر_سپید
مدرس
#دکتر_وسعت_اله_کاظمیان_دهکردی



موسیقی در شعر سپید چگونه حادث می شود نیز جستارهایی بر نقش زبان وشناخت ژانرهای شعر سپید ،به چه شکلی به وجود می آیند
اما پیش از مبحث اصلی بایدبه این پرسش، پاسخ دهیم که زبان به ساده ترین شکل چیست؟

  از همین منظر،« زبان »  به مفهوم تام وزبان ادبی و شعری چگونه حادث می شود؟
زبان،مظروف حرف و واژه ملفوظ است بدون نقش مندی  آوا ی رسانه و معنا ساز،زبان نیست.
زبان در کلیت وجودی ی خود بایست قابلیت نوشتار و گفتار را داشته باشد چه زبان معیار چه  گویشی و چه ادبی، زیرا حاصل کنش واژگان در نقش دیداری و واکنش نقش گفتاری و به تبع آن شنیداری ست.
خواجه نصیرالدین توسی،شعر را حدوث صوتی ی دال بر مراد می داند طبعن مراد حاصل معنا و تببن خواسته ی دو سویه یا چند سویه ی مستقیم و غیر مستقیم از یک نفر به آدم ها ی بیرون است
مضافن  به نظر من، تعریف شعر از نگاه خواجه نصیرالدین توسی،بایستی در مفهوم زبان،تبین گردد.
«دیونوسیوس تراکس یونان باستان،درکتاب «فن دستور»،دستور را مطالعه ی علمی ی استعمال زبان می داند.
البته زبانی که  تابع معیار  و کتابت و بهره مند از سلاست و رسایی و استعمال در دایره ی بزرگ اقلیمی باشد.
اما زبان ادبی،علاوه بر پارامتر نویسش و خوانش و رسانگی ی معنا،به قول دکتر شفیعی کدکنی،باید دارای بار رسانگی و زیبا شناسیک باشد.
زبان شعری،بار غنی تر وپیش رویی در زبان دارد زیرا کلمات بر اثر جای نشینی از چاشنی ی آرایه های ادبی هم سود می‌برند.
اما این که دکتر شفیعی کدکنی،شعر را حادثه ای در زبان می داند حرفی متین اما متعارف است در واقع شعر اتفاقی ست که در نوع زبان رخ می دهد.
بارت ،نثر را تجربه ی زبان می داند و شعر در جهت تخریب نثر ،حرکت می کند
و سارتر،با کنار نهادن شعر به مثابه ی بازی های زبانی،می داند .
وقتی سخن از زبان شعری ،پیش می آید
نحوه ی کارکرد کلمات،در آشنایی زدایی و بسامد نوع فضا ها و موتیف های برونی ودرونی،مطرح می شود.
از همین منظر،زبان در نرم ها و حتا درسبک های شخصی ،متفاوت رخ می کند.
زبان شخصی شده،شاید مهمترین تلاش یک شاعر برای برجسته سازی ست و دست یازی به آن چکاد،عقابانگی ی رفتار و شیوگی ی نو را می خواهد.
زبان شخصی،شناسنامه ی ابدی ی شاعر است.
کارآمدی ی زبان در شخصی شدگی بالا ست زیرا اساس فکری بر نگره  شالوده شکنی و هنجار گریزی استوار است.
زایایی ی زبان به تولید واژه و مفهوم و صنایع زیبا شناسیک می انجامد بدون آن ها،زبان شخصی حادث نشده است.

زبان در  سبک ها و ژانرها نیز،تبعی از زایایی را ممکن می کند.
مانیفست های ادبی مثل حجم،نگره ی چند زاویه ای به کلمه دارند یعنی از بعد طول و عرض و ارتفاع به آن خیره می شود نوعی عرفان واژه دارد چیزی که تمامیت جریان های پسا نیمایی مثل همین حجم یا شعر ناب و شعر دیگر را تحت شعاع خود قرار می دهد در این  ژانرها  به نوعی قداست کلمه محفوظ می شود و واژه را از تنگ دستی و خرج بیهوده در امان نگاه می دارد.
به قول بارت،زبان مولف،امری ذاتی ست اما سبک او مشتمل بر شبکه ای آگاهانه یا ناآگاهانه از عادات و دل مشغولی های اوست و اسلوب نوشتاری ی او چیزی ست که خود از میان امکان های تاریخی و اسطوره ای همراه با شیوه ای از ادراک ادبیات ،اخذ کرده است.

از منظر ی دیگر، ژانرزایی متاثر از نقش مندی ی موتیف ها،نوع لحن،نوع گزینش کلمه،نوع اندیشه بر برجسته شدن  هستند،


https://telegram.me/worlddaypoetry
👍1
Forwarded from مریم
از روزی که
مشت
مشت کنایه را
به استهزاء گرفته ای
خروار
خروار ایجاز را بازی می دهی
بگذار بلند شود
زیر سر راوی
تا زبان از حلقوم کلمات بکشد



#مریم_عامری

#Sher_va_shokofe
👍1
Forwarded from مریم
انگاه که
برگ برگ سکوت را
با خیال تو پرواز دادم
قایق دلتنگی؛
خاطرات ات را
پارو می‌زد


#مریم_عامری

#چالش تصویر
👍1
Forwarded from مریم
عمیق است
مروارید عشق
فاصله بگیر
از دریای اندوه

#مریم_عامری

#چالش
👍1
Forwarded from مریم
باید بعد رفتن ات
پرنده ای باشد
تا ناجی لحظه ها شود
بین من و
حسرت های سرخ

#مریم_عامری
👍1