جهان اگر عیبوایرادی دارد
به خاطر آدمهایی است که مثل شئ باهم رفتار میکنند.
به خاطر آدمهایی است که مثل شئ باهم رفتار میکنند.
من عاشقانه دوستش میداشتم
و اون عاقلانه طردم کرد
منطق او حتی از حماقت من احمقانه تر بود!
و اون عاقلانه طردم کرد
منطق او حتی از حماقت من احمقانه تر بود!
شاملو
شاید نباید خیلی از احساساتو به زبون بیاری و باید بزاری یه گوشه تو دلت خاک بخوره..!
انتخاب میکنم که تو را در سکوت دوست بدارم
زیرا در سکوت جواب ردی نمیشنوم
انتخاب میکنم تو را در تنهایی دوست بدارم
زیرا در تنهایی کسی جز من مالک تو نیست
انتخاب میکنم که تو را از دور ستایش کنم
زیرا فاصله از من در مقابل درد محافظت میکند
انتخاب میکنم تو را در باد ببوسم
زیرا باد از لب های من ملایمتر است
انتخاب میکنم که تو را در رویاهایم نگهدارم
زیرا در رویاهایم تو پایانی نداری.
زیرا در سکوت جواب ردی نمیشنوم
انتخاب میکنم تو را در تنهایی دوست بدارم
زیرا در تنهایی کسی جز من مالک تو نیست
انتخاب میکنم که تو را از دور ستایش کنم
زیرا فاصله از من در مقابل درد محافظت میکند
انتخاب میکنم تو را در باد ببوسم
زیرا باد از لب های من ملایمتر است
انتخاب میکنم که تو را در رویاهایم نگهدارم
زیرا در رویاهایم تو پایانی نداری.
مولانا
گاهی اوقات دلم میخواد توی تاریکی گم بشم. از خودم فرار میکنم؛ از خودم که همیشه مایه آزار خودم بودم، از خودم که نمیدونم چیکار میکنم و چی میخوام.
Forwarded from "🇭 🇦 🇳 🇮 🇷".. ( Bülow)
خیلی ناراحت بودم که دلش رو شکستم..
اما..بهم هردفعه ثابت میشه که حقشه!
اما..بهم هردفعه ثابت میشه که حقشه!
میبینی؟ مثل ستاره پخشمان کردهاند توی این صفحه سیاه که هر کداممان جایی برای خودمان سوسو بزنیم که مثلا هستیم.
اما نمیدانیم در کدام منظومه میچرخیم،
برای چی میچرخیم، و چقدر میچرخیم...
اما نمیدانیم در کدام منظومه میچرخیم،
برای چی میچرخیم، و چقدر میچرخیم...
Forwarded from 𝙄𝙏 𝙒𝘼𝙎 𝙃𝘼𝙋𝙋𝙔... (AF)
منو با فاصله گرفتن تست نکنید ، ادم جالبی نیستم زود عادت میکنم به نبودنتون.
انگار تمام آنچه را دوست داشته ام از من دزدیدهاند و حتی اگر تمام آن را به من بازگردانند کافی نخواهد بود!
فرانتس کافکا
«تمام تلاشش این بود که به کسی آسیب نرسونه
اما خودش هزار تا زخم از عزیزانش داشت»
اما خودش هزار تا زخم از عزیزانش داشت»
هربار میگم دیگه اندفعه نسبت بهش خنثی شدم ولی وقتی میبینمش انگار دیگه این من،من نیست!
Forwarded from _Μαύρο πόλις
Termination"
تاحالا شده خودت با دستای خودت به چیزی پایان بدی؟بنظرت وقتی سختتره ک خودش به صورت طبیعی نقطه پایانش گذاشته بشه یا وقتی ک خودت شخصا نقطه پایانشو میذاری تا بتونی جایی برای شروع تازه داشته باشی؟توجه کن که "پایان" اتمام زندگی نیست
پایان یعنی جرئت شروع دوباره و محکوم ب ترک کردن یا کنار گذاشتن تیکهای که کوچیکه اما سنگینترینه..
و پایان یه نعمته.نقطه گذاشتن یه نعمته.
جملهای که نقطه نداره،معنیشم مشخص نیست.
آدمهایی که در قصههای بی پایان هستند چی؟!
پس بزرگترین لطفی که یه آدم میتونه در حق خودش بکنه اینه که چیزی رو که خیلی وقته تهش رها شده رو بهش یه خاتمه بده. و اما قویترین آدما برای اینکار ساخته شدن آدمایی ک میدونن باید تیکهای از خودشون رو رها کنن مخصوصا تیکهای که از همه بیشتر دگرگونشون میکنه اما در ازای آرامش برای مغزی شلوغ و قلبی حیران.چه پایان هایی که پر از هیاهو اند اما کسی نیست آنها را ببیند.
-ف'خ