Forwarded from مثلاً روانشناسم! (حدیث عبّاسی)
باید اسممون رو بذارن دوام آورندگان.
ما بعضی احساسارو نمیتونیم بندازیم دور، فقط یاد میگیریم کجا قایمشون کنیم.
❤1
ذهن همیشه دنبال الگوهای آشناست، حتی اگه اون الگوها اذیتش کنن. به همین دلیله که گاهی توی رابطهای میمونیم که میدونیم خوب نیست، چون ذهن از آشنا بودن نمیترسه، از ناشناختهها میترسه.
میدونم که نمیشه همه دردهای بدنمونو درمان کرد. ولی نباید هم تظاهر کنیم دردی وجود نداره.
❤1
این روزا اگر دست و دلمون به کاری نمیره، لازمه به خودمون یادآوری کنیم:
تو نیاز به تنبیه شدن نداری. تو نیاز به دیده شدن، فهمیده شدن و حمایت داری. نه “نصیحت شدن”. تو داری تلاش خودتو میکنی، حتی اگه اسمش تماشای سریاله، یا گشتن توی پینترست. اینا اتفاقاً مهمترین تلاشهان، چون تو رو از فروپاشی کامل نگه داشتن.
تو نیاز به تنبیه شدن نداری. تو نیاز به دیده شدن، فهمیده شدن و حمایت داری. نه “نصیحت شدن”. تو داری تلاش خودتو میکنی، حتی اگه اسمش تماشای سریاله، یا گشتن توی پینترست. اینا اتفاقاً مهمترین تلاشهان، چون تو رو از فروپاشی کامل نگه داشتن.
گاهی وقتام از روی عجز و ناتوانی اشک میریزی و میخوای یه نفر، فقط یه نفر تورو بفهمه توی این کرهی خاکی.
ذهن آدم مثل یه اتاق دربستهست. اگه هی فکرای تکراری توش بچرخه، هم خودش خسته میشه، هم تو رو خفه میکنه. گاهی باید پنجره رو باز کرد، حتی با ترس.
هر نوع خشونت در دنیای بیرونی، به نوعی ادامه رابطه خشونت بار خودمان با خودمان است.