در رگ های متورم جاده
تنهایی را
یدک می کشم
هنوز
بر گُرده ی کبود راه
فاصله پیداست
برای دیدنت
باید / پرید
از خواب دست انداز ها....
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
تنهایی را
یدک می کشم
هنوز
بر گُرده ی کبود راه
فاصله پیداست
برای دیدنت
باید / پرید
از خواب دست انداز ها....
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
پیچ های زیادی را
دور زدم
اما
به راست خیابان نرسیده
به خاکی خورد
منطقم
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
برای ثابت ماندنت
پیچ های زیادی
بریده ام
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
در خیابان روز
پیج های زیادی تاب می خوردند
و من
در هنر نمایی ثانیه ها
مات می شوم.
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
دور زدم
اما
به راست خیابان نرسیده
به خاکی خورد
منطقم
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
برای ثابت ماندنت
پیچ های زیادی
بریده ام
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
در خیابان روز
پیج های زیادی تاب می خوردند
و من
در هنر نمایی ثانیه ها
مات می شوم.
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
Forwarded from مریم
ایمان دارم
به نسیم نگاهت
همچنان
که پرنده به پرواز
باغ به افتاب
روح به جان
ومن
به "تو"
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
به نسیم نگاهت
همچنان
که پرنده به پرواز
باغ به افتاب
روح به جان
ومن
به "تو"
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
Forwarded from مریم
هیچ هسته ای
مرا جوانه نزد
چند بار کاشته شوم
برای باختن...
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
برای طاق شدن مان
کافی ست
یک بار قمار کنیم!
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
دنیا
برای بازی دادن
مدام
ورق می خورد
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
مرا جوانه نزد
چند بار کاشته شوم
برای باختن...
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
برای طاق شدن مان
کافی ست
یک بار قمار کنیم!
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
دنیا
برای بازی دادن
مدام
ورق می خورد
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
Forwarded from مریم
تا کشیدم
زیر زبان اندوه را
دلواپسی
سر سکوت را
شکست !
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
دنیا را
سر و ته بزنیم
باز
پیراهنمان کرباس است.
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
از دست خورشید
کاری ساخته نیست
دیوار سایه ها
بلند است...
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
زیر زبان اندوه را
دلواپسی
سر سکوت را
شکست !
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
دنیا را
سر و ته بزنیم
باز
پیراهنمان کرباس است.
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
از دست خورشید
کاری ساخته نیست
دیوار سایه ها
بلند است...
#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
Forwarded from کاظمیان دهکردی
#کارگاه_شعر_سپید
مدرس
#دکتر_وسعت_اله_کاظمیان_دهکردی
موسیقی در شعر سپید چگونه حادث می شود نیز جستارهایی بر نقش زبان وشناخت ژانرهای شعر سپید ،به چه شکلی به وجود می آیند
اما پیش از مبحث اصلی بایدبه این پرسش، پاسخ دهیم که زبان به ساده ترین شکل چیست؟
از همین منظر،« زبان » به مفهوم تام وزبان ادبی و شعری چگونه حادث می شود؟
زبان،مظروف حرف و واژه ملفوظ است بدون نقش مندی آوا ی رسانه و معنا ساز،زبان نیست.
زبان در کلیت وجودی ی خود بایست قابلیت نوشتار و گفتار را داشته باشد چه زبان معیار چه گویشی و چه ادبی، زیرا حاصل کنش واژگان در نقش دیداری و واکنش نقش گفتاری و به تبع آن شنیداری ست.
خواجه نصیرالدین توسی،شعر را حدوث صوتی ی دال بر مراد می داند طبعن مراد حاصل معنا و تببن خواسته ی دو سویه یا چند سویه ی مستقیم و غیر مستقیم از یک نفر به آدم ها ی بیرون است
مضافن به نظر من، تعریف شعر از نگاه خواجه نصیرالدین توسی،بایستی در مفهوم زبان،تبین گردد.
«دیونوسیوس تراکس یونان باستان،درکتاب «فن دستور»،دستور را مطالعه ی علمی ی استعمال زبان می داند.
البته زبانی که تابع معیار و کتابت و بهره مند از سلاست و رسایی و استعمال در دایره ی بزرگ اقلیمی باشد.
اما زبان ادبی،علاوه بر پارامتر نویسش و خوانش و رسانگی ی معنا،به قول دکتر شفیعی کدکنی،باید دارای بار رسانگی و زیبا شناسیک باشد.
زبان شعری،بار غنی تر وپیش رویی در زبان دارد زیرا کلمات بر اثر جای نشینی از چاشنی ی آرایه های ادبی هم سود میبرند.
اما این که دکتر شفیعی کدکنی،شعر را حادثه ای در زبان می داند حرفی متین اما متعارف است در واقع شعر اتفاقی ست که در نوع زبان رخ می دهد.
بارت ،نثر را تجربه ی زبان می داند و شعر در جهت تخریب نثر ،حرکت می کند
و سارتر،با کنار نهادن شعر به مثابه ی بازی های زبانی،می داند .
وقتی سخن از زبان شعری ،پیش می آید
نحوه ی کارکرد کلمات،در آشنایی زدایی و بسامد نوع فضا ها و موتیف های برونی ودرونی،مطرح می شود.
از همین منظر،زبان در نرم ها و حتا درسبک های شخصی ،متفاوت رخ می کند.
زبان شخصی شده،شاید مهمترین تلاش یک شاعر برای برجسته سازی ست و دست یازی به آن چکاد،عقابانگی ی رفتار و شیوگی ی نو را می خواهد.
زبان شخصی،شناسنامه ی ابدی ی شاعر است.
کارآمدی ی زبان در شخصی شدگی بالا ست زیرا اساس فکری بر نگره شالوده شکنی و هنجار گریزی استوار است.
زایایی ی زبان به تولید واژه و مفهوم و صنایع زیبا شناسیک می انجامد بدون آن ها،زبان شخصی حادث نشده است.
زبان در سبک ها و ژانرها نیز،تبعی از زایایی را ممکن می کند.
مانیفست های ادبی مثل حجم،نگره ی چند زاویه ای به کلمه دارند یعنی از بعد طول و عرض و ارتفاع به آن خیره می شود نوعی عرفان واژه دارد چیزی که تمامیت جریان های پسا نیمایی مثل همین حجم یا شعر ناب و شعر دیگر را تحت شعاع خود قرار می دهد در این ژانرها به نوعی قداست کلمه محفوظ می شود و واژه را از تنگ دستی و خرج بیهوده در امان نگاه می دارد.
به قول بارت،زبان مولف،امری ذاتی ست اما سبک او مشتمل بر شبکه ای آگاهانه یا ناآگاهانه از عادات و دل مشغولی های اوست و اسلوب نوشتاری ی او چیزی ست که خود از میان امکان های تاریخی و اسطوره ای همراه با شیوه ای از ادراک ادبیات ،اخذ کرده است.
از منظر ی دیگر، ژانرزایی متاثر از نقش مندی ی موتیف ها،نوع لحن،نوع گزینش کلمه،نوع اندیشه بر برجسته شدن هستند،
https://telegram.me/worlddaypoetry
مدرس
#دکتر_وسعت_اله_کاظمیان_دهکردی
موسیقی در شعر سپید چگونه حادث می شود نیز جستارهایی بر نقش زبان وشناخت ژانرهای شعر سپید ،به چه شکلی به وجود می آیند
اما پیش از مبحث اصلی بایدبه این پرسش، پاسخ دهیم که زبان به ساده ترین شکل چیست؟
از همین منظر،« زبان » به مفهوم تام وزبان ادبی و شعری چگونه حادث می شود؟
زبان،مظروف حرف و واژه ملفوظ است بدون نقش مندی آوا ی رسانه و معنا ساز،زبان نیست.
زبان در کلیت وجودی ی خود بایست قابلیت نوشتار و گفتار را داشته باشد چه زبان معیار چه گویشی و چه ادبی، زیرا حاصل کنش واژگان در نقش دیداری و واکنش نقش گفتاری و به تبع آن شنیداری ست.
خواجه نصیرالدین توسی،شعر را حدوث صوتی ی دال بر مراد می داند طبعن مراد حاصل معنا و تببن خواسته ی دو سویه یا چند سویه ی مستقیم و غیر مستقیم از یک نفر به آدم ها ی بیرون است
مضافن به نظر من، تعریف شعر از نگاه خواجه نصیرالدین توسی،بایستی در مفهوم زبان،تبین گردد.
«دیونوسیوس تراکس یونان باستان،درکتاب «فن دستور»،دستور را مطالعه ی علمی ی استعمال زبان می داند.
البته زبانی که تابع معیار و کتابت و بهره مند از سلاست و رسایی و استعمال در دایره ی بزرگ اقلیمی باشد.
اما زبان ادبی،علاوه بر پارامتر نویسش و خوانش و رسانگی ی معنا،به قول دکتر شفیعی کدکنی،باید دارای بار رسانگی و زیبا شناسیک باشد.
زبان شعری،بار غنی تر وپیش رویی در زبان دارد زیرا کلمات بر اثر جای نشینی از چاشنی ی آرایه های ادبی هم سود میبرند.
اما این که دکتر شفیعی کدکنی،شعر را حادثه ای در زبان می داند حرفی متین اما متعارف است در واقع شعر اتفاقی ست که در نوع زبان رخ می دهد.
بارت ،نثر را تجربه ی زبان می داند و شعر در جهت تخریب نثر ،حرکت می کند
و سارتر،با کنار نهادن شعر به مثابه ی بازی های زبانی،می داند .
وقتی سخن از زبان شعری ،پیش می آید
نحوه ی کارکرد کلمات،در آشنایی زدایی و بسامد نوع فضا ها و موتیف های برونی ودرونی،مطرح می شود.
از همین منظر،زبان در نرم ها و حتا درسبک های شخصی ،متفاوت رخ می کند.
زبان شخصی شده،شاید مهمترین تلاش یک شاعر برای برجسته سازی ست و دست یازی به آن چکاد،عقابانگی ی رفتار و شیوگی ی نو را می خواهد.
زبان شخصی،شناسنامه ی ابدی ی شاعر است.
کارآمدی ی زبان در شخصی شدگی بالا ست زیرا اساس فکری بر نگره شالوده شکنی و هنجار گریزی استوار است.
زایایی ی زبان به تولید واژه و مفهوم و صنایع زیبا شناسیک می انجامد بدون آن ها،زبان شخصی حادث نشده است.
زبان در سبک ها و ژانرها نیز،تبعی از زایایی را ممکن می کند.
مانیفست های ادبی مثل حجم،نگره ی چند زاویه ای به کلمه دارند یعنی از بعد طول و عرض و ارتفاع به آن خیره می شود نوعی عرفان واژه دارد چیزی که تمامیت جریان های پسا نیمایی مثل همین حجم یا شعر ناب و شعر دیگر را تحت شعاع خود قرار می دهد در این ژانرها به نوعی قداست کلمه محفوظ می شود و واژه را از تنگ دستی و خرج بیهوده در امان نگاه می دارد.
به قول بارت،زبان مولف،امری ذاتی ست اما سبک او مشتمل بر شبکه ای آگاهانه یا ناآگاهانه از عادات و دل مشغولی های اوست و اسلوب نوشتاری ی او چیزی ست که خود از میان امکان های تاریخی و اسطوره ای همراه با شیوه ای از ادراک ادبیات ،اخذ کرده است.
از منظر ی دیگر، ژانرزایی متاثر از نقش مندی ی موتیف ها،نوع لحن،نوع گزینش کلمه،نوع اندیشه بر برجسته شدن هستند،
https://telegram.me/worlddaypoetry
Telegram
شعر روز جهان
21March 2025World Poetry Day/ Day Poetry of Iran & World Poets/ Modern Poetry of Iran & World/ Contemporary poetry Iran & World/ Join Our World Day poetry & Art Magazine Telegram Channel
Forwarded from شعر و شکوفه💐
Forwarded from غزلهای خزان (ارسطو)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مریم
.
هنوز در پاگرد حوصله ام
روزنه ای
سرک میکشد
خلاف انتظار
با سرانگشت اشتیاق
شیشهی مات زندگی را
غبار گیری میکند
هر چند احساسم
خش برداشته است
اما؛
به زانو نیامده/ امیدم
انگار
فانوسی
تنهایی ام را
سو سو میزند
✍️#مریم_عامری
📚#خوشہ_خوشہ
هنوز در پاگرد حوصله ام
روزنه ای
سرک میکشد
خلاف انتظار
با سرانگشت اشتیاق
شیشهی مات زندگی را
غبار گیری میکند
هر چند احساسم
خش برداشته است
اما؛
به زانو نیامده/ امیدم
انگار
فانوسی
تنهایی ام را
سو سو میزند
✍️#مریم_عامری
📚#خوشہ_خوشہ
Forwarded from مریم
Forwarded from مریم
Forwarded from کاظمیان دهکردی
انواع تشبیه در شعر پژمان بختیاری
وسعت اله کاظمیان دهکردی
سبب پدیداری آرایه های ادبی، تزریق زیبایی به شعر است.درواقع،شعر بدون تشبیه که امری غیر واقع اما ماننده سازی خوشایند می باشد از ماهیت و جوهره ی وجودی،تهی ست حال حرکت تشبیه می تواند به سمت استعاره،منتهی گردد اما در حقیقت ساز و کار تشبیه در آن مستتر است.
تشبیه،به قول سیروس شمیسا،کار آمد ترین وسیله ی نقاشی در کلام است.
تشبیه دارای چهار عنصر اساسی است
۱_مشبه۲_مشبه به ۳_وجه شبه۴_ادات تشبیه
در تشبیه،بنا به نوع آن،ادات تشبیه و وجه شبه،قابلیت پنهان شدگی دارند اما مشبه و مشبه به،پیوسته آشکار اند.
تشبیه به اعتبار حسی و یا عقلی،شامل مشبهات حسی به مشبه بهات حسی،،عقلی به عقلی وحسی به حسی ست.
مثال ها:
تشبیه مشبه حسی به مشبه به حسی
تشبیه مفصل مرسل( داری وجه شبه و ادات تشبیه)
آخر چه کرده ام من آزرده دل،بگو
وانگه مرا چو شمع بر آن آستان بسوز
(دیوان،ص ۳۸)
تشبیه بلیغ ( بی آوردن ادات تشبیه و وجه شبه)
از نغمه ی بلند تو در خاکدان دهر
بیدار شد جهان و تو در خاک خفته ای
(همان،ص ۳۲۷)
اضافه ی تشبیهی (اضافه شدن مشبه( به) مشبه به)مصراع نخست )
رشته ی خوشبختی ی جنس لطیف
بسته به مویی ست چو طبعت ظریف
تشبیه مرسل مفصل(صریح)حسی به عقلی با لحاظ وجه شبه و ادات تشبیه
در مصرع دوم بیت بالا
(پژمان :۲۳۴,۱۳۸۲)
تشبیه موکد یا بالکنایه (بی ادات تشبیه)
خوی خوش اندوز که خوش منظری
دولت ناپایور است ای پری
(همان)
تشبیه ملفوف (بر اساس آرایه ی لف و نشر مرتب)
او چو ترش روست تو با خنده باش
حنطل اگر ریخت تو شکر بپاش
(پژمان۱۳۸۲؛:۲۳۴_۲۳۵ )
غیر اضافه ی تشبیهی (اسنادی)
زندان سرا ست خانه ی ما بی جمال تو
باز آی و خانه ی من بی خانمان سوز
(همان،ص،۳۴۹)
تشبیه معکوس یا مقلوب (گشتگی ی مشبه با مشبه به و برعکس)و نیز تشبیه دوگانه (استخدام)
چند خطا بین شو ی و عیب جو
چشم هنر بین خطا پوش کو
(همان:۲۳۵)
تشبیه مقید مرکب،هیات منتزع از چند چیز (موکد)
زندگی ای طفل مبارک قدم
راه درازی ست پر از پیچ و خم
(همان:۲۲۰)
و
نخل تو ای باغ برومند عشق
شاخ نو آورد ز پیوند عشق
(همان:۲۴۹)
تشبیه مرسل و هم اضافه ی تشبیهی ،(تشببه بلیغ)
وندران بیغوله چون نقش عذاب
مانده دور از آدمی،دیوانه ای
(همان:۳۳۹)
اضافه ی تشبیهی وتشبیه بلیغ فشرده( حذف وجه شبه و ادات تشبیه)
ز صحرای عدم تا شهر هستی
جهان جز عشق،مقصودی ندارد
تشبیه جمع (چندین مشبه به برای یک مشبه)
گلم تو،می ام تو،سرودم تو،جان تو
امیدم تو،عشقم تو یارم تو بودی
تشبیه تفضیل (برقراری مشبه( به) مشبه به و سپس تفضیل و برتری ی مشبه بر مشبه به)
ای چراغ آرزو تا سایه از من وا گرفتی
می گریزد نور ماه از سایه ی ویرانه ی من
تشبیه مفروق (چند تشبیه در یک بیت)
دست گردون تا نمردم بندم از پا برنداشت
چون چراغ برق ،عمرم در گرفتاری گذشت
منبع:
پژمان بختیاری،حسین(۱۳۸۲)دیوان اشعار،نشرپارسا،ج دوم،تهران)
وسعت اله کاظمیان دهکردی
سبب پدیداری آرایه های ادبی، تزریق زیبایی به شعر است.درواقع،شعر بدون تشبیه که امری غیر واقع اما ماننده سازی خوشایند می باشد از ماهیت و جوهره ی وجودی،تهی ست حال حرکت تشبیه می تواند به سمت استعاره،منتهی گردد اما در حقیقت ساز و کار تشبیه در آن مستتر است.
تشبیه،به قول سیروس شمیسا،کار آمد ترین وسیله ی نقاشی در کلام است.
تشبیه دارای چهار عنصر اساسی است
۱_مشبه۲_مشبه به ۳_وجه شبه۴_ادات تشبیه
در تشبیه،بنا به نوع آن،ادات تشبیه و وجه شبه،قابلیت پنهان شدگی دارند اما مشبه و مشبه به،پیوسته آشکار اند.
تشبیه به اعتبار حسی و یا عقلی،شامل مشبهات حسی به مشبه بهات حسی،،عقلی به عقلی وحسی به حسی ست.
مثال ها:
تشبیه مشبه حسی به مشبه به حسی
تشبیه مفصل مرسل( داری وجه شبه و ادات تشبیه)
آخر چه کرده ام من آزرده دل،بگو
وانگه مرا چو شمع بر آن آستان بسوز
(دیوان،ص ۳۸)
تشبیه بلیغ ( بی آوردن ادات تشبیه و وجه شبه)
از نغمه ی بلند تو در خاکدان دهر
بیدار شد جهان و تو در خاک خفته ای
(همان،ص ۳۲۷)
اضافه ی تشبیهی (اضافه شدن مشبه( به) مشبه به)مصراع نخست )
رشته ی خوشبختی ی جنس لطیف
بسته به مویی ست چو طبعت ظریف
تشبیه مرسل مفصل(صریح)حسی به عقلی با لحاظ وجه شبه و ادات تشبیه
در مصرع دوم بیت بالا
(پژمان :۲۳۴,۱۳۸۲)
تشبیه موکد یا بالکنایه (بی ادات تشبیه)
خوی خوش اندوز که خوش منظری
دولت ناپایور است ای پری
(همان)
تشبیه ملفوف (بر اساس آرایه ی لف و نشر مرتب)
او چو ترش روست تو با خنده باش
حنطل اگر ریخت تو شکر بپاش
(پژمان۱۳۸۲؛:۲۳۴_۲۳۵ )
غیر اضافه ی تشبیهی (اسنادی)
زندان سرا ست خانه ی ما بی جمال تو
باز آی و خانه ی من بی خانمان سوز
(همان،ص،۳۴۹)
تشبیه معکوس یا مقلوب (گشتگی ی مشبه با مشبه به و برعکس)و نیز تشبیه دوگانه (استخدام)
چند خطا بین شو ی و عیب جو
چشم هنر بین خطا پوش کو
(همان:۲۳۵)
تشبیه مقید مرکب،هیات منتزع از چند چیز (موکد)
زندگی ای طفل مبارک قدم
راه درازی ست پر از پیچ و خم
(همان:۲۲۰)
و
نخل تو ای باغ برومند عشق
شاخ نو آورد ز پیوند عشق
(همان:۲۴۹)
تشبیه مرسل و هم اضافه ی تشبیهی ،(تشببه بلیغ)
وندران بیغوله چون نقش عذاب
مانده دور از آدمی،دیوانه ای
(همان:۳۳۹)
اضافه ی تشبیهی وتشبیه بلیغ فشرده( حذف وجه شبه و ادات تشبیه)
ز صحرای عدم تا شهر هستی
جهان جز عشق،مقصودی ندارد
تشبیه جمع (چندین مشبه به برای یک مشبه)
گلم تو،می ام تو،سرودم تو،جان تو
امیدم تو،عشقم تو یارم تو بودی
تشبیه تفضیل (برقراری مشبه( به) مشبه به و سپس تفضیل و برتری ی مشبه بر مشبه به)
ای چراغ آرزو تا سایه از من وا گرفتی
می گریزد نور ماه از سایه ی ویرانه ی من
تشبیه مفروق (چند تشبیه در یک بیت)
دست گردون تا نمردم بندم از پا برنداشت
چون چراغ برق ،عمرم در گرفتاری گذشت
منبع:
پژمان بختیاری،حسین(۱۳۸۲)دیوان اشعار،نشرپارسا،ج دوم،تهران)
Forwarded from شعر و شکوفه💐
آدم ها گاهی؛
چوبِ اشتباهاتشان را جایِ دیگری می خورند!
جایی که حتی فکرش را هم نمی کنند!
حواستان باشد؛
چوبی که به احساس و زندگیِ دیگران می زنیم "تاوان" دارد.
این دل شکستن ها،
این بی انصافی ها،
این بازی دادن ها؛
همه اش تاوان دارد!
✌️✌️✌️
چوبِ اشتباهاتشان را جایِ دیگری می خورند!
جایی که حتی فکرش را هم نمی کنند!
حواستان باشد؛
چوبی که به احساس و زندگیِ دیگران می زنیم "تاوان" دارد.
این دل شکستن ها،
این بی انصافی ها،
این بازی دادن ها؛
همه اش تاوان دارد!
✌️✌️✌️