𝔒𝔲𝔱 𝔬𝔣 𝔱𝔦𝔪𝔢
76 subscribers
60 photos
9 videos
5 links
Download Telegram
چيزى نيست كه بشود با قرص و آمپول و نمى دانم قدم زدن كنار خيابان يا روشن كردن يكى دو سيگار كاريش كرد. اين جا، باور كنيد، من گاهى ديگر انگار نمى توانم نفس بكشم.
Forwarded from •لونـآمور•
‏از اینکه مطلقاً هیچ‌چیز خوبی تو دنیا برای من راحت به دست نمیاد، خستم.
زندگی شوخی رکیکی بود.
بماند‌یادگار از دوستانی که آخرین روزای دوازده سال تحصیلُ باهم به اتمام رسوندن🤍
1405/5/12
هرچی عمیق‌تر فکر میکنم به زندگیم بیشتر دلم میخواد نباشم.
𝔒𝔲𝔱 𝔬𝔣 𝔱𝔦𝔪𝔢
او و دوستانش he and his friends – غبار the dust
که هیچ وقت انتخابی نداشت
این غبار که وایساده رو دو پاش
جز عبور..