خستهام و بیحوصله. نه دلم میخواد درس بخونم، و نه حوصلهی کتاب، فیلم، پادکست و حتی آشپزی رو دارم.
برای این امتحان آخری خیلی سر به هوا شدم. دست و دلم به خوندن نمیره. دلم بیشتر. دلم میخواد زودتر کارایی که برای تابستون لیست کرده بودم رو شروع کنم اما عذاب وجدان امتحان آخر نمیذاره کاری بکنم.
دارم غر میزنم؟ شاید!
روز اول قرار بود از نیمههای پر لیوان بگم اینجا.
ولی نیمههای خالی هم داره دیگه، زندگی و علاقهات که همیشه گل و بلبل نیست. نیمههای خالیِ خستگی و بیحوصلگی و طولانی بودن و ۵ هفته امتحان دادنم داره. مینویسم که ثبت بشه این نیمهی خالی؛ که اگه از قشنگیها و #آغازیکرویا گفتم، از #ولیافتادمشکلها اش هم بگم.
@marhamane
برای این امتحان آخری خیلی سر به هوا شدم. دست و دلم به خوندن نمیره. دلم بیشتر. دلم میخواد زودتر کارایی که برای تابستون لیست کرده بودم رو شروع کنم اما عذاب وجدان امتحان آخر نمیذاره کاری بکنم.
دارم غر میزنم؟ شاید!
روز اول قرار بود از نیمههای پر لیوان بگم اینجا.
ولی نیمههای خالی هم داره دیگه، زندگی و علاقهات که همیشه گل و بلبل نیست. نیمههای خالیِ خستگی و بیحوصلگی و طولانی بودن و ۵ هفته امتحان دادنم داره. مینویسم که ثبت بشه این نیمهی خالی؛ که اگه از قشنگیها و #آغازیکرویا گفتم، از #ولیافتادمشکلها اش هم بگم.
@marhamane
مرهمانه|فصل چهارم
خستهام و بیحوصله. نه دلم میخواد درس بخونم، و نه حوصلهی کتاب، فیلم، پادکست و حتی آشپزی رو دارم. برای این امتحان آخری خیلی سر به هوا شدم. دست و دلم به خوندن نمیره. دلم بیشتر. دلم میخواد زودتر کارایی که برای تابستون لیست کرده بودم رو شروع کنم اما عذاب وجدان…
این رو فهمیده ام که اگه تو بیحوصلگیها و خستگیهام کاری برای خودم انجام ندم، روزها و ساعتهای زیادی رو به بیهودگی از دست میدم و خب خیلی حیفه! به خاطر همین دیشب تصمیم گرفتم که امروز صبح علیالطلوع بیدار بشم و برم پارک قشنگ نزدیک خونه برای پیادهروی.
صبح جمعه اون ساعت بیدار شدن برام خیلی سخت بود، حتی راستش تا خود پارک هم خوابالود بودم، اما هرطوری که بود خودمو مجبور کردم که برم.
من تا الان اعتقاد داشتم یه جمعه است و خوابیدنهای سر صبحش و خاموش کردنهای آلارماش، اما الان تمام قد اعتراف میکنم یه بخش بزرگی از زندگی نصیب اونهایی میشه که صبح زود جمعه بیدار میشن، تو اون طراوت و خوشبویی هوا با صدای رادیوآوا ورزش میکنن و نفس میکشن و انرژی جذب میکنن و بعدش نون سنگک بدست برمیگردن خونه؛ در حالی که پر از حس زندگی ان.
+حتی الان انقدر به حال خوبشون غبطه میخورم که به خودم میگم تو اینهمه سال از دیر بیدار شدن صبحهای جمعه چی نصیبت شد که انقدر سفت و سخت چسبیدی بهش؟
#سحرخیزی🌞
@marhamane
صبح جمعه اون ساعت بیدار شدن برام خیلی سخت بود، حتی راستش تا خود پارک هم خوابالود بودم، اما هرطوری که بود خودمو مجبور کردم که برم.
من تا الان اعتقاد داشتم یه جمعه است و خوابیدنهای سر صبحش و خاموش کردنهای آلارماش، اما الان تمام قد اعتراف میکنم یه بخش بزرگی از زندگی نصیب اونهایی میشه که صبح زود جمعه بیدار میشن، تو اون طراوت و خوشبویی هوا با صدای رادیوآوا ورزش میکنن و نفس میکشن و انرژی جذب میکنن و بعدش نون سنگک بدست برمیگردن خونه؛ در حالی که پر از حس زندگی ان.
+حتی الان انقدر به حال خوبشون غبطه میخورم که به خودم میگم تو اینهمه سال از دیر بیدار شدن صبحهای جمعه چی نصیبت شد که انقدر سفت و سخت چسبیدی بهش؟
#سحرخیزی🌞
@marhamane
مرهمانه|فصل چهارم
Photo
#شنبههایدوستداشتنی
#هفتهیدوم
اولویت بندی
📝 هفتهی گذشته از اهمیت هنر طراحی گفتیم، اینکه برنامه ریزی یه هنره و باید آموختش.
✅اما حالا به نظرتون اولین گام توی برنامه ریزی چیه؟ شما موقع برنامه ریزی اولین کاری که میکنید چیه؟
عنوان بولد شدهی این متن، پاسخ صحیح این سوال رو به طرز سادهای نشون میده؛ اولویت بندی اولین گام برنامهریزیه.
💠ماتریس_ایزنهاور یه تکنیک خوب ثابت شده برای اولویت بندیه. حالا این ماتریس چجوری کار میکنه؟
نمودار افقی نشون دهنده فوریت یه کار هست و نمودار عمودی نشون دهنده اهمیت.
📝حالا از کجا بفهمیم یه موردی که تو لیست کارهامون هست تو کدوم یکی ازین چهار خونه قرار میگیره؟
📍از خودتون بپرسید آیا انجام اینکار به من کمک میکنه به اهداف بلند مدتم برسم؟ اگه جواب بله بود اون کار مهم هست و اگه جواب نه بود اون کار کم اهمیت.
📍از خودتون بپرسید آیا باید همین امروز انجامش بدم؟ اگه جواب مثبت بود کار فوری هست در غیر اینصورت غیر فوری.
اینجوری همه کارهامون به چهار دسته تقسیم میشن و باید به ترتیب زیر بهشون رسیدگی کنیم.
💡کارهای فوری و مهم که اولویت اون روز ما هستند و باید سریعا بهشون رسیدگی کنیم.
💡کارهای مهم و غیر فوری که براشون برنامه میریزید تا در اسرع وقت انجامشون بدین.
💡کارهای فوری ولی کم اهمیت که یا واگذار میکنید به دیگری، یا اتومات میکنید یا چشم پوشی میکنید ازشون.
💡کارهای کم اهمیت غیر فوری که بیخیال انجام دادنشون میشید.
📝یه ویدیویی میدیدم که نشون میداد افرادی که روزشون رو با کارهای فوری و مهم (اولویت اول)شروع میکنن تا آخر شب حتی میتونن به کارهای کم اهمیت یا غیرفوریشون هم برسن. اما اونهایی که اولویتی در نظر نمیگرفتن، کارهای مهم و بزرگشون میموند و آخر شب جز حس بیهودگی و اتلاف وقت و بیارزشی، چیزی نصیبشون نمیشد.
📝 جالبی این ماتریس اینجاست که به جای اهداف کوتاهمدت، از اهداف بلند مدت برای طبقهبندی استفاده کرده. یعنی شما اگه میخوای در ۵ سالِ آینده، فرد سحرخیزی باشی، صبح زود بیدار شدنِ الانت، جزو کارهای مهم و ضروریته.
📝اگه بولت ژورنال دارید، این ماتریس توی تقسیم بندی وظایفتون بسیار موثره.
@marhamane
#هفتهیدوم
اولویت بندی
📝 هفتهی گذشته از اهمیت هنر طراحی گفتیم، اینکه برنامه ریزی یه هنره و باید آموختش.
✅اما حالا به نظرتون اولین گام توی برنامه ریزی چیه؟ شما موقع برنامه ریزی اولین کاری که میکنید چیه؟
عنوان بولد شدهی این متن، پاسخ صحیح این سوال رو به طرز سادهای نشون میده؛ اولویت بندی اولین گام برنامهریزیه.
💠ماتریس_ایزنهاور یه تکنیک خوب ثابت شده برای اولویت بندیه. حالا این ماتریس چجوری کار میکنه؟
نمودار افقی نشون دهنده فوریت یه کار هست و نمودار عمودی نشون دهنده اهمیت.
📝حالا از کجا بفهمیم یه موردی که تو لیست کارهامون هست تو کدوم یکی ازین چهار خونه قرار میگیره؟
📍از خودتون بپرسید آیا انجام اینکار به من کمک میکنه به اهداف بلند مدتم برسم؟ اگه جواب بله بود اون کار مهم هست و اگه جواب نه بود اون کار کم اهمیت.
📍از خودتون بپرسید آیا باید همین امروز انجامش بدم؟ اگه جواب مثبت بود کار فوری هست در غیر اینصورت غیر فوری.
اینجوری همه کارهامون به چهار دسته تقسیم میشن و باید به ترتیب زیر بهشون رسیدگی کنیم.
💡کارهای فوری و مهم که اولویت اون روز ما هستند و باید سریعا بهشون رسیدگی کنیم.
💡کارهای مهم و غیر فوری که براشون برنامه میریزید تا در اسرع وقت انجامشون بدین.
💡کارهای فوری ولی کم اهمیت که یا واگذار میکنید به دیگری، یا اتومات میکنید یا چشم پوشی میکنید ازشون.
💡کارهای کم اهمیت غیر فوری که بیخیال انجام دادنشون میشید.
📝یه ویدیویی میدیدم که نشون میداد افرادی که روزشون رو با کارهای فوری و مهم (اولویت اول)شروع میکنن تا آخر شب حتی میتونن به کارهای کم اهمیت یا غیرفوریشون هم برسن. اما اونهایی که اولویتی در نظر نمیگرفتن، کارهای مهم و بزرگشون میموند و آخر شب جز حس بیهودگی و اتلاف وقت و بیارزشی، چیزی نصیبشون نمیشد.
📝 جالبی این ماتریس اینجاست که به جای اهداف کوتاهمدت، از اهداف بلند مدت برای طبقهبندی استفاده کرده. یعنی شما اگه میخوای در ۵ سالِ آینده، فرد سحرخیزی باشی، صبح زود بیدار شدنِ الانت، جزو کارهای مهم و ضروریته.
📝اگه بولت ژورنال دارید، این ماتریس توی تقسیم بندی وظایفتون بسیار موثره.
@marhamane
مرهمانه|فصل چهارم
#شنبههایدوستداشتنی #هفتهیدوم اولویت بندی 📝 هفتهی گذشته از اهمیت هنر طراحی گفتیم، اینکه برنامه ریزی یه هنره و باید آموختش. ✅اما حالا به نظرتون اولین گام توی برنامه ریزی چیه؟ شما موقع برنامه ریزی اولین کاری که میکنید چیه؟ عنوان بولد شدهی این متن،…
راستش چندوقته با خودم قرار گذاشتم که عدد اون بالا برام مهم نباشه و تا روزی که حتی فقط یک نفر دیگه عضو اینجا است، بخونم و یاد بگیرم و بنویسم و از امید بگم . از روزهای خوبی که یا میسازیم، یا تو سختیها امیدوارانه به خاطرشون ادامه میدیم.
به قول یکی از دوستان، من بنگاه شادی پراکنی تلگرام نیستم قطعا، اما دوست دارم در حد خودم از قشنگیها بگم.
وقتی پیامهاتون رو دریافت میکنم که میگید پستی براتون مفید بوده، کلی سرسختتر و مطمئنتر هم میشم تازه🌱
@marhamane
به قول یکی از دوستان، من بنگاه شادی پراکنی تلگرام نیستم قطعا، اما دوست دارم در حد خودم از قشنگیها بگم.
وقتی پیامهاتون رو دریافت میکنم که میگید پستی براتون مفید بوده، کلی سرسختتر و مطمئنتر هم میشم تازه🌱
@marhamane
برام یه ویدیوی ۴۷ ثانیهای فرستاده و زیرش نوشته:
" در پس کوچههای چالوس".
تو کل فیلم دستاش رو از پنجرهی ماشین بیرون آورده و هماهنگ با آهنگ پس زمینه، انگشتهاش رو تکون میده. باد میخوره تو صورتم، میتونم خنکی هوا رو حس کنم، دستهام سرد میشن حتی.
همینطور که دارم ویدیوش رو نگاه میکنم، تو فکر امتحان فردام، بالاخره آخرین امتحان ترم ۶.
تو فکر اینکه صبح اول ریه رو دوره کنم یا قلب رو.
استرس صداها رو دارم، برام سخته MR رو از TR تشخیص بدم.
همزمان که دارم براش مینویسم"خوش بگذره بهت عزیزم"، به این فکر میکنم که چندتا شب دیگه قراره تجربه کنم که توش بیمارستان باشم یا مثل امشب امتحان داشته باشم و برام پیام بیاد:
" تو حرم کلی دعات کردم، جات خالیه اینجا"
" همه سراغت رو میگرفتن، گفتم امتحان داری"
" شامت رو گذاشتم تو یخچال، به خاله ات میگم از کشیک اومدی و نتونستی بیای"
" عیب نداره، ایشالا سری بعد با هم"
به این فکر میکنم قراره تو چند تا خاطره جای من خالی باشه؟ نمیدونم.
چیزی که میدونم اینه که تهش میگم ارزششو داشت و این به شدت برام کافیه.
@marhamane
" در پس کوچههای چالوس".
تو کل فیلم دستاش رو از پنجرهی ماشین بیرون آورده و هماهنگ با آهنگ پس زمینه، انگشتهاش رو تکون میده. باد میخوره تو صورتم، میتونم خنکی هوا رو حس کنم، دستهام سرد میشن حتی.
همینطور که دارم ویدیوش رو نگاه میکنم، تو فکر امتحان فردام، بالاخره آخرین امتحان ترم ۶.
تو فکر اینکه صبح اول ریه رو دوره کنم یا قلب رو.
استرس صداها رو دارم، برام سخته MR رو از TR تشخیص بدم.
همزمان که دارم براش مینویسم"خوش بگذره بهت عزیزم"، به این فکر میکنم که چندتا شب دیگه قراره تجربه کنم که توش بیمارستان باشم یا مثل امشب امتحان داشته باشم و برام پیام بیاد:
" تو حرم کلی دعات کردم، جات خالیه اینجا"
" همه سراغت رو میگرفتن، گفتم امتحان داری"
" شامت رو گذاشتم تو یخچال، به خاله ات میگم از کشیک اومدی و نتونستی بیای"
" عیب نداره، ایشالا سری بعد با هم"
به این فکر میکنم قراره تو چند تا خاطره جای من خالی باشه؟ نمیدونم.
چیزی که میدونم اینه که تهش میگم ارزششو داشت و این به شدت برام کافیه.
@marhamane
#موقت
https://t.me/portalash/1634
بچهها این کانال از فارغ التحصیلای هر رشته خواسته که رشته شون رو برای #کنکوریها معرفی کنن، که با توجه به نزدیکی زمان انتخاب رشته، کمک بهشدت سرنوشتسازیه برای کسایی که شاید آگاهی کافی از رشتهها یا حتی علاقهی خودشون ندارن.
اگه کنکوری هستید یا کنکوریای رو میشناسید، پستهای این کانال رو از دست ندید، یا بهش معرفی کنید😊
@marhamane
https://t.me/portalash/1634
بچهها این کانال از فارغ التحصیلای هر رشته خواسته که رشته شون رو برای #کنکوریها معرفی کنن، که با توجه به نزدیکی زمان انتخاب رشته، کمک بهشدت سرنوشتسازیه برای کسایی که شاید آگاهی کافی از رشتهها یا حتی علاقهی خودشون ندارن.
اگه کنکوری هستید یا کنکوریای رو میشناسید، پستهای این کانال رو از دست ندید، یا بهش معرفی کنید😊
@marhamane
Telegram
یادداشت های یک پزشک جوان
مرهمانه|فصل چهارم
این چند روز را سرما خورده بودم ، از کل روز نصف اش را خواب بودم و برای نصف دیگر ، وظیفه ام کاملا مشخص بود ؛ آماده کردن خودم و اتاقم برای شروع دوران بالین . لباسهای دانشگاه را از کمد درآوردم ، شستنیها را شستم ، اتو کشیدنیها را اتو زدم ، کفشها را واکس زدم…
خسته؛ ولی خوشحال، مثل وقتی که تو بچگی از پارک برمیگشتیم خونه.
خسته؛ ولی پر از ذوق، مثل وقتی که چمدونهات رو بستی و فردا ۵ صبح بلیط داری.
خسته؛ ولی آروم، مثل نفسنفس زدنهای بعد از پایان مسابقه.
خسته؛ ولی راضی، مثل تیک زدن اخرین مورد از لیستکارهای روزانه در ساعت صفر.
خسته؛ ولی امیدوار، مثل نگاهت به آینه بعد از یه روز شلوغ.
خسته؛ ولی خوشحال و پر از ذوق و آروم و راضی و امیدوار، مثل لحظهی پایانِ سالِ سومِ پزشکی.
به همین سادگی، به همین سرعت، به همین عجیبی.
#اینعشقراپایاننیست❣
@marhamane
خسته؛ ولی پر از ذوق، مثل وقتی که چمدونهات رو بستی و فردا ۵ صبح بلیط داری.
خسته؛ ولی آروم، مثل نفسنفس زدنهای بعد از پایان مسابقه.
خسته؛ ولی راضی، مثل تیک زدن اخرین مورد از لیستکارهای روزانه در ساعت صفر.
خسته؛ ولی امیدوار، مثل نگاهت به آینه بعد از یه روز شلوغ.
خسته؛ ولی خوشحال و پر از ذوق و آروم و راضی و امیدوار، مثل لحظهی پایانِ سالِ سومِ پزشکی.
به همین سادگی، به همین سرعت، به همین عجیبی.
#اینعشقراپایاننیست❣
@marhamane
کاش می شد تمامِ آدمهای غمگین و
تنهایِ جهان را در آغوش کشید،
برایشان چای ریخت،
کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده،
به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد.
کاش میشد این را قاطعانه و آرام
در گوشِ تمامِ آدمها گفت؛ که غم و اندوه، رفتنی است
و روزهایِ خوب در راهاند،
که حالِ همهمان خوب خواهد شد.
+متن از: نرگس صرافیان طوفان
سنجاق به مجموعه نوشتههای: #کاش_من_نوشته_بودمش
@marhamane
تنهایِ جهان را در آغوش کشید،
برایشان چای ریخت،
کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده،
به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد.
کاش میشد این را قاطعانه و آرام
در گوشِ تمامِ آدمها گفت؛ که غم و اندوه، رفتنی است
و روزهایِ خوب در راهاند،
که حالِ همهمان خوب خواهد شد.
+متن از: نرگس صرافیان طوفان
سنجاق به مجموعه نوشتههای: #کاش_من_نوشته_بودمش
@marhamane
#شنبههایدوستداشتنی
#هفتهیسوم
پارادوکس بازدهی: چگونه برنامهریزیمان، مانع موفقیت ما میشود!
🕰تو هفتهی اول فهمیدم طراحیِ قدمهایی که برای رسیدن به یه هدف لازم دارم یه هنره.
تو هفتهی دوم با اولین گام برای یادگیری این هنر آشنا شدم.
اما هفتهی سوم خیلی جالب و عجیبه! فهمیدم چه طور همین برنامهریزی میتونه مانع بازدهی من بشه، تئوریای که بهش "پارادوکس بازدهی" میگن.
📝یه اپی هست به نام iDoneThis که توش افراد میتونن لیست کارهای روزانهشون رو بنویسن و پس از اتمامش تیک بزنن. طراحش اومده لیست تکتک کاربرا رو بررسی کرده و به نتایج مختلفی رسیده که دو تاش خیلی مهمترن :
_۴۱٪ از کارهایی که کاربران تو این اپ نوشتن، هرگز و هیچوقت تیک نخوردن!
_ ۲۸٪ کارها کمتر از یک ساعت بعد تیک خوردن.
⏰این دو تا عدد ساده، چندتا اشکال بزرگ میلیونها آدم توی روند برنامهریزی شون رو نشون میده که باعث شده اصلا تئوری پارادوکس بازدهی بوجود بیاد.
🕰این آمار و ارقام میگن ما تقریبا به نصف کارهایی که برای یک روزمون در نظر میگیریم نمیرسیم.
این یعنی ما تنبل و بیتوجهیم؟ نه!
این یعنی ما برنامهریزی رو با تخلیهی ذهنیمون اشتباه گرفتیم و هرررکاری که به ذهنمون رسیده رو_فارغ از میزان اهمیت و اولیتاش_ روی کاغذ پیاده کردیم و اسمش رو گذاشتیم برنامهریزی!
درنتیجه با یه لیست بلندبالایی روبهرو شدیم که نتونستیم نصفاش رو انجام بدیم.
⏰عدد دوم میگه تقریبا یک سوم کارهایی که انجام دادیم، کمتر از یک ساعت طول کشیده. این یعنی ما خیلی فرز و چابکیم؟ نه!
یعنی ما از لیستمون همیشه کارهایی رو که وقت کمتری میبرن و راحتترن انتخاب میکنیم. درصورتی که میدونیم کارهای مهمترمون بیشتر از اینها طول میکشن. در نتیجه یک سوم لیست تیک خورده در حالی که عملا قدم مهمی برنداشتیم. این یعنی یک حسِ کاذبِ موفقیت!
💎 پارادوکس بازدهی دقیقا یعنی همین.
ما فکر کردیم داریم با برنامهریزی و نوشتن هزارتا کار برای یک روز، نه تنها به هدفمون نزدیک میشیم بلکه از بقیه هم سبقت میگیریم! غافل از اینکه با نوشتن لیستهای طولانیِ هراسآور ، به خودمون استرس دادیم و برای فرار این استرس، بدتر از زیرکارها در رفتیم!
ما اولویتی برای کارهامون در نظر نگرفتیم، برای همین هرروز کارهای سادهای رو انتخاب کردیم که وقتمون رو پر کردن و ما رو از اولویتهامون غافل. بعد هم یک حسِ کاذبِ تلاشگری اومد سراغمون و از عالم و آدم طلبکار شدیم که چرا موفق نشدم با وجود اینکه برنامهریزی داشتم؟
📝 برنامهریزیهای اشتباه ما پتانسیل این رو دارن که بازدهیمون رو به شدت پایین بیارن. اونا میتونن روزها توجه ما رو به سمت کارهای غیرضروری جلب کنن و اولویتهامون رو ناتموم باقی بذارن.
پس بهتره این هنر رو یاد بگیریم؛ ما به این هنر برای رسیدن به هدفهامون نیاز داریم.
📚هفتهی آینده انشاالله از اشتباهاتمون موقع برنامهریزی حرف میزنیم.
@marhamane
#هفتهیسوم
پارادوکس بازدهی: چگونه برنامهریزیمان، مانع موفقیت ما میشود!
🕰تو هفتهی اول فهمیدم طراحیِ قدمهایی که برای رسیدن به یه هدف لازم دارم یه هنره.
تو هفتهی دوم با اولین گام برای یادگیری این هنر آشنا شدم.
اما هفتهی سوم خیلی جالب و عجیبه! فهمیدم چه طور همین برنامهریزی میتونه مانع بازدهی من بشه، تئوریای که بهش "پارادوکس بازدهی" میگن.
📝یه اپی هست به نام iDoneThis که توش افراد میتونن لیست کارهای روزانهشون رو بنویسن و پس از اتمامش تیک بزنن. طراحش اومده لیست تکتک کاربرا رو بررسی کرده و به نتایج مختلفی رسیده که دو تاش خیلی مهمترن :
_۴۱٪ از کارهایی که کاربران تو این اپ نوشتن، هرگز و هیچوقت تیک نخوردن!
_ ۲۸٪ کارها کمتر از یک ساعت بعد تیک خوردن.
⏰این دو تا عدد ساده، چندتا اشکال بزرگ میلیونها آدم توی روند برنامهریزی شون رو نشون میده که باعث شده اصلا تئوری پارادوکس بازدهی بوجود بیاد.
🕰این آمار و ارقام میگن ما تقریبا به نصف کارهایی که برای یک روزمون در نظر میگیریم نمیرسیم.
این یعنی ما تنبل و بیتوجهیم؟ نه!
این یعنی ما برنامهریزی رو با تخلیهی ذهنیمون اشتباه گرفتیم و هرررکاری که به ذهنمون رسیده رو_فارغ از میزان اهمیت و اولیتاش_ روی کاغذ پیاده کردیم و اسمش رو گذاشتیم برنامهریزی!
درنتیجه با یه لیست بلندبالایی روبهرو شدیم که نتونستیم نصفاش رو انجام بدیم.
⏰عدد دوم میگه تقریبا یک سوم کارهایی که انجام دادیم، کمتر از یک ساعت طول کشیده. این یعنی ما خیلی فرز و چابکیم؟ نه!
یعنی ما از لیستمون همیشه کارهایی رو که وقت کمتری میبرن و راحتترن انتخاب میکنیم. درصورتی که میدونیم کارهای مهمترمون بیشتر از اینها طول میکشن. در نتیجه یک سوم لیست تیک خورده در حالی که عملا قدم مهمی برنداشتیم. این یعنی یک حسِ کاذبِ موفقیت!
💎 پارادوکس بازدهی دقیقا یعنی همین.
ما فکر کردیم داریم با برنامهریزی و نوشتن هزارتا کار برای یک روز، نه تنها به هدفمون نزدیک میشیم بلکه از بقیه هم سبقت میگیریم! غافل از اینکه با نوشتن لیستهای طولانیِ هراسآور ، به خودمون استرس دادیم و برای فرار این استرس، بدتر از زیرکارها در رفتیم!
ما اولویتی برای کارهامون در نظر نگرفتیم، برای همین هرروز کارهای سادهای رو انتخاب کردیم که وقتمون رو پر کردن و ما رو از اولویتهامون غافل. بعد هم یک حسِ کاذبِ تلاشگری اومد سراغمون و از عالم و آدم طلبکار شدیم که چرا موفق نشدم با وجود اینکه برنامهریزی داشتم؟
📝 برنامهریزیهای اشتباه ما پتانسیل این رو دارن که بازدهیمون رو به شدت پایین بیارن. اونا میتونن روزها توجه ما رو به سمت کارهای غیرضروری جلب کنن و اولویتهامون رو ناتموم باقی بذارن.
پس بهتره این هنر رو یاد بگیریم؛ ما به این هنر برای رسیدن به هدفهامون نیاز داریم.
📚هفتهی آینده انشاالله از اشتباهاتمون موقع برنامهریزی حرف میزنیم.
@marhamane
خدایا کدامیک از نعمتهایت را به شماره آورم و یاد کنم،
یا براى کدامیک از عطاهایت به سپاسگزارى برخیزم درحالى که آنچه از بدحالى و پریشانی از من دور کردى، از آنچه از سلامتى کامل و شادمانی به من نمایان کردی، بیشتر است❣
تو پناهگاه منی زمانی كه راهها با همه وسعتشان درمانده ام كنند، و زمين با همه پهناوریاش بر من تنگ گيرد...
+دعای عرفه🌸🌱
@marhamane
یا براى کدامیک از عطاهایت به سپاسگزارى برخیزم درحالى که آنچه از بدحالى و پریشانی از من دور کردى، از آنچه از سلامتى کامل و شادمانی به من نمایان کردی، بیشتر است❣
تو پناهگاه منی زمانی كه راهها با همه وسعتشان درمانده ام كنند، و زمين با همه پهناوریاش بر من تنگ گيرد...
+دعای عرفه🌸🌱
@marhamane
هرصبح که با چشمان نیمهباز روی علامت پاورِ یک قاچِ سبزرنگ کیوی کلیک میکنم و بعد، زنبورهای کوچک به پرواز در میآیند و علامت پرچم استرالیا یا اوکراین و برزیل و آرژانتین در گوشهی سمت چپ صفحهام میافتد و وارد دنیای تلگرام میشوم، از مامان چندتا پیام پشتسر هم برایم میآید.
مامان هرروز برایم از کانالهای پزشکی ای که دارد، آخرین تحقیقات و یافتههای دانشمندان در مورد "صبحانه نخوردن" را میفرستد. مثلا اینکه صبحانه نخوردن باعث ضعف و خستگی، پیر شدن زودهنگام، ریزش مو، چاقی مفرط، کبد چرب، کم خونی، عدم تمرکز به هنگام مطالعه و چه و چه میشود. پیام امروز صبح مثلا در مورد این بود که اخیرا دانشمندان ارتباط تنگاتنگی بین صبحانه نخوردن و ابتلا به سرطان یافتهاند.
وقتی فکر میکنم که مامان بین سردردها و پادردها و فشارخون گهگاهیاش و اینهمه دغدغهی کوچک و بزرگ زندگی، صبحانه نخوردن دختر کوچکش آنقدر برایش مهم است که ساعت ۵ صبح که برای نماز بیدار میشود، در کانالها میگردد تا ببیند این سری دانشمندان چه کشفی کردهاند تا برای دخترش بفرستد، دلم میخواهد خدا را محکم بغل کنم و روی ماهش را ببوسم و بگویم درست است که خودت با ما حرف نمیزنی و نمیتوانیم ببینیم ات، اما همین که یک تکهی بزرگی از خودت را در قلب مامانها گذاشتی، برای ما کافی است!
#رویماهخداوندراببوس❣
@marhamane
مامان هرروز برایم از کانالهای پزشکی ای که دارد، آخرین تحقیقات و یافتههای دانشمندان در مورد "صبحانه نخوردن" را میفرستد. مثلا اینکه صبحانه نخوردن باعث ضعف و خستگی، پیر شدن زودهنگام، ریزش مو، چاقی مفرط، کبد چرب، کم خونی، عدم تمرکز به هنگام مطالعه و چه و چه میشود. پیام امروز صبح مثلا در مورد این بود که اخیرا دانشمندان ارتباط تنگاتنگی بین صبحانه نخوردن و ابتلا به سرطان یافتهاند.
وقتی فکر میکنم که مامان بین سردردها و پادردها و فشارخون گهگاهیاش و اینهمه دغدغهی کوچک و بزرگ زندگی، صبحانه نخوردن دختر کوچکش آنقدر برایش مهم است که ساعت ۵ صبح که برای نماز بیدار میشود، در کانالها میگردد تا ببیند این سری دانشمندان چه کشفی کردهاند تا برای دخترش بفرستد، دلم میخواهد خدا را محکم بغل کنم و روی ماهش را ببوسم و بگویم درست است که خودت با ما حرف نمیزنی و نمیتوانیم ببینیم ات، اما همین که یک تکهی بزرگی از خودت را در قلب مامانها گذاشتی، برای ما کافی است!
#رویماهخداوندراببوس❣
@marhamane
دوقلوها رو بردیم پارک و من یکتنه حامی تمام کودکانی بودم که قصد داشتند برعکسَکی(!) و با مشقت از قسمت سُرخوردنی ِسرسره به بالا بروند و از پلهها پایین بیایند😎
+ و البته اون وسط داشتم از روی میزان جسارت و تلاش بچهها برای رسیدن به بالای سرسره، میزان موفقیتهای احتمالی آینده شون رو تخمین میزدم:)))
++زمان بچگی ما متاسفانه از این حرکتها حمایت نمیشد:(😅
#زنگ_تفریح
@marhamane
+ و البته اون وسط داشتم از روی میزان جسارت و تلاش بچهها برای رسیدن به بالای سرسره، میزان موفقیتهای احتمالی آینده شون رو تخمین میزدم:)))
++زمان بچگی ما متاسفانه از این حرکتها حمایت نمیشد:(😅
#زنگ_تفریح
@marhamane
#شنبههایدوستداشتنی
#هفتهیچهارم
✅چرا هیچوقت نمیتونم به کل برنامهای که نوشتم برسم؟😢
هفتهی اول فهمیدم طراحی یک برنامه هنره. تو هفتهی دوم با اولین گام این طراحی آشنا شدم. هفتهی سوم فهمیدم برنامهریزی غلط من میتونه به طرز عجیبی بازدهی من رو کم کنه. و اما تو هفتهی چهارم فهمیدم اشتباهاتم موقع برنامه ریزی کجاست؟
1⃣اگه از آدما بپرسیم چرا برنامهریزی میکنید؟ میگن برای اینکه به کارهام برسم. درصورتی که هدف برنامهریزی این نیست! برنامه ابزاری برای رسیدن به همهی کارها نیست! برنامهی اصولی برنامهایه که توجه ما رو به سمت مهمترین و درستترین کار حال حاضرمون جلب کنه و این اطمینان رو بهمون بده که در حال انجام درستترین کار در مناسبترین وقت هستیم. برنامهی اصولی توجه ما رو از کارهای غیرضروری میگیره و نمیذاره وارد حاشیه بشیم. مهمترین هدف ما رو نشونه میگیره و میگه باید برای رسیدن بهش چی کار کنیم.
2⃣فهرست برنامهریزی بدون تعیین موعد انجامشون تنها یه فهرستی از آرزوهامونه:)
اگه کنار کاری که نوشتیم، موعد سررسیدشون رو ننویسیم، احتمال تنبلی و اهمالکاری بسیار بالا میره. وقتی تاریخ سررسیدشون رو تعیین میکنیم میتونیم بر این اساس اولویتبندی رو انجام بدیم( اولین گام برنامهریزی، #هفتهیدوم) همینطور بدون موعد سررسید انگیزهای برای انجامشون نخواهیم داشت!
سررسیدها دشمن پشت گوش انداختن هستن:)
اونها کمک مون میکنن که تصمیم بگیریم توجه و زمان محدودمون رو صرف چه کاری بکنیم.
قانون پارکینسون رو هم شنیدید دیگه احتمالا. میگه که کارها همونقدر طول میکشن، که ما بهشون زمان اختصاص میدیم. پس تعحبی نداره کاری که کنارش سررسید انجامش رو ننوشتیم، هیچوقت تیک نخوره؛)
📚هنوز ۶ تا اشکال دیگه تو روند برنامهریزی مون مونده که انشاالله هفتههای بعد بررسی میکنیم. فرمول برنامهریزی همینه اصلا. هرکسی باید ببینه تو کدوم یک از این ۸ مورد ایراد داره و اصلاحش کنه.
@marhamane
#هفتهیچهارم
✅چرا هیچوقت نمیتونم به کل برنامهای که نوشتم برسم؟😢
هفتهی اول فهمیدم طراحی یک برنامه هنره. تو هفتهی دوم با اولین گام این طراحی آشنا شدم. هفتهی سوم فهمیدم برنامهریزی غلط من میتونه به طرز عجیبی بازدهی من رو کم کنه. و اما تو هفتهی چهارم فهمیدم اشتباهاتم موقع برنامه ریزی کجاست؟
1⃣اگه از آدما بپرسیم چرا برنامهریزی میکنید؟ میگن برای اینکه به کارهام برسم. درصورتی که هدف برنامهریزی این نیست! برنامه ابزاری برای رسیدن به همهی کارها نیست! برنامهی اصولی برنامهایه که توجه ما رو به سمت مهمترین و درستترین کار حال حاضرمون جلب کنه و این اطمینان رو بهمون بده که در حال انجام درستترین کار در مناسبترین وقت هستیم. برنامهی اصولی توجه ما رو از کارهای غیرضروری میگیره و نمیذاره وارد حاشیه بشیم. مهمترین هدف ما رو نشونه میگیره و میگه باید برای رسیدن بهش چی کار کنیم.
2⃣فهرست برنامهریزی بدون تعیین موعد انجامشون تنها یه فهرستی از آرزوهامونه:)
اگه کنار کاری که نوشتیم، موعد سررسیدشون رو ننویسیم، احتمال تنبلی و اهمالکاری بسیار بالا میره. وقتی تاریخ سررسیدشون رو تعیین میکنیم میتونیم بر این اساس اولویتبندی رو انجام بدیم( اولین گام برنامهریزی، #هفتهیدوم) همینطور بدون موعد سررسید انگیزهای برای انجامشون نخواهیم داشت!
سررسیدها دشمن پشت گوش انداختن هستن:)
اونها کمک مون میکنن که تصمیم بگیریم توجه و زمان محدودمون رو صرف چه کاری بکنیم.
قانون پارکینسون رو هم شنیدید دیگه احتمالا. میگه که کارها همونقدر طول میکشن، که ما بهشون زمان اختصاص میدیم. پس تعحبی نداره کاری که کنارش سررسید انجامش رو ننوشتیم، هیچوقت تیک نخوره؛)
📚هنوز ۶ تا اشکال دیگه تو روند برنامهریزی مون مونده که انشاالله هفتههای بعد بررسی میکنیم. فرمول برنامهریزی همینه اصلا. هرکسی باید ببینه تو کدوم یک از این ۸ مورد ایراد داره و اصلاحش کنه.
@marhamane
مفهوم زندگی رو، شاید اونهایی فهمیده باشن که یک ساعت تو مطب دکتر منتظر نشستن و به برگهی آزمایش شون و به ستارهی ریز کنار یکی از عددها زل زدن.
که شب قبلاش علت ستارهدار شدن رو هزار بار گوگل کردن و گوگلم طبق معمول گفته جدی بگیرید و به پزشک خود مراجعه کنید.
که تازه انگار تو این شرایطه که آدم یاد تمام آرزوها و تمام آدمهایی که دوست داره و نداره میفته. تمام بالا و پایینها، تمام اشکها و لبخندها، همهی سختی هایی که کشیده و سختیهایی که به خودش گرفته.
مفهوم زندگی رو شاید مایی که هرروز درگیرشیم فراموش کرده باشیم، که زندگی از بین انگشتهامون لیز خورده باشه و افتاده باشه زمین، ولی اونهایی که یک شب تا صبح بیدار موندن از ترس از دست دادنش، میفهمن که صبحا بیدار شدن، تو مترو له شدن، بستنی قیفی لیس زدن و خسته و کوفته به خونه برگشتن، چقدر چقدر دوستداشتنی و دلخواهه.
بعضی شبها قبل خواب به آدمهایی فکر میکنم که ترسیدن، که آزمایش شون ستارهدار شده و فردا نوبت دکتر دارن. از خدا براشون آرامش میخوام و یه زندگی جدید، زندگیای که زنده بودن تو تکتک لحظاتش جریان داشته باشه، که قلبشون گرم باشه از فرصت جدیدی که خدا بهشون داده.
@marhamane
که شب قبلاش علت ستارهدار شدن رو هزار بار گوگل کردن و گوگلم طبق معمول گفته جدی بگیرید و به پزشک خود مراجعه کنید.
که تازه انگار تو این شرایطه که آدم یاد تمام آرزوها و تمام آدمهایی که دوست داره و نداره میفته. تمام بالا و پایینها، تمام اشکها و لبخندها، همهی سختی هایی که کشیده و سختیهایی که به خودش گرفته.
مفهوم زندگی رو شاید مایی که هرروز درگیرشیم فراموش کرده باشیم، که زندگی از بین انگشتهامون لیز خورده باشه و افتاده باشه زمین، ولی اونهایی که یک شب تا صبح بیدار موندن از ترس از دست دادنش، میفهمن که صبحا بیدار شدن، تو مترو له شدن، بستنی قیفی لیس زدن و خسته و کوفته به خونه برگشتن، چقدر چقدر دوستداشتنی و دلخواهه.
بعضی شبها قبل خواب به آدمهایی فکر میکنم که ترسیدن، که آزمایش شون ستارهدار شده و فردا نوبت دکتر دارن. از خدا براشون آرامش میخوام و یه زندگی جدید، زندگیای که زنده بودن تو تکتک لحظاتش جریان داشته باشه، که قلبشون گرم باشه از فرصت جدیدی که خدا بهشون داده.
@marhamane
دکتر علی شریعتی:
شیعه بودن تنها به معنای دوست داشتنِ علی یا شناخت علی نیست.
چرا که دوست داشتن یک احساس است و شناختن یک امر ذهنی، درحالی که تشیع در حقیقت عمل است و حرکت.
بنابراین ممکن است کسی دوستدار علی باشد تاحدعشق،
یا از علی تجلیل کند تاحد خدا،
یاحتی با علی آشنا باشد تا حد کسی که با علی در تمام عمر زیسته اما در عین حال "شیعه علی" نباشد!
شیعه علی بودن از "چون علی عمل کردن" شروع می شود و این مرحله ای است پس ازشناخت و پس از عشق…
+ذکر امروز، هزار مرتبه:
💚ألحَمدُلله ألذی جَعَلنا مِنَ المُتِمَسِکین بولایَةِ مَولانا أمیرَالمُؤمِنین عَلي بن أبیطالِب💚
++عیدتون مبارک رفقا🌸🌱
@marhamane
شیعه بودن تنها به معنای دوست داشتنِ علی یا شناخت علی نیست.
چرا که دوست داشتن یک احساس است و شناختن یک امر ذهنی، درحالی که تشیع در حقیقت عمل است و حرکت.
بنابراین ممکن است کسی دوستدار علی باشد تاحدعشق،
یا از علی تجلیل کند تاحد خدا،
یاحتی با علی آشنا باشد تا حد کسی که با علی در تمام عمر زیسته اما در عین حال "شیعه علی" نباشد!
شیعه علی بودن از "چون علی عمل کردن" شروع می شود و این مرحله ای است پس ازشناخت و پس از عشق…
+ذکر امروز، هزار مرتبه:
💚ألحَمدُلله ألذی جَعَلنا مِنَ المُتِمَسِکین بولایَةِ مَولانا أمیرَالمُؤمِنین عَلي بن أبیطالِب💚
++عیدتون مبارک رفقا🌸🌱
@marhamane
شروع
امروز رو در حالی شروع کردم که با دیدن پیام تبریک هشت تا از دوستام و یکی از معلمهای قدیمیام لبخند زدم و خوشحال شدم و ذوق کردم و البته کمی هم خجالت کشیدم. اینکه یکی زادروز ابن سینا رو به "من" تبریک بگه، برام افتخارآفرین و غرورآمیز بود اما خب دلهرهآور هم بود و کلی خجالت کشیدم.
روزهایی که امتحان داریم با دلهره شروع میشن، روز امتحانهای عملی برای من، با دلهرهی بیشتر. در واقع آمیزهای از دلهره و بیخوابی و خستگی و سردرد. شروع روزم با چایه برای پریدن خواب و سردرد.
بعضی روزهایی که دانشگاه میرم رو اغلب به سختی شروع میکنم، چون شب قبلش تا دیروقت بیدار بودم و از خواب شیرین سر صبح گذشتن خیلی سخته.
روزهایی که بیمارستان میریم، با ذوق و شوق و هیجان شروع میشن. با حس مفید بودن، با حس شیرین #آغازیکرویا ، بعد از کلی انتظار.
اینها که گفتم نحوهی شروع روزهای منه، صادقانه و واقعبینانه.
یه روزی با سردرد، یه روزی هیجان زده.
یه روز مضطرب، یه روز ذوقزده.
یه روز پر از حس خجالت و حتی عذاب وجدان، یه روز هم کاملا معمولی، بدون حس و ذوق خاصی.
شروع روزهایی که خودم انتخابشون کردم، یک انتخاب عاشقانه.
همیشه وقتی یک شهریور میرسه، وقتی با خجالت پیامهای تبریک رو جواب میدم، وقتی مسیری که طی کردم رو با لبخند نگاه میکنم، به "پایانش" فکر میکنم.
با خودم میگم کاشکی آخرش، رسیده باشم به تمام رویاها و آرمانها و آرزوهایی که داشتم و دارم. که بالاخره یه روزی لایق این بشم که کسی زاد روز ابن سینا رو به "من" تبریک بگه.
#اینعشقراپایاننیست ❣
@marhamane
امروز رو در حالی شروع کردم که با دیدن پیام تبریک هشت تا از دوستام و یکی از معلمهای قدیمیام لبخند زدم و خوشحال شدم و ذوق کردم و البته کمی هم خجالت کشیدم. اینکه یکی زادروز ابن سینا رو به "من" تبریک بگه، برام افتخارآفرین و غرورآمیز بود اما خب دلهرهآور هم بود و کلی خجالت کشیدم.
روزهایی که امتحان داریم با دلهره شروع میشن، روز امتحانهای عملی برای من، با دلهرهی بیشتر. در واقع آمیزهای از دلهره و بیخوابی و خستگی و سردرد. شروع روزم با چایه برای پریدن خواب و سردرد.
بعضی روزهایی که دانشگاه میرم رو اغلب به سختی شروع میکنم، چون شب قبلش تا دیروقت بیدار بودم و از خواب شیرین سر صبح گذشتن خیلی سخته.
روزهایی که بیمارستان میریم، با ذوق و شوق و هیجان شروع میشن. با حس مفید بودن، با حس شیرین #آغازیکرویا ، بعد از کلی انتظار.
اینها که گفتم نحوهی شروع روزهای منه، صادقانه و واقعبینانه.
یه روزی با سردرد، یه روزی هیجان زده.
یه روز مضطرب، یه روز ذوقزده.
یه روز پر از حس خجالت و حتی عذاب وجدان، یه روز هم کاملا معمولی، بدون حس و ذوق خاصی.
شروع روزهایی که خودم انتخابشون کردم، یک انتخاب عاشقانه.
همیشه وقتی یک شهریور میرسه، وقتی با خجالت پیامهای تبریک رو جواب میدم، وقتی مسیری که طی کردم رو با لبخند نگاه میکنم، به "پایانش" فکر میکنم.
با خودم میگم کاشکی آخرش، رسیده باشم به تمام رویاها و آرمانها و آرزوهایی که داشتم و دارم. که بالاخره یه روزی لایق این بشم که کسی زاد روز ابن سینا رو به "من" تبریک بگه.
#اینعشقراپایاننیست ❣
@marhamane
#شنبههایدوستداشتنی
#هفتهیپنجم
ادامه از: چرا نمیتونم به برنامهای که ریختم عمل کنم؟
3⃣سومین اشتباهی که ما توی برنامهریزیها مون مرتکب میشیم، مشکل همهگیر ولی به شدت سادهایه. مشکل ما اینه که لیست کارهایی که برای یک روزمون مینویسیم، خیلی طولانیه! تازه اگه کمالطلب هم باشیم که خیلی طولانیتر!
همونطور که هفتهی قبل گفتیم ما برنامهریزی رو با تخلیهی مغزی مون اشتباه میگیریم و یه لیست بلندبالا از هرچیزی که به ذهن مون میرسه، مینویسم.
اما خب راه حل این مشکل خیلی ساده است!
درواقع راهحل اینه که با خودمون صادق باشیم.
مقدار زمان خالی مون رو تخمین بزنیم و برنامهمون رو واقعبینانه بنویسیم. اگر ۴ ساعت وقت داریم اندازهی همون ۴ ساعت برنامه بچینیم. لیست طولانی دلسرد کننده است، گیج کننده است و ما رو وادار میکنه که کارهامون رو پشت گوش بندازیم.
باید حواسمون باشه که میزان امید و انگیزهی ما، خیلی به تعداد تیکهایی که جلوی لیست برنامه مون مینویسیم بستگی داره. یه لیست معقول اما تکمیل شده خیلی بهتر از یه لیست بلند، اما نصفهنیمه است! پس حداقل از امروز، این راهکار ساده رو تو برنامهریزیهامون رعایت کنیم، صداقت موقع برنامهریزی خیلی بهتر از کمالطلبیه:)
@marhamane
#هفتهیپنجم
ادامه از: چرا نمیتونم به برنامهای که ریختم عمل کنم؟
3⃣سومین اشتباهی که ما توی برنامهریزیها مون مرتکب میشیم، مشکل همهگیر ولی به شدت سادهایه. مشکل ما اینه که لیست کارهایی که برای یک روزمون مینویسیم، خیلی طولانیه! تازه اگه کمالطلب هم باشیم که خیلی طولانیتر!
همونطور که هفتهی قبل گفتیم ما برنامهریزی رو با تخلیهی مغزی مون اشتباه میگیریم و یه لیست بلندبالا از هرچیزی که به ذهن مون میرسه، مینویسم.
اما خب راه حل این مشکل خیلی ساده است!
درواقع راهحل اینه که با خودمون صادق باشیم.
مقدار زمان خالی مون رو تخمین بزنیم و برنامهمون رو واقعبینانه بنویسیم. اگر ۴ ساعت وقت داریم اندازهی همون ۴ ساعت برنامه بچینیم. لیست طولانی دلسرد کننده است، گیج کننده است و ما رو وادار میکنه که کارهامون رو پشت گوش بندازیم.
باید حواسمون باشه که میزان امید و انگیزهی ما، خیلی به تعداد تیکهایی که جلوی لیست برنامه مون مینویسیم بستگی داره. یه لیست معقول اما تکمیل شده خیلی بهتر از یه لیست بلند، اما نصفهنیمه است! پس حداقل از امروز، این راهکار ساده رو تو برنامهریزیهامون رعایت کنیم، صداقت موقع برنامهریزی خیلی بهتر از کمالطلبیه:)
@marhamane
چند وقت پیش یه عکسی دیدم از یه بچه که پاهای کوچولو و تپلیاش رو روی هم انداخته بود و تکیه داده بود به داشبورد ماشین. فضای روبهرو هم جنگل بود و عکس از عقب گرفته شده بود.
به طرز عجیبی این عکس، برام تداعی کنندهی رهایی و آسودگی و آرامش بود، سه تا حس مثبتی که همیشه تو سفر تجربهشون میکنم.حس دل کندن و آسایش. حس گذاشتن و رفتن.
اگه تفریحات روزمرهام رو تشبیه کنم به یه پاوربانک که حال خوب و مثبتم رو شارژ میکنن، با این حساب سفر میشه شارژر اورجینالم.
سفر برای من خلاصه میشه تو زل زدن به جاده و هزارتا فکر و خیال رو پرورش دادن. تو آخرین نگاهم به اتاقم و تمام وسایلم، وقتی با تردید نگاه شون میکنم و نمیدونم آیا دوباره میبینم شون یا نه، تو دقیقا همین دلکندن و حس رهایی بعدش.
#باردیگرشهریکهدوستمیداشتم
@marhamane
به طرز عجیبی این عکس، برام تداعی کنندهی رهایی و آسودگی و آرامش بود، سه تا حس مثبتی که همیشه تو سفر تجربهشون میکنم.حس دل کندن و آسایش. حس گذاشتن و رفتن.
اگه تفریحات روزمرهام رو تشبیه کنم به یه پاوربانک که حال خوب و مثبتم رو شارژ میکنن، با این حساب سفر میشه شارژر اورجینالم.
سفر برای من خلاصه میشه تو زل زدن به جاده و هزارتا فکر و خیال رو پرورش دادن. تو آخرین نگاهم به اتاقم و تمام وسایلم، وقتی با تردید نگاه شون میکنم و نمیدونم آیا دوباره میبینم شون یا نه، تو دقیقا همین دلکندن و حس رهایی بعدش.
#باردیگرشهریکهدوستمیداشتم
@marhamane
هروقت میریم شمال و به نقطهای میرسیم که دورتادور مون جنگله و درخته و گیاه، به گلدونهای کاکتوسم فکر میکنم. به اینکه علیرغم شرایط نگهداری راحت شون، یا رشدشون کنده، یا خشک میشن یا ریشههاشون میپوسه. به اینکه با تمام مراقبتهایی که ازشون میکنم، اندازهشون در مقابل این حجم از سبزی، خیلی خندهداره.
بعد هی تو دلم اون جمله معروفه رو تکرار میکنم که:" خدایا تو بساز. تو بسازی قشنگتره!"
#باردیگرشهریکهدوستمیداشتم
@marhamane
بعد هی تو دلم اون جمله معروفه رو تکرار میکنم که:" خدایا تو بساز. تو بسازی قشنگتره!"
#باردیگرشهریکهدوستمیداشتم
@marhamane
#شنبههایدوستداشتنی
#هفتهیششم
ادامه از: اشکال برنامهریزیام کجاست که توش موفق نیستم؟
4⃣پارادوکس انتخاب:
دلیل چهارمی که ما به برنامههامون نمیرسیم اینه که لیست کارهای یک روزمون، خیلی متنوع و متفاوته. یعنی ما یه کاری که ۳ دقیقه طول میکشه رو، مثلا زنگ زدن به کسی، کنار کاری که ۳ ساعت طول میکشه مینویسم. مواجه با این تنوع از انتخاب، ذهن رو از کار میندازه و نمیتونه کار مهمتر و با اولویت بالاتر رو انتخاب کنه، و اینجاست که پارادوکس انتخاب معنی میده: هرچی گزینههای بیشتری داشته باشی، توانایی کمتری برای انتخاب داری.
شاید براتون پیش اومده باشه که درست دقیقهای بعد از نوشتن یه لیست بلندبالا از کارهایی که باید انجام بدید، تلگرام یا ایسنتاگرامتون رو چک کنید . علتش همین پارادوکس انتخابه، ذهن از زیر کار در میره، شما هم استرس میگیرید و وقت تون رو بیهوده تلف میکنید. روز تموم میشه و شما فقط کارای کوچیک و راحت رو انتخاب کردید.
( هفتههای بعد در مورد راهحل هرکدوم از این اشتباهات حرف میزنیم ولی فعلا این رو داشته باشید که راه حل این مشکل اینه که یه لیست جداگانه برای کارهای زیر ۱۵ دقیقه بنویسید و هروقت کارهای اصلی تموم شد سراغش برید.)
5⃣خستگی ناشی از تصمیم یا طفره از تصمیم:
اینهم نتیجهی دیگه ای از یه لیست با تنوع بالاست. خستگی تصمیم درست بعد از پارادوکس انتخاب اتفاق میفته که به لیستتون نگاه میکنید اما نمیدونید کدوم کار رو انتخاب کنید. این تلاش برای تصمیمگیری به شدت انرژیای که برای انجام کارها باید بذارید رو میسوزنه. علاوه بر این ذهن ما اصطلاحا سهلطلبه، پس یا سراغ کارهای آسون و بیاهمیت میرید ، یا سراغ چک کردن تلگرام و اینستاگرام که لذت فوری دارن، در حالی که کارهای مهم و هدفهای بلندمدت هرروز از لیست دیروز به امروز منتقل میشن!
📚اشتباهات مون انشاالله هفتهی بعد تموم میشن. بعدش میرسیم به اصل مطلب و روشهای درست برنامهریزی رو یاد میگیریم😍
@marhamane
#هفتهیششم
ادامه از: اشکال برنامهریزیام کجاست که توش موفق نیستم؟
4⃣پارادوکس انتخاب:
دلیل چهارمی که ما به برنامههامون نمیرسیم اینه که لیست کارهای یک روزمون، خیلی متنوع و متفاوته. یعنی ما یه کاری که ۳ دقیقه طول میکشه رو، مثلا زنگ زدن به کسی، کنار کاری که ۳ ساعت طول میکشه مینویسم. مواجه با این تنوع از انتخاب، ذهن رو از کار میندازه و نمیتونه کار مهمتر و با اولویت بالاتر رو انتخاب کنه، و اینجاست که پارادوکس انتخاب معنی میده: هرچی گزینههای بیشتری داشته باشی، توانایی کمتری برای انتخاب داری.
شاید براتون پیش اومده باشه که درست دقیقهای بعد از نوشتن یه لیست بلندبالا از کارهایی که باید انجام بدید، تلگرام یا ایسنتاگرامتون رو چک کنید . علتش همین پارادوکس انتخابه، ذهن از زیر کار در میره، شما هم استرس میگیرید و وقت تون رو بیهوده تلف میکنید. روز تموم میشه و شما فقط کارای کوچیک و راحت رو انتخاب کردید.
( هفتههای بعد در مورد راهحل هرکدوم از این اشتباهات حرف میزنیم ولی فعلا این رو داشته باشید که راه حل این مشکل اینه که یه لیست جداگانه برای کارهای زیر ۱۵ دقیقه بنویسید و هروقت کارهای اصلی تموم شد سراغش برید.)
5⃣خستگی ناشی از تصمیم یا طفره از تصمیم:
اینهم نتیجهی دیگه ای از یه لیست با تنوع بالاست. خستگی تصمیم درست بعد از پارادوکس انتخاب اتفاق میفته که به لیستتون نگاه میکنید اما نمیدونید کدوم کار رو انتخاب کنید. این تلاش برای تصمیمگیری به شدت انرژیای که برای انجام کارها باید بذارید رو میسوزنه. علاوه بر این ذهن ما اصطلاحا سهلطلبه، پس یا سراغ کارهای آسون و بیاهمیت میرید ، یا سراغ چک کردن تلگرام و اینستاگرام که لذت فوری دارن، در حالی که کارهای مهم و هدفهای بلندمدت هرروز از لیست دیروز به امروز منتقل میشن!
📚اشتباهات مون انشاالله هفتهی بعد تموم میشن. بعدش میرسیم به اصل مطلب و روشهای درست برنامهریزی رو یاد میگیریم😍
@marhamane