Forwarded from گروه بزرگان مدیریت ️ (گروه بزرگان مدیریت)
⭕️ کانال تلگرام ذکر شده به @marjanjanghorban1 تغییر یافته است
Forwarded from کانال رسمی مرجان جانقربان (گروه بزرگان مدیریت)
بخشی از سرگذشت کاری جانقربان - چه شد که کسب و کارهای خودم را راه اندازی کردم ؟! - مطالعه در لینک زیر http://janghorban.com/marjan-janghorban-business/
Forwarded from کانال رسمی مرجان جانقربان (گروه بزرگان مدیریت)
جدول تناوبی بازاریابی و تولید محتوا - #اینفوگرافیک - @creativebrandings
Forwarded from گروه بزرگان مدیریت ️ (گروه بزرگان مدیریت)
⭕️ کانال تلگرام ذکر شده به @marjanjanghorban1 تغییر یافته است
Forwarded from گروه بزرگان مدیریت ️ (گروه بزرگان مدیریت)
Forwarded from گروه بزرگان مدیریت ️ (گروه بزرگان مدیریت)
Forwarded from کانال رسمی مرجان جانقربان (گروه بزرگان مدیریت)
Forwarded from گروه بزرگان مدیریت ️ (گروه بزرگان مدیریت)
g25wCf3vORo.mp4
11.2 MB
Forwarded from گروه بزرگان مدیریت ️ (گروه بزرگان مدیریت)
👆🏻👆🏻🔴 خانم Diane Windingland هفت روش کاربردی برای مبارزه با ترس در صحبت و سخنرانی بیان میکند. با زیرنویس فارسی #کلیپ @BOZORGANEMODIRIAT Ⓜ️🎯
Forwarded from کانال رسمی مرجان جانقربان (گروه بزرگان مدیریت)
⭕️ شخصیت برند چیست و چه جایگاهی در کسبوکارها دارد؟ - قسمت دوم
♦️شخصیت برند درست مانند شخصیت آدمهای واقعی فراتر از ویژگیهای دموگرافیک است. مردم به طور معمول میتوانند خصوصیات یکدیگر را با صدها صفت شخصیتی توصیف کنند. بنابراین ممکن است افراد را اینگونه توصیف کنیم: صمیمی، احمق، بدطینت، پرخاشگر و غیره. روانشناسانی که دربارهی توصیفات شخصیتی مطالعه کردهاند معمولا از رویکرد «خصیصه» برای مطالعه و اندازهگیری شخصیت انسان استفاده کردهاند. آنها باور دارند که میتوان میزان هر صفت مشخصی (مثلا پرخاشگری یا صمیمیت) را در فرد اندازهگیری کرد. این رویکرد به طور گسترده به آلپورت، آیسنک و کتل، روانشناسانی نسبت داده میشود که آن را از اواخر دهه ۱۹۳۰ تا اوایل ۱۹۶۰ شکل دادهاند. در حالی که میشد خصیصههای نامحدودی را در آدمها اندازهگیری کرد، محققان شخصیت به طور کلی این صفات گوناگون را به پنج بُعد یا عامل اساسی کاهش دادند:
۱. برونگرایی/درونگرایی (صفات نمونه: مخاطرهطلب – محتاط، اجتماعی – گوشهنشین)
۲. موافق بودن (صفات نمونه: ملایم – کجخلق، نجیب – خودسر)
۳. وظیفهشناسی (صفات نمونه: مسئول – غیرقابل اتکا، مرتب – بیدقت)
۴. ثبات عاطفی (صفات نمونه: خونسرد – تحریکپذیر، آرام – نگران)
۵. فرهنگ ( هنردوست – بیتوجه به هنر، خِرَدورز – بیتوجه به مسائل فکری، مبادی آداب – زمخت، تخیلی – بیروح)
به همین نحو یک برند میتواند به عنوان مخاطرهطلب، خودسر، غیرقابل اتکا، تحریکپذیر و تا حدی زمخت توصیف شود.
پایان قسمت دوم
#شخصیت #برند #مرجان_جانقربان
👌🏻💯به کانال رسمی مرجان جانقربان در تلگرام بپیوندید: 👇🏻👇🏻
@creativebrandings
♦️شخصیت برند درست مانند شخصیت آدمهای واقعی فراتر از ویژگیهای دموگرافیک است. مردم به طور معمول میتوانند خصوصیات یکدیگر را با صدها صفت شخصیتی توصیف کنند. بنابراین ممکن است افراد را اینگونه توصیف کنیم: صمیمی، احمق، بدطینت، پرخاشگر و غیره. روانشناسانی که دربارهی توصیفات شخصیتی مطالعه کردهاند معمولا از رویکرد «خصیصه» برای مطالعه و اندازهگیری شخصیت انسان استفاده کردهاند. آنها باور دارند که میتوان میزان هر صفت مشخصی (مثلا پرخاشگری یا صمیمیت) را در فرد اندازهگیری کرد. این رویکرد به طور گسترده به آلپورت، آیسنک و کتل، روانشناسانی نسبت داده میشود که آن را از اواخر دهه ۱۹۳۰ تا اوایل ۱۹۶۰ شکل دادهاند. در حالی که میشد خصیصههای نامحدودی را در آدمها اندازهگیری کرد، محققان شخصیت به طور کلی این صفات گوناگون را به پنج بُعد یا عامل اساسی کاهش دادند:
۱. برونگرایی/درونگرایی (صفات نمونه: مخاطرهطلب – محتاط، اجتماعی – گوشهنشین)
۲. موافق بودن (صفات نمونه: ملایم – کجخلق، نجیب – خودسر)
۳. وظیفهشناسی (صفات نمونه: مسئول – غیرقابل اتکا، مرتب – بیدقت)
۴. ثبات عاطفی (صفات نمونه: خونسرد – تحریکپذیر، آرام – نگران)
۵. فرهنگ ( هنردوست – بیتوجه به هنر، خِرَدورز – بیتوجه به مسائل فکری، مبادی آداب – زمخت، تخیلی – بیروح)
به همین نحو یک برند میتواند به عنوان مخاطرهطلب، خودسر، غیرقابل اتکا، تحریکپذیر و تا حدی زمخت توصیف شود.
پایان قسمت دوم
#شخصیت #برند #مرجان_جانقربان
👌🏻💯به کانال رسمی مرجان جانقربان در تلگرام بپیوندید: 👇🏻👇🏻
@creativebrandings
Forwarded from کانال رسمی مرجان جانقربان (Marjan Janghorban)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from گروه بزرگان مدیریت ️ (گروه بزرگان مدیریت)
⭕️ کانال تلگرام ذکر شده به @marjanjanghorban1 تغییر یافته است
Forwarded from کانال رسمی مرجان جانقربان (گروه بزرگان مدیریت)
⭕️ شخصیت برند چیست و چه جایگاهی در کسبوکارها دارد؟ - قسمت سوم
♦️پنج مدل متفاوت برای شخصیت برند وجود دارد: برانگیختگی، خلوص، سرسختی، شایستگی و دلفریبی. مصرفکنندگان به احتمال زیاد از برندی خرید میکنند که شخصیت مشابهی با خودشان داشته باشد. مثالهایی از ♦️خصیصههای هر یک از انواع شخصیت برند عبارت است از:
•برانگیختگی: بیخیال، سرزنده، جوان؛
•خلوص: اصیل، مهربان، خانوادهمحور، باملاحظه؛
•سرسختی: زمخت، محکم، مناسب برای گشت و گذار، ورزشی؛
•شایستگی: موفق، ماهر، بانفوذ، رهبر؛
•دلفریبی: ظریف، باپرستیژ، پرادعا.
•یک برند میتواند از راه تداعیهای ایجاد شده به وسیلهی تبلیغات، چنین نمایهی شخصیتیای بسازد. یعنی تبلیغات برند با مصرفکنندگانِ به خصوص (آن دسته از آدمهایی که به عنوان مصرفکنندهی محصولات برند نمایش داده میشوند) یا آدمهایی که محصول را در تبلیغ توصیه میکنند ساخته شود.
•مشاهدهی مستقیم مصرفکنندگان عادیِ محصولات یک برند، کلیشههایی که ریشه در فرهنگ دارند، شنیدن نظرات از زبان دیگران، خبرها، گزارشات و شهرت یک برند از منابعِ دیگرِ این تداعیها هستند که میتوانند مهمتر از تبلیغات باشد. در واقع این روشها باید در کنار تبلیغات برای شکل دادن و ارتقای شخصیت برند مورد توجه قرار بگیرند.
•علاوه بر توصیف شدن بر اساس این خصیصههای شخصیتی، شخصیت برند مانند شخصیت انسان به احساسات مرتبط با آن اشاره دارد. بنابراین همانطور که میتوان به یک فرد (یا یک برند) به عنوان مخاطرهطلب و تحریکپذیر فکر کرد این احتمال هم وجود دارد که با احساسِ اضطرار، هیجان یا تفریح این شخص (یا برند) نیز ارتباط برقرار کنیم. در عوض، خریدن یا مصرف کردن محصولات یک برند دیگر ممکن است با احساس امنیت و آرامش همراه شود.
پایان قسمت سوم
#شخصیت #برند #مرجان_جانقربان
👌🏻💯به کانال رسمی مرجان جانقربان در تلگرام بپیوندید:
@creativebrandings
♦️پنج مدل متفاوت برای شخصیت برند وجود دارد: برانگیختگی، خلوص، سرسختی، شایستگی و دلفریبی. مصرفکنندگان به احتمال زیاد از برندی خرید میکنند که شخصیت مشابهی با خودشان داشته باشد. مثالهایی از ♦️خصیصههای هر یک از انواع شخصیت برند عبارت است از:
•برانگیختگی: بیخیال، سرزنده، جوان؛
•خلوص: اصیل، مهربان، خانوادهمحور، باملاحظه؛
•سرسختی: زمخت، محکم، مناسب برای گشت و گذار، ورزشی؛
•شایستگی: موفق، ماهر، بانفوذ، رهبر؛
•دلفریبی: ظریف، باپرستیژ، پرادعا.
•یک برند میتواند از راه تداعیهای ایجاد شده به وسیلهی تبلیغات، چنین نمایهی شخصیتیای بسازد. یعنی تبلیغات برند با مصرفکنندگانِ به خصوص (آن دسته از آدمهایی که به عنوان مصرفکنندهی محصولات برند نمایش داده میشوند) یا آدمهایی که محصول را در تبلیغ توصیه میکنند ساخته شود.
•مشاهدهی مستقیم مصرفکنندگان عادیِ محصولات یک برند، کلیشههایی که ریشه در فرهنگ دارند، شنیدن نظرات از زبان دیگران، خبرها، گزارشات و شهرت یک برند از منابعِ دیگرِ این تداعیها هستند که میتوانند مهمتر از تبلیغات باشد. در واقع این روشها باید در کنار تبلیغات برای شکل دادن و ارتقای شخصیت برند مورد توجه قرار بگیرند.
•علاوه بر توصیف شدن بر اساس این خصیصههای شخصیتی، شخصیت برند مانند شخصیت انسان به احساسات مرتبط با آن اشاره دارد. بنابراین همانطور که میتوان به یک فرد (یا یک برند) به عنوان مخاطرهطلب و تحریکپذیر فکر کرد این احتمال هم وجود دارد که با احساسِ اضطرار، هیجان یا تفریح این شخص (یا برند) نیز ارتباط برقرار کنیم. در عوض، خریدن یا مصرف کردن محصولات یک برند دیگر ممکن است با احساس امنیت و آرامش همراه شود.
پایان قسمت سوم
#شخصیت #برند #مرجان_جانقربان
👌🏻💯به کانال رسمی مرجان جانقربان در تلگرام بپیوندید:
@creativebrandings
Forwarded from گروه بزرگان مدیریت ️ (گروه بزرگان مدیریت)
⭕️ کانال تلگرام ذکر شده به @marjanjanghorban1 تغییر یافته است
⭕️برو به جهنم بازاریابی(Go to hell marketing ) – قسمت اول
اسرافیل شیرازی
اقتصاد علم ثروت اندوزی ، انباشت و گردش سرمایه است نه تامین رفاه .ارزش آفرینی اقتصادی شعاری فریبنده بیش نیست زیرا الگوها و اساطیر اقتصادی اموری کمی هستند و با زندگی کیفی متباین.اقتصادی که در آن موضوع و هدف مصرف است کالایش به پوچی و مسخ مصرف کننده می انجامد .اگر تولید کننده بداند مصرف کننده چه چیز می خواهد کاری برای او انجام نداده است.ارزش آفرینی صاحب سرمایه در حق مشتری افسانه ست.
اقتصاد طبیعی که تعامل و حفظ موازنه با طبیعت را هدف دارد در ازدحام اغواگریهای مزدورانی که خود را بازاریاب می نامند مضمحل گردیده و این پدیده شوم – بازاریابی – طی غفلتی تاریخی لطمات بغرنجی به سلامت محیط کسب و کار وارد آورده.
مقدمه:
بازاریابی فرآیندی است که از طریق آن افراد و گروهها نیازها و خواسته های خود را از طریق تولید و مبادلۀ محصولات و ارزش با دیگران تأمین می کنند.مدیران باید با شناخت نیازهای مشتریان، برای آنان ارزش افزوده بیافرینند و رضایت آنان را بهدست بیاورند تا نهایتاً بتوانند با فروش محصولاتشان، برای سازمان خود سود کسب کنند.فیلیپ کاتلر
بازاریابی حسی فرایند شناسایی و تامین نیازها و علائق مشتری به روشی سودآور است.
شاز اسمیلانسکی
تصمیم گیری در مورد بازارهای هدف ، شناخت نیازها و خواسته های بازار هدف ، توسعه کالاها و خدمات برای برآوردن الزامات این بازارها و تکامل برنامه ها یا استراتژی های بازاریابی برای جذب مشتریان مورد نظر و برآوردن نیازهای آنان به صورت سریع تر و بهتر از رقبا. کریشنا ک.هاوالدار
بطور خلاصه بازاریابی فرایند شناخت مشتری ، معرفی محصول تولید شده توسط شرکت به مشتری و تلاش برای جلب رضایت مشتری تعریف میشود .نهاد این تعاریف اغوا کننده ست در حالیکه منشا بسیاری از مصائب امروز بازار، استراتژی های منبعث از همین گزاره های غلط و گمرا کننده است.قرن بیستم بیش از آنکه دوره ی پیشرفت های سریع علمی باشد قرن شگفتی و بروز شیادهاست ! تسری علم ریاضی به جنبه های مختلف زندگی و تعقیب الگوی کمی با انجام محاسبات بظاهر دقیق یعنی امری که ذاتی این علم است موجد پیدایش علوم نوظهوری است که عمومیتی فراگیر یافته اند و فاجعه تاثیرشان بر زندگی و طبیعت جبران ناپدیر است. کمی توجه به وظایفی که درعبارات فوق توسط فیلیپ و همراهانش لیست شده کافیست تا به ضرورت ساختگی حضور بازاریابان در پروسه تولید وتوطئه بزرگ اقتصادی قرن حاضر پی ببریم. با شناخت بیشتر ازمشتری به سود بیشتر رسیدن ، مشتری را به مثابه میزبان دیدن و رابطه زالویی است. شناخت نیاز مشتری بیشتر از آنکه به بهبود کیفیت زندگی مشتری وبرقراری موازنه در برخورداری دو طرف از سود بیانجامد وظیفه ای جهت تضمین سود صاحبان وسایل تولید و سرمایه ست .اینجانب به این رابطه و سودمند بودن آن برای مشتری با توضیحاتی که در ادامه می آورم مشکوکم .
تولید کالا فرایندی هزینه بر ، فرسایشی با ریسک در سرمایه ست. صاحبان ابزار تولیدبا قدرت و پول و سطح قابل توجهی از دسترسی به اطلاعات نسبت به مشتری از مزیتهایی برخورداند که موجد قدرتی بلامنازع در ایشان گردیده که به مدد آن آتش تهیه مهلکی در بازار تدارک می بینند و مشتری را مسخ و مستاصل می نماید.دراین مدل اقتصادی کالایی که تولید میشود بهبود کیفیت زندگی مشنری و حفظ موازنه با طبیعت هدفش نیست بلکه توسعه و انباشت سرمایه را منظوردارد.انباشتی که بطور بالقوه کاپیتالیزم و گردش آن استعمارمصرف کننده را در بر دارد. بازاریاب فروش و سود سرمایه دار را تضمین میکند .
پایان قسمت اول
#بازاریابی #مرجان_جانقربان #گروه_بزرگان_مدیریت
@marjanjanghorban1 💯👍🏻
اسرافیل شیرازی
اقتصاد علم ثروت اندوزی ، انباشت و گردش سرمایه است نه تامین رفاه .ارزش آفرینی اقتصادی شعاری فریبنده بیش نیست زیرا الگوها و اساطیر اقتصادی اموری کمی هستند و با زندگی کیفی متباین.اقتصادی که در آن موضوع و هدف مصرف است کالایش به پوچی و مسخ مصرف کننده می انجامد .اگر تولید کننده بداند مصرف کننده چه چیز می خواهد کاری برای او انجام نداده است.ارزش آفرینی صاحب سرمایه در حق مشتری افسانه ست.
اقتصاد طبیعی که تعامل و حفظ موازنه با طبیعت را هدف دارد در ازدحام اغواگریهای مزدورانی که خود را بازاریاب می نامند مضمحل گردیده و این پدیده شوم – بازاریابی – طی غفلتی تاریخی لطمات بغرنجی به سلامت محیط کسب و کار وارد آورده.
مقدمه:
بازاریابی فرآیندی است که از طریق آن افراد و گروهها نیازها و خواسته های خود را از طریق تولید و مبادلۀ محصولات و ارزش با دیگران تأمین می کنند.مدیران باید با شناخت نیازهای مشتریان، برای آنان ارزش افزوده بیافرینند و رضایت آنان را بهدست بیاورند تا نهایتاً بتوانند با فروش محصولاتشان، برای سازمان خود سود کسب کنند.فیلیپ کاتلر
بازاریابی حسی فرایند شناسایی و تامین نیازها و علائق مشتری به روشی سودآور است.
شاز اسمیلانسکی
تصمیم گیری در مورد بازارهای هدف ، شناخت نیازها و خواسته های بازار هدف ، توسعه کالاها و خدمات برای برآوردن الزامات این بازارها و تکامل برنامه ها یا استراتژی های بازاریابی برای جذب مشتریان مورد نظر و برآوردن نیازهای آنان به صورت سریع تر و بهتر از رقبا. کریشنا ک.هاوالدار
بطور خلاصه بازاریابی فرایند شناخت مشتری ، معرفی محصول تولید شده توسط شرکت به مشتری و تلاش برای جلب رضایت مشتری تعریف میشود .نهاد این تعاریف اغوا کننده ست در حالیکه منشا بسیاری از مصائب امروز بازار، استراتژی های منبعث از همین گزاره های غلط و گمرا کننده است.قرن بیستم بیش از آنکه دوره ی پیشرفت های سریع علمی باشد قرن شگفتی و بروز شیادهاست ! تسری علم ریاضی به جنبه های مختلف زندگی و تعقیب الگوی کمی با انجام محاسبات بظاهر دقیق یعنی امری که ذاتی این علم است موجد پیدایش علوم نوظهوری است که عمومیتی فراگیر یافته اند و فاجعه تاثیرشان بر زندگی و طبیعت جبران ناپدیر است. کمی توجه به وظایفی که درعبارات فوق توسط فیلیپ و همراهانش لیست شده کافیست تا به ضرورت ساختگی حضور بازاریابان در پروسه تولید وتوطئه بزرگ اقتصادی قرن حاضر پی ببریم. با شناخت بیشتر ازمشتری به سود بیشتر رسیدن ، مشتری را به مثابه میزبان دیدن و رابطه زالویی است. شناخت نیاز مشتری بیشتر از آنکه به بهبود کیفیت زندگی مشتری وبرقراری موازنه در برخورداری دو طرف از سود بیانجامد وظیفه ای جهت تضمین سود صاحبان وسایل تولید و سرمایه ست .اینجانب به این رابطه و سودمند بودن آن برای مشتری با توضیحاتی که در ادامه می آورم مشکوکم .
تولید کالا فرایندی هزینه بر ، فرسایشی با ریسک در سرمایه ست. صاحبان ابزار تولیدبا قدرت و پول و سطح قابل توجهی از دسترسی به اطلاعات نسبت به مشتری از مزیتهایی برخورداند که موجد قدرتی بلامنازع در ایشان گردیده که به مدد آن آتش تهیه مهلکی در بازار تدارک می بینند و مشتری را مسخ و مستاصل می نماید.دراین مدل اقتصادی کالایی که تولید میشود بهبود کیفیت زندگی مشنری و حفظ موازنه با طبیعت هدفش نیست بلکه توسعه و انباشت سرمایه را منظوردارد.انباشتی که بطور بالقوه کاپیتالیزم و گردش آن استعمارمصرف کننده را در بر دارد. بازاریاب فروش و سود سرمایه دار را تضمین میکند .
پایان قسمت اول
#بازاریابی #مرجان_جانقربان #گروه_بزرگان_مدیریت
@marjanjanghorban1 💯👍🏻
Forwarded from گروه بزرگان مدیریت ️ (گروه بزرگان مدیریت)
Instagram
گروه بزرگان مدیریت
«چگونه در بین رقبا، رهبر بازار باشیم؟!» با بیان مرجان جانقربان، موسس گروه بزرگان مدیریت و سخنران،مشاور برندینگ و گرافیست http://bozorganemodiriat.blog.ir/ کانال تلگرام :telegram.me/bozorganemodiriat #آموزش #آنلاین #ویدیو #فرهنگ #اقتصاد #گروه_بزرگان_مدیریت…