اتاق ۱۰۵
1.47K subscribers
473 photos
84 videos
1 file
129 links
اینجا اتاقِ منه، بدون اجازه چیزی رو برندار.
دانشجوی روان‌شناسی علاقه‌مند به عکاسی.
زنده‌باد زن، زندگی، آزادی.

“Tonight, the sun will set. Tomorrow, we will rise.”
اگه خواستین بوسم کنین، به‌جاش بوستم کنین:
https://t.me/maroom105?boost
Download Telegram
آدم‌ها چه کارهایی که نمیکنن تا دیده شن.
راجع بهش، غم میون دوتا چشمون سیاهم لونه کرده.
یه‌جوری خستم که خودمم باورم نمیشه.
دندوناتو رو هم فشار نده.
Forwarded from مثلاً روانشناسم! (حدیث عبّاسی)
همه درگیری دارن بله، اما چیزی که درگیرش هستن تفاوت‌شون با بقیه رو مشخص می‌کنه.
پر از حرف‌های ناگفته‌ ام.
پر از غم‌های پنهان‌ شده‌ام.
Forwarded from Honeymoon (Asal)
دلم می‌خواست حداقل یه چیز، یه کوچولو فقط، دستِ من بود.
بعضیا قبل از اینکه واقعا تنهاشون بذاری، هزار بار تو ذهنشون تنها شدن.
Forwarded from مثلاً روانشناسم! (حدیث عبّاسی)
غم تو دو تا چشمون قشنگم لونه نکرده. یه جورهایی می‌شه گفت خودش صاحب‌خونه‌ست.
ازهمه دور می‌شوم، نقطه کور می‌شوم. باز مقابلم تویی.
مهم اینه که من، منم.
همیشه از آدم‌های سمی زندگیم ممنونم که باعث شدن قدر آدم های خوب زندگیم رو بدونم.
بعضی وقتا اون‌قدر غرق تلاشی، که حواست نیست داری برای کسی می‌جنگی که حتی توی میدون جنگ نیست.
و درد اینجاست که آدم وقتی کم‌محلی می‌بینه، نمی‌زنه زیر میز. می‌زنه زیر خودش. خودش رو کوچیک می‌کنه، بی‌ارزش می‌بینه، و با خودش می‌گه: حتماً من یه جای کارم میلنگه که اون اینجوریه.
یه جا باید متوقف شی و جدی از خودت بپرسی: آیا ارزش داره بیشتر از این، خودم رو خرج کسی کنم که حتی نفهمیده دارم خرج می‌کنم؟
وقتی سرت شلوغه و مشغول کاری واقعا همه‌چیز بهتره، شاید جونی تو تنت نمونه ولی اون حس مفید بودن و اینکه فرصتی برای افکار تکراری برات باقی نمی‌مونه، انسان بهتری ازت می‌سازه.
جریانِ زندگی ترکیبی بی‌نقص از اکنون و نداشته‌های ماست.