Forwarded from فاطمه یاراحمدی (fatmh_Yarahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👏1
Forwarded from اتچ بات
#اشعار__برتر 🌹
📜#هر_پنجشنبه🕊
بايد كسى باشد شبى ماتم بگيرد
وقتى نبودم صورتش را غم بگيرد
بايد كسى باشد كه عكس خنده ام را
در لا به لاى گريه اش محكم بگيرد
هى شهر را با خاطراتش در نوردد
آينده اش را سايه اى مبهم بگيرد
از گريه هاى او خدا قلبش بلرزد
از گريه هاى او نفس هايم بگيرد
من ! جاى خالى باشم و او هى برايم
هر پنجشنبه شاخه اى مريم بگيرد
به قلم:🖌
#پویا_جمشیدی🌹
باصدای:*
#نیما__صفا
14:00⏰
99/05/08🗓
🎼🎶🎼🎧🎙🎧🎶🎼🎶
@Chshmasalei
🍃☘❤️🍃☘❤️🍃
📜#هر_پنجشنبه🕊
بايد كسى باشد شبى ماتم بگيرد
وقتى نبودم صورتش را غم بگيرد
بايد كسى باشد كه عكس خنده ام را
در لا به لاى گريه اش محكم بگيرد
هى شهر را با خاطراتش در نوردد
آينده اش را سايه اى مبهم بگيرد
از گريه هاى او خدا قلبش بلرزد
از گريه هاى او نفس هايم بگيرد
من ! جاى خالى باشم و او هى برايم
هر پنجشنبه شاخه اى مريم بگيرد
به قلم:🖌
#پویا_جمشیدی🌹
باصدای:*
#نیما__صفا
14:00⏰
99/05/08🗓
🎼🎶🎼🎧🎙🎧🎶🎼🎶
@Chshmasalei
🍃☘❤️🍃☘❤️🍃
Telegram
attach 📎
👏1
من پشیمان نیستم اما نمیدانم هنوز
دل چرا در بازى نیرنگها یکرنگ بود!
فاضل نظری
دل چرا در بازى نیرنگها یکرنگ بود!
فاضل نظری
👌2
Forwarded from کانال عکس و فیلم انجمن ادبی فراگفتاریک ایران
#جمال_بیگ
#نامه_هزار_شش
#بازی_های_زبانی
می خواهم شما را به بازی جدیدی دعوت کنم
(جمال بیگ)
از آنجا که اگر زبان را یک موجود زنده در چارچوب قواعد و قانون های خاص ببینیم دور از ذهن نیست که این موجود زنده برای رهایی و ابراز وجود نیاز به شیرین کاری و بازی و خروج از این قواعد را دارد تا نفسی تازه بکشد.... حالا اگر بدانیم وینگشتاین هم زبان را مجموعه ای از بازی های کلامی می داند؛ و بعد از این هم گریزی به
فلاسفه ی اگزیستانسیالیست بزنیم که واقعیت را نوعی بازی (وجود) می دانند.
بدین ترتیب با ترکیب این دو قول،باید گفت (بازی)اصطلاحی می شود که در روانشناسی و فلسفه و ادبیات جا باز می کند تا راههای جدیدی را به ما نشان دهد همانطور که در این سال ها به طرق مختلف به کار رفته است و تکرار می شود.
البته بازی های زبانی یک امر کاملن درونی شده می باشد و حاصل تجربه ها و عرق ریزی های فراوان و دریافت های مداوم شاعر از ساختار شکنی خلاق کلمه و بکارگیری آن در جزئیات یک متن در راستای ایجاد دلالت های معنایی چندگانه و جدید است تا بتواند به خوبی به انتقال حس غیر قابل پیش بینی متن بپردازد حال اگر بازی های زبانی بتواند تک معنایی و عدم قطعیت معنا را به نمایش بگذارد بی شک به فرایند و کارکرد ویژه ی زبان اضافه کرده است و این چنین متنی از نظر زیباشناسیک می تواند یک اثر هنری قلمداد شود .از همین جاست که
می توان پرسید چرا شاعران (فراشعر) اینقدربه بازی های زبانی علاقه دارند؟
وپاسخ می تواند این باشد که (بازی) بر خلاف ظاهر خود نوعی رفتار قاعده مند است
(رفتاری که به قول پیاژه (همگونه)و (انطباق)با ساختارهای دنیای روزمره را لازم میکند)
و هم این که امکان و فرصت فراراز واقعیت یا رهاشدن از قید و بندهای رفتار معمولی و متعارف را امکان پذیر میسازد .
فرا شعر با بازی هایش عکس و العملی است به سیطره ی قید و بندآور فناوری و ایدیولوژی در جامعه ی معاصر.
فرا شعر یک واکنش شعری به این احساس خفقان است ؛
درست مانند واکنشی که بچه از خود نشان می دهد
(بچه ی خسته شده از باید و نبایدهای بزرگترها)
در چنین وضعیتی ،کودک تلاش میکند تا از راه بازی کردن از دستورات و واقعیت هایی که بزرگترها برای او ساخته اند, تا حد ممکن ،ولو موقتن فرار کند
البته فرا شعر ،بازی به شکلی نامتعارف است.
وقتی قواعد ژآنری به نام (شعر) برای خواننده تکراری و ملال آور شوند (فراشعر)نوشته می شود که حکم جدیدی از بازی و تعییر قواعد(شعر)را دارد.
بهرحال هنگامی که قواعد یک بازی دست و پاگیر شوند،آنگاه باید قواعد بازی را دوباره تعییر داد و این چرخه همچنان رو به بازی های جدید می آورد..
ادامه 👇
#نامه_هزار_شش
#بازی_های_زبانی
می خواهم شما را به بازی جدیدی دعوت کنم
(جمال بیگ)
از آنجا که اگر زبان را یک موجود زنده در چارچوب قواعد و قانون های خاص ببینیم دور از ذهن نیست که این موجود زنده برای رهایی و ابراز وجود نیاز به شیرین کاری و بازی و خروج از این قواعد را دارد تا نفسی تازه بکشد.... حالا اگر بدانیم وینگشتاین هم زبان را مجموعه ای از بازی های کلامی می داند؛ و بعد از این هم گریزی به
فلاسفه ی اگزیستانسیالیست بزنیم که واقعیت را نوعی بازی (وجود) می دانند.
بدین ترتیب با ترکیب این دو قول،باید گفت (بازی)اصطلاحی می شود که در روانشناسی و فلسفه و ادبیات جا باز می کند تا راههای جدیدی را به ما نشان دهد همانطور که در این سال ها به طرق مختلف به کار رفته است و تکرار می شود.
البته بازی های زبانی یک امر کاملن درونی شده می باشد و حاصل تجربه ها و عرق ریزی های فراوان و دریافت های مداوم شاعر از ساختار شکنی خلاق کلمه و بکارگیری آن در جزئیات یک متن در راستای ایجاد دلالت های معنایی چندگانه و جدید است تا بتواند به خوبی به انتقال حس غیر قابل پیش بینی متن بپردازد حال اگر بازی های زبانی بتواند تک معنایی و عدم قطعیت معنا را به نمایش بگذارد بی شک به فرایند و کارکرد ویژه ی زبان اضافه کرده است و این چنین متنی از نظر زیباشناسیک می تواند یک اثر هنری قلمداد شود .از همین جاست که
می توان پرسید چرا شاعران (فراشعر) اینقدربه بازی های زبانی علاقه دارند؟
وپاسخ می تواند این باشد که (بازی) بر خلاف ظاهر خود نوعی رفتار قاعده مند است
(رفتاری که به قول پیاژه (همگونه)و (انطباق)با ساختارهای دنیای روزمره را لازم میکند)
و هم این که امکان و فرصت فراراز واقعیت یا رهاشدن از قید و بندهای رفتار معمولی و متعارف را امکان پذیر میسازد .
فرا شعر با بازی هایش عکس و العملی است به سیطره ی قید و بندآور فناوری و ایدیولوژی در جامعه ی معاصر.
فرا شعر یک واکنش شعری به این احساس خفقان است ؛
درست مانند واکنشی که بچه از خود نشان می دهد
(بچه ی خسته شده از باید و نبایدهای بزرگترها)
در چنین وضعیتی ،کودک تلاش میکند تا از راه بازی کردن از دستورات و واقعیت هایی که بزرگترها برای او ساخته اند, تا حد ممکن ،ولو موقتن فرار کند
البته فرا شعر ،بازی به شکلی نامتعارف است.
وقتی قواعد ژآنری به نام (شعر) برای خواننده تکراری و ملال آور شوند (فراشعر)نوشته می شود که حکم جدیدی از بازی و تعییر قواعد(شعر)را دارد.
بهرحال هنگامی که قواعد یک بازی دست و پاگیر شوند،آنگاه باید قواعد بازی را دوباره تعییر داد و این چرخه همچنان رو به بازی های جدید می آورد..
ادامه 👇
👏1
Forwarded from کانال عکس و فیلم انجمن ادبی فراگفتاریک ایران
از آنجا که شعر از میان تمام هنرها از تمامی توانمندیهای زبان استفاده می کند انتظار نمی رود که تمامی مخاطبین شعر بتوانند این توانمندی ها و بازی های زبانی را درک کنند و چند معنایی را از درون اینچنین متن هایی استنباط کنند.
اگر چه رابطه ی متن با مخاطب یک رابطه ی داد و ستدی صرف نیست و متن هم نمی خواهد نقش گوشی همراه را بازی کند که بخواهد پیامی را از فرستنده به گیرنده برساند...
بازی های زبانی مثل هر بازی ای دارای قواعد بازی اما غیر قابل پیش بینی ست که حاصل بینش و تسلط عمیق شاعری ست که بخواهد نظام سلطه را در زبان به نفع خلاقیت و معناهای گوناگون به کار بگیرد..تا امتداد زورگویی دستور زبان و تک معنایی را در متن، زیر سوال ببرد و این بخش مهمی از هنر یک شاعر است که بتواند در اثر خود به بازی زبانی بپردازد...
شعر فصل مهمی از خلاقیت خود را مدیون همین بازی های زبانی ست همانطور که در هنر نمایی حافظ هم می توانیم بینش دیالکتیکی حافظ را که در هر پدیده ای نقیض آن را می بیند ناشی از نگاه پارادوکسی وی دانست که شاهد خوبی برای بازی های زبانی او بدانیم
می روی و مژگانت خون خلق می ریزد
تیز می روی جانا ،ترسمت فرو مانی (حافظ)
ویکتور شکلوفسکی می گوید:ادبیات ما را وا می دارد نگاهی دوباره به جهان بیندازیم ..
از همین منظر فرایند آشنازدایی به گونه ای خلاق با ساده نویسی شاخ به شاخ می شود اگرچه کارکرد زبان خلاقانه مسئول انتقال تمام ارزش های فرهنگی و هنری موجود در جهان هستی ست
اما دقیقن مطلب همین جاست که شعر زمانی می تواند نقش خود را خوب بازی کند که زبانش وسیله ی انتقال نباشد بلکه موجی ست که در خودش فرار و همه چیز را با خود همراه می کند و از این راه پیوسته به زیبایی اثر و چند معنایی آن می افزاید..
زبان اگر در متن بر مبنای ساختار عمل کند تمامی اجزاء زبان را وادار به اجرای نقش خود می کند تا قطعی بودن معنا را به نمایش بگذارد و از این رو هر تعییر و جابجایی زبانی در هر گوشه ای از متن ،بر قطعیت وکلیت زبان اثر می گذارد. حذف یا افزایش هر عنصری ساختار متن را دستخوش تعییر خواهد کرد...
اساس هر دریافتی مبنی بر تفاوت است اگر بدانیم هر نشانه،خود به خود ،هیچ معنای مستقلی ندارد مگر اینکه خود را به بازی های زبانی بسپارد و خود را شریک واژه ی قبل از خود و بعد از خود بکند..
بنابراین ما همواره جایگاه زبان را از جایی می بینیم که خود زبان با بازی و به نمایش در آوردن خود ،امکان دیده شدن را به ما می دهد...در آخر می خواهم به گفته ی دریدا استناد کنم که می گوید؛زبان رسانه ای شفاف و پنجره ای رو به جهان نیست ،زبان خود را در میان ما و جهان می گذارد تا رابطه ی ما و جهان را تیره و تار کند....پس بازی کنیم تا همه چیز را شفاف کرده باشیم
#بازی_های_زبانی
#طرح_شعر_1400
#جمال_بیگ
اگر چه رابطه ی متن با مخاطب یک رابطه ی داد و ستدی صرف نیست و متن هم نمی خواهد نقش گوشی همراه را بازی کند که بخواهد پیامی را از فرستنده به گیرنده برساند...
بازی های زبانی مثل هر بازی ای دارای قواعد بازی اما غیر قابل پیش بینی ست که حاصل بینش و تسلط عمیق شاعری ست که بخواهد نظام سلطه را در زبان به نفع خلاقیت و معناهای گوناگون به کار بگیرد..تا امتداد زورگویی دستور زبان و تک معنایی را در متن، زیر سوال ببرد و این بخش مهمی از هنر یک شاعر است که بتواند در اثر خود به بازی زبانی بپردازد...
شعر فصل مهمی از خلاقیت خود را مدیون همین بازی های زبانی ست همانطور که در هنر نمایی حافظ هم می توانیم بینش دیالکتیکی حافظ را که در هر پدیده ای نقیض آن را می بیند ناشی از نگاه پارادوکسی وی دانست که شاهد خوبی برای بازی های زبانی او بدانیم
می روی و مژگانت خون خلق می ریزد
تیز می روی جانا ،ترسمت فرو مانی (حافظ)
ویکتور شکلوفسکی می گوید:ادبیات ما را وا می دارد نگاهی دوباره به جهان بیندازیم ..
از همین منظر فرایند آشنازدایی به گونه ای خلاق با ساده نویسی شاخ به شاخ می شود اگرچه کارکرد زبان خلاقانه مسئول انتقال تمام ارزش های فرهنگی و هنری موجود در جهان هستی ست
اما دقیقن مطلب همین جاست که شعر زمانی می تواند نقش خود را خوب بازی کند که زبانش وسیله ی انتقال نباشد بلکه موجی ست که در خودش فرار و همه چیز را با خود همراه می کند و از این راه پیوسته به زیبایی اثر و چند معنایی آن می افزاید..
زبان اگر در متن بر مبنای ساختار عمل کند تمامی اجزاء زبان را وادار به اجرای نقش خود می کند تا قطعی بودن معنا را به نمایش بگذارد و از این رو هر تعییر و جابجایی زبانی در هر گوشه ای از متن ،بر قطعیت وکلیت زبان اثر می گذارد. حذف یا افزایش هر عنصری ساختار متن را دستخوش تعییر خواهد کرد...
اساس هر دریافتی مبنی بر تفاوت است اگر بدانیم هر نشانه،خود به خود ،هیچ معنای مستقلی ندارد مگر اینکه خود را به بازی های زبانی بسپارد و خود را شریک واژه ی قبل از خود و بعد از خود بکند..
بنابراین ما همواره جایگاه زبان را از جایی می بینیم که خود زبان با بازی و به نمایش در آوردن خود ،امکان دیده شدن را به ما می دهد...در آخر می خواهم به گفته ی دریدا استناد کنم که می گوید؛زبان رسانه ای شفاف و پنجره ای رو به جهان نیست ،زبان خود را در میان ما و جهان می گذارد تا رابطه ی ما و جهان را تیره و تار کند....پس بازی کنیم تا همه چیز را شفاف کرده باشیم
#بازی_های_زبانی
#طرح_شعر_1400
#جمال_بیگ
👏2
Forwarded from مریم
❤1👏1
Forwarded from مریم
در سنتی ترین موسیقی اندامت
پخش می شوم و
دوست ات دارم را
آنقدر زمزمه می کنم
تا فاصله ها کوتاه بیایند
#مریم_عامری
پخش می شوم و
دوست ات دارم را
آنقدر زمزمه می کنم
تا فاصله ها کوتاه بیایند
#مریم_عامری
❤1👏1
👏2❤1
❤1👏1
Forwarded from مریم
❤1👍1👏1
Forwarded from مریم
❤1👏1
Forwarded from مریم
❤1👏1
Forwarded from غزلهای خزان (Shine Eyes)
نیچه :
گران باش
بگذار تا بهایت را پرداخت کنند
آدم ها چیزهای مُفت را مُفت از دست میدهند .
⛄️🥀⛄️
نیچه :
گران باش
بگذار تا بهایت را پرداخت کنند
آدم ها چیزهای مُفت را مُفت از دست میدهند .
⛄️🥀⛄️
❤1👏1
Forwarded from شعر سپید
✨
چگونه چتر میشوی وقتی
که باران در غبار پنجره
فراموش شده
وتنهایی ام را نمی بارد
#مریم_عامری
🌼🍂 @Sheresepid 🍂🌼
چگونه چتر میشوی وقتی
که باران در غبار پنجره
فراموش شده
وتنهایی ام را نمی بارد
#مریم_عامری
🌼🍂 @Sheresepid 🍂🌼
❤1👏1