Forwarded from 🖤برای او
تو نورِ منی.
مهم نیست چقدر تو تاریکی غرق شدم، چقد تنهام و کسی دورم نیست، مهم نیست چقد ذهنم آشفتس و پر از فکرای منفیه، همین که یادم میاد تو تویِ زندگیمی همهی تاریکیای زندگیم تبدیل به روشنایی و امید میشه.♥️
#برای_او
مهم نیست چقدر تو تاریکی غرق شدم، چقد تنهام و کسی دورم نیست، مهم نیست چقد ذهنم آشفتس و پر از فکرای منفیه، همین که یادم میاد تو تویِ زندگیمی همهی تاریکیای زندگیم تبدیل به روشنایی و امید میشه.♥️
#برای_او
『 مَرهَم 』
در آغاز، از او درباره درمان های پیشین و تاثیر دارو های روانپزشکیاش پرسیدم پاسخ داد: نمی دانم در زمان بودنش دارو هایم تاثیر بهتری داشتند، یا مهربانی او بخش عظیمی از دردهایم را دوا می کرد.♥️
- برایم نوشته بود : کاش میدانست که در مقابل دوریِ او چقدر ناتوانم، شاید تصمیم به دوری نمیگرفت.
- برایم نوشته بود : کاش میدانست که در مقابل دوریِ او چقدر ناتوانم، شاید تصمیم به دوری نمیگرفت.
..و او بارها به رنج هایش خندید؛
ولی رنج مانند زیبایی یک زن، فراموش نشدنیست.
ولی رنج مانند زیبایی یک زن، فراموش نشدنیست.
Forwarded from 🖤برای او
عزیزتر از جانم سلام.
کوشش برای گفتن از حجم خواستنی که نسبت به تو درونم وجود دارد جز حماقت نیست، انگار که بکوشی اقیانوسی را در فنجانی بگنجانی. عزیز دلم برای کسی چون من که از کلمات بهره ی زیادی ندارد، تنگ در آغوش گرفتن، بوییدن موها، خیره شدن به چشم ها و بوسیدن لب ها، احتمالا تنها راهی است که برای بروز احساسات وجود دارد.
دوری حسرت به بار می آورد و هیچ چیز برایم نمانده جز حسرت.
#برای_او
کوشش برای گفتن از حجم خواستنی که نسبت به تو درونم وجود دارد جز حماقت نیست، انگار که بکوشی اقیانوسی را در فنجانی بگنجانی. عزیز دلم برای کسی چون من که از کلمات بهره ی زیادی ندارد، تنگ در آغوش گرفتن، بوییدن موها، خیره شدن به چشم ها و بوسیدن لب ها، احتمالا تنها راهی است که برای بروز احساسات وجود دارد.
دوری حسرت به بار می آورد و هیچ چیز برایم نمانده جز حسرت.
#برای_او
Forwarded from 🖤برای او
نیمه دیگر من، اکنون به آن میاندیشم که، در تن تو، آن الماس تراش خورده ی دست خدای زیبایی، در پستی ها و بلندی هایش، در زخم ها و علائم روی پوستت، رازی از زیبایی های جهان نهفته است و دوری حسرت کشف تمام و کمال آن رازها را بر دلم گذاشته است. تو خود شاهدی که چون پرستش تشنه ای از آب، تنت را، آغوشت را می پرستم. چگونه می توان احساس خوشایند گریز از کابوس به رویا در آغوشت را با کلمات شرح داد؟
#برای_او
#برای_او
- عزیز من، دل کندن روندی طولانی و زجرآور است، انگار ارّهای که تا نوک انگشت پا فرو رفته باشد را، به آرامی از سر خارج کنند؛ و حتی اگر از این درد جان سالم به در ببری بازهم این انتهای کار نیست، ممکن است پس از اندک لحظاتی، برای این ارّهی زجرآور دلتنگ شوی. -
نه اینکه از زخمهای برداشته گلایهای داشته باشم، گلایهام از آن است که ای کاش تو این زخمهای عمیق را بر من نمیزدی.