Forwarded from بیگ بنگ زاده
وقتی سرت شلوغه و مشغول کاری واقعا همهچیز بهتره، شاید جونی تو تنت نمونه ولی اون حس مفید بودن و اینکه فرصتی برای افکار تکراری برات باقی نمیمونه، انسان بهتری ازت میسازه.
تو اون سطل آبی هستی که همیشه از اون بالا به عمق تاریکی چاه میره، بدون اینکه ازش بترسه.
یهجوری خستم، که فقط دلم میخواد بمونم همینجا. زیر پتو. وسط فکرایی که نه جواب دارن، نه شنونده.
آدم یهجایی بدن و ذهنش با هم قفل میکنن. میگن: «کافیه، فعلاً نمیخوایم بجنگیم.»
آدمای رهاشده، کمکم یاد میگیرن قوی باشن، ولی ته دلشون همیشه یه صندلی خالی نگه میدارن.
نگفتن همیشه از فهمیده نشدن نمیاد، گاهی از اینه که خودتم هنوز مطمئن نیستی دردتو چی باید صدا کنی.
Forwarded from مثلاً روانشناسم!
برای کشتن یکی همیشه نیاز نیست نفسش رو بگیری؛ مثلاً ذوقش رو کور کن.
گاهی خودتو نمیفهمی، چون سالها نقش کسی رو بازی کردی که قرار بوده “دوستداشتنی” باشه، نه واقعی.