شعر و شکوفه💐
133 subscribers
634 photos
712 videos
15 files
101 links
Download Telegram
Forwarded from مریم
Forwarded from مریم
دم در دانشگاه از تاکسی پیاده شدم هوا نسبتا سرد بود دستام وزیر چادرم کردم و یواش یواش وارد سالن شدم یلدا دوستم گوشه ای ایستاده بود و جزوهارو زیر رو می کرد، سلام یلدا خوبی؟ اره عزیزم خوبم شما هی دیر بیا من جزوه واست بگیرم خنده ای کردم یه بوس کوچو لو قربون دوست خوبم بشم من. یلدا، فیروزه می دونی کی و دیدم نه کی و
استاد امیر دیدم همون که سر کلاس مدام چشاش زوم چهرهی دوست گل من ِ
یلدا لوس نشو ببین اون تو رو دوس داره می دونم تو هم اون و دوس داری اینو از نگاهت فهمیدم خل شدی دختر، چیه خب راس میگم گیرم که راس بگی که چی دوس دارم شما باهم عروسی کنید من تو عروسی تون بخورم و برقصم کارد به اون شکمت بخوره تو میخای من عروسی کنم تو بخوری و برقصی؟ خب نه دوتا مرغ عشقم بهم می رسن دیگه.
روزها گذاشت، فیروزه مسیرخونشون و با تاکسی رفت سر کوچه پیاده شد صدای ضعیفی رو شنید خانوم مرادی تا بر گشت نگاه کرد امیر چن قدمی اون واستاده بود ببخشید فیروزه خانوم مزاحمتون شدم نه جناب راد منش بفرمایید؛
راستش من میخاستم باهاتون حرف بزنم خیلی وقته با خودم کلنجار میرم ولی امروز تصمیم گرفتم بیام هم خونتون یاد بگیرم هم حرف بزنم بی پرده بگم من عاشقتون شدم و میخام باهاتون ازدواج کنم من سرم و انداختم پایین لبم و گاز گرفتم توی دلم گفتم اوه چه سور پرایزی
یه لحظه بخودم اومدم دیدم امیر خیره به صورتم شده چادرم و جمع وجور کردم نمیدونستم چی بگم اصلا خجالت می کشیدم حرف بزنم یه هو گفتم ببخشید اینجا جای خوبی برای حرف زدن نیست در و همسایه میبینن اره درست میگید هرجا شما بگید همونجا قرار می ذاریم کافی شاپ دانشگاه خوبه؟ اره خوبه پس تا فردا خدا نگهدار فردای اون روز به یلدا گفتم از خوشحالی داشت پر در می اورد
دختر ی دیونه، مدام بوسم می کرد وهی می گفت دیدی گفتم دوست داره زنگ اخر از سالن بیرون رفتم با ذوق رفتم روی صندلی کنا ر پنجره نشستم بعد یک ربعی جناب راد منش اومد خیلی باوقار مهربون به نظر می اومد ببخشید فیروزه خانوم دیر اومدم نه خیلی نیست منم اومدم سفارش قهوه و کیک داد درس همونی که من دوس داشتم با تعجب گفتم شما از کجا می دونستید لبخندی زد و گفت من خیلی چیزا شما میدونم، اینو میدونم که خیلی خانوم درس خون محجبه ودوس داشتنی هستین لبخندی زدم و گفتم شما لطف دارید اقای... لطفن راحت باشید همون امیر کافیه
چشم باشه دو ماهه گذشت هفته ای یکی دوبار باهمدیگه قرار می گذاشتیم رفته رفته منم دیوانه وار عاشقش شدم یه روز گفت فیروزه میخام بیام خونتون حرف بزنم من گفتم من تنهام چی؟ تنها اره پدر و مادرت کجان اشک از گوشه ی چشمم سرازیر شد اونا فوت کردن تو تصادف فیروزه جان ببخش ناراحتت کردم نه اشکالی نداره ولی یه داداش دارم ازدواج کرده شمارش و میدم تماس بگیر با داداشم باشه تماس می گیرم.
فیروزه میشه تو هم با مادرم تنهایی حرف بزنی موندم که چی بگم نترس چیزی نیس مادر منم چادریه
فردای اونروز امیر زنگ زد و ادرس کافی شاپی که مادرش میره اونجا رو به فیروزه داد فیروزه با دلهره وارد کافی شاپ شد دور وبر چرخید یه خانوم چادری رو دید با نشانه های امیر یکی بود سلام کرد خانوم رادمنش بله خودمم بفرمایید ازطرز نگاه و صحبت کردنش فهمیدم سرد و بی احساسه
ولی دلم و نباختم گفتم این از اون مادر شوهراست که گربه رو دم در حجله می کشن.
ببین دخترم میدونم امیر خیلی تو رو دوس داره میدونم توهم دختر خوب و باوقاری هستی ولی، ولی متاسفانه نمیشه این ازدواج سر بگیره انگار پتکی به سرم خورد یخ شدم نای حرف زدن نداشتم
اخه ا از کوچکی پدر و عموش امیر و زهرا دختر عموش به اسم هم کردن
پس خواهش میکنم همینجا تمومش کن
اخه اخه هیچ وقت امیر اینو به من نگفت
درسته اون نمی دونسته وقتیم فهمید فکرکرد می تونه کنار بکشه
دخترم من واسه خودت میگم اونا مثل من نیستن چون من زنم نخواستم تحقیر بشی فقط از زندگی امیر برو بیرون
خدایا، خدایا دلم داشت تیکه تیکه میشد
این چه سر نوشتیه که مدام باید زجر بکشم.

ببخشید خیلی طولانی شد

رمان استاد و دانشجو
🌹🌹🌹

سنت پرستان
قیمت ِعشق را
نمیدانند
حتی اگر؛
فیروزه باشی!

#مریم_عامری
📚#خوشه_خوشه
Forwarded from مریم
خودت باش
تاریخ
بروز می شود...

#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
پر از دلدادگی
خالی از سکنه بود
پاییزِخود شیفته!

#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
Forwarded from محبوبه کبیریان
🔸میدونی ﭼﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻧﺴﻞ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﭘﺮﺭﻭ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻦ؟
ﭼﻮﻥ ﻗﻨﺪﺍﻕ ﻧﻤﯿﺸﻦ، ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﻗﻨﺪﺍﻕ ﺑﺸﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﻮ ﭘﺎﺵ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺭﻭ می فهمه 😂😂
ﻣﺎﺭﻭ قنداق ﻣﻴﻜﺮﺩﻥ ﺗﻮ 2 ﻣﺘﺮ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﭼﻨﺎﻥ می پیچیدند ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ ﭘﺴﺘﻤﻮﻥ ﮐﻨﻦ هاوایی ... ﻭﺍلله😕
الان بچه شیش ماهه تخت دو نفره داره، واسش موزیک لایت میذارن با نور کم تا بخوابه.
اونوقت زمان ما می ذاشتنمون رو پاهاشون به حالت سانترفیوژ ...🙃
انقد تکونمون می دادن تا پلاسمای خونمون جدا می شد می رفتیم تو کما ... 😂😂
اينا رو بخونین و اگه لبخندی زدین به دیگرون هم هدیه کنین:
🔸بی سر و صدا وسايلتونو جمع کنيد، با صف بريد توو حياط، امروز معلم نداريد
یادش بخیر ...😌
یادتونه
توو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز 😐
یادتونه
نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد😌
یادتونه
موقع امتحان باید کیف میذاشتیم بینمون که تقلب نکنیم😁
یادتونه
یه مدت از این مداد تراشای رومیزی مد شده بود هر کی از اونا داشت خیلی با کلاس بود😉
یادتونه
پاک کن های جوهری ک یه طرفش قرمز بود و یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش میخواستیم خودکار رو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره میکردیم یا سیاه و کثیف می شد😩
یادتونه
گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون نقاشی میکشیدیم بعد تند برگ میزدیم می شد انیمیشن😌
یادتونه
زنگ تفریح که تموم می شد ناظم دیگه نمیذاشت آب بخوریم😩
یادتونه
تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود خانه شوتش میکردیم😌
یادتونه
وقتی معلم می گفت برو گچ بیار انگار مشعل المپیک دستمون میدادن 😁
یادش ب خیر
یادت میاد؟ وقتی کوچیک بودیم...
؟ تلویزیون...
؟ با شام سبک...
؟با پنکه شماره 5...
مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین
//////// \\\\\\\\\
||| \\\\\\\ //////
؟ اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت.
؟ یادت میاد؟؟؟
وقتی صدای هواپیما رو میشندیم...
می پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم✈️...
می نشستیم به انتظارکلاس سوم  تا با خودکار بنویسیم...
یادت میاد؟؟؟
؟ وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو۱۲ و کوچکه رو4
؟یادت میاد؟؟؟
😍😍
وقتی نقاشی می کردی خورشیدو رو زاویه برگه می کشیدی... ؟؟؟ یاد ت میاد؟؟؟
فکرمیکردی قلب انسان این شکلیه
یادت میاد؟؟؟
😍😍😍
در یخچالو کم کم میبستی تا ببینی لامپش چه جور خاموش میشه😁؟
? یادت میاد؟؟؟
اگه کسی بهت میگفت برو آب برام بیار اول خودت از سر لیوان میخوردی و دهنتو با دستت پاک میکردی... 🤩؟؟؟
? بگذارش به اشتراک تا لبخند رولب همه جاری ڪنی
اين متن آرامش خوبی به آدم میده.،
ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم
هر کجا خندیدی، هر کجا خنداندی
خوشبختی همانجاست🥰☺️

.
Forwarded from مریم
جنب همه ی ناکامی ها
زمهریری از فاصله هاست
بخدا درد دارد
تنهایی...

#مریم_عامری
Forwarded from مریم
ریل نگاهت
به نرده ی عشق، پا نمی دهد
مگر
به شعور شعری بر می خورد؟!

#مریم_عامری
👍1
Forwarded from مریم
از سطرهایم
جدا نمی شوی
بگو چرا؟!
هاشور می زنی ام...

#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
به موازات بغض هایم
عمود شده است
دیوار درد


#مریم_عامری
📚#خوشه_خوشه



پنجره باش 
پل نمی خواهد
رسیدن....

#مریم_عامری
📚#خوشه_خوشه
To hamoni..;)
♥️💍M
🕊

بر لوحِ دل پاک نوشتند
خوبانِ جهان ماه سرشتند


#اڪــرمـ_نورانی


🕊شبتون ماه 💫💫
👍1
به موازاتِ بغض هایم
عمود شده است
دیوار ِ تنهایی...


#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
👍1
Forwarded from مریم
از سطرهایم
جدا نمی شوی
بگو چرا؟!
هاشور می زنی ام...

#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
1👍1
Forwarded from مریم
تاکی مصلوب
یا که سیب هوس ام 
هر چه باشد
بهشت؛
نیمه ی من است


#مریم_عامری
📚#خوشه_خوشه
👍1
شاخِ
به شاخه نشو
رعشه اندام مرا
می گیرد.

#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
👍1
پاپوش دوخته
پاییز
ریشه داریم
هنوز!


#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
👍1
Forwarded from مریم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام وعرض ادب به استاد موژان عزیز ودوستان ادیب وفرهیخته
صبح تون به درخشش خورشید
لبت تون خندون
دلتون بی غم
هموار سلامت باشید 🌹🌹🌹
👍1
Forwarded from مریم
حل کن
در پریشان وجودم
قند عشق را

دلم به معجزه ایمان دارد

#مریم_عامری
#خوشه_خوشه
Atre To
Hojjat Ashrafzadeh
همونجایی که اریانفر میگه:
چشاتو بتونم یکاریش کنم
صداتو، صداتو چیکارش کنم؟ دقیقا همونجام...

#حجت_اشرف_زاده_
🍂🪷🍂