آدم یهجایی بدن و ذهنش با هم قفل میکنن. میگن: «کافیه، فعلاً نمیخوایم بجنگیم.»
آدمای رهاشده، کمکم یاد میگیرن قوی باشن، ولی ته دلشون همیشه یه صندلی خالی نگه میدارن.
نگفتن همیشه از فهمیده نشدن نمیاد، گاهی از اینه که خودتم هنوز مطمئن نیستی دردتو چی باید صدا کنی.
Forwarded from مثلاً روانشناسم!
برای کشتن یکی همیشه نیاز نیست نفسش رو بگیری؛ مثلاً ذوقش رو کور کن.
گاهی خودتو نمیفهمی، چون سالها نقش کسی رو بازی کردی که قرار بوده “دوستداشتنی” باشه، نه واقعی.
Forwarded from . آن سوی باور ها . (𝑁𝐴𝑅𝐺𝐸𝑆)
گاهی هم خودت رو نمیفهمی ، چون سال ها نقش کسی رو بازی کردی که قرار بوده "بی نیاز از دوست داشته شدن ، آسیب ناپذیر ، مستقل و همه چیز تموم" باشه . و انقدری تظاهر کردی که خود واقعیت رو نمیتونی تشخیص بدی .
Forwarded from همین چیزهای معمولی!
افرادی که تو رابطه توجه نمیکنن و تایم کافی نمیزارن، به رفتن پارتنرشون میگن تقدیر.